کرونا چهره فقر را زنانه کرد

کرونا معادلات زندگی را برهم زد و اتفاق‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی را وارد عرصه زندگی کرد: بسیاری از افراد شاغل را بیکار و خانه‌نشین کرد و آن‌ها را در تنگناهای اقتصادی قرار داد یا سبب شد که به‌دلیل عدم‌سودآوری و تعطیلی مراکز تولیدی و خدماتی، با نازل‌ترین سطح درآمد تن به کار دهند تا بتوانند بخشی از مخارج روزانه خود را که حالا تأمین اقلام بهداشتی نیز به آن اضافه شده و فراهم‌کردنش، اتفاقا هزینه‌های بالایی را می‌طلبد، به‌دست آورند. کرونا، اما بیش از همه تأثیر مستقیم و غیرمستقیمی بر فعالیت زنان داشت؛ چه زنانی که در پایگاه‌های اجتماعی و اقتصادی بالایی قرار داشتند و تا پیش از این در ادارات و ارگان‌های دولتی و خصوصی مشغول به کار بودند، اما با شیوع کرونا به هر دلیلی اخراج شدند یا استعفا دادند یا شرایط کاری‌شان تغییر کرد و چه زنان خانه‌داری که همان فعالیت‌های روزمره محدود سابق آن‌ها نیز به دلیل اعمال محدودیت‌ها و قرنطینه از بین رفت.

آمارها و ارقام موجود نشان می‌دهد که در یک سال اخیر، شیوع کرونا در کشور سبب شده است ۵/ ۱میلیون شغل از بین برود. واکاوی این آمارها، اما حاکی از آن است که حدود یک میلیون از این شغل‌ها، اشتغال‌های مربوط به زنان بوده است؛ شغل‌هایی که شیوع اپیدمی و ماندگاری آن، باعث خانه‌نشین‌کردن زنان شاغل شد؛ همچنین براساس گزارش‌هایی که در پایگاه اطلاع‌رسانی و پایش آثار اقتصادی کرونا منتشر شده است، در فصل بهار امسال نسبت به بهار سال گذشته حدود ۷۴۹هزار نفر از اشتغال زنان کاسته و طی فصل بهار امسال تا تابستان سال‌جاری نیز حدود ۱۲۰ هزار نفر دیگر از اشتغال زنان کم شد که نشانگر تأثیر بسیار زیاد شیوع بیماری کرونا بر اشتغال زنان است؛ این درحالی است که با توجه به بررسی‌های انجام شده، از سال ۹۶ تا شش ماه نخست ۹۹، حدود ۱۶۲۱هزار فرصت شغلی جدید ایجادشده که سهم زنان حدود ۳۸ درصد (معادل حدود ۶۱۵ هزار فرصت شغلی) بوده است؛ فرصت‌های شغلی محدودی که هیچ تناسبی با جامعه زنان بیکار ندارد و نمی‌تواند پاسخ‌گوی نیازهای مالی آن‌ها باشد.
چندی پیش، «تجارت فردا» در گفت‌وگو با یک کارشناس اقتصادی عنوان کرد که از ۱۳۹۳ تا انتهای ۱۳۹۸ (قبل از شیوع همه‌گیری کرونا) رشد اقتصادی در کشور مثبت نبوده است؛ ولی اشتغال در این دوران افزایش یافته: «در این دوره ساختارهای بازار کار کشور به کلی تغییر کرد؛ همچنین در دوره مذکور نرخ رشد اقتصادی و نرخ رشد سرمایه‌گذاری منفی بود؛ با این حال هر سال حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر به تعداد شاغلان کشور  و حدود ۳/۴میلیون نفر به جمعیت در سن کار افزوده شد که از این تعداد۵/۳ میلیون نفر  آن‌ها وارد جمعیت فعال اقتصادی شدند. از این تعداد هم حدود سه‌میلیون نفر (در فاصله پنج سال) به جمعیت شاغل کشور افزوده شد. این دوره دارای ویژگی‌های خاصی است.
جنس اشتغالی که در این دوره ایجاد شد با ترکیب بازار کار ایران متفاوت بود. زیر 50 درصد اشتغال ایجادشده در این دوره متعلق به زنان است. به این ترتیب با وجود اینکه حدود ۱۸درصد اشتغال کل کشور به زنان تعلق دارد، اما در این دوره ۵۰درصد ورودی‌های جدید بازار کار زنان هستند. این شرایط کاملا با ساختار بازار کار ما متفاوت است. البته تفاوت‌ها از وجوه دیگر هم وجود دارد؛ مثلا نیمی از اشتغال تازه افزوده شده دارای تحصیلات دانشگاهی بودند؛ درحالی‌که در کل بازار کار کشور کمتر از ۲۰درصد دارای تحصیلات دانشگاهی هستند؛ همچنین ۶۰درصد این افراد متولدان دهه ۷۰ هستند. بیشتر این افراد در بنگاه‌های بسیار خرد اشتغال دارند.  به‌طور کلی در دوره اخیر ساختار بازار کار ما از لحاظ جنسیت، اندازه بنگاه، نوع پوشش بیمه و… تغییر کرد. در این دوره افراد خودشان شغل ایجاد می‌کردند و مشاغلشان هم شرکتی نبود؛ به عبارتی، حقوق‌بگیر نبودند. حدود ۷۵درصد شغل‌هایی که در این دوره ایجاد شد به کارهای مستقل و بخش خدمات تعلق دارد؛ به این معنی که این افراد خود برای خودشان شغل ایجاد کرده و مزدبگیر نبودند. پیش از آنکه کرونا گسترش پیدا کند، انتظار می‌رفت این نوع اشتغال‌زایی به انتهای خود برسد. به عبارتی، روند این نوع اشتغال‌زایی از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ نزولی بود؛ در نتیجه پیش‌بینی می‌شد این روند به پایان خواهد رسید؛ به این معنی که افراد بخواهند بدون مزد و حقوق برای خود شغل ایجاد کنند. با این حال شیوع بیماری کرونا باعث شد به‌سرعت این روند متوقف شود.
 اگر بخواهیم سه فصل بهار، تابستان و پاییز ۹۹ را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم ازقضا در هر سه فصل حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد شغل‌های ازدست‌رفته به زنان تعلق داشته است. در فصل بهار حدود ۵۰درصد، در فصل تابستان حدود ۶۰درصد و در پاییز حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد اشتغال ازدست‌رفته به زنان تعلق داشته است. اگر ویژگی‌های شغل‌های ازدست‌رفته را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که شغل‌های ازدست‌رفته همان مشاغل غیرمزد و حقوق‌بگیر و همچنین مشاغلی هستند که بنگاه‌های خرد یک تا چهار نفر به‌وجود آورده بودند.
 اگر بخواهیم این موضوع را که چرا این مشاغل از بین رفته‌اند واکاوی کنیم، باید توضیح دهیم به این دلیل که عمدتا این مشاغل ناپایدار بودند، در آن‌ها درصد اشتغال تمام‌وقت نسبت به ساختار بازار کار ما پایین بود و زنان و افراد تحصیل‌کرده سهم عمده‌ای در آن داشتند؛ همچنین این موضوع قابل پیش‌بینی بود که اگر روند نزولی تولید ادامه پیدا کند و همچنان تقاضای خانوار کم شود، در این صورت این بنگاه‌ها دیگر نمی‌توانند سرپا بمانند و این شغل‌ها با شوک منفی تقاضا از بین خواهند رفت. این شوکی بود که کرونا وارد کرد؛ البته کرونا هم بخش عرضه و هم تقاضا را تحت‌تأثیر قرار داد.» علاوه‌براین، کرونا آثار و پیامدهای اجتماعی و روحی و روانی بسیاری نیز بر زنان، از زمان شیوع تاکنون، به جای گذاشته است؛ تبعاتی که لیلا عنایت‌زاده، جامعه‌شناس و فعال حقوق زنان، سهیل رحیمی، دکترای تخصصی روان‌شناسی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی تهران و طیبه حاجی‌محمدی یزدی، کارشناس‌ارشد مشاوره خانواده، در میزگرد «اصفهان زیبا» به آن پرداخته‌اند.

لیلا عنایت‌زاده، جامعه‌شناس و فعال حقوق زنان: کرونا خشونت علیه زنان را تشدید کرد

این فعال حقوق زنان با بیان اینکه زنان بسیاری در دوران کرونا بیکار شدند یا همچنان مجبور هستند که در شغل‌های پاره‌وقت ظاهره شوند که شاید چندان تمایلی به انجام آن‌ها به‌دلیل عدم‌تناسب کار و دستمزد با یکدیگر نداشته باشند، تصریح کرد: با شیوع کرونا بسیاری از زنان مشاغل خود را از دست دادند یا اینکه ناچار شدند با سطح بسیار پایینی از درآمد تن به کار دهند و به‌دلیل تنگناهای اقتصادی ناگزیر شدند با هر سطح دستمزد مشغول به کار شوند. معمولا زنان نمی‌توانند قائل به دستمزد تعیین شده از سوی وزارت کار باشند. همین مسئله هم باعث شده تا زنان، کاملا به‌سمت فقیرشدن سوق پیدا کنند و بیشتر به مردان وابسته شوند. باید توجه داشت به همان میزانی که وابستگی ایجاد می‌شود، به همان میزان هم آن‌ها تحت‌تأثیر مردان قرار می‌گیرند. در جوامع در حال توسعه، زنانی که قبلا فقیر بودند با شیوع کرونا فقیرتر شدند و از سوی دیگر بیکاری مردان نیز بر زندگی اقتصادی آن‌ها تأثیر سوء گذاشت؛ زیرا در شرایط کنونی مردانی که به‌خاطر کرونا بیکار شدند و در ساختار سنتی تقسیم کار جنسیتی موجود، زمانی نان‌آور خانواده به‌شمار می‌آمدند، خیلی راحت این زنان را با خشونت اقتصادی مواجه کردند؛ به این نحو که به همان میزان دستمزد محدود آن‌ها دست یافتند و اندوخته‌ها و پس‌اندازهایشان را تصاحب کردند؛ حتی داشته‌های زنان خانه‌دار  را که از مخارج روزانه به صورت محدود، پس‌انداز کرده بودند.
این‌گونه که این جامعه‌شناس ادامه می‌دهد: زنانی که فاقد درآمد هستند یا دستمزد آن‌ها به حدقل رسیده، مجبورند تن به خواسته اطرافیان خود دهند یا اینکه هر تصمیمی که آن‌ها می‌گیرند، بپذیرند و در برابر آن، هیچ مقاومتی نکنند. در یک سال گذشته شاهد روند فزاینده و فرسایشی کار خانگی و فقیرترشدن زنان و حتی مالکیت مردان بر تمام ابعاد آن‌ها با شدت بیشتر هستیم. کرونا حق تحصیل زنان را هم تحت‌تأثیر قرار داده است؛ زیرا در خانواده‌هایی که دارای دختر و پسر هستند، معمولا پسران در اولویت ادامه تحصیل هستند؛ حتی اگر شرایط اقتصادی و مالی خانواده مناسب نباشد؛ درحالی‌که دختران زیادی به‌دلیل فقر ترک تحصیل می‌کنند. کرونا به‌صورت همسان باعث ترک تحصیل دختران و پسران نبوده، بلکه این فرصت را از دختران گرفته و زمینه‌ای را فراهم کرده تا آن‌ها در سنین بسیار پایین ازدواج کنند. به گفته عنایت‌زاده: زنانی که در خارج از خانه با دستمزد اندک مجبور به کار هستند، حالا و در شرایطی که کرونا شیوع پیدا کرده، برای تأمین لوازم بهداشتی، به ناچار بیشتر کار می‌کنند و از سوی دیگر، تمامی بار ضدعفونی خانه نیز به عهده آن‌هاست و مردان، همراهی‌های لازم را با آن‌ها و دغدغه‌هایی را که زنان در این باره دارند، ندارند. تمام این فشارهای ناشی از کار بیرون و ناامنی حاصل از شرایط شغلی و کار مازادی است که در خانه بر دوش زنان افتاده و آن‌ها را در تنگناهای بسیاری قرار داده است؛ به اضافه اینکه همراهی فرزندان در امر تحصیل نیز در این دوران به عهده زنان است و مردان آن‌ها را همراهی نمی‌کنند.

از آنجا که آموزش مجازی برای دانش‌آموزان، موضوعی جدید است

و آن‌ها آشنایی چندانی با این نوع آموزش ندارند (به‌ویژه دانش‌آموزان پایه ابتدایی که حتما باید والدین با آن‌ها همراه و در کنارشان باشند)، این مسئله هم بار مضاعفی به دوش زنان انداخته است. زنان مجبورند هم وظایف خانه را انجام دهند و هم اینکه فرزندانشان را در امر آموزش همراهی کنند و اگر دورکار هستند، کار بیرون را هم انجام دهند. همه این مسائل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا زنان در کوتاه‌مدت، از نظر روحی و روانی آسیب ببینند و دچار اختلال‌های روانی مثل افسردگی و عدم تمایل به مشارکت‌های اجتماعی شوند (چراکه در این ایام زنان تنها به کارهای یکنواخت تن داده‌اند و به‌دلیل محدودیت‌ها فرصتی برای بیرون‌رفتن از خانه هم پیدا نکرده‌اند). او می‌گوید: پایان بحران کرونا قطعا می‌تواند، باعث بهبود وضعیت زنان شود؛ اما واقعیت این است که بیماری‌های روحی و روانی که با آن در طول اپیدمی مواجه می‌شوند، به این راحتی‌ها دست از سرشان برنمی‌دارد و سال‌ها با آن‌هاست. اگر تا حدودی شرایط بهتر شود و زنان قادر باشند به شغلشان بازگردند، شاید اتفاق‌های خوشایندی برای آن‌ها رقم بخورد و برخی از مشکلات اجتماعی و خانوادگی‌شان را از بین ببرد.
نکته مهم اینکه امکان برگشت زنان می‌تواند تا حدودی محدود باشد؛ به این معنا که حتی اگر کرونایی هم وجود نداشت، شرایط اقتصادی در کشور روزبه‌روز در حال وخیم‌تر شدن است و چندان امیدی به بهبود وضعیت مشاغل در کشور نیست. تورم پیوسته در حال افزایش است. رکود اقتصادی نیز بیشتر می‌شود. نرخ بیکاری سال به سال افزایش پیدا می‌کند و همه می‌دانیم در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که درآمدمان تقریبا مبتنی بر صادرات ناشی از نفت است و چندان اشتغال برای زنان در حوزه تولیدی، به‌خصوص در مناطقی مثل کردستان و استان‌های حاشیه‌ای که معمولا نابرخوردار هم هستند، فراهم نیست. در چنین شرایطی نمی‌توان چندان به آینده پساکرونا نیز خوش‌بین بود. این مسائل باعث ناامیدی، فقدان اعتمادبه‌نفس و خودباوری و عدم دستیابی به شغل و  موجب بیماری‌های روحی و روانی که زنان با آن مواجه هستند، می‌شود.
به گفته او، در این شرایط بیشترین فشار اقتصادی را زنان تحمل می‌کنند.هرچند گفته می‌شود مردان بیشتر در معرض فشارهای اقتصادی قرار دارند، اما همین که سفره افراد خانواده کوچک و کوچک‌تر می‌شود، زن در معرض فشار روحی و روانی بسیار زیادی قرار می‌گیرد.
به گفته این فعال حقوق زنان، زنان خانه‌دار نتوانستند از محیط یکنواخت کار روزمره خارج شوند. کار خانگی جزو فرسایشی‌ترین کارهاست؛ زیرا هیچ‌وقت تمامی ندارد و مدام هم تکرار می‌شود. اگر  زنان در کنار کار خانگی بتوانند، محیطی برای اوقات فراغت خود مهیا کنند، تا حدودی می‌توانند از این محیط رها شوند؛ اما به‌دلیل شیوع کرونا دسترسی به سایر فضاها به غیر از محیط خانه مقدور نیست؛ به همین دلیل دورهمی‌های خانوادگی و دوستانه نیز از بین رفته و دگرگون شدند. این موضوع بر روح و روان آن‌ها تأثیر فرسایشی دارد و به مرور  این قشر از جامعه را  دچار افسردگی و ناراحتی‌های روحی و روانی می‌کند؛ به‌طوری‌که افراد تا مدت‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

ســهــیـــل رحـــیــمــی، دکتـــرای تخصصی روان‌شناسی و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم‌‌پزشکی تهران: 70درصد شاغلانی که به دلیل کرونا کارشان را از دست دادند، زنان بودند

عـــضـــو هــیــئـــت‌عــلــمــی دانــشـــگاه علوم‌پزشکی تهران می‌گوید: تا پیش از کرونا نیز زنان چالش‌های زیادی در رابطه با حقوق خود داشتند؛ اما با شیوع این ویروس، براساس آمار رسمی وزارت کار کشور 70درصد شاغلانی که به دلیل کرونا کارشان را از دست دادند، زنان بودند و این موضوع بسیار مهم است.
در بین 171 هزار فرصت شغلی که در سال 1399 ایجاد شده، تنها 62 هزار شغل به زنان داده شده است؛ یعنی حدود 32درصد بازار شغلی. این موضوع نشان‌دهنده آسیب حداکثری زنان پس از شیوع کرونا در کشور است؛ به‌ویژه سرپرستان خانواری که تا پیش از این در شغل‌هایی حضور داشتند که بیمه نبودند و معمولا در  مشاغل خدماتی یا تولیدی بودند.
رحیمی ادامه می‌دهد: با توجه به ورشکستگی و تعطیلی بسیاری از مراکز تولیدی در زمان کرونا، زنان فشار مضاعفی را تحمل کردند؛ زنانی که از لحاظ اقتصادی تأمین نبودند. این مسئله باعث تنهایی، انزوا و افسردگی آن‌ها شد؛ همچنین با  انگ‌های نـــابـــه‌جــا از ســوی دیــگران روبـــه‌رو شدند. گروه دیگری از زنان هم در اداره‌ها مشغول کار بودند و به‌دلیل شرایط کرونایی مجبور به دورکاری شدند؛ البته این زمینه برای همه زنان فراهم نشد و برخی از آن‌ها مجبور به استعفا شده و خانه‌نشین شدند. این قضایا باعث شد زنان به ‌شدت از لحاظ روحی و هیجانی آسیب ببینند؛ به‌طوری‌که اختلال‌های اضطرابی و استرس‌های روحی و روانی فراوان در این مدت، در زنان دیده می‌شود.
اختلال‌های اضطرابی باعث می‌شود آن‌هــا بـــه بــیـــمــاری‌هـــای روان‌تـــنـــی (زخم‌معده، آسم و آلرژی) مبتلا شوند؛ حتی در مواقعی نیز دست به خودکشی بزنند. پرخاشگری، اختلال‌های خلقی به‌صورت افسردگی‌های ادواری و حالت‌های دوقطبی‌ها و شیدایی و افسردگی نیز درحال افزایش است. تمامی این اختلال‌ها به دلیل بار روانی کار و خستگی شدید جسمانی است که روی زنان وارد می‌شود و هیچ حمایتی هم از آن‌ها نمی‌شود؛ زیرا جامعه مردان آموزش ندیده‌اند که در دوران کرونا باید بیش‌ازپیش، مراقب سلامت زنان خانواده باشند و در خانه بیشتر حضور داشته باشند و توقع خود را از زنان پایین‌تر بیاورند؛ همین مسئله هم نزاع‌های خانوادگی را افزایش داده است؛ به‌طوری‌که در استان تهران، براساس آماری که سازمان بهزیستی اعلام کرده، خشونت‌های خانگی سه‌برابر بیشتر از دوران قبل از کرونا شده است. افزایش خشونت خانگی منجر به کاهش مهر و عطوفت در بین اعضای خانواده و بیشترشدن اختلاف‌ها و افزایش درخواست‌های طلاق شده است.
این‌گونه که آمارها نشان می‌دهند، در سال 1399 آمار طلاق در استان تهران، نسبت به سال‌های گذشته افزایش یافته و ثبات و بنیان خانواده نیز در حال آسیب دیدن است. کرونا موضوعی اجتماعی است که بر تمامی جامعه زنان تأثیر گذاشته و برخی از خانواده‌ها را در آستانه فروپاشی قرار داده است.به گفته این روان‌شناس، برای رفع مشکلات زنان در چنین شرایطی باید جامعه مردان آموزش ببینند تا بدانند که زن و مرد بودن صرفا بر اثر یک تصادف فیزیولوژیکی است و هر دوی آن‌ها با هم برابرند. همان‌طور که سازمان جهانی بهداشت می‌گوید، باید به مردان گفته شود وظیفه انسانی دارند که به حوزه خصوصی برگردند و به فکر زنان و فرزندان خود باشند. با سرکوب نیمی از جامعه نمی‌توان مشکل را حل کرد. طرف دیگر قضیه وظیفه دولت است که بتواند چرخه فقری را که زنان، به‌ویژه زنان سرپرست خانوار دچار آن هستند، از بین ببرند. در برخی کشورهای همسایه تجربه نشان می‌دهد که آن‌ها در ایام کرونا به ایجاد تعاونی‌های تولیدی خانگی روی آورده‌اند. دولت وام‌های بدون بهره به آن‌ها پرداخت می‌کند تا زنان بتوانند تولیداتی داشته باشند؛ سپس محصولات تولیدشده را دولت از آن‌ها می‌گیرد و این‌گونه به اشتغال و درآمدزایی زنان جامعه کمک می‌کند؛ یعنی حمایت مالی دولتی که منجر به توانمندی زنان می‌شود. از سوی دیگر، دولت باید نگاه تبعیض آمیز در حوزه کنترل شیوع کرونا را کنار بگذارد تا این‌گونه زنان را مورد حمایت و پشتیبانی خود قرار دهد.

طیبه حاجی‌محمدی یزدی، کارشناس‌ارشد مشاوره خانواده: سبک زندگی متناسب با کرونا باید تغییر کند

به گفته این مشاور خانواده، کرونا بر تمامی آحاد جامعه تأثیر گذاشته است؛ اما این تأثیر بر زنان به‌دلیل مسئولیت‌های مختلفی که در خانه به‌عهده دارند، بسیار بیشتر است؛ چراکه با شیوع کرونا بسیاری از زنان شاغل که به‌دلیل نیاز مالی مشغول کار بودند، شغل خود را از دست دادند یا درآمد آن‌ها به سطوح بسیار پایین رسید و این موضوع آن‌ها را تحت فشارهای زیادی قرار داد. از سوی دیگر، آموزش مجازی فرزندان نیز عمدتا به دوش زنان افتاد. مادران پابه‌پای معلمان یا حتی بیشتر از آن‌ها مشغول آموزش فرزندانشان هستند و از آنجایی که همه آن‌ها تمامی مباحث را بلد نیستند و تاکنون تجربه آموزش مجازی را نداشته‌اند، فشار مضاعفی را تجربه می‌کنند.
این کارشناس ادامه می‌دهد: آن چیزی که می‌تواند به زنان امنیت بدهد، باورهای فکری و تغییر آن‌هاست؛ به این معنا که آن‌ها باید بپذیرند اکنون بحرانی به وجود آمده و شرایط تغییر کرده است؛ به همین دلیل باید باورهای ذهنی‌شان را عوض کنند؛ با این پیش‌زمینه که اکنون با چنین مشکلی روبه‌رو هستند، اما باید آن را بپذیرند و برای حفظ سلامتی خود، آن‌ها را قبول کنند تا بتوانند به آرامش بیشتری دست یابند و به بیماری‌های روحی و روانی مبتلا نشوند. درست است که اکنون ویروس کرونا شرایط زندگی را مختل کرده است، اما به هر حال، باید زندگی کرد؛ البته سبک و سیاق گذشته و فعالیت‌هایی که قبلا زنان انجام می‌دادند، باید تغییر کند و متناسب با شرایط کرونایی شود. زنان باید استرس‌ها و فشارها و اضطراب‌های ناشی از کرونا را مدیریت کنند و به تقویت جسمانی و فکری خود بپردازند تا کمتر دچار آسیب شوند و لطمه ببینند.