دگرگونی در مفهوم دولت، دگرگونی در مفهوم شهر

با تشکیل دولت متمرکز قاجار در سال 1165 هجری شمسی ( 1786 م ) ایران وارد دوره‌ای جدید از تاریخ جهانی می‌شود، دوره‌ای که طلیعه آن انقلاب 1789 فرانسه است. انقلاب عنصر نوپا و رو به رشد سرمایه داری که مقر اصلی آن شهر است، بنابراین شهر اروپایی با این انقلاب بر همه تحولات بعد از خود، مهر و نشان می‌زند. انقلاب صنعتی را در خود می‌پروراند و از این ره سلطه خویش را تا افق‌های دوردست می‌گستراند. تشکیل دولت قاجار با تحولات وسیع اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی که تار و پود سازمان کهن زیست و تولید را در اروپا به‌هم می‌ریزد، همراه می‌شود. 

قیام‌های اصلاح طلبانه در انگلستان، آلمان و فرانسه …. خبر از تولد جهان صنعتی و تشکیل دول قدرتمندی می‌دهند که با اتکا بر اصلاحات عمیق اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی و از آن ره سیاسی و با اتکا به دستاوردهای انقلاب صنعتی نه در پی کشف جهان، بلکه در پی تسلط هرچه بیشتر بر آن هستند. تلاش آغا محمد خان قاجار برای تشکیل دولت قاهر مرکزی بر مبنای الگوی زمان صفویه در زمانی آغاز می‌شود که الگوهای کهن کنار گذاشته شده و شیوه‌های جدید به کار گرفته می‌شود. اگرچه آغا محمد خان قاجار سعی دارد تا دولتی متمرکز بر پا دارد و استیلای آن را بر نقاط دوردست نیز بگستراند و همچنین تلاش دارد بار دیگر سازمان تولید را بر مبنای وحدت اجتماعی کار راه‌اندازی کند، ولی حضور مستقیم و غیرمستقیم دول قدرتمند قرن 19 که داعیه جهانی دارند مانع تحقق دومی می شود و اولین مورد نیز بنا بر خواست‌ها و امیال آنان دگرگون می‌شود.

حضور مستقیم و همه‌جا حاضر قدرت‌های بزرگ قرن 19 از همان آغاز قرن که مصادف با حکومت دومین سلطان قاجار است به خوبی مشهود است فتح هند توسط انگلستان، تشریک مساعی دو دولت روسیه و انگلستان، موجب تن در دادن دولت به دادن امتیازاتی به دو دولت روسیه و انگلستان می‌شود و این امر آنچنان سازمان تولیدی کشور را تحت سلطه خود می‌گیرد که از تحول این سازمان بنا به مقتضیات جلوگیری می‌کند و دولت را به حالتی نیمه مستعمره در‌می‌آورد و کشف نفت در نیمه دوم قرن 19 میلادی نیز به این امر دامن می‌زند، بنابراین مفهوم دولت به معنای کهن از میان برداشته می‌شود و سازمان حکومتی جدیدی بنا به خواست و امیال برون‌زا شکل می‌گیرد. به دلیل موقعیت قرارگیری ایران برای دستیابی به هند و چین، دست‌یابی به آب‌های گرم خلیج فارس و همچنین وجود نفت در این سرزمین کشور به مکانی سوق‌الجیشی در پهنه سرزمین بدل می‌شود. بنابراین حکومت قاجار بر مبنای  تفکر متمرکز دولت صفوی و شیوه نامتمرکز دولت سلجوقی ادامه می‌یابد. هنوز سلطان قاجار به عنوان سایه خدا بر زمین حکومت می‌کند و هر چه هست از آن اوست و زمین را برخلاف دولت صفوی نزد فرزندان خود به تیول می‌گذارد که عدم تشکیل سازمان دیوانی نتیجه بارز چنین دولتی است. حکومت خودکامه شاهزادگان در سرزمین‌های تحت سلطه و بهره‌برداری بیش از حد منابع تولیدی همزمان می‌شود با هجوم سرمایه‌داران خارجی برای در اختیار گرفتن سازمان اقتصادی و تولیدی کشور. حضور مستقیم این عناصر به‌خصوص در نیمه دوم قرن 19 سبب بیش از پیش پیوستن ایران به بازار جهانی می‌شود و این در حالی است که صنایع بومی که هنوز در مرحله تولید کارگاهی هستند توان مقابله با ورود سنگین محصولات صنعتی به بازار ایران را ندارند و همین امر سبب می‌شود که جامعه ایران در مقیاس جهانی به یک جامعه مصرف‌کننده بدل شود. پیوستگی و ادغام ایران در بازار جهانی (در شرایط نوین اقتصاد صنعتی) عملاً به از هم پاشیدن بازارهای کوچک و محلی می‌انجامد. رشد تجارت تنها به معنای تولید و صدور مواد خام مورد نیاز صنایع و شرکت‌های خارجی است و شکل‌گیری جامعۀ مصرفی و سرانجام وابستگی در تمام ابعاد اقتصادی و سیاسی را به دنبال دارد و در نهایت به تهی شدن خزانه دولت و افزایش قرض‌های خارجی می‌انجامد و قشری جدید در سازمان اجتماعی ایران شکل می‌گیرد یعنی تجار و بازرگانان که به عنوان عامل سرمایه‌داری خارجی در ایران به فعالیت می‌پرداختند و سرمایه ملی را از همان آغاز به وابستگی سوق می‌دادند. سلطه قدرت‌های خارجی به تمامی مؤسسات اقتصادی مانند بازار، گمرکات، بازرگانان و اصناف به وابستگی تمام سرمایه ملی به سرمایه خارجی می‌انجامد و امتیازات واگذار شده به دول خارجی در دوران قاجار به خوبی نشان‌گر حرکت از یک جامعه خوداتکا به یک جامعه متکی است. تنها واکنش‌هایی که برای مقابله با این موضوع در جامعه ایران دیده می‌شود جنبش بزرگ تنباکو و انقلاب مشروطیت است. می‌توان این دوران را تحولی عمده در مفاهیم تاریخی دانست، تحولی که نه برمبنای تغییرات شرایط تاریخی درونی بلکه بر مبنای تغییر شرایط برونی رخ می‌دهد. ایلغارهای متعدد این قرن و ضعف و زبونی دولت قاجار سبب می‌شود تا تحول در دوره قاجار با تقابل‌های زیادی رو‌به‌رو شود تقابل بین قدرت‌های خارجی، تقابل میان هیئت‌ حاکمه و افراد تحت سلطه، تقابل بین تیولداران و سرمایه-داری نوپای تجاری و از همه مهم‌تر تقابل میان جهان جدید (دنیای صنعت ) و جهان کهن (شیوه تولید کهن کشور ) وجود این تقابل‌ها در تمامی ارکان سبب می‌شود تا از این پس دولت و سازمان دیوانی دیگر هیچ‌وقت به معنای کهن آن فرصت تشکیل نیابد. بنابراین می‌توان گفت در دوره قاجار علی‌رغم وجود دولت متمرکز سازمان دیوانی دیگر بازسازی نمی‌شود. سازمان تولیدی کشور هم‌چنان آشفته و درهم‌ریخته باقی می‌ماند و به طور کلی کشور از توسعه درون‌زا باز می‌ماند و وحدت کار اجتماعی کهن در مقابل تقسیم کار اجتماعی تحمیل شده رنگ می‌بازد و کشور برای اولین بار شرایط برونی را پذیرا می‌شود. اقتصاد متکی بر تولید زراعی و تولید کالایی در مقابل اقتصاد متکی به صدور کالاهای خام اولیه و ورود مواد ساخته شده تسلیم می‌شود و به تبع آن جامعه روستایی و جامعه ایلی به فقر روزافزون تن می‌دهند و جامعه شهری نیز خود را در مقابل هجوم کالاهای مصرفی بازمی‌یابد و مفهوم سه جامعه مجزا از یکدیگر و شهر در مفهوم اروپایی خود در تقابل با روستا شکل می‌گیرد و از ارتباط چند سویه با روستاهای اطراف خود باز می‌ماند. اگرچه ساخت اقتصادی شهر و روابط متقابل آن با نقاط پیرامونی‌اش تفاوت‌های عمده‌ای یافته است، اما از توصیفی که سیاحان از ریخت شهر می‌کنند مشخص است که سازمان فضایی شهر هنوز تغییرات عمده‌ای نکرده است (نسبت به دوره صفوی) بازار کماکان ستون فقرات شهر است و علاوه بر نقش اقتصادی- تجاری خود، مکان تظاهرات تمامی اشکال اجتماعی و فرهنگی است. دسترسی‌های جدا شده از بازار در مرکز محلات با یکدیگر تلاقی می‌کنند و محلات به عنوان مکانی نیمه‌مستقل در دل شهر به حیات خود ادامه می‌دهند، هرچند این محلات وابستگی خود را به ورستاهای هم‌کیش خود از دست داده‌اند اما هم‌چنان به عنوان جوامعی در خود باقی مانده‌اند.