همین دست و پنجه نرمکردنها با مشکلات برای بقا، گویی دستاندرکاران اخگر را بر این داشته تا هرازچندگاهی در بیانیهای تحسین آمیز، به دیگر نشریات فعال در کشور که با تنگناها و سختیهای مشابه درگیر بودهاند، اشاره کنند و از آنها تقدیر به عمل آورند. در ادامه، یکی از این بیانیهها را که در خرداد ماه 1313 منتشر شده با هم میخوانیم و سپس به نکات آن میپردازیم:
«در عالم مطبوعات
سی و یکمین سال چهرهنما
سی سال تمام جریده نگاریکردن، آن هم در یک محیط بیگانه که فرسنگها دور از وطن اصلی آنان اتفاق افتاده، بهترین نمونه عزم راسخ و ثبات قدم شخص نامهنگار (روزنامه نگار) است. آری آقای ایرانی، مدیر دانشمند جریده شریفه «چهره نما» با انتشار سال سی و یکم آن نامه ملی، قدرت پشتکار خود را اثبات و این پیر استاد روزنامهنویس، اینک بهترین درس ثبات قدم را به نوجوانان هموطن خود میدهد. جریده چهرهنما در عمر کهن سی ساله خود به عالم آزادی و تقویت اساس مشروطیت ایران مخصوصا در ادوار تاریک استبداد، خدمات بسی روشن نموده و جای آن دارد که ما تجدید سال این نامه ملی را به مدیر محترمش، آقای ایرانی، از صمیم قلب و بن دندان تبریک گفته و دوام موفقیت ایشان را از پیشگاه خدای متعال مسئلت نماییم» (اخگر 945، 3 خرداد 1313).
درباره نشریه چهره نما، احتمالا به اندازه قدمت و مطالبی که در صفحاتش نشر مییافته، مؤسس و سردبیر آن نیز برای خوانندگان این سطور، حائز اهمیت باشد. عبدالمحمد ایرانی ملقب به مؤدب السلطان، نویسنده، روزنامهنگار و تاجر اصفهانی، شخصی است که نشریه چهرهنما را اولین بار به سال 1283 شمسی در اسکندریه مصر، منتشر کرد. چهرهنما، به عنوان قدیمیترین نشریه فارسی زبان در زمینه سیاسی و اجتماعی شناخته میشود. این نشریه به دلیل چاپ در خارج از کشور که ابتدا در اسکندریه و سپس در قاهره مصر منتشر میشده، فرصت مغتنمی برای بیان و نشر افکار و عقاید متکثر ایرانیان ایجاد کرده بوده است. در واقع چاپ در غربت، چهره نما را از تیغ ممیزی و توقیف توسط دستگاههای نظارتی وقت، در امان داشته است. نخستین شماره چهره نما در تاریخ 30 محرم 1322 هجری قمری، برابر با 1283 خورشیدی و 15 آوریل 1904 میلادی منتشر شده است. مؤدب السلطان در صفحه سوم اولین شماره چهره نما، اهداف انتشار نشریه را: «احساس مخاطرات شدید در مقام انسانیت و اقتضای بشریت و صلاح اسلامیت و خدمت به دولت و ملت» بیان کرده است. او در ادامه همین مطلب، «چهرهنما» را «روزنامه مصور، آزاد و بدون القاب» خوانده است. جریده مؤدب السلطان که در آغاز، ماهی دو بار منتشر میشد به زودی در مسیر منتقدان اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران و حکومت قاجار قرار گرفت. البته در آن سالهای چهره نما، به طور مستقیم از شاه انتقاد نمیشد، اما شخص عینالدوله، صدر اعظم مظفرالدین شاه، بارها هدف نقد چهره نما قرار گرفت به نحوی که پس از انتشار چند شماره، به دستور عین الدوله از ورود نشریه به ایران جلوگیری به عمل آمد. با میانجیگری میرزا حسن رشدیه، ممنوعیت ورود چهره نما به ایران رفع شد. با شروع دوره دوم انتشار نشریه که در قاهره چاپ میشد، «چهرهنما» با وقایع نهضت مشروطه همراه شد و مقالاتی در حمایت مشروطیت به چاپ رسانید. اگرچه شخص شاه معمولا مخاطب مستقیم انتقادات روزنامه قرار نمیگرفت، اما در مقالههای «چهره نما» به اساس حکومت قاجار بارها حمله شد و آن را «بر خلاف اسلامیت و منافی انسانیت» شمرده، سلطه حکومت را «نامشروع» اعلام کرد (ر.ک.چهره نما سال 5 شماره 10). پس از عصر مشروطیت، به تدریج حضور مقالههای انتقادی در چهرهنما کمرنگ شد و بهخصوص در دوره پهلوی اول، نشریه بیشتر به درج وقایع روز جهان، میپرداخت. یک سال پس از انتشار بیانیه روزنامه اخگر که در خرداد 1313، سی و دومین سال چاپ نشریه چهرهنما را تبریک گفته است، عبدالمحمد ایرانی در سال 1314 شمسی دیده از جهان فروبست. پس از او، فرزندش منوچهر مؤدبزاده ایرانی، مدیریت چهرهنما را به دست گرفت که تا سال 1335 شمسی که سال پایان حیات نشریه بود، در مصر ادامه داشت. در پایان، همانطور که در بیانیه روزنامه اخگر نیز آمده است، مهمترین دوره انتشار چهرهنما را باید مربوط به سالهای ابتدایی نشر آن و عصر مشروطیت و مبارزات منتهی به آن دانست که در مقالاتش، آیینهای از رخدادها و تفکرات جامعه روشنفکران و دگراندیشان ایرانی را به تصویر کشیده است.