استاد رستمانه بسیار با تکنیک و نوآور بود
محمد شریف توکلی، خواننده و ترانهسرا میگوید: «استاد رستمانه جزء فارغالتحصیلان هنرستان موسیقی اصفهان در دهه هفتاد بود که آن زمان اساتید بزرگی مانند استاد ساغری، استاد پایور و استاد کیانی نژاد، در این هنرستان به تدریس اشتغال داشتند و پایههای موسیقی در وجود استاد رستمانه در زمان حضور این اساتید در هنرستان شکل گرفت.»
او ادامه میدهد: «ساز تخصصی استاد رستمانه کمانچه بود که به سبک قدما مینواخت و بسیار به این حفظ اصالت متعهد بود، اما ساز تار و سهتار را نیز بهحداعلا مینواخت و من بهجرئت میگویم که او از بهترینهای تار و سهتار نوازی اصفهان و بسیار با تکنیک و نوآور بود و پنجه بسیار شیرینی داشت. استاد رستمانه از هنرمندان بینظیر موسیقی بود و سابقه بیش از سی سال فعالیت هنری رسمی را در کارنامه داشت که طی چند سال اخیر به دلیل مبارزه با سرطان متحمل درد و رنج بسیار شد.»
این هنرمند به موضوع بیمه مرحوم رستمانه اشارهکرده و میافزاید: «استاد رستمانه پیش از بیماری پیگیر بیمه هنرمندی خود بودند اما به لطف سنگاندازیهای همیشگی و فیلترهایی که نه بهقصد سنجش بلکه فقط برای سنگاندازی مقابل هنرمند تعریفشدهاند تا پیش از بیماری از بیمه بهرهای نبرد و بعد از آن نیز با پیگیری دوستان هنرمند علیرغم اینکه تمام مستندات فعالیت او موجود است تنها حدود چهار سال بیمه برای او در نظر گرفته شد، این در حالی است که در فهرست منتشرشده اسامی هنرمندان واجد هنر کارت از طریق صندوق اعتباری هنر، افرادی به نام هنرمند دیده میشوند که اصلاً آنها را نمیشناسیم و نمیدانیم در هنر چهکاره هستند؟!»
لااقل حق دفن در قطعه هنرمندان را قائل باشید
توکلی با بیان اینکه استاد رستمانه هنرمندی بدون حاشیه و بسیار نجیب بود و از باب اخلاق و رفتار و انسانیت بینظیر بود، تصریح میکند: «بعد از داستان درگذشت زندهیاد فرید زمانی و عدم دفن او در قطعه هنرمندان، حالا اگرچه استاد رستمانه، مشمول مصوبات میشود و سی سال سابقه فعالیت مستند دارد اما تا این لحظه گویی این موضوع در مورد او نیز در حال تکرار است و این برای مهد هنر، اصفهان، نیمه جهان، فاجعه است.»
توکلی با اشاره به مشکلات هنرمندان در دوران کرونا و عدم پاسخگویی مسئولین، میگوید: «در دوران کرونا حتی هنرمندی که به لحاظ جسمی هم سالم باشد شغل و مفر امرار معاش ندارد یعنی نه میتواند برنامهای برگزار کند، نه کلاسی بگذارد و هیچ هنرجویی هم به کلاس آنلاین، آنهم باکیفیت اینترنت امروز تن نمیدهد، پرسش این است که متأسفانه هیچ نهادی نیست که از او سؤال شود هنرمندی که بیمار است درآمد و معاش خود را چگونه تأمین کند؟!»
این هنرمند با بیان اینکه بوروکراسی اداری برای مطالبه مزار یک هنرمند به طنزی تلخ تبدیلشده و صدالبته ارائه مستندات برای دفن یک هنرمند در قطعه هنرمندان، کسر شأن هنر و هنرمند است، میافزاید: «تنها حقی که برای هنرمند در پایان سالها تلاش بیدریغ او باقیمانده، دفن در قطعه هنرمندان است که آنهم با مصوبات اداره ارشاد یک معضل بزرگشده است. اداره ارشاد در راستای حمایت از حقوق هنرمند ایجادشده اما هنرمند در بحرانها و بزنگاهها انتظار حمایت دارد نه صرفاً یک مجوز برای برگزاری کنسرت… برای زندهها که کاری صورت نمیگیرد لااقل برای رفتهها کاری کنند و برای هنرمندی که سی سال سابقه مستند دارد حق دفن در قطعه هنرمندان را قائل باشید، این حداقل کاری است که میتوانند انجام دهند.»
هنر درخشان استاد رستمانه
بهرنگ کوفگر سرپرست گروه پیام هنر نیز با بیان اینکه مرحوم مهدی رستمانه سالهای 1381 تا 86 با این گروه همکاری داشته است، میگوید: «استاد رستمانه اگرچه در ساز کمانچه سرآمد بود اما جزء معدود هنرمندانی بودند که حداقل پنج ساز تار، سهتار، کمانچه، دف و تنبک را بهصورت استادانه مینواخت و بر روی موسیقی و ردیف و نغمهها بسیار و دقیق و حساس بود. ما نزدیک به پنج سال یعنی سالهای 1381 تا 86 با یکدیگر همکاری داشتیم و من افتخار داشتم که استاد رستمانه در این مدت در گروه پیام هنر با ما فعالیت داشتند و برنامهها و کنسرتهای زیادی برگزار کردیم که اولین برنامه به مدت دو شب در موزه هنرهای معاصر اصفهان برگزار شد. حتی در یکی از پوسترها حضور ویژه ایشان را یادآور شدیم چراکه حضور استاد رستمانه در گروه برای ما مهم بود. همه بچههای گروه او را دوست داشتند و ما قلباً حال عجیبی باهم داشتیم و نمیتوانم بگویم که چقدر از رفتن او ناراحت هستم اما من به رفتن نمیپردازم چون نام و یاد او در ذهن و جان ما برقرار است، آقای رستمانه همیشه بهعنوان یک همراه و یک یاور در کنار ما بود و به من لطف داشت.»
او با بیان اینکه استاد رستمانه در موسیقی به پختگی کامل رسیده بود، میافزاید: «متأسفانه استاد رستمانه آنطور که باید برای اصفهان شناخته و حق او ادا نشد درحالیکه در زمینه آموزشیاش نیز در حد بسیار عالی بود. رستمانه از افرادی بود که واقعاً هنر در ذات او وجود داشت و به همین دلیل بهخوبی از عهده نواختن انواع ساز برمیآمد؛ ضمن اینکه آشنایی بسیار زیادی با ادبیات داشت.»
کوفگر با اشاره به روحیه حساس و آسیبپذیر هنرمندان، تصریح میکند: «هنرمند حساس است و روحیه آسیبپذیری دارد و وقتی در جامعه بهای لازم به هنرمندان واقعی داده نشود آنها خود را مطرح نمیکنند چون شومن نیستند، هنر استاد رستمانه درخشان بود، او بسیار انسان حساسی بود و بههیچعنوان اهل این موضوع نبود که خود را مطرح کند تا دیده شود، بلکه سازمانهای متولی باید آنها را کشف کرده و از وجودشان استفاده کنند و این همان چیزی است که در کشورهای پیشرفته انجام میشود، اما در کشور ما خوبان هیچوقت بهدرستی دیده نمیشوند و این درد بزرگی است که تا زمانی که فرد در حیات است به او پرداخته نمیشود.»
گفتنی است، مراسم خاکسپاری استاد مهدی رستمانه یکشنبه نوزدهم اردیبهشتماه در باغ رضوان برگزار میشود.