«نوشهرها» زیر ذره‌بین پژوهشگران

تحلیل و بررسی وضعیت زندگی در شهرهای اقماری اطراف اصفهان موضوع مهمی است که از نگاه پژوهشگران و محققان دانشگاهی نیز پنهان نمانده است. چنانکه مقالات متعددی که از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته، از سوی این پژوهشگران ارائه شده و در دسترس قرار گرفته است. یکی از این مقالات «تأثیرگذاری شهرهای جدید پیوسته در ساماندهی مادر شهر اصفهان» (نوشته مهری اذانی و سمیه نیلی احمدآبادی) نام دارد که مطالعه موردی خانه اصفهان و ملک شهر در راستای ساماندهی و هدایت توسعه کالبدی شهر اصفهان را دستمایه تحقیق خود در اواخر دهه هشتاد قرار داده است.

در این نوشتار به افزایش بی‌رویه جمعیت در شهر اصفهان به‌عنوان یک معضل جدی و پدیده‌های نامطلوبی که در پی دارد، اشاره شده که قانون‌گذاری، برنامه ریزی، تهیه طرح و اجرای شهرهای جدید در ادوار زمانی به شکل‌های مختلف در کشور یکی از راهکارهایی است که در پاسخ به این موضوع طراحی و اجرا  شد.
در این تحقیق تأکید می‌شود که اجرای طرح احداث خانه اصفهان و ملک‌شهر در سوی شمالی شهر اصفهان توانسته تا حد قابل قبولی در زمینه برنامه‌ریزی، طراحی، اقبال عمومی و سکونت جمعیت موردنظر در آن‌ها، به اهداف اولیه خود برسد؛  اما تخریب اراضی مستعد حومه شمالی شهر اصفهان و استقرار صنایع آلاینده و اثر شدید آلودگی آن‌ها بر این دو شهر از ثمرات نامطلوب احداث این دو شهر برشمرده شده است.

بررسی عملکرد شهرهای جدید با تأکید بر جمعیت‌پذیری

مقاله دیگری که به تحلیل و بررسی این موضوع پرداخته، «بررسی عملکرد شهرهای جدید با تأکید بر جمعیت‌پذیری» نام دارد که توسط حمیدرضا وارثی و صغری احمدی به بررسی نمونه موردی شهر جدید مجلسی اصفهان پرداخته است. هدف از تهیه این مقاله بررسی عوامل مؤثر بر عدم موفقیت شهر جدید مجلسی در جمعیت‌پذیری عنوان، و چنین بیان شده است: «نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بیشتر ساکنان شهر جدید مجلسی بنا به دلایل شغلی، محیط آرام و ارزان بودن قیمت مسکن در این شهر ساکن شده‌اند. کمبود بازار، کمبود خدمات بهداشتی‌درمانی، کمبود امکانات تفریحی‌ورزشی و اوقات فراغت ازجمله مهم‌ترین علل سفرهای برون‌شهری در این شهر است. در مجموع می‌توان گفت که فاصله زیاد از مادرشهر اصفهان و کمبود خدمات در این شهر از علل اصلی جمعیت‌گریزی این شهر است.»
در بخشی از این مقاله به نظریات اندیشمندان شهیر جهان درخصوص ارائه ایده‌های اولیه برای شهرک‌سازی اشاره شده است. نویسنده در جایی می‌نویسد: «ریگ گلودن» در 1933 میلادی نظریه‌ای درباره مجموعه‌ای از سلول‌های شهری که به‌صورت خودگردان تجهیز می‌شوند، ارائه داد. او طرفدار تمرکززدایی از شهرها به تبعیت از نمونه‌های روستایی بود. در نظریه او، هر واحد عملکردی خاص داشت. می‌توان گفت که احداث اولین باغ‌شهر به نام لچ ورث در 1903 میلادی و تشکیل انجمن باغ‌شهر در 1919 درواقع سرآغاز نهضت جدیدی در شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری به حساب می‌آید که هدف آن جداسازی صنایع از محیط‌های مسکونی و توجه به فضای سبز بود؛ چنانکه در 1920 شهر ولوین بر اساس ایده باغ شهرها طراحی شد.
 با طراحی هشت شهر در کنار لندن با هدف عدم تمرکز و پالایش پایتخت در انگلستان و طراحی رادبرن در آمریکا، شهرهای دیگری در سوئد، فرانسه، فنلاند و آلمان سیاست‌های ایجاد شهرهای جدید را پی گرفتند و پس از آن به سایر کشورها سرایت کرد.
 تنها در طول سال‌های 1947تا 1955احداث 15 نوشهر در انگلستان آغاز شد که هشت مورد از آن‌ها در اطراف لندن و قسمت‌های مختلف انگلیس و هفت مورد نیز در اسکاتلند ساخته شدند.
 در 1972 مجموع جمعیت این 15 شهر به 775 هزار نفر رسید. امروزه نظریه باغ‌شهرها و شهرک‌های جدید با توجه به تحولات نظریه‌ای در نظام‌های مختلف اجتماعی‌اقتصادی زمان خود دگرگونی‌های اساسی را پذیرفته‌اند و در سایر نقاط جهان اعم از پیشرفته، سوسیالیستی و جهان سوم گسترش پیدا کرده‌اند.
نویسنده در بخش دیگری، احداث شهرهای جدید در ایران را مدنظر قرار داده و می‌نویسد: در سال‌های نخست پس از انقلاب اسلامی، تجدیدنظر در الگوی توسعه از یک‌سو و بروز جنگ تحمیلی از سوی دیگر کار احداث شهرهای جدید را متوقف کرد.
 اما در سال‌های اخیر احداث شهرهای جدید دوباره مدنظر قرار گرفته است. تفاوت عمده‌ای که میان شهرهای جدید پیشنهادی امروز با شهرهای جدید دوره‌های قبلی به چشم می‌خورد، تصوری است که در عملکرد آن‌ها وجود دارد.
 طی سال‌های قبل، هدف از احداث شهرهای جدید نوعی عملکردگرایی اقتصادی تک یا چند پایه بود؛ درحالی‌که شهرهای جدیدی که امروزه موردنظر هستند محل اسکان سرریزهای جمعیتی شهرهای بزرگ تلقی می‌شوند.
 این ویژگی آن‌ها را بیشتر به شکل شهرهای اقماری درمی آورد تا شهرهای جدید صنعتی. این شهرها به‌منظور اجتناب از مهاجرت‌های آونگی و ضرورت استقرار مراکز اشتغال ساکنان در آن‌ها مورد تأکید قرار گرفته‌اند.