در جندی‌شاپور به چه زبانی علم می‌آموختند؟!

پاسخ به این پرسش که آموزش پزشکی، ریاضیات، نجوم و فلسفه در آموزشگاه جندی‌شاپور به چه زبانی بوده، تا اندازه‌ای دشوار و نیازمند مطالعه بیشتری است؛ اما مهم است که به این پرسش پاسخ بدهیم که آیا از زبان پهلوی استفاده می‌کرده‌اند یا زبان دیگری را به کار می‌گرفتند. برای پاسخ به این پرسش به پژوهش‌های دکتر شهرام جلیلیان مراجعه می‌کنیم و در مجال اندک سعی می‌کنیم پاسخ درخوری به این پرسش مهم بدهیم.

در کتاب «انتقال علوم یونانی به عالم اسلام» نقل شده: «شهر جندی‌شاپور، نشیمنگاه اسیران جنگی رومی و کوچ‌یافتگان شهر انتاکیه بود که گروهی از آنان به زبان یونانی و گروهی به زبانِ سریانی سخن می‌گفتند. اما جندی‌شاپور شهری ایرانی و در سرزمین خوزستان بود و پیداست که دیگر مردمان جندی‌شاپور هم، ایرانیان بودند که زبان آنان می‌توانست فارسی میانه یا یکی دیگر از زبان‌های ایرانی بوده باشد.»
از همین کتاب نقل شده که باور بیشتـــر پژوهشگران این است که دانـش‌هــای گوناگون در آموزشگاه جندی‌شاپور به زبان سریانی یا یونانی آموزش داده می‌شده است. به عقیده ادوارد براون در کتاب «طب اسلامی»، استادان یونانی‌زبان در جندی‌شاپور، پاره‌ای از متن‌های یونانی را به همین زبان آموزش می‌داده‌اند؛ اما چنان‌که واژگان و اصطلاحات فارسی دارو و داروشناسی در زبان عربی نشان می‌دهند، در جندی‌شاپور از زبان فارسی میانه هم به‌ویژه در داروسازی استفاده می‌شده است.
تردیدی نیست که در دوران ساسانیان و دو سده نخستین دوره اسلامی، در خواندن و نوشتن متن‌های پزشکی از زبان سریانی استفاده می‌شده؛ اما ما می‌دانیم که پزشکان جندی‌شاپوری در بغداد، با این‌که سریانی‌زبان بودند و تألیفات و ترجمه‌هایی به این زبان داشتند، زبان عربی (زبان رسمی علم و دانش در دنیای اسلام) را نیک می‌دانستند و در تألیف کتاب‌های خود از آن استفاده می‌کردند و حتی پشتیبان مترجمانی همچون حنین بن اسحاق در ترجمه متون از یونانی و سریانی به عربی بودند. چنان که در کتاب «عیون الانباء فی طبقات الاطباء» آمده: عیسی بن چهاربخت، شاگرد جورجیوس بن بختیشوع، سه مقاله از مجموعه تفسیرهایی که جالینوس درباره «کتاب‌الفصول» بقراط نوشته بود و حنین بن اسحاق آن را در هفت‌مقاله به زبان سریانی ترجمه کرده بود، به عربی درآورد. پزشکان جندی‌شاپوری، همانند دیگر نویسندگان و دانشمندان بزرگ دنیای اسلام، بهتر می‌دیدند که همه یا بخش‌هایی از نوشته‌های خود را به زبان عربی که زبان رسمی دانش و فرهنگ دنیای اسلام بود، بنویسند؛ اما همیشه در گفت‌وگوهای روزانه و مناظره‌های شفاهی خود درباره پزشکی از زبان فارسی سود می‌جستند. گذشته از گزارش‌های تاریخی فراوان درباره پزشکان جندی‌شاپوری در بغداد از زبان فارسی، گواه دیگر این موضوع، وجود واژه‌ها و اصطلاحات پزشکی ایرانی در زبان عربی است که بی‌گمان نتیجه استفاده از زبان فارسی و میراث پزشکی ایرانی در بغداد است. در حقیقت، پزشک نسطوری جندی‌شاپوری در آمیختگی با جامعه اسلامی، زبان عربی را آموخت؛ اما همواره تسلط خود به زبان فارسی را نگاه داشتند. در همین کتاب آمده: هنگامی که صاحب بن عبّاد (۳۲۶_۳۸۵ ه‌ق)، از وزیران بزرگ دیلمی، در ری بیمار شد و برای درمان خود از عضدالدوله دیلمی پزشک خواست، انجمن پزشکان درباری با بیان اینکه جبرائیل‌بن عبیدالله زبان فارسی را نیک می‌داند، وی را برای درمان وزیر دیلمی پیشنهاد دادند.
به روایت «الفهرست» ابن ندیم، یوحنا بن ماسویه جندی‌شاپوری در نهضت ترجمه متون پزشکی فعالیت داشت و گذشته از زبان‌های سریانی، عربی و فارسی، با زبان یونانی هم آشنا بود و گفته می‌شود که خود یوحنا چند متن پزشکی یونانی را به سریانی ترجمه کرده و البته نکته مهم‌تر این‌که وی حنین بن اسحاق، یکی از بهترین شاگردان خود را به ترجمه متن‌های یونانی فراخوانده بود.
یک قضاوت دقیق‌تر و درست‌تر درباره مسئله زبـان عـلـمـی در جنـدی‌شــاپـور، دیدگاه زنده‌یاد محمد محمدی ملایری، پژوهشگر بزرگ ایرانی است که در کتابش با عنوان «فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی» می‌گوید: جندی‌شاپور از آغاز پیدایش تا دوره خسرو انوشیروان (۵۳۱_۵۷۹ م) بیشتر رنگ و بوی مسیحی و یونانی داشته و پزشکان جندی‌شاپوری بیشتر ناایرانی و مسیحی بوده‌اند و ازاین‌رو، متن‌های علمی پزشکی هم به زبان سریانی یا یونانی آموزش داده می‌شده‌اند. اما در دوره خسرو انوشیروان، با آغاز شدن نهضت فرهنگی ایران که یکی از ویژگی‌های مهم آن، رنگ و بوی ملی و ایرانی‌اش بود، آموزشگاه پزشکی و بیمارستان جندی‌شاپور هم چهره‌ای ایرانی به خود گرفت و زبان پهلوی (فارسی میانه)، زبان علمی آموزش پزشکی شد.