توافق دوحه، طالبان را از تصرف شهرها و روستاها منع نمیکند اما این مسئله را عنوان کرده است که طالبان نباید نیروهای آمریکایی را در افغانستان مورد هدف قرار دهد و قطعاً عدم ورود طالبان به شهرهای مهم و بزرگ افغانستان با هدف جلوگیری از افزایش درگیریهای احتمالی با نظامیان آمریکایی صورت گرفته است. در عین حال شرایط سیاسی و امنیتی این روزهای افغانستان، همسایگان این کشور همچون ایران و پاکستان را به تکاپو در افزایش امنیت مرزهای مشترک با افغانستان وا داشته است. از طرفی با بالا گرفتن تنشها در افغانستان احتمال هجوم سیل عظیمی از مهاجران از این کشور به کشورهای همسایه قوت گرفته که این موضوع نیز هزینههای بسیاری را برای همسایگان و دیگر کشورهای منطقه به همراه خواهد داشت.
محسن روحی صفت، دیپلمات پیشین ایران با اشاره به تصرفات جدید طالبان در افغانستان به «اصفهان زیبا آنلاین» میگوید: «شرایط اخیر پیش آمده در افغانستان از یک جهت طبیعی است. چراکه بالانس نیروها در این کشور مرتب در حال تغییر است و آثار آن به طور طبیعی بر عملکرد این گروهها همچون طالبان تأثیر خواهد گذاشت. این در حالی است که دولت مرکزی و همچنین نیروهای تحت امر آن در مناطق شمالی افغانستان از خروج نظامیان آمریکایی مطلع بوده و باید از پیش تدابیر لازم را در این خصوص میاندیشیدند، تا این خروج غیر مسئولانه صورت نگیرد و باعث آشوب، تنش و بیثباتی در افغانستان نگردد.» در ادامه مشروح این گفت و گو را میخوانید.
دلیل عقب نشینی و ضعف عملکرد دولت محمد اشرف غنی در مقابله با حملات اخیر طالبان و اشغال اکثر مناطق شمالی افغانستان چیست؟ (برخی گزارشها حاکی از این است که در اشغال برخی نواحی توسط طالبان توافقاتی هم صورت میگیرد.)
20 سال از حضور نیروهای طالبان در افغانستان میگذرد و طی این سالها ارتش و نیروهای مستقر در مناطق شمالی این کشور زمان کافی برای سازماندهی لازم و کنترل این مناطق در افغانستان داشته و میتوانست آموزش لازم را به نیروهای تحت امر خود بدهد اما این انتظام صورت نگرفت و طالبان با خروج آمریکاییها فرصت را غنیمت شمرد و دست به کار شد. در هر صورت اینگونه تلاطمها در افغانستان تازه نیست و مهم این است که تعامل فی ما بین نیروهای قدرت طلب همچون طالبان با دولت مرکزی برقرار باشد و موضوع صلح فراموش نشود تا این تنشها به جنگ کشیده نشود و با راه حلهایی همچون مذاکرات بین الفغانی به نتیجه برسند. در حال حاضر نیز با بر هم خوردن توازن قدرت در افغانستان که البته به نفع طالبان است، هر دو طرف این درگیری سعی میکنند از راههای غیر مذاکره به اهداف خود برسند. نیروهای طالبان و دولت مرکزی تمایلی برای مصالحه از طریق مذاکره ندارند. البته اگر این مشکلات آنها از طریق جنگ حل نشود مطمئناً و به طور طبیعی سعی میکنند دست به مذاکره بزنند و امتیازهای لازم را از یکدیگر بگیرند که این تازه شروع داستان است.
با این شرایط به نظر میآید که مذاکرات و توافق طالبان با افغانستان در دوحه به نتیجه نرسیده است. چراکه نیروهای آمریکایی دست به بمباران نیروهای طالبان در شمال افغانستان هم زدهاند. درست است؟
عنوان این مذاکرات، مذاکرات صلح در دوحه بود که یک عنوان غلط و اشتباه به آن نسبت داده شد. از همان ابتدای توافق این موضوع مطرح بود که مذاکرات تنها به منظور خروج سالم و با سلامت نیروهای آمریکایی از افغانستان صورت میگیرد نه صلح به نفع طالبان. اما طالبان عنوان صلح را بر این توافق گذاشتند تا دستاوردی را برای خود کسب کرده باشند. در هر حال توافقات میان طالبان و آمریکا نتوانست و نمیتواند صلح و ثبات را به افغانستان برگرداند.
برخی کارشناسان و تحلیلگران این حوزه معتقدند که طالبان مواضع جدیدی را برای خود برگزیده که در آن خبری از خشونت و جنگ و درگیری با شیعیان نیست. آیا این موضوع واقعیت دارد؟
طبیعت طالبان با جنگ آمیخته شده است و عوض شدنی هم نیست. اما این نکته وجود دارد که آنها در تعاملات و رفتارهای خود کار آزموده و با تجربه شده و یاد گرفتهاند که چگونه به اهداف خود با هزینههای کمتری نزدیک شوند. طالبان در گذشته نظر مثبتی به استفاده از تبلیغات در ارائه مواضع خود نداشتند اما در حال حاضر یکی از عوامل پیشرفت طالبان در میدان افغانستان همین موضوع تبلیغات است که داعش نیز تجربه استفاده از آن را دارد. طالبان با حضور در فضای مجازی و استفاده از تبلیغات توئیتری تأثیر بسیاری بر مخاطبان خود گذاشته و نظر مثبت کشورها و مردم را جلب میکند. در عین حال این تغییرات پس از گذشت 20 سال بسیار طبیعی است. اما به نظر نمیآید که مواضع این گروه در مسائل اساسی تغییر کرده باشد. تنها تغییرات طالبان در مسائل رو بنایی است و نگاهشان به حاکمیت افغانستان همچون گذشته است. طالبان حتی به داشتن نصف قدرت و مشارکت درحکومت راضی نیست و خواهان در دست گرفتن کل حکومت افغانستان است.
تنشهای اخیر افغانستان چه خطراتی را برای ایران و دیگر کشورهای منطقه به همراه خواهد داشت؟
در هر حال خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان هزینههای را برای کشورهای همسایه همچون ایران در بر خواهد داشت. آنچه دولت و مردم ایران باید آنها را بپردازند. ورود حجم عظیمی از مهاجرین افغان به ایران و همچنین نا امن شدن مرزهای شرقی کشورمان از جمله پیامدهایی است که بر اثر جنگ یا شدت درگیریها در این کشور بوجود میآید و ما مجبور به استقرار نیروهای بیشتری در مرزها هستیم که این موضوع بسیار هزینه بر است. از سویی کشورهای منطقه نیز باید در این خصوص به یک تعامل و همفکری با یکدیگر برسند و برخلاف جهت هم عمل نکنند تا از لحاظ نظامی یا عملیاتی هزینههای کمتری از درگیریهای افغانستان نصیبشان شود.