چتر جهانی‌شدن بر سر شهرها

زمانی یک رابطه خواهرخواندگی شکل می‌گیرد و قرار داد آن میان دو شهر در این قالب منعقد می‌شود که بازیگران آن دارای ویژگی‌های مشترک تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و … بوده و از شرایط سوق‌الجیشی بالایی برخوردار باشند. از سویی، این رابطه به تمایل شهرها و تمایل شهروندان نسبت به یکدیگر در یک شرایط هم‌زیستی مسالمت‌آمیز، تعمیق صلح و دوستی نیز بستگی دارد که شکل‌گیری آن‌ها به‌عنوان هدف اصلی این تعاملات و در منشور خواهرخواندگی نیز آمده است.

از سویی اهداف دیگری همچون ایجاد روابط فرهنگی مشترک، تعاملات اقتصادی و اجتماعی مشترک و بده‌بستان‌های مربوط به شهروندان درخصوص انتقال تجربه و انتقال دانش نسبت به یکدیگر در این نوع رابطه میان شهرها مورد توجه است. بااین‌حال، مهم‌ترین هدف از ایجاد روابط خواهرخواندگی معرفی ظرفیت‌های شهرهای جهان به یکدیگر است که فراتر از کشورها می‌رود و در سطح شناسایی پتانسیل‌ها و امکانات شهری قرار می‌گیرد و از آنجایی که ممکن است هر یک از این شهرها با دیگر شهرهای جهان روابط خواهرخواندگی داشته باشند، خود به خود این رابطه دوجانبه به یک رابطه چندجانبه تبدیل می‌شود و در نهایت چتر جهانی‌شدن بر شهرها سایه می‌اندازد. از سویی دیگر، برای اینکه شهرها بتوانند بین‌المللی شوند، باید از تجربیات و فناوری‌های نوین یکدیگر بهره جویند که این هدف تنها با معرفی توانایی‌ها و ظرفیت‌های آن‌ها در سطح منطقه و جهان و از طریق خواهرخواندگی امکان‌پذیر است. برخی از شهرها از لحاظ سمبلیک دارای نشانه‌های جهانی هستند که این خود به جهانی‌شدن پدیده خواهرخواندگی کمک خواهد کرد.
 برای مثال میدان نقش جهان در اصفهان که یک میراث فرهنگی شناخته شده در سطح جهان به شمار می‌آید و توسط یونسکو نیز به ثبت رسیده است، می‌تواند در بستر روابط خواهرخواندگی و در سطح گسترده‌تری به شهروندان دیگر شهرهای جهان معرفی شود. جدای از اهداف فرهنگی، اهداف سیاسی نیز از دیگر برنامه‌های مد نظر تعاملات خواهرخواندگی است. به این معنا که شهروندان می‌توانند در پارادایم صلح و دوستی و برای رسیدن به آن، برخی موانع را از سر راه کشورهای خود در ارتباط با دیگر کشورها بر دارند. برای مثال اگر نیاز به ویزا و روادید برای سفر به برخی کشورها وجود دارد، می‌توانند بر سر برداشتن آن به توافق برسند.
در واقع با نزدیک‌شدن شهرها به یکدیگر بسیاری از مرزهای سیاسی وحتی مرزهای اقتصادی که معمولا بین شهرها و کشورها وجود دارد، کم‌رنگ و یا از بین می‌رود. در حال حاضر میان برخی شهرهای خواهرخوانده هیچ مرزی برای همکاری‌های تعیین شده، وجود ندارد.
استفاده از تجربه‌های دیگر شهرها در شئونات مختلف زندگی و به صورت کاربردی نیز در بالابردن کیفیت زندگی شهروندان مؤثر است.
 به صورتی که مثلا اصفهان می‌تواند از تجربیات سیستم حمل‌ونقل مدرن شهر فرایبورگ که خواهرخوانده اصفهان است، استفاده کند. یا می‌تواند از الگوی گردشگری بارسلونا نیز بهره‌مند شود که این موضوع در حل مسئله ترافیک اصفهان به منظور جذب گردشگر بسیار مؤثر است.
در نهایت مثال‌های بی شماری در این خصوص وجود دارد، اما آیا امضای سند تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهای خواهرخواندگی متضمن انتقال فناوری، ایجاد شغل‌های جدید میان دو کشور در مبادلات شهروندی به وسیله این ارتباطات خواهد بود؟ در این خصوص باید گفت که بستن این قراردادها باید تنها با هدف اجرایی و پیاده‌کردن مفاد آن‌ها صورت گیرد. در غیر این صورت اگر قرار است تفاهم‌نامه‌های خواهرخواندگی بین شهرها تنها روی کاغذ باقی بماند و در قفسه‌ها خاک بخورد، جز اتلاف زمان و هدررفتن هزینه هیچ سود دیگری در بر نخواهد داشت. در این فضا گاهی شهرهای خواهرخوانده به فکر این هستند که نوعی ارتباط موقت با یکدیگر داشته باشند اما چون زمینه‌ای برای تداوم آن ارتباطات وجود ندارد، آینده نامعلومی برای این تعاملات مورد انتظار است. بنابراین پیاده سازی یا تعمیق پیوند خواهرخواندگی مستلزم پیاده‌سازی و عملیاتی‌کردن توافق نامه‌هایی است که بین شهرها به وجود می‌آید. چراکه یک رابطه خواهرخواندگی تنها با فرض کارسازبودن آن واقعی است. اینکه مفاد تفاهم‌نامه این همکاری بین شهرها با دقت تمام و توسط مسئولان شهری، شهرداری‌ها و سایر نهادها به ویژه مردم ساری و جاری شود تا بتواند ثمرات مورد نظر را ببینند.