استان اصفهان نیز یکی از استانهایی است که در خط سوم این پروژه، قرار است آب خلیج فارس به آن منتقل شود. صنایعی همچون فولاد مبارکه و ذوبآهن و پتروشیمی از جمله سهامداران اجرای این طرح هستند و آنطورکه گفته میشود این پروژه آبرسانی به منظور تأمین آب پایدار برای صنایع است؛ این درحالی است که اجرای این طرح و گسترش صنایع، باعث نگرانی فعالان محیطزیست شده است؛ چراکه از نظر آنها اصفهان به هیچ وجه ظرفیت توسعه صنایع را ندارد. محمود حسینی، مدیرعامل شرکت تأمین آب اصفهان که از مجریان این طرح است، به «اصفهانزیبا» میگوید: «نمیتوان این صنایع را به استانهای دیگر منتقل کرد؛ درواقع انتقال صنایع از اصفهان به زبان آسان است، ولی اصلا شدنی نیست. بنابراین و با توجه به اسناد بالادستی، آب پایدار و ایمن برای این صنایع باید فراهم شود. بهعبارت دیگر صرفه و صلاح آن است که به جای انتقال این صنایع به کنار دریا و جنوب، آب دریا را به کنار صنایع دشت مرکزی بیاوریم. براساس اسناد بالادستی، اقتصاد اصفهان از صنایع فلزی و شیمیایی باید به سمت و سوی دیگر مثل فناوریهای نو و برتر سوق یابد. همچنین صنعت گردشگری باید ترویج شود. علاوه بر این، باید از موقعیت اصفهان که در مرکز کشور قرار گرفته است، استفاده و صنعت حملونقل در این استان ترویج شود. بارگذاری بیش از حد بر رودخانه نیز با توجهبه وضعیت کنونی آن، ممکن نیست. پس برای حفظ صنایع موجود، باید آب پایدار و لازم تأمین شود که با اجرای این طرح، این اتفاق میافتد.»
چاهها خشکید، طبیعت ورشکسته شد
اما انتقال این آب چه تبعات زیستیمحیطی را میتواند به همراه داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال، حسین مرادی، عضو هیئتعلمی گروه محیطزیسـت دانشگاه صنعتی اصفهان با بیان اینکـه آب و خشکسالی قصه پرغصهای است که از زمان کوروش کبیر، دامنگیر سرزمین ایران بوده است، به «اصفهانزیبا» میگوید: به همین دلیل بوده است که خردمندان این سرزمین همیشه به فکر چارهای برای دسترسی پایدار به منبع آب بودهاند. زیرا منابع آب سطحی کفاف نیازهای مصرف مردمان را نمیداد.
اینجاست که اولین بار در ایران بحث «انتقال آب» از سفره زیرزمینی به سطح زمین با احداث قنات قصبه گناباد به عنوان یک شاهکار مهندسی ایرانی در حدود 2700 سال پیش شکل میگیرد. شاید بتوان ایرانیان را اولین بانیان انتقال آب دانست. اما قنات یک راهحل پایدار بهره برداری از منابع آب است. نکته در اینجاست که میزان تغذیه منبع و برداشت در قنات بهطور طبیعی کنترل شده و تا زمانی که این موازنه بههم نخورد دسترسی پایدار هم وجود خواهد داشت.
به گفته او، با دستیابی انسان به توسعه سدسازی انتقال آب صورتی دیگر به خود گرفت؛ انتقال آب بینحوزهای. با احداث سد، پهنه آبی ایجادشده در مقایسه با رودخانه چنان «توهم فراوانی آب» به بهرهبرداران میدهد که سرمستانه بارگذاری بیش از حدی بر دوش این منبع آبی میگذارند، غافل از اینکه همچنان موازنه تغذیه برداشت برقرار ضروری است. اما اینچنین نشد! سدسازی و انتقال بینحوزهای جوابگوی تقاضا نشد!
عضو هیئتعلمی گروه محیطزیست دانشگاه صنعتی اصفهان ادامه میدهد: به موازات این انتقالات سنگین چاههای عمیق متعدد شبانهروزی به تخلیه منابع زیرزمینی مشغول بودند و دیگر خبری از آن موازنه نبود و فقط برداشت بود که اولویت داشت و کسی به فکر مهلتدادن به طبیعت برای بازسازی و تغذیه منابع زیرزمینی نبود. درنهایت، طبیعت با خشکشدن چاهها «ورشکستگی» خود را اعلام میکند و با فرونشست زمین هشداری بسیار جــــــــدی به بهرهبرداران میدهد.
شاید بتوان فرونشست زمین را بزرگترین سیلی طبیعت بر گوش ناشنوای انسان امروزی نامید. بااینحال، انواع مصارف امروزی و برنامههای توسعه آینده نمیتوانند نادیده گرفته شوند و باید چارهای اندیشید؛ انتقال آب از دریا یا برداشت از آبهای ژرف! اینها دو راهکار برای جبران کمآبی فلات ایران هستند. آبهای ژرف که حاصل تغذیه منابع آب زیرزمینی طی هزاران سال است و کمتر از 1/0درصد آنها تجدیدپذیر بوده و پشتوانه همیشگی تمدن ایران زمین است، باید بماند. اگر روزی از سر ناچاری دست به همچنین اقدامی در ایران زده شود، آنروز سیاه را باید روز ورود به پایان تمدن در فلات ایران نامید. این آخرین راهحل تأمین آب برای ایران باید بماند.
او بااشاره به شیرینسازی و انتقال آب دریاهای آزاد، تصریح میکند: کشورهای مختلفی هستند که تمام یا بخش بزرگی از نیاز آبی خود را ازطریق شیرینسازی آب از دریا تأمین میکنند. بااینحال، برعکس منابع سطحی و زیرزمینی آبهای شیرین، حجم آبهای دریاهای آزاد بسیار گسترده است.
اما باید توجه داشت که هرگونه برداشت یا دستکاری در طبیعت مشکلات خاص خود را دارد، بنابراین، الزامات خود را نیاز خواهد داشت. در کشور ما مثالهای متعددی از بیتوجهی به پیامدهای طرحهای بزرگ قبل از اجرای آن وجود دارد که درنهایت منجر به فجایع زیستمحیطی در حوزه دریاچه ارومیه، جلگه خوزستان و حوزه زایندهرود شده است که باید از همه آنها درس گرفت. مقایسه اثرات محیطزیستی آبشیرنکنها برای کشوری مانند ایران با کشورهای اطراف خلیجفارس قیاسی منطقی نیست. چراکه نه از نظر جمعیت و نه از نظر میزان مصرف و نیاز به آب شیرین قابل قیاس نیستند.
فاجعه در راه است
به اعتقاد او، نیاز و مصرف کشور ایران به آب شیرین چندین برابر کشورهای منطقه خلیج فارس است و اگر بنا باشد کشور ایران بخش اعظم نیاز به آب شیرین خود را از آب دریا تأمین کند، شاید امری ناممکن باشد. به همین منظور قبل از ورود جدی به استفاده از شیرینسازی آب دریا باید تلاش کرد تا همه راههای مختلف برای تأمین آب از طرق مختلف را تجربه کرد. برای رفع نیاز آبی الزاما نباید آب بیشتری را به کنترل درآورد و چهبسا با راهکارهای مدریت مصرف و افزایش بهرهوری بتوان آب صرفهجوییشده را در بخش دیگری به کار گرفت.
بنابراین، قبل از ورود به بحث انتقال آب از دریا به این سؤال کلی جواب داد که آیا انتقال آب از دریا آخرین راهحل یا راه حل بهینه است؟ یا سؤالاتی از این قبیل که آیا مدیریت بهینه آب بهشکل حوزهای صورت میگیرد؟ آیا بارگذاری بر منابع آب به گونهای هست که بتوان از آن بهرهبرداری پایدار داشت؟ آیا تمامی راهکارهای کاهش مصرف در بخشهای کشاورزی، صنعت یا شرب صورت گرفته است؟ آیا برنامه سازگاری با تغییر اقلیم تدوین و اجرا شده است؟ آیا ذینفعان خود را ملزم به اجرای مفاد این برنامه میدانند؟ بازده این برنامه چقدر بوده است؟ در هریک از این سؤالات یک راهحل منطقی نهفته است.
او ادامه میدهد: حال اگر به تمامی این سؤالات جواب داده شد که تمامی راهکارهای منطقی فعلی منجر به تأمین و رفع تقاضای موجود نشده است، اینجاست که راهحل انتقال آب از دریا، در برابر استفاده از آبهای ژرف، میتواند یک گزینه منطقی باشد. بااینحال، برنامهریزی و اجرای برنامههای انتقال آب از دریا الزاماتی دارد. یکی از اصول اساسی محیطزیست اصل «تأخیر زمانی» است؛ بدین معنی که پیامدهای دستکاری در محیطزیست به شکل تأخیر زمانی، خود را به نمایش میگذارند. بنابراین، صنایع شیرینسازی آب دریا از مهمترین و تأثیرگذارترین صنایع بر محیطزیست دریایی از جهت تخلیه تلخابهاست.
اگر بنا باشد تمامی پـروژه برنامهریزی شده شیرینسازی آب دریا در سواحل جنوبی ایران اجرا شود، در آینده باید منتظر بروز فاجعه در زیستگاههای ساحلی ایران باشیم. بنابراین، مکانیابی برداشت آب از دریا و تأسیسات شیرینسازی، تخلیه پساب حاصله و نحوه انتقال آن باید به گونهای باشد که حداقل اثرات محیطزیستی را داشته باشد.
او با اشاره به اینکه از دیدگاه اقتصادی اجتماعی، ظاهر امر انتقال آب در راستای امنیت اقتصادی و اجتماعی مردم انجام میشود، میگوید: بااینحال، با مقایسه قیمت تمامشده آب شیرین در حال حاضر و آب حاصل از شیرینسازی از دریا میتوان دریافت که در صورت استفاده مردم از آب انتقالی، هزینه آب یکی از اصلیترین هزینههای خانوارها در آینده خواهد بود. اما به نظر میرسد که بهرهبرداران اصلی آبهای انتقالی، صنایع باشند. قیمت تمامشده کالاها بسیار بالاتر خواهد بود؛ چراکه با آب گرانتر تولید شده است. در نهایت این مردم هستند که باید این بها را بپردازند که این موضوع به هیچ عنوان منجر به امنیت اقتصادی و اجتماعی نخواهد شد.
در این بخش، باید از متخصصان و صاحبنظران اقتصادی و اجتماعی کمک گرفته شود تا همه هزینهها و فایدهها و پیامدهای احتمالی برنامههای انتقال آب دریا مورد تحلیل قرارگیرد. بنابراین، قبل از ورود به مرحله اجرایی انتقال آب از دریا باید تمامی جوانب محیطزیستی، اقتصادی و اجتماعی آن کاملا مورد ارزیابی قرار گیرد. درغیراینصورت، بازنده نهایی مردم ایران و تمدن ایران خواهد بود.
برخی از پروژههای انتقال آب اشتباه است
در همین باره، عیسی ابراهیمی، عضو هیئتعلمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان نیز در گفتوگو با «اصفهانزیبا» با بیان اینکه انتقال آب در برخی از حوضههای داخلی کشور انجام شده است، تصریح میکند: برخی از این پروژههای انتقال آب اشتباه انجام گرفته و حالا کسی حاضر به پذیرش این اشتباه و جبران آن نیست. انتقال آب بینحوضهای ممکن است در برخی از زمینهها با موفقیت انجام شود و درآمدزایی کند؛ هرچند تخریبهای محیطزیستی نیز به واسطه اجرای این پروژهها صورت گرفته است.
تنها راهحل یا یکی از راهکارهای موجود؟
ابراهیمی با اشاره به استفاده از منابع آبهای دریایی میگوید: در بسیاری از کشورها آبهای دریایی تنها منبعی است که در دسترس افراد قرار میگیرد. در کشور ایران نیز با توجه به تغییرات اقلیمی که درحال حاضر رخ داده، آب به اندازه کافی برای شرب وجود ندارد؛ بنابراین یکی از منابعی آبی که میتوان به آن توجه کرد، آب دریاست.
عضو هیئتعلمی دانشگاه منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان با بیان اینکه انتقال آب دریا از چند جهت قابل توجه است، تصریح میکند: برای اجرای این پروژه باید درنظرگرفت که هزینه آبشیرینکنها به چه میزان است و انتقال آب چه اثرات زیستمحیطی به جای میگذارد و همچنین هزینه حفظ و نگهداری سازههایی که به این منظور ساخته میشود، چقدر است؟ آیا انتقال این آب به منظور توسعه صنایع مقرونبهصرفه است؟ طول مسیر چقدر خواهد بود و اختلاف ارتفاع با سطح دریا چقدر خواهد بود و سؤالاتی از این قبیل و سپس آنها را با کاربردهای این آب مقایسه کرد.
ابراهیمی در ادامه بیان میکند: بهرهبرداری از آب دریا و شیرینکردن آن گاهی یکی از راهکارهاست و گاهی تنها راهحل است؛ اما برای چه مصارفی و با طیکردن چه مسافتی؟ فولاد در اصفهان و یزد توسعه یافته است؛ درحالیکه عاقلانهتر این بود که فولاد در استانهای جنوبی و مجاور دریا توسعه پیدا کند. سؤال این است که آیا با انتقال آب دریا میزان آبی که به صنایع اختصاص مییافت، دوباره به اکوسیستم طبیعت برمیگردد یا نه؟ منابع طبیعی تا چقدر ظرفیت افزایش صنایع را دارد و آیا تولید فولاد بهصرفهتر است یا واردکردن آن؟
عضو هیئتعلمی دانشگاه منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان با اشاره به تأثیر انتقال آب دریا بر اکوسیستمهای طبیعی، تصریح میکند: منابع بسیاری در کشور وجود دارد که اگر براساس توان و قابلیت آنها بهرهبرداری کنیم، میتوانیم آنها را جایگزین صنایع کنیم. باید در نظر داشت که آبها متعلق به آیندگان این کشور نیز هستند و باید براساس قابلیتها و توان اکولوژیک مناطق سرمایهگذاری و توسعه انجام شود؛ توسعهای همراه با تکنولوژی و البته بهروزشده.
ابراهیمی با ابراز مخالفت در راستای توسعه صنایع، تصریح میکند: انتقال آب باید منجر به جبران کمبود آب زایندهرود و برگشت حقابه طبیعی شود و صنعت با آبی با کیفیت پایینتر کار خود را پیش ببرد. بنابراین رفتن در این مسیر شاید برای برخی از کاربریها تنها راهحل باشد، ولی نه برای توسعه صنعت که با منطقه نیز سازگار نیست. فشار ناگهانی و بحران کمبود آبی که اکنون ایجاد شده باید به عنوان یک مسئله مهم برای همیشه در کشور مورد توجه قرار گیرد.