خلق زندگی در شهر

چطور می‌شود شهری مرده، دلگیر و خالی از شور و نشاط را به شهری شاد و پویا با شهروندانی فعال و امیدوار بدل کرد؟ این سوالی است که از زوایای مختلف قابل تحلیل و بررسی است. چنانکه یک معمار، یک شهرساز، یک مدیر شهری، یک هنرمند و حتی یک سیاستمدار می‌تواند پاسخ متفاوتی برای آن داشته باشد. اما بی‌شک دیدگاه یک معمار و شهرساز از اهمیت دوچندانی برخوردار است. چراکه یک مدیر شهری بدون به کار بستن توصیه‌های یک شهرساز قادر به رسیدن به این غایت مهم نیست.

در همین راستا، معاونت پژوهش دانشکده معماری و شهرسازی، مرکز مستندنگاری و مطالعات و مرمت دانشگاه شهید بهشتی وبیناری را روز سه شنبه 21 اردیبهشت ماه با موضوع «خلق زندگی در زنده‌سازی یک مرکز شهر (تجربه لس آنجلس، کالیفرنیا)» با حضور دکتر «علی کیافر» معمار، شهرساز و استاد دانشگاه کالیفرنیا برگزار کرد. این پژوهشگر، نویسنده و برنده جوایز معماری و شهرسازی متعدد در این نشست از تجربه خلق زندگی در شهر لس آنجلس طی چهار دهه اخیر گفت و به بررسی ویژگی‌های قبلی و فعلی این شهر از نگاه شهرسازی و معماری پرداخت.

او گفت: «نگرش من به معماری نگرش به طراحی شهری است و نگرش به طراحی شهری نگرش به شهر و زندگی است. یک بنا را در رابطه با شهر و جامعه و زندگی می‌بینم و معتقدم معمار و معماری باید با مخاطبان خودش رفتار درستی داشته باشد و به ارتقای زندگی آن‌ها کمک کند.» او با اشاره به اینکه بیش از چهار دهه در قلب شهر لس آنجلس زندگی کرده و شاهد تغییر و تحول این شهر از نزدیک بوده است، توضیح داد: «در اینجا مرکز یا قلب شهر به معنای قلب هنر، فرهنگ، آموزش و ارتباطات نیز هست و به همین دلیل مرکزیتی برای زندگی مردم به خصوص نسل جوان پیدا کرده است.»

کیافر از دهه 1960 میلادی (دهه 40 خورشیدی) به‌عنوان زمان آغاز تحولی بزرگ در شهرهای امریکا یاد کرد و افزود: «در آن دوران بسیاری از شهرهای امریکا و به ویژه لس آنجلس شاهد حرکت مردم ساکن در نقاط مرکزی شهر به خصوص طبقه متوسط و سفیدپوستان به خارج از شهر بودند. به‌نحوی که هزاران نفر از سفیدپوستان صاحب دانش و کار و درآمد از شهر بیرون رفتند و مرکز شهر محل اسکان مهاجرانی شد که استطاعت مالی چندانی نداشتند. در آن زمان شهر لس آنجلس به مجموعه‌ای تبدیل شد که در روز، محل فعالیت‌های اداری و کسب‌وکار بود و در شب سوت‌وکور و خطرناک می‌شد. همه فعالیت‌ها حول محور مراکز اداری و تجاری متمرکز بود و به یاد دارم که در سال‌های 1980 یکی از معضلات من برای تدریس طراحی شهری به دانشجویانم این بود که رفتن به خیابان‌های اصلی لس آنجلس با مشکلات زیادی از نظر امنیت همراه بود!»

استاد دانشگاه کالیفرنیا، ادامه داد: «ولی رفته‌رفته به‌دلیل وجود چندین نیرو و مطالبه جدی که در میان مدیران شهری و سرمایه‌گذاران ایجاد شد، شهر غیرمسکونی لس آنجلس امروز به یکی از پرضربان‌ترین مراکز شهری امریکا بدل شده است. از طرفی مدیران شهری و شهرداری عزم خود را برای بازسازی و نوسازی و زنده‌سازی مرکز شهر جزم کردند و از سوی دیگر سرمایه‌داران، نیروی سیاسی و ارتباطی و مالی خود را صرف این کردند که زندگی به این شهر برگردد.»

او ساخت و ساز ساختمان‌های بزرگ و بهره‌وری بالا را یکی از اقدامات در این راستا دانست و گفت: «ساختمان‌های قدیمی شهر که قدمتی حدود 150 تا 200 سال داشتند، بازسازی شدند و استفاده و کاربری جدیدی برایشان تعریف شد. ساختمان‌های جدید نیز با معماری خاص و متناسب با بافت شهر و مطالبه مردم ساخته شد و فرهنگ، هنر، موسیقی، ورزش و فعالیت‌های گروهی را به شهر آورد. همچنین شبکه متروی لس آنجلس گسترش زیادی یافت و مناطق شهر را به هم متصل کرد تا به خصوص در ساعات غیراداری زندگی را به این شهر برگرداند.»

نویسنده کتاب «آتشگهی در خواب آتش‌ها» از ساخت 7 هزار واحد مسکونی در هر سال در شهر لس آنجلس خبر داد و گفت: «برای 20 سال آینده ساخت 35 هزار واحد مسکونی دیگر پیش‌بینی شده است. چنانکه در حال حاضر شهر 200 هزار نفر جمعیت دارد و پیش‌بینی می‌شود تا 15 سال دیگر 125 نفر دیگر هم به آن اضافه شود و بنابراین این شهر محل استفاده جنبه‌های مختلف زندگی خواهد شد.»

علی کیافر در بخشی از سخنانش به نمایش چندین عکس از خیابان‌ها، مراکز مهم تفریحی، گردشگری، فرهنگی و هنری شهر لس آنجلس پرداخت و ضمن اشاره به سبک و شیوه معماری آن‌ها، به این موضوع تاکید کرد که هر کدام از این مراکز بر بستر شناسایی نیازها و مطالبات رده‌های مختلف سنی مردم شهر ساخته شده‌اند و به‌همین دلیل به سرعت توانسته‌اند به میزان بالایی از بهره‌وری دست یابند.

او به نمایش عکس‌هایی از چند هتل، مرکز ورزشی، مرکز نمایش و موسیقی، مدرسه موسیقی و… در این شهر پرداخت و تاکید کرد: «در یک فضای شهری باید زندگی جریان داشته و رنگ، نور و معماری در خدمت این فضا باشد.»

او معماران و شهرسازان را قشری اثرگذار در زندگی افراد جامعه دانست و توضیح داد: «معماری و شهرسازی باید زندگی را به فضاهایی ببرند که ضرورت دارد. چنانکه در محلات قدیمی و فرسوده ایران هم بسیاری از بناها با مفهوم زندگی پیوند خورده و بازسازی شده‌اند.»

او برگرداندن زندگی را به‌معنای برگرداندن مردم به شهر دانست و گفت: «در این راستا به تفکر و فرهنگ به‌عنوان دو رکن مهم نیازمندیم. صاحبان حرفه‌ها و کارورزان باید این تفکر و حساسیت را داشته باشند که می‌شود زندگی را در شهر به‌وجود آورد و مخاطب را راضی کرد تا بتواند زندگی‌اش را ارتقا بدهد.»

او از خانم دلی دیزنی، همسر والت دیزنی یاد کرد که علیرغم سرمایه‌گذاری 50 میلیون دلاری در مرکز والت دیزینی لس آنجلس، به اضافه شدن نامش در کنار نام این مرکز رضایت نداد و در نحوه فعالیت این مرکز اعمال نفوذ نکرد.

کیافر افزود: «پس صاحبان قدرت و سرمایه باید از اعمال نفوذ در این زمینه‌ها تا حد ممکن خودداری کنند. ضمن اینکه مدیران شهری بدون کمک سرمایه‌گذار و معمار به‌تنهایی نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. چنانکه سرمایه‌گذار و معمار هم به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام بدهند. پس این‌ها باید در کنار هم و در مشارکت با هم باشند.»