او نخست با طرح این پرسش که شکلگیری معرفت زنان و چگونگی ورود آنان به عرصه اجتماع و سیاست از کجا شکل گرفت، گفت: دو نکته باید مورد توجه قرار گیرد. اول اینکه زن بودن یا مرد بودن مفاهیمی است که از درون نظم نمادین و اجتماعی شکل میگیرد. نظم نمادین یا نظم اجتماعی در کالبد و پوسته جوامع اتفاق میافتد. در سراسر زندگی انسان و تمام موجودات طبیعت هیچ نظم ثابتی وجود ندارد حتی قوانین مختلفی که وضع میشوند تا زمانی که نظم ثابت ایجاد کنند نظمی موقتی را خلق میکنند. مرتاضی افزود: انسان همواره به پیشرفت تمایل دارد و این میل به پیشرفت کاملا ارادی و تابع عقل است. انسان تمایل دارد دوران جدید را تجربه کند. در نظم دوران سنت، زنان در نقش مادری، همسری و معشوقگی تثبیت شده بودند. این فعال حقوق زنان ادامه داد: عنصر تغییر معمولا ناظر به آینده است و نظم موجود را به چالش میکشد و مولفههای جدید به آن میافزاید. زن بودن و مرد بودن از طریق نقشهایی که جامعه بر عهده شخص میگذارد تعریف میشود و عینیت مییابد، شناخت و جهان بینی و معرفت انسان را میسازد. او عنصر قدرت را عامل زیر پا گذاشته شدن حقوق انسانی زنان در طول تاریخ عنوان کرد و گفت: بیش از چند هزار سال که از شکلگیری نظم نمادین گذشت، وقتی عنصر قدرت وارد این نظم شد، زن در جایگاه فرودست قرار گرفت.
مرتاضی در ادامه گفتگو به جریان نوسازی درونزای ایرانیان که از جنبش مشروطه آغاز شد اشاره و عنوان کرد: به دلیل نظام سرکوبگری که وجود داشت تحول خواهان اعم از زن و مرد مطالبات خود را تحت عنوان جنبش انقلابی مشروطه پیگیری کردند و میتوان گفت زنان آغازگر این عصر مهم در تاریخ معاصر ایران بودند. او افزود: زمانی که از تحریم تنباکو تا قحطی نان و داستان زینب پاشا را در تاریخ میخوانیم میبینیم که وقتی زنان از خانه بیرون آمدند، اعتراضاتشان مورد استقبال علمای مذهبی آن دوران قرار گرفت و همین مسئله موجب اعتماد به نفس سیاسی زنان شد و بعد از آن هرگز با نقشهای تعریف شده کلیشهای به خانهها برنگشتند. معرفتی که در این تعاملات و تقابلات شکل گرفت بر ساخته شدن اعتماد به نفس سیاسی زنان تاثیر داشت و هویت فردی و اجتماعی زنان را تغییر داد.
او گفت: هویت اجتماعی و فردی زنان تا قبل از انقلاب مشروطه تنها به زایش و حفظ کیان خانواده محدود میشد، اما بعد از وقایع مشروطه به سطح جامعه تسری پیدا کرد و موجب تغییراتی شد. تا پیش از این مفاهیم زن بودن و مرد بودن مقوم اجتماعی بود و نقشها را شکل میداد.
مرتاضی در ادامه به نقش دوران نوین در اروپا و تاثیرآن در فرهنگ پدرسالارانه ایران اشاره و تاکید کرد: در دوران نوین، مفهوم مردسالاری حتی در اروپا به پدرسالاری غلبه کرد. در این زمان نظم جدیدی شکل گرفت که پس لرزههای آن در زمان مشروطه به ایران رسید و تغییراتی را در ساختارهای اجتماعی پدید آورد. از انقلاب مشروطه به بعد شناخت زنان از خود و تواناییهایشان تغیییرات چشم گیری کرد.
او افزود: اگر بخواهیم نقش زنان ایرانی را از سال 1270 شمسی تا 1399 شمسی در شکلگیری رویدادهای مهم تاریخی بررسی کنیم، میتوانیم به مثالهای مختلفی اشاره کنیم که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد: سال 1270 و جنبش تنباکو و قحطی نان، 1278 جمع آوری سهام برای بانکهای آن زمان، 1282 تاسیس اولین مدرسه دخترانه توسط طوبی رشدی که فقط سه روز دوام آورد، 1284 بسط نشینی در حرم حضرت عبدالعظیم برای مشروطه در دوران استبداد صغیر،زاردیبهشت 1285 تحریم کالاهای خارجی،زمرداد 1285 امضای انقلاب مشروطه، 1286 اعتراض و تجمع زنان مقابل مجلس شورای ملی به دلیل نادیده گرفته شدن نقش آنها در پیروزی مشروطه، 1286 تاسیس اولین انجمن آزادی زنان، 1288 اولین اعتراض نسبت به استقراض از دولتهای بیگانه، 1289 انتشار نخستین مجله ویژه زنان با عنوان «دانش»، 1299 تاسیس اولین مدرسه برای دختران یتیم، 1299 تجربه کودتای سوم اسفند و به گِل نشستن انقلاب مشروطه در بن بست کوچه کودتا، 1300 برگزاری نخستین مراسم برای روز جهانی زن در رشت، 1301 تاسیس جمعیت زنان با عنوان نسوان وطن خواه و …
او همچنین استراتژی زنان برای زنان را اولین استراتژی مهم در جنبش مبارزاتی عنوان کرد و گفت: قرن چهاردهم قرنی خاص برای زنان ایرانی است. نخستین تجارب زنان ایرانی از جهان نو در این قرن شکل گرفت و مفهوم زنان برای زنان ماحصل همین دوران است.
مرتاضی تاکید کرد: نظم نمادینی که صرفا بر زایش و مراقبت شکل گرفته بود و برای زن ارزشی غیر از مادری قائل نبود به یکباره در هم شکست. تجربه انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 در این صد سال اتفاق افتاد و هرگز نمیتوان نقش عمده زنان در شکلگیری هر دو مبارزه مهم تاریخی را نادیده گرفت.
این فعال حقوق زنان افزود: در سال 1357 و قبل از پیروزی انقلاب، وقتی سازمان دیدبان حقوق بشر برای سر زدن به زندانها به ایران آمدند 450 زن چریک و مبارز سیاسی در زندانهای شاه اسیر بودند. باید این واقعیت را در نظر گرفت که با وجود برخی آزادیها در دوران پهلوی زنان ویترینی برای نمایش آزادی و فمنیسم دولتی شده بودند. در زمان شاه، آزادی در انتخاب سبک زندگی منجر به آزادی و اختیار واقعی انسانی نشد. در این سیر تاریخی زنان دگردیسی پیدا کردند و پوست انداختند.
او ادامه داد: این دیگر شدگی بسیار اهمیت دارد. دیگر شدگی تقلید از دیگران نیست. تجربه دیگر شدگی از موثرترین الگوهای هویت سازی و معرفت سازی است که زنان در 100 سال گذشته به آن دست یافتند. مفهوم دیگر شدن بر زن بودن و مادر بودن غلبه پیدا کرد. زنان در این صد سال تبدیل به اقلیتی هویتمند و آگاه به سرنوشت خویش و جامعه شدند. دموکراسی همواره از اقلیت شروع میشود، زیرا اکثریت همان نظم نمادینی است که در ابتدا به تعریف آن پرداختیم. این اقلیتها هستند که تغییرات را ایجاد میکنند.
مرتاضی تاکید کرد: صد سال طول کشید تا دژ سنگی مردانه در ایران پدرسالار درهم شکست. مبارزه مشروطه خواهی به زنان یاد داد که تا حضور واقعی در جامعه نداشته باشند نمیتوانند ابراز شخصیت کنند. هیچ جریان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی برای زنان فرش قرمز پهن نمیکند. برای مبارزه و احقاق حق باید خاکمال شد و جنگید.
او به وقایع و رویدادهای پس از سال های 57 و نگاهی که به جایگاه زن در دوران پس از انقلاب اسلامی شکل گرفت نیز پرداخت و گفت: پس از انقلاب هم زنان در مقابل کژاندیشیها و تفسیرهای نادرست از زن ایستادگی کردند. آمار بالای زنان و دختران تحصیلکرده موید همین مسئله است. من بر این باورم که زن ایرانی سعی دارد از دل جهان رقابتی که 99 درصد فقیر و نابرخوردار و تنها یک درصد برخوردار دارد و در جهانی که سرمایه و منفعت گرایی در آن سالاری میکند جهان رفاقتی را بسازد.