تعلیق‌های قربانی‌شده

نخستین ساخته سینمایی «کوروش آهاری»فیلم گرم و مخاطب‌پسندی است؛ اما در لایه‌های روایی خود، کلیشه‌هایی دارد که اجازه نمی‌دهد اثر را به عنوان یک فیلم اولی خلاق و تأثیرگذار بپذیریم. «آن شب» یک تریلر روان‌شناختی است که طی آن سعی شده تا زن و شوهری، بر اثر اتفاق‌هایی، رازهای مرتبط با یکدیگر را بر زبان بیاورند. این بهانه، به کیفیت رخدادهای داستانی اعتبار خوبی می‌بخشد اما متأسفانه این اعتبار با مهندسی اشتباه پایان‌بندی که بحث «خواب» را مطرح می‌کند، رنگ می‌بازد. اینکه در تمام لحظات دلهره‌آور فیلم، دوربین دارد از زاویه کسی روایت می‌شود که خواب بوده و عملا نمی‌توانسته این‌چنین مشرف به زوایا، آدم‌ها و نقاط مختلف هتل باشد، خود یک اشتباه محاسباتی است که وزن مهندسی اثر را پایین می‌آورد.

فیلم، شروع خوبی دارد. چندان برای ورود به پروسه داستانی عجله نمی‌کند اما حلقه اتصال آن نشست خانوادگی با ورود به هتل، منطق محکمی ندارد که بخواهد بابک (شهاب حسینی) و همسرش را به سمت آن هتل سوق دهد. گره‌های داستانی کمی دیر مطرح شده اما نشانه‌گذاری‌ها و اوج‌گیری تدریجی آن‌ها قابل تأمل و درست هستند.
در این میان، سناریو به همان نشانه‌های مألوف سینمای وحشت چنگ می‌زند. گربه سیاه، قفل شدن یک‌باره درها، غیب‌شدن آدم‌ها، صداهای ترسناک و… المان‌هایی هستند که بارها در آثار مختلف مشاهده شده است. این نشانه‌ها، غلظت چندانی ندارند و مشخص است که نویسنده، تنها به یک نشانه‌گذاری ساده بسنده کند. انگاره‌های روان‌شناختی فیلم در لابه‌لای همین فضای پرنفس کاملا قابل تشخیص هستند. اینکه در دل همین اتفاق‌ها، دو طرف به شناخت بهتری از یک‌دیگر می‌رسند، نشان می‌دهد که هدف فیلم تنها یک رژه ساده از حوادث ترسناک نیست.
تکراری‌بودن جنس اتفاق‌ها که مخاطبان جدی این ژانر، آن‌ها را بارها در آثار بسیاری به انحای مختلف مشاهده کرده‌اند، سبب می‌شود تا نتوان آن‌ها را خیلی تأثیرگذار قلمداد کرد. فیلم از دایره اختیارات انسانی فراتر نمی‌رود و آنچه می‌بینیم، اختیارات ماورایی و موهوم مخصوص این ژانر را نفی می‌کند. بنابراین قلمرو داستانی تا جایی که در حوزه اختیارات انسانی است، باورپذیرتر می‌نماید و در جایی مثل سکانس آشپزخانه هتل که مهندسی فیلم به سمت‌وسوی یک فیلم تخیلی می‌رود، نه با قواره فیلم هم‌خوانی دارد و نه تأثیر چندانی بر پروسه داستانی می‌گذارد. تمام نشانه‌هایی که در سکانس آشپزخانه مشاهده می‌شود و پیرو آن برخی رمزگشایی‌ها با پیچیدگی نه‌چندان هوشمندانه‌ای رخ می‌دهند، نازل‌ترین قسمت فیلم هستند که حکم سرهم‌بندی‌کردن حوادث نفس‌گیر فیلم را دارند. درست پس از این اتفاق است که «بابک» از خواب بیدار می‌شود و دومین آب سرد متوالی روی سر مخاطب خالی می‌شود تا گرمای یک درام روان‌شناختی محفلی، این چنین با یک پایان‌بندی فکرنشده هدر برود.
«آن شب»، نقطه‌گذاری‌های خوبی برای بار تعلیقی خود دارد. آن‌قدر درست، با وسواس و طمأنینه به این مسیر ورود می‌کند که مخاطب پس از سکانس ابتدایی خواباندن نوزاد در اتاق، خود را مهیای پذیرش اتفاق‌هایی مهیب می‌کند. هر‌چند سلسله اتفاق‌ها، بیست دقیقه پس از این سکانس آغاز می‌شد و این یعنی آن‌که مهندسی تعلیق به درستی صورت پذیرفته است. در ادامه، هم جنس تعلیق‌ها حرفه‌ای‌تر شده و هم دامنه توالی آن گسترده‌تر می‌شود. در کنار این تعلیق‌آفرینی درست که امتیاز اصلی فیلم است، پازل‌های داستانی نیز به درستی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و این مهم نشانگر آن است که تعلیق به موازات جریان اصلی داستان خلق شده و توانسته سرعت و شتاب داستانی را برای رمزگشایی فراهم آورد. آن‌چه جنس تعلیق‌های فیلم را قدرتمند می‌کند، پرهیز از اسلوب‌های رایج فیلم‌های وحشت در خلق تعلیق‌های آنی و با کارکردهای موقت است. هرچند ساختار بصری داستان نظیر هتل، راهروهای آن، بچه‌ای که در فضای هتل رفت‌وآمد دارد و… نیز برگرفته از دو فیلم «درخشش» کوبریک و «مهمان‌پذیر» آنتال است. در این بین، دلیل وقوع این اتفاق‌ها که برملاکردن رازهای یک زوج است، به عنوان تنها مورد انحصاری داستان، به عنصر ارزشمند آن تبدیل می‌شود. علاوه بر حساسیت‌هایی که در انتخاب سوژه و شکل روایی یک فیلم اولی به چشم می‌خورد، فیلم، ساختار تکنیکال بسیار خوبی دارد. فیلم‌برداری شاخصی داشته که توانسته در محیط بسته هتل، زاویه‌ها را درست انتخاب کرده و با توجه به تاریک‌بودن تمام سکانس‌های فیلم، تصاویر خوب و تأثیرگذاری از فردیت کاراکترها و مواجهه‌های متفاوت آن‌ها با یکدیگر ارائه دهد. در همین فضای محدود، طراحی صحنه فیلم، بسیار هوشمندانه و دقیق نشان می‌دهد و با سکانس‌های چندان شلوغی مواجه نیستیم و پیرو آن، قاب‌ها خیلی خلوت هستند. این شکل طراحی صحنه، هم به کارگردان اجازه مانور روی موردی خاص مثلا صندلی گوشه اتاق یا ساعت روی میز را می‌دهد و هم مخاطب را آماده پذیرش تعلیق می‌کند. در همین فضاسازی، نقش موسیقی به عنوان عنصری که هیچ‌گاه از چهارچوب بیرون نمی‌زند و مخاطبش را بی‌دلیل نمی‌ترساند، قابل تأمل است. این مثلث ساختاری قدرتمند، تراز حرفه‌ای فیلم را بالا می‌برند. «کوروش آهاری» که پیش‌تر چند فیلم کوتاه ساخته بود، حالا با این فیلم، گام بلندی در مسیر تکنیک برمی‌دارد؛ اما به لحاظ نوشتاری بر اساس مواردی که عنوان شد، طبق خط اول این نوشته، بسته به خواسته مخاطب از فیلم، از زاویه‌ای موفق عمل کرده و از زاویه دیگر، تنها یک موفقیت به دست آورده و آن، دغدغه قابل پذیرش فیلم مبنی بر فاش کردن رازهای یک زوج است.