جزئیات جنایت خرمدین نباید منتشر می‌شد

مثل یک انفجار مهیب، نشر اخبار مربوط به قتل بابک خرمدین به دست پدر و مادر سالمندش، صدا کرد و خیلی زود با واکنش کاربران فضای مجازی همراه شد و هشتگ‌های مختلفی نیز با نام این کارگردان به راه افتاد؛ به‌طوری‌که حالا و در شرایطی که چند روز از این ماجرا می‌گذرد، اظهارنظرها در رابطه با این موضوع نه‌تنها تمام نشده است، بلکه با آشکار شدن زوایای جدیدی از این ماجرا و اعتراف قاتلان به دو فقره قتل دیگر همچنان ادامه دارد و سرتیتر رسانه‌ها و فضای مجازی پُرشده از تیترهای ریزودرشت درباره قتل بابک خرمدین و خواهر و داماد خانواده. از سوی دیگر، بازنشر فیلمی از نحوه انتقال جسد توسط پدر و مادر او در فضای مجازی و همچنین شیوه تکان‌دهنده قتل‌ها از زبان قاتلان و دیگر خبرهای مربوط به این ماجرا که پشت سر هم و بدون وقفه منتشر می‌شود، افکار عمومی را به‌شدت متأثر کرده و در ذهن افراد صدها علامت سؤال به‌وجود آورده است؛ به‌طوری‌که در این روزها برخی از فعالان رسانه‌ای از نحوه پوشش این اخبار و همچنین نبود قانونی که از نشر فیلم‌ها و صحنه‌های آغشته به خشونت جلوگیری کند، گلایه کردند؛ موضوعی که نشان می‌دهد انتشار اخبار حوادث در رسانه‌ها سازوکار ویژه‌ای را می‌طلبد و قانون‌گذاران نیز باید ضوابط خاصی را در این باره رعایت کنند.

خلأ این موضوع، اما باعث شد کامبیز نوروزی، حقوق‌دان و فعال رسانه‌ای، که سال‌ها در هفته‌نامه «حوادث» فعالیت می‌کرده نیز در کانال شخصی خود متنی در این باره بنویسد و ضمن انتقاد از نحوه پوشش خبر قتل بابک خرمدین توصیه‌هایی را به رسانه‌ها ارائه دهد: «پیشنهاد می‌کنم دادسرا به جای این شیوه نمایشی، عکس‌برداری و فیلم‌برداری از والدین بابک خرمدین را محدود و سازمان‌یافته کنند. اجازه هجوم خبرنگاران را ندهند و در مقابل خودشان به وقت و درستی و روزانه اطلاع‌رسانی کنند. به روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها نیز پیشنهاد می‌کنم از حیث اصول اخلاق حرفه‌ای از این نوع کسب خبر و فیلم و عکس پرهیز کنند. از حیث اصول آزادی رسانه درباره چنین پرونده‌ای اعمال یک محدودیت مختصر، نه ممنوعیت برای کار رسانه‌ای اشکالی ندارد.» حامد فرحبخش، روزنامه‌نگار باسابقه حوادث و سردبیر سابق مجله سرنخ، در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» از نحوه پوشش اخبار جنایی در رسانه‌ها می‌گوید. به اعتقاد فرحبخش، جزئیات در اخبار حوادث نباید منتشر شود، جزئیاتی که بر ذهن مردم تأثیر به‌سزایی می‌گذارد. در این ماجرا جزئیاتی در فضای مجازی منتــشــر می‌شــود که اصلا لــزومــی به نشر آن‌ها نیست؛ ولی صرفا به دلیل جذب مخاطب بیشتر این اطلاعات بازنشر می‌شوند. این درحالی است که در بسیاری از کشورها قواعد و ضوابط بسیار سفت و سختی برای انتشار چنین خبرهایی وجود دارد؛ مثلا گروه‌های فشار خانوادگی وجود دارند که به انتشار این اخبار هشدار و تذکر می‌دهند و معتقدند که اخبار خشونت‌آمیز نباید عرضه شود؛ ولی در ایران چنین چیزی وجود ندارد. مراجع قضایی هم به آن ورود نمی‌کنند و همین هم سبب شده که افرادبدون هیچ دلواپسی و واهمه‌ای در فضای مجازی به انتشار اخبار بپردازند؛ درحالی‌که شاید یک‌هزارم آن‌ها در دادگاه حضور نداشته‌اند و از آنچه نقل شده، خبر ندارند؛ برای مثال، در این روزها نقل‌قول‌هایی از جانب قاتلان ذکر می‌شود که من، بنا به تجربه‌ام مطمئن هستم، آن‌ها اصلا صحت ندارد و پدر و مادر خرمدین چنین حرف‌هایی نــزده‌انــد. همه این نقل‌قول‌ها و اظهارنظرها باعث تشویش افکار عمومی می‌شود و روح و روان آن‌ها را مخدوش می‌کند و می‌ساید؛ بنابراین لازم است گروه‌های تحت‌فشاری وجود داشته باشند تا از ذکر و انتشار این جزئیات جلوگیری کنند.

در روزهای اخیر، حجم انبوهی از خبرها در رابطه با قتل بابک خرمدین، خواهر و همسر خواهرش در فضای مجازی با جزئیات بسیار منتشر شد؛ به‌طوری‌که حالا تقریبا کمتر کسی است که این ماجرا را نشنیده یا درباره‌اش نخوانده باشد. هضم چنین خبر هولناکی برای جامعه، اما بسیار سخت و طاقت‌فرساست. با توجه به این موضوع و عدم تاب‌آوری جامعه، آیا چنین اخباری که در حوزه حوادث جنایی قرار می‌گیرند، باید پوشش داده شوند یا نه؟

این مسئله یک بحث طولانی است که از دوران روم باستان مطرح بوده؛ اینکه آیا پوشش اخبار باعث کاهش خشونت در جامعه می‌شود یا برعکس سبب افزایش آن. در این باره دو نظریه متضاد وجود دارد: اول اینکه، انعکاس خشونت از طریق رسانه‌ها باعث کاهش خشونت می‌شود؛ چون افراد آن را می‌بینند و تخلیه هیجانی می‌شوند؛ نظریه دوم، اما این است که نمایش یا انعکاس خشونت در جامعه باعث تحریک افراد می‌شود و خشونت را افزایش می‌دهد که این موضوع در نهایت به بیشترشدن خشونت منجر می‌شود. این دو نظریه همیشه بوده است و اصلا بحث تازه‌ای هم نیست؛ اما حد وسط این دو این است که اخبار حوادث، باید پوشش داده شود. بعد از انقلاب رسانه‌های ایران، اخبار حوادث را پوشش ندادند و روزنامه‌ها و رسانه‌ها اصلا صفحه حوادث را حذف کردند؛ به این دلیل که پوشش این اخبار باعث سیاه‌نمایی در جامعه می‌شود و به همین خاطر در یک دوره‌ای تمامی روزنامه‌ها از انعکاس اخبار مربوط به حوادث منع شدند؛ تا اینکه حوادث دوباره با انتشار هفته‌نامه «حوادث» و صفحه‌ای به این نام در روزنامه ایران در رسانه‌ها جای خود را پیدا کرد. اما باید توجه داشت که در آن دوره که حوادث منتشر نمی‌شد، بازهم انواع و اقسام حادثه‌ها به روش‌های جدید در جامعه رخ می‌داد؛ پس رسانه‌ها تأثیر مستقیمی بر وقوع آن‌ها نداشتند؛ بنابراین نپرداختن به اخبار حوادث هم کار چندان درستی نیست و باعث کاهش خشونت در جامعه نمی‌شود.

پس با توجه به این‌که از پوشش اخبار حوادث نمی‌توان چشم‌پوشی کرد، این خبرها را چگونه و بر اساس چه متر و معیاری باید در رسانه‌ها انعکاس داد تا نشر آن‌ها باعث افزایش خشونت در جامعه و همچنین خشم افکار عمومی نشود؟

اخبار حوادث نباید با جزئیات بسیار برای مردم عامه پوشش داده شود؛ زیرا این جزئیات به درد روان‌شناسان و آســیــب‌شنــاســان مــی‌خورد. نحوه انتشار اخبار حوادث به نوع رسانه نیز بستگی دارد که البته شاید بسته‌بندی و تفکیک رسانه‌ها تا 15 سال پیش که تنها رسانه‌ها وسیله انعکاس اخبار بودند، جواب می‌داد؛ اما اکنون که فضای مجازی در اختیار مردم قرار دارد، تفکیک بین رسانه‌ها چندان مؤثر نیست؛ مثلا چند سال پیش، روزنامه جام جم ویژه نامه‌ای به نام تپش منتشر می‌کرد که مخاطب آن قشر متوسط جامعه بودند. روزنامه همشهری نیز صفحه حوادث داشت که مخاطب آن، قشر فرهیخته‌تری بودند. من در هر دو روزنامه کار کرده‌ام. در روزنامه جام‌جم، جزئیات بیشتری از حوادث منتشر می‌شد؛ زیرا خواننده به ذکر جزئیات، علاقه زیادی داشت؛ ولی در همشهری این‌گونه نبود؛ چون خوانندگان همشهری خوانندگان سبز بودند؛ یعنی آدم‌هایی که به‌دنبال شادی و نشاط بوده و از قشر فرهیخته‌تری نیز بودند. حالا، اما این بسته‌بندی و تمایز در فضای مجازی وجود ندارد و هر کسی درباره حوادث، یک‌سری جزئیات را می‌نویسد، جزئیاتی که بر ذهن مردم تأثیر به‌سزایی می‌گذارد. در همین قضیه قتل بابک خرمدین، جزئیاتی در فضای مجازی منتشر می‌شود که اصلا لزومی به نشر آن‌ها نیست؛ ولی صرفا به‌دلیل جذب مخاطب بیشتر این اطلاعات بازنشر می‌شوند؛ این درحالی است که در بسیاری از کشورها قواعد و ضوابط بسیار سفت و سختی برای انتشار چنین خبرهایی وجود دارد؛ مثلا گروه‌های فشار خانوادگی وجود دارند که به انتشار این اخبار هشدار و تذکر می‌دهند و معتقدند که اخبار خشونت‌آمیز نباید عرضه شود؛ ولی در ایران چنین چیزی وجود ندارد. مراجع قضایی هم به آن ورود نمی‌کنند و همین هم سبب شده که افرادبدون هیچ دلواپسی و واهمه‌ای در فضای مجازی به انتشار اخبار بپردازند؛ درحالی‌که شاید یک‌هزارم آن‌ها در دادگاه حضور نداشته‌اند و از آنچه نقل شده، خبر ندارند؛ برای مثال، در این روزها نقل قول‌هایی از جانب قاتلان ذکر می‌شود که من، بنا به تجربه‌ام مطمئن هستم، آن‌ها اصلا صحت ندارد و پدر و مادر خرمدین چنین حرف‌هایی نزده‌اند. همه این نقل‌قول‌ها و اظهارنظرها باعث تشویش اذهان عمومی می‌شود و روح و روان آن‌ها را مخدوش می‌کند و می‌ساید؛ بنابراین لازم است گروه‌های تحت‌فشاری وجود داشته باشند تا از ذکر و انتشار این جزئیات جلوگیری کنند.

فیلم نحوه انتقال جسد در فضای مجازی منتشر شد. آیا بازنشر این فیلم در رسانه‌ها اقدامی درست است؟

معلوم نیست که آن فیلم خشونت آمیز با چه هدفی و از سوی چه کسانی در فضای مجازی منتشر شده است. فیلم ابتدا در فضای مجازی منتشر شد؛ سپس برخی از رسانه‌ها آن را بازنشر دادند، فیلمی که بسیار تکان‌دهنده و وحشتناک بود و بر روح و روان مخاطب تأثیر بسیاری دارد؛ چراکه گفته می‌شود، تاثیرگذاری هر فریم از عکس برابر با صدها مطلب است. انتشار این فیلم، جامعه را در شوک فروبرد که چطور ممکن است پدر و مادری با فرزند خود چنین کاری بکنند و دست به این جنایت بزنند. پس باید مشخص شود که این فیلم از کجا و به وسیله چه کسانی این‌قدر راحت در فضای مجازی دست به دست شده است؛ زیرا دسترسی به این فیلم موضوع بسیار حساسی است و حتی می‌تواند از نظر سیاسی نیز برای جامعه دردسرساز شود. در خیلی از کشورها چنین جنایت‌هایی رخ می‌دهد؛ اما نکته اساسی این است که انعکاس و بازنمایی آن‌ها در رسانه‌ها به‌درستی مدیریت می‌شود؛ برای مثال، اخبار مربوط به‌صورت قطره‌چکانی منتشر می‌شود؛ نه به صورت یک‌دفعه و ناگهانی که مردم را در شوک فرو ببرد. مردم نمی‌توانند با چنین موضوعی کنار بیایند و آن را هضم کنند. برای همین هم لازم است انعکاس این اخبار به درستی مدیریت شود. در رابطه با انتشار اخبار مربوط به خودکشی نیز در همه جای دنیا دقت زیادی وجود دارد؛ برای مثال، گفته می‌شود اصلا خبر مربوط به خودکشی نباید منتشر شود؛ زیرا این اخبار مانند یک تکانه است و فردی که تصمیم به خودکشی دارد، ممکن است با خواندن این اخبار یک لحظه تحریک شود و دست به چنین کاری بزند. متأسفانه در ایران، قوانینی در این باره وجود ندارد و خود این مسئله مشکل‌ساز است.

در روزهای گذشته بسیاری از اهالی رسانه در فضای مجازی در این باره اظهارنظر کردند و تحلیل‌های بسیاری ارائه دادند. واکنش خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به چنین اتفاق‌هایی به‌ویژه در فضای مجازی باید چگونه باشد؟

تجربه نشان می‌دهد زمانی که چنین حوادثی به وجود می‌آید، برخی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران نیز جوزده می‌شوند و بدون اینکه بخواهند، به پیچیدگی ماجرا دامن می‌زنند؛ برای مثال، اکنون در توییتر خبرنگاران و روزنامه‌نگارانی در این باره اظهارنظر می‌کنند که هیچ اطلاعی از ابعاد قضیه ندارند. از تشکیل این پرونده تنها چند روز گذشته است و فقط اطلاعات اولیه منتشر شده، به همین دلیل نباید به این صورت به آن پرداخته شود. مسئولان قضایی نیز باید آن را مدیریت کنند؛ برای مثال، انتشار اخبار مربوط به قتل دختر و داماد قاتلان با یک تأخیر زمانی اتفاق می‌افتاد؛ زیرا همان‌طور که اشاره کردم، جامعه هنوز در شوک است و نتوانسته خبر اول را هضم کند. از سوی دیگر، اکنون بیشتر کودکان نیز به فضای مجازی دسترسی دارند و ممکن است از این اخبار مطلع شوند. انتشار این اخبار با جزئیات کامل، برای کودکان مشکلات روحی‌روانی زیادی را به وجود می‌آورد. چون آن‌ها قادر نیستند تفاوتی بین خانواده خود و خانواده خرمدین قائل شوند، به همین خاطر این تصور در ذهن آن‌ها به‌وجود می‌آید که ممکن است زمانی پدر و مادر من هم عصبانی شوند و چنین بلایی را برسرم بیاورند. به نظرم بهتر بود روان‌شناسان و آسیب‌شناسان در این رابطه صحبت می‌کردند تا جامعه قدری آرام بگیرد؛ همچنین همان‌طور که اشاره کردم، گروه‌های فشاری نیز باید به وجود آیند تا از انتشار فیلم‌هایی همچون فیلم انتقال جسد خرمدین جلوگیری کنند. اگر این اقدامات انجام نشود، جامعه به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اکنون همه خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها و کانال‌های تلگرامی اقدام به انتشار این اخبار می‌کنند؛ درحالی‌که باید بسته‌بندی صورت بگیرد و مخاطبان بتوانند انتخاب کنند و ناخواسته در معرض این اخبار قرار نگیرند.

تهیه گزارش‌های میدانی، از جمله اقدامات دیگری است که معمولا پس از رخ‌دادن چنین حوادثی از سوی خبرنگاران شاهد هستیم. آیا تهیه چنین گزارش‌هایی درست است و اقدامی حرفه‌ای به شمار می‌آید یا می‌تواند روند رسیدگی به پرونده را مختل کند؟

این موضوع یک روال حرفه‌ای در تمام دنیاست و ما نمی‌توانیم از آن دوری کنیم. درواقع یکی از بخش‌های مهم در انعکاس اخبار مربوط به حوادث، گفت‌وگو با شاهدان حادثه است و موضوعی منطقی به شمار می‌آید. اما این مسئله باید پس ذهن خبرنگار قرار بگیرد که در گزارش‌ها و گفت‌وگوهای میدانی، همسایه‌ها و اطرافیان چندان از واقعیات اطلاع ندارند؛ برای مثال، یادم هست پرونده قتلی را چند سال قبل از نزدیک دنبال می‌کردیم که اتفاقا بسیار حاشیه‌ساز و جنجالی بود. با همسایه‌ها صحبت کردیم و خیلی از آن‌ها حرف‌هایی را درباره ماجرای قتل زدند. زمانی که با قاضی پرونده صحبت کردیم، شاهدان اعتراف کردند ماجرا را ندیده‌اند و آنچه گفته‌اند بر اساس مطالبی بوده است که در رسانه‌ها خوانده‌اند.