میوه‌های اصفهان پژوهی استاد

در تاریخ فرهنگ اصفهان این حقیقتی انکارناپذیر است که گروهی از اصفهان‌پژوهان که ارزشمندترین کارها را در این حیطه انجام داده‌اند، کسانی بوده و هستند که از خارج این شهر کهن به آن آمده و به‌واسطه عشق و آمیزش با این شهر، از خدمتگزاران و پژوهندگان این شهر شده‌اند. دکتر سیروس شفقی نیز از این جمله اشخاص است. او در دهه چهل که دکترای جغرافیای خود را از آلمان گرفت، به اصفهان آمد و در دانشکده ادبیات اصفهان، گروه جغرافیا را بنیان‌گذاری کرد. عشق مفرط او به اصفهان موجب شد در نیم‌قرنی که در این شهر زندگی می‌کند، آثار ماندگاری درباره تاریخ و جغرافیای این شهر عرضه کند. در اینجا اولین کتاب او یعنی «جغرافیای اصفهان» را به بررسی و معرفی می‌نشینیم.

شاید بتوان گفت فرق مورخ و جغرافی‌دان در عرصه تحقیقات این است که مورخ در کنج کتابخانه می‌نشیند و به تبیین و شرح وقایع گذشته، مستخرج از دل کتب و منابع می‌پردازد؛ اما جغرافی‌دان به دل کوچه و خیابان یا حتی بیابان می‌زند و حاصل مشاهده‌ها و اکتشاف‌های خود را می‌نگارد. دکتر سیروس شفقی از ترکیب این دو نگاه، اثری خلق کرد که مشابه آن در منابع شهرشناسی اصفهان بسیار کم بود. شاید اگر بتوان مثالی زد، می‌توان از کتاب «الاصفهان» میرسید علی جناب نام برد. به‌هرحال کار عظیم و ارزشمند جغرافیای اصفهان پس از شش سال تحقیق میدانی و کتابخانه‌ای به پایان رسید و در 1353 این کتاب که 480 صفحه دارد، توسط انتشارات دانشگاه اصفهان به چاپ رسید. شاید در اولین نگاه، امتیاز این کتاب وجود هفتاد قطعه نقشه، نمودار و عکس باشد که در میان کتاب‌های هم‌قطار، بی‌نظیر است. استاد نقشه‌هایی به‌همراه دانشجویان خود تهیه و ترسیم کرده بودند که یکی از جالب‌ترین آن‌ها، نقشه شماره سیزده کتاب است که حدود و مرز و نام محلات شهر اصفهان را نشان داده است؛ کاری که بنا به نقل خود استاد به این‌جانب، به همراه تیم دانشجویانش در کل شهر گشته و برای تعیین مرز محلات و تشخیص این‌که این‌سوی کوچه فلان محله است و آن‌سوی کوچه مرز محله کناری آغاز می‌شود، او این سؤال را از خود ساکنان خانه‌ها می‌پرسیده است که «شما جزء کدام محله هستید» و ساکنان دقیق‌ترین پاسخ را می‌داده‌اند.

جغرافیای اصفهان

 کتاب موردبحث در زمانی نگارش یافت که اصفهان در آستانه تحولی عظیم و چشمگیر قرار داشت. اجرایی‌شدن چندین طرح بزرگ دولتی و غیردولتی در اصفهان، ازجمله مجتمع ذوب‌آهن، تأسیس دانشگاه صنعتی، سد شاه‌عباس، اتصال راه‌آهن سراسری به شهر اصفهان و ایجاد فرودگاه بین‌المللی و کارخانه هـــلیــکوپتـــرســـازی، هــمــچنیـــن توسعه کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی، که همگی در دهه چهل خورشیدی اتفاق افتادند (شفقی، 1353، مقدمه). این جهش توسعه‌ای موجب شده بود که شهر اصفهان آبستن تحولات شگرفی باشد. دکتر سیروس شفقی به‌عنوان استاد جغرافیای شهری تصمیم گرفت این تحولات را رصد و ثبت و ضبط کرده و کتابی متقن و آکادمیک تولید کند تا در برنامه‌ریزی‌های شهری که در آستانه تغییر بود، به کمک مدیران شهر بیاید. او تغییرات و پیامدهای صنعتی‌شدن ناگهانی شهر اصفهان را به این شکل برمی‌شمارد: «افزایش نامتعادل جمعیت، روآوردن روستائیان به شهر، کمی مسکن، توسعه مراکز صنعتی، نارسایی‌های بهداشتی و آموزشی، مشکلات ترافیک و سایر خدمات شهری ازجمله پدیده‌هایی است که صنعت‌گرایی برای شهر اصفهان به ارمغان آورده است» (همان). دکتر شفقی از زمان نگارش کتاب، که هیچ‌کس گمان نمی‌کرد، آسیب‌ها و خطرات صنایع نوپا را دیده و تذکر داده است؛ به‌خصوص اثری را که در بخش آب برجا می‌گذارند. بنابراین در مقدمه همین کتاب چنین گفته است: «توسعه آینده دو بخش کشاورزی و صنعت به مقدار آب مصرفی موردنیاز بستگی دارد. چنان‌که از هم‌اکنون آثار رقابت در میزان مصرف آن، نه‌تنها بین این دو بخش، بلکه در جوامع شهری نیز به چشم می‌خورد» (همان). از یاد نبریم که این جملات در 1353 گفته‌شده است. این رویکرد عالمانه در زمانی که همه مدیران شهری برای عروس تازه، یعنی صنعت ذوب‌آهن، دست‌زده و هورا می‌کشیدند، نشان از عمق نگاه این دانشمند جغرافیا دارد. بااین‌همه او ناامید نیست و دانش جغرافیا را به یاری می‌طلبد: «با توجه به این‌که مشکلات اصفهان در حال حاضر دوران جنینی خود را طی می‌کند و چون بیماری در آستانه ابتلا به دردهای توان‌فرساست، دانش جغرافیا که همواره در شناخت مشکلات منطقه‌ای پیش‌قدم بوده و در برنامه‌ریزی‌های عمرانی و توسعه اقتصادی نقش مهمی دارد، می‌تواند در مقام چاره‌جویی برآید» (همان‌). با مأموریت عظیمی که کتاب، آن روز بر گردن خود گرفته بود، به تورق آن می‌پردازیم: فصل اول کتاب «جغرافیای طبیعی اصفهان» است. یعنی بررسی زمین، خاک، آسمان و آب اصفهان که بیش از همه باید به آب توجه شود و در فلات مرکزی ایران حکم کیمیا را دارد. رودخانه زاینده‌رود نقش اصلی را در تأمین آن برعهده دارد. به همین خاطر چند موضوع مرتبط یعنی الحاق آب کوهرنگ به زاینده‌رود و نیز سد شاه‌عباس و موضوع تقسیم و توزیع آب از بخش‌های مهم این قسمت از کتاب هستند. پس بیراه نیست اگر این بخش حدود 150 صفحه از کتاب را در برگیرد. فصل دوم کتاب «جغرافیای تاریخی اصفهان» است. در این فصل، علل وجودی شهر اصفهان بررسی‌شده و به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چرا شهری در این واحه به‌وجود آمده است. او اصفهان را پیش و بعد از اسلام بررسی کرده و سیر تکوین شهر را بازگفته است. در هر دوره به‌طور مفصل تحولات شهر را بازگفته و با نگاهی به متون تاریخی، نقاط فرازوفرود را یادآوری کرده است. در همین فصل او «سیر تکوین نقشه شهر اصفهان» را نیز بررسی کرده است. فصل سوم کتاب هم «جمعیت اصفهان» نام‌گرفته است. او در این فصل به موضوع‌هایی مانند آهنگ رشد جمعیت اصفهان، ساختمان یا ترکیب سن و جنس جمعیت، وسعت خانوارها، اشتغال و درآمد و بحث کنترل موالید واردشده است. سواد و فرهنگ و تأسیس مؤسسات آموزشی مانند دانشگاه اصفهان هم موضوع دیگری است که در این بخش به آن پرداخته‌شده است. فصل چهارم کتاب نیز «اقلیت‌های مذهبی» است که دو بخش دارد: «تاریخچه ورود قوم یهود به اصفهان» و نیز «مسیحیان مقیم اصفهان». در هر دو بخش مؤلف با مراجعه به متون تاریخی و مشاهده‌های شخصی اطلاعات ارزشمندی درباره همشهریان ما ارائه داده است.

ویرایش و چاپ مجدد کتاب

همچنان که هر کتاب جغرافیایی باید در طول زمان به‌روز شده و داده‌های جدیدی به آن افزوده شود، در 1381 کتاب جغرافیای اصفهان ویرایش شد و مجددا توسط انتشارات دانشگاه اصفهان به چاپ رسید. کتاب جدید حدود 650 صفحه شده و یک‌فصل نیز به آن افزوده‌شده است. در فصل نخست آن‌ که همان «جغرافیای طبیعی اصفهان» است، نکات و داده‌هایی راجع به تونل‌های دوم و سوم کوهرنگ و همچنین داده‌هایی راجع به انتقال آب استان به یزد و کاشان دیده می‌شود. به‌علاوه مروری بر دیگر طرح‌های آبی استان که طی این مدت به انجام رسیده است، می‌شود. فصل سوم کتاب، «محله‌های اصفهان» نام دارد. این فصل کتاب که در این ویرایش آمده است، به موضوع مهم محلات و نقش آن‌ها در تکوین شهر چشم دوخته است. او در هر دوره تاریخی محلات شهر اصفهان را برشمرده و ویژگی‌های آن‌ها را بیان می‌دارد؛ همچنین دو محله پشت مسجد امام و نیز محله جویباره را به تحلیل فضای کالبدی نشسته است. فصل محلات 90 صفحه است و البته می‌توانست خود به‌صورت کتابی جداگانه هم به چاپ برسد. فصل چهارم کتاب به «جمعیت اصفهان» می‌پردازد. فصل پنجم کتاب نیز به «اقلیت‌های دینی» اختصاص داده‌شده است. پس در نگاه کلی در ویرایش جدید کتاب «جغرافیای اصفهان» که در 1381 به چاپ رسید، فصلی به نام «محله‌های اصفهان» افزوده‌شده و حدود دویست صفحه نیز بر حجم کتاب افزوده‌شده است.
ازآنجاکه تاکنون، یعنی طی پنجاه سال اخیر، کتابی به جامعیت و اعتبار علمی این کتاب هنوز انتشار نیافته است، همچنین به‌خاطر کاربردی‌بودن داده‌های کتاب، که در طرح‌های جامع شهری مورداستفاده قرار می‌گیرد، جا دارد استاد سیروس شفقی، یک‌بار دیگر داده‌های کتاب را به‌روزرسانی کرده و برای سال 1400 به انتشار آن اقدام کند؛ چراکه چالش‌های زیست‌محیطی و آبی که این کتاب از لحظه تولد خویش در 1353 پیش‌بینی کرده بود، امروز هولناک‌تر و سخت‌تر خود را نشان داده است.

بازار بزرگ اصفهان

بزرگی و گستردگی بازار اصفهان به اندازه‌ای است که تاکنون، به‌جز عباس بهشتیان که کتاب کوچکی به نام «بخشی از گنجینه آثار ملی» در 1343 منتشر کرد، کسی جرئت آن را نداشت که خود بازار را به‌عنوان یک سوژه موردتحقیق قرار دهد، تا آن‌که یک دانشمند جغرافیا به نام دکتر سیروس شفقی در دهه هشتاد خورشیدی به این کار مبادرت کرد. او پس از سال‌ها تحقیق و مطالعه میدانی و کتابخانه‌ای، اثر عظیم خویش به نام «بازار بزرگ اصفهان» را در 1385 منتشر کرد. او در مقدمه کتاب اهمیت کار را به این شکل ترسیم کرد: «بازار میراث فرهنگی بزرگی است که هیچ‌یک از آثار باستانی به بزرگی و عظمت آن نیست» (شفقی، 1385، مقدمه). این میراث فرهنگی به اندازه‌ای بزرگ است که صاحب این قلم اعتراف می‌کند هروقت داخل آن شده است، به‌زحمت راه را یافته و از گم‌شدن خلاص شده است! بازاری که دارای بیش از 45 راسته است؛ همچنین در آن صدها تیمچه، سرا، کاروان‌سرا و… وجود دارد، واقعا برای تحقیق و پژوهشی جامع، تلاش و همتی بلند می‌طلبد.
آنچه دکتر شفقی را به این مطالعه وادار کرد، مشاهده تغییرات و آسیب‌هایی بود که به این میراث فرهنگی عظیم در حال وارد آمدن بود. ساخت‌وسازهای غیراصولی و «نفوذ معماری غرب» این آسیب‌ها را جدی کرده است. ازآنجاکه مؤلف یک جغرافی‌دان است، یعنی رشته‌ای از دانش که ارتباط تنگاتنگی با مدیریت و مدیران شهری دارد، بنابراین کتاب خود را با این رویکرد به نگارش درآورد که به کار مدیران شهری هم بخورد و در برنامه‌ریزی‌های خویش به آن مراجعه کنند. «مطالعه ما درباره بازار اصفهان یک آزمون علمی است و بیشتر به این نیت صورت پذیرفته که برنامه‌ریزان و طراحان شهری بتوانند با زنده‌سازی و پایدار نگه‌داشتن این مجموعه عناصر کالبدی، اقتصادی و اجتماعی را در زندگی چنان نظم و سامان بخشند که پاسخ‌گوی نیازهای زندگی امروزین باشد» (همان).
به‌هرحال کتاب بازار بزرگ اصفهان در هفت فصل و حدود 800 صفحه توسط انتشارات فرهنگی‌تفریحی شهرداری اصفهان در 1385 از چاپخانه به‌ درآمد. فصل اول کتاب رنگ و بوی جغرافیایی دارد و «مفاهیم و کلیات» است که در آن به موضوع بازار در جهان اسلام و جایگاه آن در نظام شهری می‌پردازد. در فصل دوم که «پیشینه تاریخی شهر و بازار اصفهان» نام‌گرفته است، به عمق تاریخ شهر اصفهان واردشده و سیر تکوین شهر و در کنار آن، بازار را تبیین کرده است؛ به‌خصوص به این نکته اشاره دارد که اصفهان بر سر راه‌های تجاری قرار داشت؛ بنابراین وجود بازاری بزرگ با حجرات، تیمچه‌ها و سراهایی با ظرفیت بالا برای آن ضروری بوده است. او سپس به نقشه‌های گوناگونی که طی دوران معاصر از بازار اصفهان کشیده شده، اشاره کرده و هریک را معرفی می‌کند؛ همچنین عناصر ورودی بازار اصفهان را که سردر قیصریه باشد، برشمرده و هماهنگی آن را با بافت پیرامون یادآوری می‌کند. در همین فصل قسمت‌های مفصلی درباره بازار اصفهان از دید سیاحان دارد. او بیست نفر از کسانی را که از قرن چهارم تا دوران قاجار بازار اصفهان را دیده و توصیف کرده‌اند، برشمرده و نکات برجسته توصیف آن‌ها را بیان می‌کند. درواقع سیر تحولات بازار اصفهان را از قلم آن‌ها جست‌وجو می‌کند. فصل سوم کتاب «عناصر فضایی‌کالبدی بازار اصفهان» نام دارد. او در این فصل، از نگاه جغرافیای شهری به میدان‌های شهر، راسته‌های بازار، کاروان‌سراها، سراها، تیمچه‌ها و دیگر عناصر بازار نظری دوخته و به تحلیل جغرافیایی آن‌ها و بازنمایی نقش آن‌ها در فضا و معماری شهر می‌پردازد. در همین فصل دکتر شفقی برای مدتی از محدوده بازار اصفهان خارج‌شده و به بازارهای محلات می‌رود. او نگاهی به بازارچه‌هایی مانند بازارچه علی‌قلی آقا، بازارچه حسن‌آباد، بازارچه بیدآباد، بازارچه محمدعلی و چند بازارچه دیگر انداخته و ازاین‌جهت اطلاعات و داده‌های جالبی ارائه می‌دهد. فصل چهارم کتاب «سازمان‌های اقتصادی‌فضایی بازار اصفهان» است. او در این فصل به تبیین ارتباط میان تجارت، حکومت و سیاست با بازار پرداخته و در هرکدام مثال‌هایی از بازار اصفهان را به میان می‌آورد؛ همچنین سلسله‌مراتب بازار، انواع مشاغل و توزیع فضایی مشاغل در بازار اصفهان نیز در همین بخش موردمطالعه قرار می‌گیرد. او در همین رابطه به کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بازار نیز نظر انداخته و با مراجعه به تاریخ، ردپای تحولاتی مانند جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، جنبش ملی‌شدن نفت و نیز انقلاب اسلامی را در بازار اصفهان جست‌وجو می‌کند.
فصل پنجم کتاب «سازمان‌های صنفی و صنایع‌دستی در اصفهان» نام‌گرفته است. مؤلف بر این عقیده است که بازار اصفهان هم‌ محل عرضه و هم محل تولید صنایع‌دستی است؛ بنابراین در همین بازار باید کارگاه‌ها را نیز بررسی کرد. از همین مدخل مؤلف یکی‌یکی صنایع‌دستی اصفهان را موردتحقیق قرار می‌دهد. فصل ششم کتاب «موقوفات و بازار اصفهان» نام‌گرفته است. در فصل مذکور مؤلف نقش موقوفات در پایداری فضاهای بازار شهری و نیز آفرینش فضاهای شهری را بررسی کرده و سپس پراکندگی جغرافیایی موقوفات شهر اصفهان را بیان داشته است. او بخشی را به مقوله اهمیت وقف در بازار اصفهان اختصاص داده و مجتمع‌های بزرگ وقفی را برشمرده است. فصل هفتم کتاب هم «فهرستی از بناها و عناصر مهم بازار» نام دارد. درواقع مغز کتاب این دویست صفحه فصل هفتم است؛ اما هسته اصلی این دویست صفحه هم مطالعه‌ای است که دو ایران‌شناس آلمانی به نام «ویرت و گابه» در 1357 درباره بازار اصفهان انجام دادند. این دو نفر با مطالعه میدانی و پیمایشی توانستند 444 عنصر بازار اصفهان را شناسایی کنند. این عناصر شامل مساجد، مدارس، حمام‌ها، تیمچه‌ها، سراها، راسته‌ها، ضرابخانه، پارکینگ، انباری، میدان‌ها و خلاصه تمام عناصری است که اکنون در حال گذر از بازار اصفهان به آن برخورد می‌کنیم. این فهرست را دکتر شفقی و همکاران او به‌روز کرده و برای هرکدام از این عناصر یک یا چندپاراگراف اختصاص داده و به شرح و توصیف آن پرداخته‌اند. در اینجا با سراها و محل‌های گمنام و ناشناسی نیز برخورد می‌کنیم؛ همچنین مؤلف سعی کرده است تغییرات دهه‌های اخیر را نیز ثبت و ضبط کند؛ مثلا محلی که در 1357 یک سرای مخروبه بوده و اکنون یک پاساژ دوطبقه لوازم‌خانگی شده است، از این قبیل تغییرات را ثبت و ضبط کرده است. در این فهرست راجع به «تیمچه خان» که شماره 232 را به خود اختصاص داده است، می‌خوانیم: «ساختمان قدیمی تیمچه خان به‌مرورزمان از بین رفته و تخریب‌شده و مجتمع جدیدی به نام پاساژ میر در این مکان ساخته شده است. بنای جدید پاساژ میر در 1361 شمسی، در طرح مستطیلی به طول 20 متر و عرض 12 متر و در دوطبقه ایجاد شده است. عمده‌ترین فعالیت اقتصادی پاساژ میر را فروش انواع لباس و تریکو تشکیل می‌دهد که 30 دهنه از دکان‌های موجود در پاساژ را به خود اختصاص داده است»(شفقی، 1385: 636). از همین مدخل معلوم است که عمل «پیمایش» بازار با چه مشقت و تلاشی در این کتاب انجام شده است. این مدخل‌ها که بازار اصفهان را به‌مانند یک کتاب «فرهنگ» ورق زده و یک‌به‌یک عناصر آن را بازگفته است، کاری قابل‌تحسین است. کتاب بازار بزرگ اصفهان سه ضمیمه نیز دارد که شامل بازار اصفهان در ادبیات عصر صفوی، تذکره‌ها و بازارها و شاعران بازار اصفهان در دوره صفویه است. کتاب «بازار بزرگ اصفهان» اثر ی جامع و مهم درباره بازار اصفهان است که چنان‌که گفتیم تقریبا برای اولین بار به آن پرداخته‌شده است. اگر بپذیریم که بازار اصفهان نیز مانند سی‌وسه‌پل یا میدان نقش‌جهان، خود یک اثر هنری و یک میراث فرهنگی است، ضرورت دارد مطالعات خود را به آن نیز معطوف کرده و درباره هزارتوی این اثر عظیم و گسترده، آثار بیشتری خلق کنیم.

درآمدی بر شناخت شهر اسلامی‌ایرانی

دکتر سیروس شفقی که بیش از نیم‌قرن درسی به نام «شهر اسلامی» را در گروه جغرافیای دانشگاه اصفهان ارائه می‌کرد، بعد از نوشتن چندین کتاب درباره اصفهان در 1394 به این فکر افتاد که زاویه دوربین خود را کمی گسترده‌تر کرده و به منطقه خاورمیانه معطوف کند. بعد از چندین سال تحقیق و مطالعه، سرانجام کتاب «درآمدی بر شناخت شهر اسلامی‌ایرانی» از ایشان انتشار یافت. این کتاب در دو جلد و 1532 صفحه توسط انتشارات سازمان فرهنگی‌تفریحی شهرداری اصفهان منتشر شد. چند نکته انگیزه مؤلف برای نوشتن کتاب عظیم مذکور شد: اول این‌که او مشاهده کرد شهرهای جهان اسلام به‌سرعت در حال رشد و تغییر هستند؛ به‌طوری‌که خود ایشان در مقدمه می‌گوید: از 1335 تا 1385 جمعیت شهرنشین در ایران5/3 برابر شده  است و «این پیشامد توجه مراکز علمی و تحقیقاتی، وزارت‌خانه‌ها و مؤسسات مختلف اقتصادی و شهرسازی را به خود معطوف داشت» (شفقی، 1395، پیشگفتار). موضوع دیگر این‌که مطالعه روی شهرها یکی از مواد اساسی و مهم رشته‌های دانشگاهی شد. خود مؤلف هم یکی از معلمان این دروس بوده است. پس انباشت تجربیات و کوشش برای تهیه یک متن درسی جامع، مؤلف را به نوشتن این کتاب ترغیب کرد. نکته دیگر  این‌که شهرهای قدیمی جهان به یکی از مراکز مهم گردشگری تبدیل‌شده‌اند. بر اساس آمار یونسکو از میان 81 شهر قدیمی جهان، 18 شهر آن در خاورمیانه و شمال آفریقا قرارگرفته‌اند (همان‌). کمک‌کردن به صنعت عظیم گردشگری و تهیه متون درسی برای تحکیم پایه‌های تئوری این صنعت، انگیزه بعدی مؤلف در این کار علمی بود. او با تحلیل معماری و شهرسازی این شهرها، می‌کوشد نگاه گردشگر را عمق بخشیده و دیدگاه‌های تازه‌ای به آن ببخشد. خواننده در این کتاب به شهرهای بغداد، استانبول، دمشق، حلب، بخارا و… سر می‌زند و آثار و عناصر شهری آن‌ها را می‌نگرد.  دکتر شفقی کوشش کرد در تحقیق خود روی یک شهر اسلامی نگاه قلم را به عقب برگرداند و این فرایند را از آغاز صدر اسلام تا به امروز مطالعه کند: «در این پژوهش سعی بر این بوده است که تجربیات و اصول و فنون شهرسازی و تأثیر جهان‌بینی در ساختار و مورفولوژی شهرهای جوامع اسلامی را بیان کنیم.»
 او فقط به بیان و تشریح معماری عناصر شهرهای اسلامی مانند مساجد، مدارس، میدان‌ها، حمام‌ها و… نپرداخته است، بلکه کوشش دارد تأثیر اندیشه اسلامی را بر این عناصر به‌خوبی شرح دهد؛ درواقع فهم ما را از معماری بالا ببرد. مؤلف در پیشگفتار معترف است: «در مطالعه این شهرها، جهت‌گیری بافت شهری (معابر عمومی) بناهای مذهبی چون مساجد، مدارس، مقابر، تکایا، سقاخانه‌ها، حمام‌ها یا خدمات عمومی شهرها یا روابط آن‌ها با مقررات زندگی شهری، از زمان پیدایش دین اسلام تا پایان عصر عثمانی موردتوجه فراوان قرارگرفته است» (همان). اما آیا دکتر سیروس شفقی می‌تواند از شهر اصفهان دست بشوید و آن را در مطالعات خود نادیده بگیرد؟ خیر. او در این کتاب جایگاه ویژه‌ای برای شهر اصفهان قائل است: «در این پژوهش سعی خواهد شد تا شهر اصفهان به‌عنوان الگوی یک شهر اسلامی تمام‌عیار، با تمام ویژگی‌های خاص خود به خوانندگان معرفی شود؛ ولی در بخش مطالعات عمومی مربوط به شهرهای اسلامی، مثال‌های ما از شهرهای معتبر اسلامی چون توس، فاس، دمشق، حلب، قاهره، استانبول، بغداد، کوفه، سمرقند، بخارا، خیوه، کابل، مرو، هرات، قم، مشهد، تهران و تبریز خواهد بود. اساس کار این پژوهش بر جغرافیای تاریخی این سرزمین‌ها استوار است. با معرفی هنر و معماری شهرهای مذکور، بناهای نفیس و باارزش و پلان آن‌ها نشان داده‌شده و از افتخارهای گذشته و پیشرفت فنون و کاربری‌های آن‌ها در این شهرها سخن گفته‌شده است» (شفقی، 1395: 31). با مروری بر فهرست مطالب  کتاب، شمایی کلی از محتوای آن را به خوانندگان معرفی می‌کنم: فصل اول کتاب «جهان اسلام و روند شهرنشینی در آن»، فصل دوم «شهرهای آغازین اسلامی و ساختار آن‌ها»، فصل سوم «عملکرد شهرهای اسلامی»،  فصل چهارم «زندگی اقتصادی شهر اسلامی»، فصل پنجم «نقش موقوفات در ساختار فضایی شهرهای اسلامی» و  فصل ششم «محلات مسکونی و زندگی خصوصی در شهرهای اسلامی» نام دارد.  در جلد دوم با این فصول مواجه می‌شویم: فصل هفتم «نقش زندگی معنوی‌مذهبی در هنر و معماری اسلامی»، فصل هشتم «فضاهای باز عمومی و خصوصی شهری»، فصل نهم «نفوذ تمدن غرب در شهر اسلامی»، فصل دهم «شهرهای نفتی در خاورمیانه» و فصل یازدهم «عمران، مدیریت و اداره شهرهای اسلامی».
این کتاب 1532 صفحه‌ای که برای تفهیم مطلب از عکس، جدول، نمودار و طرح‌های زیادی استفاده کرده است، و در آخر جلد دوم نیز با ده‌ها تصویر رنگی از شهرهای اسلامی و بناهای آن تزئین شده، یکی از بهترین کتاب‌هایی است که هم آکادمیک بوده و هم می‌تواند به درد گردشگر بخورد. تدوین و انتشار آن را به دکتر سیروس شفقی تبریک گفته و مطالعه آن را به همه اهالی کتاب پیشنهاد می‌کنم.