این دادگاه عجیب که در جامعهای بسیار سنتی و با فرهنگ غالب روستایی که حرف کدخدا را سند میشمارد و نه قانون مصوب مجلس قانونگذار را، حق تضییع شده فرد مظلومی که از نظر حقوق اجتماعی در اقلیت همان جامعه تعریف میشده، به رسمیت میشمارد. در ادامه ابتدا گزارش محکمه ازدواج را میخوانیم و سپس به نکات آن میپردازیم.
«در محکمه ازدواج
از چندی قبل محکمه ازدواج اصفهان تحت ریاست آقامیرزا محمدعلیخان ممتاز مدعیالعموم محترم، در اوقات معینه تشکیل میگردد. ادعا نامه ذیل را آقامیرزا حسینخان معظمی، مدعیالعموم محترم محکمه ازدواج، تنظیم و تقدیم محکمه نموده و از طرف آقای ممتاز ریاست محترم محکمه برای ساعت دو بعدازظهر روز یکشنبه 27 ماه جاری، متهمین احضار و در سالون محکمه جنایی اصفهان محکمه تشکیل و رسیدگی به عمل خواهد آمد و حضور برای مشاهده محاکمه مزبوره برای عموم آزاد است.
اینک عین ادعانامه مدعی العموم محترم محکمه: ریاست محترم محکمه ازدواج اصفهان
حسین لنبانی، فرزند حسن، 28 ساله، نساج اهل اصفهان ساکن محله نو پهلوی حمامخان، دارای عیال و آزاد به قید کفیل، متهم است که بر خلاف ماده 3 قانون ازدواج مصوب 23 مرداد ماه 1310، با عالم بیگم شریفی اصفهانی، صبیه حبیب الله، دارنده ورقه سجل احوال و متولد 1305 که هنوز استعداد جسمانی برای ازدواج نداشته، مزاوجت کرده و مشارالیها را به نکاح خود درآورده است و نیز حبیب الله شریفی اصفهانی پدر عالم بیگم، 52ساله صحرا کار اهل اصفهان ساکن کوچه باغ کوره و ماهبیگم جده پدری عالم بیگم، 70 ساله، چرخریس اهل اصفهان ساکن لنبان کوچه باغ کوره و آقا سید احمد 64ساله، واعظ اهل اصفهان ساکن لنبان، دارای عیال و اولاد و آقا طاها بهشتنژاد 31ساله اهل اصفهان ساکن محله چهارسوق دارای عیال و اولاد، متهماند که در ارتکاب جرم مذکور معاونت کردهاند.
طبق تحقیقاتی که به عمل آمده در تاریخ ششم فروردین 1311، حسین متهم، عالم بیگم را با اقدامات ماه بیگم، جده مادری او و تحریص و ترغیب او و با اجازه حبیبالله شریفی پدر عالم بیگم که قانونا ولی او بوده، به وسیله آقایان آقا سید احمد و آقا طاها بهشتنژاد که مجریان عقد بودهاند، به نکاح خود درآورده است. به موجب تصدیق آقای دکتر عیسی قلیخان طبیب محترم قانونی عدلیه که ضمیمه دوسیه است، عالم بیگم هنوز استعداد جسمانی برای مزاوجت نداشته و نظر به اینکه حسین متهم صراحتا اقرار میکند که عالم بیگم شریفی را آقا سید احمد و آقا طاها با اجازه پدرش به نکاح او درآورده و صیغه عقد را جاری کردهاند و حبیبالله نیز این معنی را اقرار نموده و ماه بیگم نیز اظهار میدارد که به حبیبالله اصرار کردم که باید این کار را بکنی و عالم بیگم را به حسین بدهی و او هم این کار را کرد.
نظر به قرائن و اوضاع و احوال، وقوع جرم منتسب از ناحیه متهمین فوق الذکر، ثابت و مسلم میباشد. مدعی العموم محکمه ازدواج اصفهان صدور حکم مجازات حسین را به دستور ماده 3 قانون ازدواج مصوب 23 مرداد 1310 و مجازات حبیبالله و ماه بیگم و آقاسید احمد و آقا طاها را به دستور ماده مزبور با رعایت ماده 27 قانون مجازات عمومی، تقاضا مینماید. توضیح آنکه محل وقوع جرم اصفهان بوده و متهمین به قید کفیل آزادند»(اخگر 930، اسفند 1312).
جرمی که به وقوع پیوسته، ورود به عرصه ممنوعه ایست که در ادبیات امروز حقوقی کشور، کودک همسری نامیده میشود. اما بنگریم به تاریخچه قوانینی که در گزارش آمده است. «قانون ازدواج» مصوب 23 مرداد 1310 که دو بار به ماده 3 آن اشاره شده و با استناد به آن، عمل مزاوجت حسین با عالم بیگم ششساله، با وجود اذن پدر، جرم شناخته شده و مستوجب مجازات است، در واقع اصلاحیهای است بر «قانون مدنی» که از دستاوردهای مشروطیت بوده اما تدوین و تصویب آن در 18 اردیبهشت 1307 خورشیدی به تحقق میپیوندد. بنا بر ماده 1041 قانون مدنی، مصوب 1307، «نکاح دختران قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام و نکاح ذکور قبل از رسیدن به سن 18 سال تمام ممنوع است. معذالک در مواردی که مصالحی اقتضا کند با پیشنهاد مدعی العموم و تصویب محکمه ممکن است معافیت از شرط سن اعطا شود.»
اما «قانون ازدواج» که سه سال بعد (23 مرداد 1310 شمسی) در کمیسیون قوانین عدلیه تصویب میشود در ماده 3، به طور کامل مجازات عدول از ماده 1041 قانون مدنی را چنین شرح میدهد: «هر کس با کسی که هنوز استعداد جسمانی برای ازدواج نداشته مزاوجت کند به یک تا سه سال حبس تأدیبی محکوم خواهد شد و به علاوه ممکن است مجرم به جزای نقدی از دویست تومان تا دوهزار تومان محکوم شود. در مورد این ماده، محاکمه در محاکم مخصوصی که اصول تشکیلات و طرز رسیدگی به آن مطابق نظامنامههای وزارت عدلیه تعیین خواهد شد به عمل میآید.» در شماره بعدی به نکات دیگری از گزارش محکمه ازدواج خواهیم پرداخت.