21 نفر از خبرنگاران رسانههای سراسری با هواپیما از تهران راهی ارومیه شدیم تا از آنجا با اتوبوس برای بازدید از «سد کانیسیب» و «تونل انتقال آب زاب به دریاچه ارومیه» برویم.
این بازدید جزو برنامههایی بود که سالانه ستاد احیای دریاچه ارومیه برای خبرنگاران برگزار میکند؛ درنتیجه مسئولیت سفر مطبوعاتی با ستاد احیای دریاچه ارومیه بهعنوان بـــرگزارکنــنــده و سازمان حفاظت محیطزیست بهعنوان دعوتکننده است.
اتوبوس انتقال خبرنگاران از فرودگاه اساسا فرسوده بود و برای انتقال کارگران کارخانه سیمان ارومیه استفاده میشد؛ نه به این معنا که جان خبرنگاران ارزشی بیشتر داشته باشد، بلکه به این معنا که مسیری که کارگران در آن جابهجا میشدند، جادهای هموار و بدون دستانداز بود و راننده میتوانست با دنده سرعت اتوبوس را کنترل کند؛ ولی جاده دسترسی به پروژههای عمرانی، ناهموار و پُرپیچوخم بود. اتوبوس تمام مسیر فرودگاه تا تاج سد کانیسیب را که جادهای هموار بود، با حداقل سرعت مجاز برای تردد حرکت کرد؛ بهطوریکه دو ساعت دیرتر از برنامه به مقصد رسید. همین موضوع باعث شد بقیه برنامهها بهسرعت و بدون احتیاطهای لازم برگزار شود. بازدید از تونل 12کیلومتری انتقال آب حوضه آبریز زاب، حدود چهار ساعت طول کشید و زمانی که از شفت خروجی تونل بیرون آمدیم، ساعت حوالی 4:30 دقیقه بعد از ظهر بود. خسته و خیس دوباره سوار اتوبوس شدیم تا برای صرف ناهار به مکانی در نزدیک شهر نقده برویم. آنقدر از برنامه عقب بودیم که به اصرار خبرنگاران چند بازدید از فهرست بلندبالای برنامهریزی ستاد حذف شد. راننده حدود 20 دقیقه از مسیر کوهستانی را طی نکرده بود که ناگهان فریاد زد: «اتوبوس ترمز ندارد، کمربندها را ببندید.» اما کدام کمربند؟ بیشتر صندلیها کمربند ندارند. راننده چندباری اتوبوس را به گاردریل سمت دره میکوبد تا شاید سرعتش را کم کند؛ ولی این ارابه مرگ در سراشیب جاده روستایی وحشیتر از آن شده که بتوان کنترلش کرد. کسی از میانه اتوبوس میگوید: «تو رو خدا بزن به کوه» و راننده اتوبوس را به سمت چپ و دیواره کوه میزند. خاکها که فرومینشیند، تازه میفهمیم «مهشاد» و «ریحانه»، جوانترین خبرنگاران این اتوبوس، جانشان را از دست دادهاند و کاری از دست هیچکس برای نجاتشان برنمیآید.
برنامهریزی غلط و عدم توجه مسئولان برگزارکننده به مجوزهای وسیله نقلیه، عامل حادثهای شد که در آن، دو نفر جانشان را از دست بدهند؛ چندین نفر صدمات جبرانناپذیر جسمی ببینند و بقیه با صدمات روحی شدید روزگار سپری کنند.
بازدید و سفر مطبوعاتی در رسانههای ایران، امری مرسوم است که در برخی موارد میتواند به روزنامهنگاران و خبرنگاران چشماندازی درستتر برای توصیف و نقد رویدادها و اقدامات سازمانها بدهد. اما این بازدیدها که عموما توسط روابطعمومیها سازماندهی میشود، پروتکل و دستورالعمل اجرایی دقیقی ندارد. حتی مدیران رسانهها که نیروهای خود را به همراه روابطعمومیها راهی سفر میکنند، دستورالعملی برای ایمنی خبرنگار ندارند. اگر بخواهیم عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم، دانشجویان روزنامهنگاری نیز در دانشگاه یاد نمیگیرند که برای تهیه خبر نباید از جانشان بگذرند. به نظر میرسد آنچه در کارگاههای عمرانی بهعنوان «اول ایمنی، بعد کار» اجبار است باید به خبرنگاران نیز آموزش داده شود.
آنچه ما خبرنگاران حادثهدیده نادیــده گرفتیم، فرسودهبودن خودرو و نداشتن کمربند ایمنی بود؛ هرچند تصور ما بر این بود که مسئولان ستاد احیای دریاچه ارومیه بهعنوان برگزارکنندگان این سفر مطبوعاتی، مجوزهای تردد اتوبوس را بررسی کردهاند، ولی پس از حادثه با پیگیریهای قضایی پرونده متوجه شدیم نهتنها چنین اتفاقی رخ نداده، بلکه راننده اسامی کارگران را به جای خبرنگاران به پلیس راه داده است؛ همچنین پلیس راه به دلیل اینکه این اتوبوس همیشه این مسیر را طی میکرده، اسامی را با مسافران حاضر در اتوبوس تطبیق نداده است. بر اساس گزارش کمیسیون عالی تصادفات، این اتوبوس از قبل ترمز ثانویه نداشته و خطاهای متعددی در کامپیوتر اتوبوس ثبت شده است. اینها مواردی است که از قبل میشد آنها را بررسی کرد. این اتوبوس نیز مانند بسیاری از خودروهای فرسودهای است که با دستکاری یا تساهل مجوز تردد میگیرند و فقط حادثههای غمبار آنها را راهی گورستانهای اتومبیل میکند.
این بخش از یادداشت خطاب به اهل رسانه است. بعد از حادثه کسی سراغ شما را نمیگیرد. ستاد احیای دریاچه ارومیه که بر اساس گزارش کمیسیون عالی تصادفات حداقل به میزان 50درصد مقصر اعلام شده، سازمان حفاظت محیطزیست که سالها با خبرنگاران این حوزه در تعامل بوده یا مدیران رسانهها که نیروی انسانیشان در حادثه از دست رفته یا آسیب دیدهاند پس از حادثه موضوع برایشان به کلی تمام میشود. تاکنون هیچکدام از مدیران خبرنگارانی که در این حادثه حضور داشتهاند، بهرغم امکان قانونی، از برگزارکنندگان شکایتی مستقل، نه در دستگاه قضایی و نه در معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد ثبت نکردهاند. نبود یک انجمن صنفی کارآمد برای حمایت از حقوق صنفی روزنامهنگاران نیز مزید بر علت شده است. بنابراین در سفرهای کاری خودمان باید از خود مراقبت کنیم.
کسی به فکر خبرنگاران نیست!
دوم تیرماه سال جاری در حادثهای غمانگیز و تلخ، جامعه مطبوعات ایران دو تن از خبرنگاران جوان خــود را از دســت داد. «ریــحــانه یــاســینـــی» و «مــهـشــاد کریــمــی»، خبرنگاران خبرگزاریهای «ایرنا» و «ایسنا»، در حادثه واژگونی اتوبوس در نزدیکی شهر نقده جانشان را از دست دادند.
نوشته شده توسط: اصفهان زیبا در در جامعه,رسانه | دیدگاه بسته شده