رویایی برگرفته و برساخته از همان کلیشههای همیشگی که مدام در جامعه بازتولید میشود و از بدو تولد دختران در جامعه ایرانی در رابطه با آنها شکل میگیرد و تمام آمال و آرزوهایشان حول محور آن قرار میگیرد؛ رویای عروس شدن و پوشیدن لباس سفید عروسی که میشود متر و معیاری برای سنجیدن خوشبختی آنها. پس چندان بیراه هم نیست عکاس مستندسازی که سوژههای عکاسی او را معمولا فقر و نابرابری تشکیل میدهند، به ظن خود تنها آرزوی دخترکان کوره را که شاید تا به حالا پای خودشان را از محیط تنگ و تاریک کوره بیرون نگذاشتهاند و خبری از آنچه بیرون از دنیای تاریک و کوچک آنها میگذرد، ندارند پوشیدن لباس عروس و داشتن آرایشی غلیظ تصور کند و آنها را اینگونه جلوی لنز دوربین بنشاند و اتفاقا به این کار خود نیز ببالد و بگوید که «برای گرفتن این عکسها با بچهها صحبت کردم و از آنها این سوال را پرسیدم که بیشتر دوست دارند چگونه باشند و با این عکسها تلاش کردم رویاهایشان را با حداقل امکاناتی که توانستم فراهم کنم، عملی کنم. همیشه عکسهایی که از بچههای کورهها میگرفتم، به خودشان هدیه میدادم اما این بار خواستم زیبایی و رویاهای آنها را در معرض دید عموم بگذارم. من سالهاست که عکاسی میکنم و تمرکزم را روی عکاسی مستند اجتماعی و پرتره گذاشتهام و برخلاف برخی از عکاسان که برای گرفتن یک فریم عکس، حرمت سوژه را نادیده میگیرند، تلاش میکنم بر روی زندگی افراد و ساکنان مناطقی که از آنها عکاسی میکنم تأثیر بگذارم. بیش از ۷ سال است که به کورههای آجرپزی جنوب تهران رفت آمد و از ساکنان این مناطق عکاسی میکنم و در این مدت توانستهام ارتباط خوبی با ساکنان این کورهها برقرار کنم و عکاسی از این کورهها فرصتی را برای من فراهم کرده تا بتوانم کمکی به این خانوادهها کنم و تغییری در وضیعت زندگی آنها به وجود بیاورم. خوشحالم که در این میان، افراد مختلفی که بخش عمده آنها از طبقه متوسط اجتماع هستند در این کار انسان دوستانه با من همراه شدهاند.» نمایشگاه «پرنسسهای کوره» که مصداق بارز خشونت علیه کودکان البته به صورت مدرن و نه به شکل و شمایل سنتی و قدیمی آن بود با مطالبه و ورود زودهنگام فعالان مدنی و حامیان حقوق کودک، لغو شد و نتوانست به کار خود ادامه دهد، اما نگاهی به تبلیغات رسانهای و آنچه در فضای مجازی میگذرد، نشان میدهد که مشابه با چنین اقدامی بسیار زیاد است؛ آگهیهای رسانهای که در آن از کودک به عنوان ابزاری برای تبلیغات انواع لوازم خانه و آشپزخانه استفاده میشود و به کودک دختر القا میشود که در بزرگسالی جای او کنج آشپزخانه و در مقام یک زن کدبانو خواهد بود. درواقع آگهیهای تلویزیونی به صورت مستمر و با به کارگیری کودکانی که از همین سنین خردسالی قرار است در نقشهای آینده خود ظاهر شوند و آن را به عهده بگیرند، کلیشههای جنسیتی را که برساخته از جامعه مردسالار هستند، بازنمایی میکنند و به آن دامن میزنند؛ این درحالی است که استفاده از کودکان در تبلیغات تلویزیونی غیرقانونی و جرم به شمار میآید و مصداقی است از کودک آزاری. همچنین استفاده از عکس کودکان و برگزاری نمایشگاههایی همچون «پرنسسهای کوره» حتی با نیت خیرخواهانه و جمعآوری کمکهای مردمی براساس قوانین داخلی و همچنین استناد به کنوانسیون حقوق کودک نقض آشکار حقوق کودک به شمار میآید و مادامی که کودک به سن قانونی نرسد و خودش حق اجازه استفاده از تصویر را صادر نکند، غیرقانونی به شمار میآید و مصداقی است از کودکآزاری و خشونت علیه کودک که به گفته فعالان مدنی جنبه کیفری نیز دارد و از سوی دیگر نیز میتواند در آینده به کودک لطمههای زیادی وارد کند و از نظر روحی و روانی او را تحت تاثیر قرار دهد.
کودک آزاری مدرن با بازنمایی کلیشههای جنسیتی!
«پرنسسهای کوره»! عنوان نمایشگاه عکاسی در تهران بود که به واسطه اعتراض فعالان مدنی و حامیان حقوق کودک به تازگی در تهران لغو شد؛ ماجرای 15 عکس از دخترکان کورههای آجرپزی جنوب شهر تهران که سوژه لنز دوربین علی صوفی، عکاسی شدند که خود را دغدغهمند موضوعات اجتماعی میداند و به همین دلیل نیز تک تک این دختران را بزک کرده و با شکل و شمایلی شبیه به پرنسس جلو دوربین نشانده و از آنها عکس گرفته تا به قول خودش اینگونه زیبایی آنها را در معرض دید عموم قرار دهد و به رویاهای کودکانه این دخترکان جامعه عمل بپوشاند.
نوشته شده توسط: لیلا مقیمی در در جامعه | دیدگاه بسته شده