در این سال طرحی به بهره برداری رسید که آب را مستقیم از رودخانه بر میدارد و به شهر میدهد. البته قبل از دادن آن به شهر، آن را در تصفیه خانهای به نام «بابا شیخعلی» تصفیه میکند. اما همه بار مسئولیت شرکت آب منطقهای، تهیه آب شرب شهر نیست.
بگذریم. ما به موزه آب شرکت آب استان اصفهان آمدهایم. این موزه در خیابان مشتاق سوم است. همین طور که از شمال پل شهرستان بگذرید، بعد از پل، سمت راست شما که رودخانه زایندهرود است، تشکیلات شرکت آب منطقهای هم کنار رود قرار دارد. از جمله باشگاه فرهنگی ورزشی شرکت آب منطقهای که درست همان جا موزه آب هم قرار دارد. تقریبا مقابل دانشگاه پیامنور میشود. مسئولین میگفتند موزه مدتی است به خاطر کرونا تعطیل شده است. باید بپرسید و بیایید. اما برای ما که از قبل هماهنگ کرده بودیم، دربها باز بود و با خوشرویی ما را پذیرفتند. در بروشوری که به ما دادند راجعبه انگیزه ساخت این موزه میخوانیم «مؤسسه گنجینه ملی آب ایران با هدف حفظ و معرفی آثار تاریخی آب و با انگیزه اطلاعرسانی عمومی در موضوع آب، تشکیل و واحدهای گنجینه آب در مراکز استانهای کشور با برپایی موزههای دائمی آب، سعی در نمایانسازی تلاش سخت پیشینیان در استحصال و بهره وری از آب را دارند.»
پس یک مؤسسه به نام «گنجینه ملی آب ایران» پشت ساخت این موزه است. موزه دو قسمت داخلی و خارجی دارد. در قسمت خارجی موزه که در محوطه قرار دارد، ما با سازههای مربوط به آب آشنا میشویم. این سازهها را در ابعادی کوچکتر ساختهاند تا به گونهای معرفی شوند. یک آبانبار، یک چاه آب، یک آسیاب آبی، ورودی یک قنات، میرابی که نشسته است و با آن کاسه سوراخدار زمان را میسنجد که آب را میان باغها تقسیم کند، شیر فشاری که در سر خیابانها نصب بود و به زمان ما نرسید. یک گاوچاه که به ما نشان میدهد آن روزها که پمپ برقی نبود، چگونه از گاو برای کشیدن آب استفاده میکردند. خلاصه این سازهها و آدمکهایی که درست شده است دقیقا زندگی انسانها پیش از تأسیس شرکتهای آب و فاضلاب را به ما نشان میدهد. رابطه انسان و آب را برای ما آشکار میکند. دورانی که انسان قدر آب را میدانست و برای هر قطره آن ارزش قائل بود. نه مثل امروز که شهرنشینان آب را مادهای دم دستی میبینند که حتما باید باشد و هرقدر هم که بخواهیم میتوانیم آن را هدر بدهیم!
به داخل سالن اصلی موزه میرویم. روی دیوار نقاشیهایی از پلهای تاریخی اصفهان یکباره به چشممان میخـــورد. همچنین ویترینهایی میبینیم که ماکتهایی در زیر آن وجود دارد. ماکتهایی که پشت صحنه آب شیر خانه را به ما میگویند که چگونه است. ماکت تصفیه خانه بابا شیخعلی، همان که آب رودخانه را به آن هدایت میکنند و آنجا تصفیه میشود و به لولههای اصلی وصل میکنند تا به سمت ما بیاید. ماکتی از بندهای قدیمی و جدید روی رودخانه زایندهرود برای من بسیار جالب بود.
من فکر میکردم همین یک سد شاه عباس روی رودخانه وجود دارد. در حالی که در جای جای این رود، دیروزیان و امروزیان بند درست میکردهاند. بندها در واقع یک نوع سد هستند که روی رودخانه بسته میشود تا سطح آب بالا بیاید و در کانالهای کشاورزی سوار شود. ماکتی از یک بند قدیمی بود که به ما میگفت پدران ما از سنگ و ساروج این کار را میکردند. امروزیان نیز از سیمان و دریچههای فلزی به نوعی رودخانه را در دست میگیرند. دریچهها که بسته میشود آب بالا میآید و وارد کانالهای دوطرف میشود. این کانالها آب را به صحراها و مزارع دور دست میبرند. مانند رگهای خونی آن را به همه جا منتقل میکند. از ماکتها که بگذریم روی دیوار سالن پوستر بزرگی است که مسیر رودخانه و مسیر آبرسانی لولهها و پروژههای آبی استان را نشان میدهد. در اینجاست که ما میفهمیم آبی که از شیرآشپزخانه مصرف میکنیم از چه راه دوری آمده است. چندین کیلومتر راه رفته تا به پشت شیر ما رسیده است. ما از این پوستر میفهمیم که تونلهای کوهرنگ کجا هستند، تونل چشمه لنگان کجاست، طرح بهشت آباد کجاست، دیگر راههایی که به فکر انسان رسیده است تا آب را به دشت مرکزی ایران سرازیر کند چهها هستند. این پوستر بزرگ که مسیرهای آبی با چراغ در آن چشمک میزنند، در اصل جغرافیای آب در فلات مرکزی ایران است. در کتابخانه کوچکی که در موزه آب وجود داشت تمامی آثاری که در مورد آب و سازههای آن از قدیم تا امروز به چاپ رسیده بود، دیده میشد. من هم کتاب «تاریخ آب و فاضلاب اصفهان» را تقدیم کردم تا در آنجا به یادگار بماند. در سالن اجتماعات چسبیده به موزه، مهندسی از آن شرکت برای ما سخن گفت و بسیار جالب اطلاعاتی را در اختیار ما گذاشت و به سؤالات ما پاسخ گفت. اینک میدانیم که حتی یک لیوان آب هم صرفهجویی کنیم برای خودش اثر دارد. میدانیم که نه تنها در آب حقیقی بلکه در «آب مجازی» هم باید صرفه جویی کنیم. آب مجازی چیست؟ همان آبی است که مثلا برای تولید کیف و کفش و لباس و غذا مصرف میشود. من که باور نمیکنم اما در همین بروشوری که دادند، به ما میگویند برای ساخت یک پیراهن نخی متوسط 4100 لیتر آب مصرف شده است. بله چهار هزار و یک صد لیتر آب! برای 40 گرم تخممرغ 135 لیتر، برای یک جفت کفش با چرم گاو 8000لیتر آب مصرف شده است. حالا دیگر خودتان اندازه آب مجازی را بدانید. پس باید حواسمان به این آب مجازی هم باشد. اصلا مجازیها همیشه مرموزتر و ترسناکتر هستند!
از سالن موزه که بیرون آمدیم، صد متر آن طرف تر درهای است که دیگر به خشکی آن عادت کردهایم. آنجا محل گذر رودخانه زایندهرود است. این حقیقت که رودخانه خشک است مانند یک دیوار خشتی بر سرمان آوار میشود. نه اینکه نمیدانستیم، اما حالا که آب را از سرچشمه دنبال کردیم، این موضوع برایمان دشوارتر است.
زایندهرود از شهر اصفهان بیرون میرود؛ در حالی که قطرهای آب در مشت خود ندارد. به پایین دستیها چه میخواهد بدهد! باور آن مشکل است امروزه روز که تکنولوژی به کمک بشر آمده و راههای دور را کوتاه کرده است، امروز که صدها سازه آبی روی رودخانه ساخته شده، دیگر چرا باید این طور خشک باشد؟! شاید ما فرزندان این خاک قدردان نبودهایم.
حالا که به خانه رفتم، موقع شستن دست و صورت شیر آب را کمتر باز میکنم.
گشتوگذاری در موزه آب نصفجهان
همچنان که ما موزه سکه، موزه جواهرات، موزه تمبر و موزه پول داریم، باید برای آب هم موزه داشته باشیم. بی جواهر میتوانیم زندگی کنیم، اما بدون آب نمیتوانیم. ما شهرنشینان بهدرستی پشتصحنه تهیه و رسانیدن آب را نمیدانیم. ممکن است موزه آب به ما کمک کند. در هر استان شرکتی به نام «شرکت آب منطقهای»، وظیفه تأمین آب و رسانیدن آن تا پشت دروازههای شهر را بر عهده دارد. این شرکت آب را تهیه کرده یا به قول خودشان استحصال کرده و به دست شرکت آب و فاضلاب میدهد. شرکت اخیر به امر توزیع آب درب خانهها میپردازد. تا سال 1368 این شرکت، آب اصفهان را از چاههای اطراف رودخانه برداشت میکرد.
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



