این نظریهپرداز ارتباطات در ادامه با بیان اینکه سوگواری احساس غم بسیار عمیق و طبیعی است، افزود: این احساس از زمان فقدان عزیز تا بازگشت شرایط زندگی برای فرد به وجود میآید و چهل روز سوگواری حاصل تجربه طولانی زیسته انسان است.
به گفته او، اگر طولانیبودن دوره سوگواری در تنهایی گذرانده شود، رنج آن بسیار بیشتر خواهد بود؛ البته جایگاه فرد متوفی نیز در این میان مهم است. به همین دلیل افراد بسته به فرهنگی که در آن زندگی میکنند، در زمان سوگواری کنشهای مختلفی از خود نشان میدهند که این واکنشها از شمال تا جنوب کشور با یکدیگر متفاوت است.
سوگ تنهایی فرد را در ارتباط با خود غرق میکند
محسنیان راد در ادامه، اندوه عمیق در دوران کرونا را به دو دسته تقسیم کرد و گفت: این سوگواریها یا با همراهی دیگران یا بدون حضور آنها انجام میشود. هیچ واژهای همانند کرونا در دنیا مؤثر واقع نشد؛ هر چند در دوران قبل نیز رخدادهایی شبیه به آن رخ داده بود، اما انعکاس آن، این مسئله را خاص و متفاوت کرد.
به گفته این مدرس دانشگاه، جایگاه سوگواری در هرم وابستگی فرد و وزن ارتباط با فرد از دسترفته و همچنین درجه انتظار خبر قابل مشاهده است.
اصلیترین کارکرد سوگواری پرهنجار این است که حواس فرد را پرت میکند و مانع از ارتباط او با دیگران میشود. سوگِ تنهایی، فرد را در ارتباطی با خود غرق میکند که دردناک است و پیامدهایی را دربر دارد و ممکن است بسیار طولانی، حتی به قدمت حیات بشر باشد، اما با این حال این مسئله مبهم است. حتی فردی مثل «مولوی» در آثار خود اعتقاد به جهان پس از مرگ را منعکس کرده، وقتی میگوید به کجا آمدهام آمدنم بهر چه بود؟ / به کجا میروم آخر ننمایی وطنم؟
این نظریهپرداز ارتباطات در ادامه با بیان اینکه وقتی فرد در موقعیت سوگواری قرار میگیرد، سعی میکند آنچه را میشنود و میخواند و میبیند و آنچه در جریان ارتباط با خودش رخ میدهد را با ارزشها و باورها سازگار کند، گفت: در این میان، کسی که اعتقاد به دنیای آخر ندارد، قادر نیست طور دیگری ادراکِ انتخابی کند. شناخت ارتباط با خود، برایش بسیار مشکل است.
او گفت: وقتی انبوهی از محرکها به سمت فرد هجوم میآورد و باعث آزار او میشود، فرد با توسل به ادراک انتخابی سعی میکند میزانی از این اندوه را خارج کند تا در آن لحظه آزار کمتری ببیند. این اتفاق را بگذارید در کنار یک اصل دیگر که فرد معمولا ارتباط با خود را هنگامی انجام میدهد که تنهاست؛ موضوعی که باعث میشود فرد نتواند از تنهایی بیرون آید.
گوش دادن همدلانه توصیه میشود
به گفته این نظریهپرداز حوزه ارتباطات، تحقیقات نشان میدهد کسانی که با سوگوار صحبت میکنند و جملاتی نظیر «راحت شد، خواست خدا بود، قوی باش و…» را به او میگویند، فقط 3درصد توانستهاند به فرد سوگوار کمک کنند؛ درحالیکه اصل تسلی دادن به فرد عزادار حضور در کنار او و گوشدادن به او و درواقع اصطلاحی به نام «خدمت حضوری» است؛ یعنی نیاز نیست افراد حرفی بزنند یا کاری بکنند، همین که فرد سوگوار بداند تنها نیست برایش کافی است.
محسنیان راد در ادامه با اشاره به مفهوم «گوش دادن همدلانه» گفت: تا پیش از این گوشدادن در مفاهیم ارتباطی کاربرد نداشت و تنها تمرکز بر صحبتکردن و انتقال پیام بود. حالا، اما گوش دادن فصلی از ارتباطات است که انواع مختلف دارد و یکی از آنها گوشدادن همدلانه است که به شدت به همراهان فرد سوگوار توصیه شده است.
او با اشاره به کارکردهای گوشدادن همدلانه، بیان کرد: گوشدادن باعث تخلیه نگرانیهای فرد سوگوار و آرامش او میشود. همچنین اعتقاد به دنیای آخرت، پذیرش مرگ برای خود و دیگران را فوق العاده راحت میکند. زمانی که فرد سوگوار با صدای بلند صحبت میکند، چیزهای جدیدی برایش پدیدار میشود که تا پیش از این از آن بیخبر بوده است.
این مدرس دانشگاه در ادامه با بیان اینکه ارتباط درون فردی با تفکر فرق میکند، بیان کرد: گوش دادن همدلانه ممکن است باعث شود تا فرد راه حلی برای سوگ خود بهدست آورد و به یک آرامش نسبی برسد.
پس از شیوع کرونا و افزایش مرگ و میر در آن مرگهای دیگری هم دچار این مسیر شدند و افراد به خاطر مسائلی چون رعایت فاصله اجتماعی نتوانستند آنگونه که باید سوگواری کنند. این موضوع را در آینده اندیشمندان قضاوت میکنند که سوگواری نکردن چه تأثیراتی بر مردم خواهد گذاشت.
مرگ؛ معمای بشریت
در ادامه این وبینار، فاضلی با اشاره به «مسئلهشدن» سوگ در کشور افزود: از لحظهای که انسان به دنیا آمد، مرگ نیز متولد شد و از همان لحظه نیز ماتم و اندوه و غم ازدستدادن بر دل انسانها مینشیند. همین باعث شد تا مرگ کم کم به عنوان مجموعهای از معناها و در عین حال راهبردها و الگوهایی که انسانها برای رویارویی در زندگی شکل میدهند، در کانون فرهنگهای مختلف قرار گیرد. در این میان، مجموعهای از راهبردهای فرهنگی و اجتماعی و طرحوارههای شناختی برای معنادارکردن مرگ به وجود آمد که به آن آیینهای مرگ میگویند، مثل تشییع جنازه و کفن و دفن و… که منجر به تسلی خاطر انسانها میشود.
فاضلی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه آیینهای مربوط به سوگواری، هویت فرهنگها و قومها و ملتها را برملا میکنند، افزود: مسئله مرگ از معماهای بزرگ بشر است و ماتم و احساس غم و اندوهی که انسان به دلیل فقدان تجربه میکند، اندوهی اصیل و عمیق و همه جانبه است. به خاطر همین هم مسائل مربوط به مرگ در فرهنگهای گوناگون اهمیت زیادی دارند.
به اعتقاد این مردمشناس، مسئله شدن آیینهای مرگ، شیوه خاصی از برساختشدن مرگ و معنای آن را شکل میدهد. در کشور ما آیینهای مربوط به مرگ به شیوههای خاصی در دوران مختلف برگزار شده است. در دوره معاصر که از قاجار شروع میشود، اما با گسستی تاریخی در معنای مرگ در جامعه روبهرو شدهایم که منجر به تغییر در زندگی ایرانیها شده و این مسئله در دوران کرونا نمود بیشتری پیدا کرده است.
مرگ دستکاری شده است
فاضلی در ادامه با بیان اینکه مرگ دیگر امری طبیعی و زیستی و تقدیر ازلی و ابدی نیست، افزود: مرگ معناهای تاریخی خودش را از دست داده و امری بدیهی تلقی نمیشود؛ بلکه امری است که میتوان آن را کنترل کرد یا به تأخیرش انداخت و برداشتهای متنوع از آن داشت؛ درواقع فرایندهایی که در 150 سال اخیر به وجود آمده، مرگ و سوگ را دستکاری و بوروکراتیک کرده است.
این مردمشناس در ادامه با اشاره به اینکه سوگواری اگرچه در خلوت و تنهایی تجربه میشود، اما رمزگان عاطفی و احساسی ماتم را شکل میدهد، تصریح کرد: بخشی از این مسئله به برساختهای فرهنگی و اجتماعی و تاریخی برمیگردد. اتفاقی که در ایران افتاده این است که با تحول شهرها، اولین مواجهه با مرگ شهری شروع میشود؛ همین جاست که آرامستانها هویت جدیدی در فضاهای شهری پیدا میکنند و پس از آن به خارج از شهرها منتقل میشوند. سمبل همه اینها نیز بهشت زهراست.
او در بخش دیگری از سخنانش اضافه کرد: همه اینها عقلانی شدن مواجهه جامعه ایران با مرگ را نشان میدهد؛ تجاریشدن، مصرفیشدن و عرفیشدن مرگ و آیین مرگ را میتوان نتیجه این تغییرات در نظر گرفت.
مرگ پیچیده یا پاتولوژیک!
این مردمشناس دربخش دیگری از سخنانش بیان کرد: در دوران کرونا وجوه مادی مرگ (از قبیل انتشار آگهی ترحیم، خرید سنگ قبر، برگزاری مراسم در سالنها و…) که پیشتر پررنگ بود، کمرنگ و رویارویی افراد با مرگ بیشتر درونی شد. ماتمزدایی از سوگ سالها قبل در جامعه رخ داده؛ کرونا این سوگ را حالا کم کرده و شرایطی را بهوجود آورده که امکان سوگواری در آن فراهم نیست.
به گفته فاضلی، اکنون عزاداریها هم خالی از محتوا شدهاند و جنبه معنایی عمیق آن تاحد زیادی دستکاری شده و اصالت خود را (در سایه ایدئولوژیهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی) از دست دادهاند.
روحالله شهابی، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نیز در پایان این وبینار به ایراد سخن پرداخت و از سوگ پیچیده یا «پاتولوژیک» سخن گفت.
شهابی در ادامه سخنانش به عواملی که سوگ پیچیده را رقم میزنند اشاره کرد و به تبیین آنها پرداخت: «مشخصههای تروماتیک ناشی از مرگ کرونا؛ این مرگ ناگهانی است که بسیار سریع و در تنهایی رخ میدهد و فرد در تنهایی محض فوت میکند و فرصت خداحافظی با نزدیکانش را هم ندارد؛ همانطور که این امکان برای نزدیکان او هم وجود ندارد. تحقیقات نشان میدهد آشنایان این افراد دو یا سه برابر احتمال ابتلا به سوگ پاتولوژیک دارند و ضربه روحی شدیدی را تجربه میکنند.»
نحوه گزارش و به تصویرکشیدن مرگ ناشی از کرونا در رسانهها یکی دیگر از دلایلی است که سوگ پیچیده را رقم می زند. شهابی در این باره گفت: مطالعهای خارج از ایران نشان میدهد که رسانهها تأکیداتی مانند احساساتگرایی، استیصال و غیره را در مورد مرگ ناشی از کرونا توصیف کردهاند. این مطالعه واقعیت رسانهای است که از مرگ وجود دارد. چنانچه این احساساتگرایی متعادل نباشد، ممکن است منجر به حساسیتزایی شود؛ همانطور که درحال حاضر، تعداد فوتیها به رقم خلاصه شده و همراهی اجتماعی را کاهش داده است.
او با اشاره به مفهومسازی و گفتمان سوگ، تصریح کرد: مفهومسازی در اینکه یک جامعه مرگ عزیزان خود را چگونه تفسیر و درک میکند تأثیر دارد. ساخت مفهوم سوگ در دوران کرونا از حوزه عمومی مرتبط با آیینها به سمت پزشکیشدن و فردیشدن پیش رفته است.
ماهیت اجتماعی سوگ یکی دیگر از عواملی است که از نظر شهابی باعث و بانی مرگهای پیچیده میشود: «سوگواری ماهیتی اجتماعی دارد و در محیطی که افراد بتوانند سوگوار را حمایت کنند، سوگ آسانتر رفع میشود؛ مسائلی مثل پاندمی کرونا اما این حمایت اجتماعی را خدشه دار کرد.»
او در بخش دیگری از سخنانش به ویژگیهای فردی نیز اشاره کرد و آن را هم یکی دیگر از عوامل ظهور مرگهای پیچیده دانست و افزود: سازگاری افراد با سوگ، جداییهای گذشته و وسواس و اضطراب فرد در مواجهه با مشکلات قبلی، کیفیت رابطه فرد با متوفی در طی شدن طبیعی سوگ یا تبدیلشدن آن به یک سوگ پیچیده اثرگذار است.
شهابی با اشاره به عامل تصمیمات اتخاذ شده در حوزه سلامت عمومی بیان کرد: اقدامانی در این دوران از سوی کمیتههای تصمیمگیرنده اتخاذ شد، ممکن است خشم و عصبانیت افراد بازمانده را رقم بزند که در فقدان آیینهای سوگواری، روند مواجهه با سوگ را سختتر و طولانیتر میکند.