خورشید اصفهان هنوز می‌درخشد

بیمارستان‌ها هم می‌توانند جزئی از تاریخ شهر باشند؛ مؤسسه‌هایی که با جان و هستی انسان‌ها سروکار دارند و بودونبودشان تأثیر بسیار زیادی در زندگی شهرنشینان دارد. در اینجا و به بهانه نودسالگی بیمارستان خورشید، تصمیم گرفتیم با مراجعه به مطبوعات آن روزگار، تاریخچه این مؤسسه مهم را بازسازی کرده و نشان دهیم در پی‌ریزی آن چه کسانی دخیل بوده و چگونه با کمک مؤسسه‌های غیردولتی و مردم‌نهاد، این مؤسسه شکل گرفت و بالیدن آغاز کرد.

شکل‌گیری

اولین بیمارستان مدرن اصفهان در دوران معاصر بیمارستانی بود که توسط هیئت مسیحی برپا شده بود. این بیمارستان را مرسلین یا بیمارستان انگلیسی‌ها می‌گفتند. همت و عزم جمعی برای تأسیس بیمارستانی دیگر در شهر ایجاد شد. در سال 1308 خورشیدی جمعی به گرد هم آمدند تا فکری برای این فقدان بکنند. خوشبختانه یک زمین خالی از پیش آماده بود؛ زمینی که به همین عنوان خریداری شده بود. شرح داستان از زبان اخگر: «در سه سال قبل برای تشکیل یک چنین مؤسسه‌ای تحت ریاست مرحوم آیت‌الله [حاج‌آقا نورالله نجفی]، اقداماتی شده و جلساتی از طرف چند نفر از خیرخواهان اصفهان تا مدتی هر هفته یک بار منعقد می‌شد. ولی نتیجه تنها به همین‌جا منتهی گشت که جزئی وجهی گردآوری‌شده، قطعه زمینی در خیابان پشت مطبخ خریده و سردری نیز برای آن ساخته و بالاخره احساسات آتشین اعضای جمعیت به‌مرور قلیل زمانی خاموش شده و گذاشته و گذشتند. تشکیل جلسات، ایراد نطق‌ها، قلم‌فرسایی جراید، هیاهوی نوع‌پروران دروغی، هیچ‌کدام مؤثر واقع نشده و متدرجا موضوع ایجاد مریض‌خانه ملی از میان رفت» (اخگر، ش 186، 6 شهریور 1308). روزنامه اخگر در ادامه می‌افزاید: «یک جمعیت یکصد و پنجاه هزار نفری اصفهان با این جهالت توده… با یک مریض‌خانه خراب مسیحی نمی‌تواند زندگی کند» (اخگر، ش 186، 6 شهریور 1308).
خبر راه افتادن پروژه ساخت بیمارستان شهر بدین قرار بود که انجمنی از معاریف و مشاهیر شهر به همراهی برادرزاده‌های حاج‌آقانورالله تشکیل شد و مذاکراتی درباره ادامه کار به عمل آمد. همین انجمن که حکمران شهر بر آن ریاست داشت، کمک‌هایی را جمع‌آوری کرده و امور بنایی ساختمان را از سرگرفت: «مدتی است که تحت ریاست آقای مشارالدوله، حکومت جلیله اصفهان و به عضویت آقایان سیدالعراقین، اعتمادالتجار، فاضل نوری، محاسب الدوله، دکتر احتشام (رئیس اداره صحیحه اصفهان)، حاج‌شیخ مهدی، حاج‌شیخ ابوالفضل، صدرالاسلام کمیسیونی به نام «کمیسیون مریض‌خانه ملی» برای جمع‌آوری اعانه و تأسیس یک باب مریض‌خانه ملی که در زمان مرحوم آیت الله [حاج‌آقا نورالله نجفی]‌ شالوده آن ریخته شده و با فوت آن مرحوم فراموش شده بود، تشکیل و جلسات آن هر هفته در منزل یک نفر از اعضا مرتبا منعقد و در باب جمع‌آوری اعانه و سایر مسائل مربوطه به ساختمان و غیره مریض‌خانه مذاکره می‌کنند. اقداماتی که در عرض این مدت دو سه ماهه کمیسیون مذکور کرده که عجالتا به آن می‌توان نام عمل داد، شروع به بنایی و ساختمان عمارت مریض‌خانه است و از قرار مذکور هر یک از آقایان اعضای محترم هم مقدمتا مبلغی برای مساعدت با پیشرفت این نیت خیر برداشته‌اند. امیدواریم که موفقیت کامل نصیب آقایان محترم بشود» (اخگر، ش 184، 4 شهریور 1308). تا شهریور سال بعد (1309) کمیسیون مریض‌خانه ملی همچنان در کش‌وقوس جمع‌آوری پول برای ساخت بنا بود. وجوهی که مقرر شد به صندوق مریض‌خانه ریخته شود، نشان دهنده حضور و کمک فراوان خاندان مسجدشاهی در تأسیس مریض‌خانه مذکور است: «در کمیسیون مریض‌خانه ملی مذاکراتی به عمل آمده و مقرر شده است که نماینده آقای شریعت‌مدار، وجهی را که به نام مریض‌خانه ملی باید بدهد، زودتر به صندوق بلدیه بپردازد. ونیز آقای سیدالعراقین از حقوق موقوفات مرحوم ملک‌التجار، آنچه را که به خودشان تعلق می‌گرفته، صرف‌نظر نموده و به مریض‌خانه تخصیص داده‌اند و نیز وکیل‌مرافعه‌ای که از طرف آقای سیدالعراقین و حاج محمدباقر ملک‌التجار برای مرافعه موقوفات مرحوم ملک تعیین شده بود، در حضور آقای حکمران از حق‌الوکاله خود صرف‌نظر نموده و حقوق خود را به مریض‌خانه تخصیص داده است و نیز معین شده است وجهی از موقوفات مرحوم حاج‌آقا نورالله جهت مریض‌خانه به صندوق بلدیه پرداخته شود. ولی چون کلا این وجوهات برای تأسیس مریض‌خانه کافی نیست، عواید دیگری نیز از عواید بلدی به مریض‌خانه تخصیص داده خواهد شد» (اخگر، ش 420، 18 شهریور 1309). یک عمارت با خشت وگل در زمین ساخته و مقرر شد جشن افتتاحیه برپا شود.

جشن افتتاحیه

گزارش مفصلی از افتتاحیه مریض‌خانه ملی اصفهان، در روزنامه درج شده است. در همین روز افتتاح دکتر عیسی‌قلی امیرنیرومند، به مدیریت مریض‌خانه مذکور منصوب شد: «بالاخره در سایه مساعی خستگی‌ناپذیر و فداکاری‌های حضرت آقای دبیراعظم، حکومت جدی اصفهان و کفیل محترم فعال بلدیه، روز سه‌شنبه در ساعت 5 بعد از ظهر پس از چندین سال انتظار، جشن افتتاح مریض‌خانه ملی در عمارت مریض‌خانه ملی با حضور آقایان علمای عظام، رؤسای دوایر دولتی، اعضای انجمن بلدیه، اعیان و محترمین اصفهان رسما به عمل آمده و این آرزوی دیرینه ملت اصفهان تا درجه‌ای از صورت حرف و خیال در وادی عمل قدم گذاشت، پس‌ازآنکه مدعوین کلا حضور یافتند حکومت جلیله، همان طوری که نشسته بودند، نطق مختصری نمودند که مفاد آن از این قرار است:
از احساسات اهالی محترم اصفهان و حضار اظهار تشکر و مسرت نموده و مخصوصا روح مرحوم آیت‌الله حاج‌آقانورالله را که سعادت پیدا کرده در مقام تشکیل یک همچو مؤسسه لازمی در زمان حیات خود بر آمده به نیکی یاد کرده، از آقای سیدالعراقین که قبل از هرکس معظم‌الیه را در خصوص تشکیل این مؤسسه ملاقات و پافشاری نموده‌اند نیز اظهار امتنان فرموده و پس از آن از اعضای کمیسیون مریض‌خانه که در کلیه ایام سه‌شنبه برای تشکیل این مؤسسه حضور می‌یافتند، ابراز تشکر نموده و سپس از آقای سرهنگ شهردار، رئیس محترم نظمیه و کفیل بلدیه، اظهار تشکر کردند که با جدیتی خستگی‌ناپذیر از روزی که کفالت بلدیه اصفهان به ایشان محول شده مشغول به انجام اقدامات اساسی، من‌جمله ترتیب تشکیل همین مریض‌خانه گردیده‌اند. پس‌ازآن آقای دکتر عیسی‌قلی‌خان  [امیرنیرومند] را در ضمن تقدیر از مراتب اخلاقی و جدیت ایشان، به مدیریت داخلی مریض‌خانه معرفی نمودند» (اخگر، ش 435، 10 مهر 1309). عمارت مریض‌خانه نیمه‌کاره بود، پس کمیسیون مربوط هر هفته تشکیل جلسه داده و امور مریض‌خانه را تحت نظر داشت، نیز در همین یک ماهه آمار نشان می‌داد که همه روزه پنجاه نفر برای مداوا بدانجا مراجعه می‌کردند «از روزی که مریض‌خانه ملی رسما مفتوح شد مرتبا در هر هفته یک شب کمیسیون مخصوص مریض‌خانه تحت ریاست حکمران مفتوح و برای پیشرفت امور آن مشورت و تصمیمات لازمه اتخاذ می‌شود. بنای عمارت مریض‌خانه نیز پیشرفت کلی کرده و قریبا قریب هشت اتاق بزرگ دیگر بر اتاق‌های سابق آن افزوده خواهد شد. به‌طوری‌که کسب اطلاع کرده‌ایم با اتمام بنایی که در دست ساخته‌شدن است بر وسعت عملیات صحن مریض‌خانه نیز افزوده خواهد شد. اینک نیز همه روزه عده زیادی که غالبا بالغ بر پنجاه نفر می‌شوند از مرضای بی‌بضاعت، آنجا مراجعه و معاینه شده و دوای مجانی به آن‌ها داده می‌شود» (اخگر، ش 457، 19 آبان 1309). در بهمن همان سال 1309 معلوم شد مریض‌خانه که «خورشید» نام گرفته بود، دارای دوازده اتاق کوچک و بزرگ است که سه اتاق آن سفیدکاری شده و آماده پذیرایی از بیماران است. روزنامه شرح مجددی از تاریخچه تأسیس مریض‌خانه به دست داده و افتخار این کار را بسته به همت و جدیت فرج الله بهرامی، حکمران وقت اصفهان می‌داند: «در چند سال قبل عده‌ای از محترمین اصفهان به خیال تأسیس مریض‌خانه‌ای افتاده، کمیسیونی تحت ریاست مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نورالله تشکیل داده و همه هفته جلساتی کرده و در این خصوص مذاکراتی نمودند و بالاخره پس از مدت‌ها گفتن و نشستن و برخاستن و جمع‌آوری اعانه، تنها موفقیتی که حاصل کردند همین بود که یک قطعه زمین بیاضی را برای محل مریض‌خانه خریداری نمودند.»

اوضاع بیمارستان در سال 1310

هر چه بود مسیر پیشرفت مریض خانه ادامه داشت. چند ماه بعد در آبان سال 1310 به لحاظ ساختمانی چنین وضعی داشت: «بنای مریض‌خانه خورشید در قسمت غربی و شمالی به‌کلی خاتمه یافته، سفیدکاری آن نیز تکمیل، درها و دریچه‌هایش عموما کار گذاشته شده، شیشه‌های آن‌ها نصب و اینک درانتهای قسمت غربی یک عده بنا و عمله مشغول ساختمان قسمت‌های رخت‌شوی‌خانه، حمام و آشپزخانه می‌باشند. سطح فضای مریض‌خانه نیـز باغچه‌بندی و خیابان‌کشی شده و حالیه درشکه در نهایت راحتی در کلیه اطراف مریض‌خانه گردش می‌کند و به این وسیله می‌توان مرضی را تا پای هر یک از ایوان‌ها با وسایل نقلیه برده، پیاده نمود. بنابر این نواقص این مؤسسه فعلا منحصر به دو چیز است: یکی ساختمان عمارت جراح‌خانه که آن را هم قرار است برای اول فروردین ماه شروع به بنایش نمایند و دیگری اثاثیه آن است که این قسمت را هم امیدواریم از محل بودجه آن که توسط انجمن بلدیه تصویب گردیده، در سایه مراقبت آقای جلالی، حکمران معظم، تهیه نمایند. فعلا نیز همه روزه قبل از ظهر آقای دکتر طبیبی، ریاست محترم صحیه که یک نفر از اطبای لایق و مجرب مملکت هستند، در مریض‌خانه حضور یافته، مرضی را معاینه و معالجه می‌کنند» (اخگر، ش 672، 13 آبان 1310). سال بعد یعنی سال 1311 تخت‌های مریض‌خانه خورشید تحویل مدیران مریض‌خانه گردید و نیز یک دستگاه موتور برق برای این مؤسسه خریداری شد: «به طوری که اطلاع یافته‌ایم در تعقیب اقدامات حکمران محترم راجع به خرید لوازم واثاثیه مریض‌خانه خورشید که از چندی پیش اقدام شده بود، اینک تخت‌خواب‌هایی را که از تهران خریداری شده به اصفهان حمل و تحویل مریض‌خانه گردیده است و نیز یک عدد موتور برق جهت مریض‌خانه خریداری شده است که در شب چراغ و در روزهای تابستان بادبزن‌های مریض‌خانه را برق خواهد داد و قریبا موتور نصب گردیده و به کار خواهد افتاد» (اخگر، ش 741، 13 اردیبهشت 1311).

بودجه‌ای که کافی نیست

چند ماه بعد روزنامه اخگر در مقاله‌ای با نام «موجبات صحت مردم را فراهم کنید» دوباره بر اهمیت توجه به امور درمانی انگشت نهاده و شفاخانه خورشید را در خور شهری مثل اصفهان ندانست. نیز از لابه‌لای کلمات این مقاله می‌توان نیاز فوری و شدید اصفهان را به داشتن مؤسسات بیمارستانی مفید دریافت: «اداره بلدیه اصفهان چند سال است سالیانه مبالغی در راه نگاه‌داری و توسعه یک باب مریض‌خانه مجانی خرج می‌نماید و هنوز با کمال اطمینان می‌توان گفت که بلدیه اصفهان مریض‌خانه آبرومندی ندارد. بله راست است که اوضاع شفاخانه خورشید نسبت به دو سال قبل ترقیات شایانی نموده و امروز مؤسسه مفیدی شده است، ولی مؤسسه مفیدی که تنها برای خوابانیدن بیست نفر مریض کافی باشد، مؤسسه سودمندی که سودش تنها منحصر به یک عده خیلی محدود باشد، مؤسسه مهمی که غالبا چای مرضایش، دوای مرضایش و وسایل راحتی مرضایش فراهم نبوده،‌ مریض بدبخت سختی دیده آخر سال مبالغ گزافی از بودجه مریض‌خانه‌اش بدون صرفه‌جویی ذخیره شده و به زخم کارهای غیر لازم دیگری بخورد، این چنین مؤسسه‌ای را نمی‌توان سودمند و مفید و مهم و به درد بخور دانسته از وجودش استفاده کاملی نمود.
در این صورت انصاف باید داد مریض‌خانه‌ای که این طرز تنظیم بودجه‌اش باشد، شفاخانه‌ای که طبیب کشیک و معاون طبیبش که مجبور است شبانه‌روز از مرضی پرستاری کرده و اوقات عزیز خود رادر تمام مدت شب و روز در این مؤسسه سپری سازد، ولی حقوقش فقط سی‌تومـــــان باشد، چگونه می‌تواند به دردهای بی درمان یک عده یکصدو سی و یا یکصد و پنجاه هزارنفری رسیدگی نماید؟ از شفاخانه‌ای که جراح‌خانه‌اش هنوز برای جراحی حاضر نیست و چهارصد تومان «اتوکلاو» آن معطل یک چراغ پریموس دوازده تومانی است، یا میز جراحی ندارد، یا چند قطعه پارچه برای کشیدن روی میزهای معمولی و خواباندن مریض و عمل‌کردن بر روی همین میزها وجود ندارد، یا از شفاخانه‌ای که دوای دواخانه‌اش مرتب نمی‌رسد یا هیزم بخاری‌های آن هنوز در انبارش حاضر نیست و خلاصه از شفاخانه‌ای که هنوز هیچ چیزش به صورت مریض‌خانه‌های دنیا در نیامده است، چه انتظاری می‌توان داشت که مورد استفاده کامل اهالی بی‌بضاعت این شهر قرار گیرد؟» (اخگر، ش 998، 22 آذر 1313) در همان سال‌ها، بیمارستان شهرداری به بیمارستان امین منتقل شده و فقط دو بخش «چشم و زهروی» در آن محل باقی مانده بود که هزینه آن توسط بهداری کل پرداخت می‌شد و 9 تخت بیشتر نداشت (اسناد سازمان اسناد ملی، 1495/ 291).

بیمارستان به دانشگاه رسید

 به طوری که مطلعان می‌گویند، مریض‌خانه خورشید تا اینجا به صورت بنایی بود که دورتا دور آن را اتاق‌هایی خشت و گلی احاطه می‌کرد. چیزی شبیه کاروانسراهای دیروزی. یک ایوان طولانی در جلوی اتاق‌ها نیز طراحی شده بود. این شکل بنا برقرار بود تا سال 1320 کلیه مؤسسات درمانی شهر از جمله همین مریض‌خانه به اداره بهداری تحویل گردید. بهداری تغییرات زیادی در آن به وجود نیاورد. با برپایی «آموزشگاه عالی بهداری» در اصفهان در سال 1325ش این بیمارستان از طرف وزارت بهداری به آموزشگاه مذکور انتقال داده شد. آموزشگاه ساختمان خشت و گلی سابق را خراب کرد و به جای آن، ساختمان دو طبقه آجری بنا نهاد که هنوز هم در وسط بیمارستان برپاست. این ساختمان از محل اعانات مردمی ساخته شد (ادیب، 1344: ص 36). مدتی بعد به سال 1328 در ضلع شمالی و شمال غربی ساختمان چند طبقه‌ای پی‌ریزی شد که ساخت آن تا سال 1343 به طول انجامید. سال بعد نیز ساختمان دیگری از محل اهدایی شرکت ملی نفت در همان محل ساخته شد (انواری، 1345: ص 130). این بیمارستان اکنون به همراه بیمارستان علی‌اصغر به نام «مرکز پزشکی نور» خوانده می‌شود و از بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان است.  به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، روزانه هزاران بیمار بدان مراجعه کرده و از خدمات آن بهره‌مند می‌شوند. در طی این شصت سال، هزاران دانشجوی پزشکی در آن درس‌های بالینی را فرا گرفته و پزشکان آموزش دیده و مجرب شده‌اند؛ جریانی که هنوز هم ادامه دارد.  این تاریخچه قصد داشت بگوید سرچشمه این خیر بزرگ از کجا بوده است.