آنچه در پژوهش مورد نظر به آن تاکید شده این است که ابعاد بحران کرونا جلوههای تازهای از گستردگی و عمق ناکارآمدی مدیریت جهانی توسعه در ابعاد و ارکان مختلف توسعه را پدیدار ساخت. به گونهای که برخلاف بیشتر بحرانها و آسیبهای جمعی دیگر، به نظر میرسد خسارت جانی و مالی این اپیدمی بر جهان توسعه یافته و به خصوص کلان شهرها و شهرهای جهانی بسیار وسیع تر از جهان در حال توسعه و توسعه نیافته است.
در ادامه این پژوهش سوالی طرح شده است مبنی بر اینکه آیا در مواجهه با بحرانی همچون ویروس کرونا، زندگی در مناطق پرجمعیت و پرتراکم که از قضا مجهز به امکانات درمانی و تکنولوژی بیشتری هم هستند برای انسان مناسبتر است یا زندگی در مناطق حاشیهای، روستایی و… که از این امکانات برخورداری چندانی ندارند اما به دلیل تراکم کمتر، خطرات کمتری را نیز شامل حال انسان میکنند. هرچند در ادامه این موضوع به شهرهای پرجمعیتی همچون هنگ کنگ و سنگاپور نیز اشاره میشود که علیرغم برخورداری از تراکم جمعیتی بالا، اما مواجهه منطقی و موفقی با کرونا داشتهاند.
در بخش دوم این پژوهش به آثار کرونا بر حوزه شهرنشینی و توسعه شهری پرداخته شده و راهکارهایی نیز ضمن طرح معضلات موجود ارائه شده است. در بخش نخست اشاره شده که ساختار خانهها و آپارتمانها به دلیل کوچکی فضا و گاه عدم برخوداری از بالکن و فضایی برای عبور مرور هوای آزاد منجر به تضعیف روابط میان اعضای خانواده به دلیل در کنار هم بودنهای ممتد و طولانی شده و احتمال ابتلا به کرونا را برای اعضای خانه تشدید کرده است.
در بخش دوم این سوال طرح شده که فضای شهری چه نقشی در شیوع ویروس کرونا داشته است؟ در پاسخ به این سوال آمده که تجمع شهروندان در برخی از نقاط شهر به دلیل اینکه اغلب امکانات و کاربریهای شهری در این نقط ارائه شدهاند، نقش مهمی در افزایش ابتلا به این بیماری داشته است. چنانکه مثلا مراکز درمانی، مراکز خرید، مراکز تفریحی و … در یک نقطه از شهر متمرکز شده و شهروندان برای استفاده از آنها ناچار به حضور در جمعیت زیاد و ارتباط بیشتر با همدیگر شدهاند. درحالیکه اگر نقاط ارائه دهنده این کاربریها از ابتدا به گونهای تعریف شوند که تراکم جمعیتی رادر پی نداشته باشند، در چنین مواقع بحرانی امکان مدیریت بحران بیشتر میشود و اموری مانند فاصلهگذاری اجتماعی قوت بیشتری خواهند داشت. در پایان این بخش تاکید میشود که افزایش قیمت بنزین هم، انگیزه و ضرورت تأمین حتی الامكان کالا و خدمات در سطح محله یا مسافت های کوتاه را تقویت کرده و پیشنهاد این است که تلاش شود ساختار شهری از تك مرکزیت یا مرکزیت قوی به سمت ساختار چندمرکزی در شهرهای بزرگ و کلانشهرها تغییر کند.
تقویت نهادهای محلی و مردم نهاد از دیگر پیشنهادات در این بخش است. در این پژوهش ذکر شده که براساس آمارهای موجود، محلات نقش بسیار مهمی در آگاهی بخشی و اطلاع رسانی به اعضای محله دارند و در مواقع بحرانی میتوانند برای پیشگیری از خسارات بیشتر به کمک نهادهای دولتی بیایند. مثلا درخصوص بحران کرونا، نهادهای محلی میتوانند با اطلاع رسانی در زمینه مسائل بهداشتی، توزیع بستههای بهداشتی، ضدعفونی معابر و مراکز محله و… به ویژه در مراکز کم برخوردار نقش موثری ایفا کنند.
دربخش چهارم این پژوهش به نقش موثر سیستم حمل و نقل عمومی در مواجهه با بحران کرونا اشاره شده است. دراینباره آمده است: «سیستم حمل و نقل ریلی و اتوبوس درون شهری نیازمند تغییراتی در زمینه طراحی ایستگاهها، نحوه خدمات دهی و توزیع تعداد بر اساس تراکم جمعیت است.» پژوهشگران در این خصوص به مدیران شهری پیشنهاد دادهاند که: «بازطراحی خیابانها با هدف ترویج فاصله اجتماعی، تعریض پیاده روها در مكانهای شلوغ و تجاری و ساخت پیادهروهای جدید در دستور کار قرار گیرد. همچنین ایجاد و تعریض خطوط دوچرخه به منظور ترغیب به استفاده بیشتر و امكان رعایت فاصله اجتماعی در پیاده راههای مراکز شهری، پیشنهاد میشود. توسعه برنامههای اشتراك دوچرخه به عنوان روشی مؤثر در برابر ازدحام حمل و نقل عمومی توصیه میشود. بنابراین بازطراحی محورهای پیاده رو در مراکز شهری، با توجه به میزان تردد عابران و افزایش عرض و سهم پیادهرو، کاهش سهم خودرو، طراحی محورهای منعطف که قابلیت تغییر ظرفیت تردد برای پیاده و سواره را داشته باشد و توسعه دوچرخه مداری توصیه میشود.
پنجمین بخش از این نوشتار به فضاهای عمومی در شهر میپردازد و مینویسد: «تجربه کرونا نشان داد که در چگونگی استفاده از زیرساختهای بزرگ مقیاس همچون ورزشگاهها، میادین ورزشی، مراکز همایش، سینما و تئاتر، دانشگاهها و مدارس استراتژیهایی لازم است. در چند ماه نخست شروع اپیدمی تمامی مراکز تعطیل شدند، اما با بازگشایی مجدد، به دنبال کاهش تعداد دانش آموزان در هر نوبت کلاس، کاهش تعداد تماشاگران در سالنها و ورزشگاهها در کنار اقدامات بهداشتی میتوان به بازگشایی سریعتر این زیرساختهای مدنی و بازگشایی اقتصاد کمك کرد. لذا توصیه میشود به ایجاد فضاهای شهری باز و مناسب در مقیاس محلات، نه به صورت منفرد، بلكه به صورت شبكهای از فضاهای باز متصل به هم (ترجیحاً از طریق پیاده راه سر سبز) و همچنین تنظیم ضوابط استفاده از مراکز عمومی و فضاهای باز برای برگزاری مراسم عمومی.