کاخی آبی اما ترسناک!

رومن آبرامویچ سرمایه‌دار روسی که با ورودش به چلسی شروع به ساختن تیمی ‌قدرتمند، بزرگ و عظیم کرده است، حال بار دیگر تیمش موردتوجه رسانه‌ها واقع‌شده است. بهتر است کمی به عقب برگردیم، سال 2003 ورزشگاه الدترافورد منچستر. آبرامویچ روی سکوها شیدای فوتبال و این بازی هیجان‌انگیز شد و تصمیم گرفت به سرمایه‌گذاری در فوتبال روی آورد. چند ماه پس‌ازاین بازی آبرامویچ تیم چلسی را خرید. خرید چلسی توسط او شروع امپراتوری آبی رنگش در قلب انگلیس بود.

این مالک متمول روس را شاید بتوان سخت‌گیرترین و ترسناک‌ترین مالک دنیای فوتبال خواند. نتیجه نگرفتن و حتی انجام ندادن بازی زیبا یعنی اخراج. حتی اگر شما روبرتو دی ماتئو باشید که لیگ قهرمانان را برای چلسی به ارمغان آورد و یا مورینیو که هر بار به چلسی قدم گذاشت لیگ برتر را فتح کرد و یا کونته و دیگر مربیان در چلسی وضعیت بسیار سخت‌گیرانه‌ای، پیش روی شماست. آنتونیو کونته علی‌رغم قهرمانی لیگ برتر در اولین فصل حضورش در چلسی که بسیار کار بزرگی بود، به دلیل افت در سال دوم اخراج شد. مائوریتسیو ساری که باوجود نتایج نسبتاً خوب و قهرمانی لیگ اروپا با چلسی، به دلیل این‌که سبک بازیش را هواداران و مالک چلسی نمی‌پسندید اخراج شد. این مثال‌ها بیان‌گر این است که شما با باشگاهی بسیار سرسخت در این امر روبرو هستید.

فرانک لمپارد بهترین گل زن تاریخ چلسی و همچنین یکی از اساطیر این باشگاه است. پس از درخشش خوبی که با تیمش، دربی کانتی در لیگ چمپیونشیپ (دسته پایین‌تر از لیگ برتر انگلیس) داشت علی‌رغم این‌که در برابر استون ویلا مغلوب شد و نتوانست به لیگ برتر راه یابد ولی بسیار موردتوجه رسانه‌ها و مالک چلسی قرار گرفت. سرانجام او در دومین فصل مربی‌گری‌اش به‌صورت جدی جانشین مائوریتسیو ساری شد. اولین سال حضور لمپارد به‌عنوان مربی در چلسی با یک اتفاق خاص برای او و باشگاه همراه بود. محرومیت چلسی از نقل و انتقالات. این اتفاق با خروج چند بازیکن مهم این تیم همچون هازارد همراه شده بود که کار را بسیار دشوار می‌کرد.

چلسی و لمپارد فصل 2020

ممنوعیت جذب بازیکن برای چلسی دو اثر مثبت بزرگ داشت:
1-کاهش فشار از روی لمپارد
2-رشد و رسیدن فرصت به جوانان
جوانانی همچون مونت، تامی‌آبراهام، جیمز و چند جوان دیگر در این زمان فرصتی برای درخشش و نشان دادن عملکرد خود داشتند. این جوانان اغلب تا قبل از این موضوع به تیم‌های دیگر قرض داده می‌شدند حال توانستند شگفتی‌ساز شوند. نکته دیگر کاهش فشار و استرس لمپارد بود. با نبود بازیکنان مطرح و حضور این بازیکنان جوان کسی انتظاری از لمپارد نداشت و هیچ‌کس حتی شاید خوش‌بین‌ترین هوادار چلسی نیز امیدی به قرارگیری در مقام‌های بالای جدول برای تیمش نمی‌دید. همین مورد باعث شد لمپارد با آرامش بیشتر و با تمرکز بیشتری به کارش بپردازد و بتواند با ایجاد همین آرامش در درون تیم بهترین استفاده را از بازیکنانش ببرد، درنهایت تمام این موارد باعث شد که آن‌ها لیگ را در رتبه خوبی به پایان برسانند.

تابستان پرسروصدا

پس از پاندمی‌کرونا و بحران اقتصادی در جهان و به‌خصوص در بین باشگاه‌های فوتبال، بهترین زمان برای آبرامویچ بود تا ارزش سرمایه‌اش را به جهانیان نشان دهد. آبرامویچ می‌خواست دومین تیم قدرتمندش را بسازد. تیم رؤیایی اول در زمان مورینیو و حال برای لمپارد. وجود ستارگان جوان و بااستعدادی همچون هاورتز و ورنر و مناسب نبودن شرایط مالی غول‌های اسپانیایی و لیورپول و علاقه نداشتن پاریس و بایرن به آن‌ها باعث شد که کسی نتواند جلوی چک های امضا شده آبرامویچ حرفی بزند و این دوستاره و دو جوان آلمانی به چلسی پیوستند. چیلول دفاع چپ بسیار خوب تیم لستر سیتی هم به شیرهای لندنی پیوست تا در پست دفاع چپ بازیکنی مطمئن جذب شود. تیاگو سیلوا هم پس از رد پیشنهادهای چند تیم متفاوت سرانجام به چلسی پیوست تا در کنار زوما زوج جوان و باتجربه‌ای را تشکیل دهند. درنهایت در درون دروازه ادواردو مندی دروازه‌بان تیم رن فرانسه هم به آبی پوشان استمفوردبریج پیوست. جایگزینی مناسب برای گران‌ترین دروازه‌بان جهان تا چلسی را از اشتباهات وحشتناک کپا دورنگه دارد.

چلسی و خرج‌هایش، ماجرا چیست!

برای پی بردن به این ماجرا ابتدا باید قدرتمندترین زن دنیای فوتبال یعنی ماریا گرانوفسکایا را بشناسید. دست راست آقای آبرامویچ و نفر اول پشت پرده چلسی. او متولد روسیه و از 18 سالگی در کنار آبرامویچ مشغول فعالیت‌های تجاری بوده است. نقل و انتقالات چلسی را اگر بخواهیم در یک کلام خلاصه کنیم فقط و فقط در نام او می‌توان خلاصه کرد. خریدها و فروش‌های بسیار خوبی که او داشته است؛ از فروش بسیار پرسود هازارد تا فروش اسکار با 60 میلیون و انتقال دیگو کاستا به اتلتیکو همه به این شخص ختم می‌شود. او مغز تجاری در بازار نقل و انتقالات است.
گرانوفسکایا نه‌تنها فرد اول نقل و انتقالات است بلکه مشاور و تصمیم‌گیرنده باشگاه در زمان‌ها‌ی حیاتی و فشرده است. هرزمانی آبرامویچ به مشکلی برخورد کند او گره‌ها را باز می‌کند. هیچ فردی در نقل و انتقالات نمی‌تواند روی تصمیمش تأثیر بگذارد و او باقدرت و محکم به‌پیش می‌رود.
تیم چلسی با فروش موراتا، هازارد و چند بازیکن دیگر در چند سال اخیر توانست سود بسیاری به دست آورد. محرومیت در آن پنجره نقل و انتقالاتی نیز باعث شد نتوانند خریدی کنند و تمام این‌ها باعث شد تا حدودی با مشکل اقتصادی کنار بیایند و نیز پشتوانه بسیار بزرگ آبرامویچ شکل بگیرد. همه این موارد درنهایت به این نتیجه رسید که بتوانند در این تابستان خرجی بسیار عظیم انجام دهند و به‌جای انجام این خرج در سال‌های بعد، در این تابستان ترکیب خود را ببندند.
انتقال بسیار کم‌هزینه ورنر که فقط با پرداخت بند فسخش انجام شد؛ بسیار معقول‌تر از این بود که صبر کنند و بخواهند مستقیم با باشگاه لایپزیش مذاکره کنند.
انتقال‌هایی که آن‌ها‌ انجام دادند به‌صورت عموماً 5 ساله بوده است و این باعث می‌شود تمام هزینه‌ها بر یک سال متمرکز نشود و آن‌ها‌ بتوانند در چندین سال پول پرداختی را به باشگاه مقابل پرداخت کنند که این هم بسیار به سود آن‌ها‌ است. علی‌رغم تمام این مسائل و عملکرد دور از انتظار چلسی در این فصل و اخراج لمپارد و تمام فشارها بر این تیم، آن‌ها‌ باز هم با سرمایه‌ای عظیم در انتظار تابستان 2021 هستند تا بازهم سیلی به راه بیندازند؛ این بار با محوریت مربی و تیم جدیدشان…