پشت پرده‌های صعود طالبان و سقوط غنی

یکشنبه هفته گذشته با اشغال کابل به دست نیروهای طالبان، دولت مرکزی افغانستان سقوط کرد و محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهوری این کشور با خروج از افغانستان به 7 سال ریاست‌جمهوری خود خاتمه داد. خروجی که به قول او با هدف جلوگیری از خونریزی بیشتر در کشورش انجام شد و به گفته بسیاری از مقامات افغانستان نوعی وطن‌فروشی و مستحق مجازات است. کارشناسان اما نحوه اداره دولت توسط غنی طی این سال‌ها، وابستگی او به غرب و نداشتن سرمایه اجتماعی را از جمله عوامل قدرت‌گیری طالبان می‌دانند. حالا قدرت در افغانستان بار دیگر و پس از گذشت 20 سال به دست طالبان افتاده است و سران این گروه در شرف برنامه‌ریزی برای تشکیل یک حکومت جدید در قالب امارت اسلامی هستند.

دیدارها و نشست‌های خبری طالبان با هدف معرفی چهره جدیدی از خود به جهانیان در حال انجام است. آن‌ها با قبول برخی اشتباهات خود در گذشته از منع تولید تریاک، به‌رسمیت‌شناختن حقوق زنان، آزادی رسانه‌ها در چارچوب شریعت اسلامی و گفت‌وگوی صلح‌آمیز با مقامات سابق افغان صحبت می‌کنند و پیروزی طالبان را متعلق به کشور افغانستان می‌دانند نه فقط اعضای این گروه و هوادارانشان.
این در حالی است که برخی مقامات سابق افغانستان همچون امرالله صالح، معاون اشرف غنی معتقد است که این پایان مبارزه و مقاومت در برابر طالبان نیست و در صورت عدم تشکیل دولت فراگیر جنگ با آن‌ها ادامه خواهد داشت. آنچه که احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود بر آن تأکید دارد و مردم را به مقاومت در برابر طالبان دعوت می‌کند. او همچنین اعلام کرده است که آماده گفت‌وگو با طالبان است و برای تحقق صلح و امنیت در افغانستان هر اقدامی که لازم باشد، انجام خواهد داد.
محسن روحی‌صفت، دیپلمات و مسئول پیشین ستاد پشتیبانی افغانستان در وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» به بررسی شرایط کنونی افغانستان پرداخت و می‌گوید عمده مشکلات افغانستان از حضور اشرف غنی در دولت بود. روحی‌صفت معتقد است فساد و غربگرایی حکومت افغانستان را تضعیف و طالبان را به قدرت رساند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

این روزها همه از عملکرد ضعیف دولت افغانستان در به‌قدرت رسیدن طالبان و سقوط دولت محمد اشرف غنی می‌گویند. نظر شما در این باره چیست؟

از جمله مشکلات افغانستان خود آقای غنی بود. زمانی که دوره حامد کرزای به پایان رسید و انتخابات برای دور بعدی انجام شد، همه می‌دانستند که آقای غنی برنده آن انتخابات نبود و رأی آقای عبدالله بالاتر بود. اما به زور آمریکا و برخی کشورها همچون انگلیس غنی پیروز آن انتخاب اعلام شد و حتی تلاش عبدالله و نیروهایش برای مقابله با این موضوع با میانجی‌گری آمریکا بی‌نتیجه ماند و قرار بر ریاست جمهوری آقای اشرف غنی و معاونت عبدالله گذاشته شد. به‌عبارتی همه با اینکه می‌دانستند عبدالله برنده انتخابات است اما می‌گفتند مصلحت این است که آقای غنی رئیس جمهور شود. چراکه غنی از قوم پشتون و عبدالله از قوم تاجیک است. انتخابات دور بعد از آن نیز در دو دوره برگزار شد و باز هم همان داستان قدیمی تکرار شد و غنی با کمتر از یک میلیون رأی پیروز انتخابات معرفی و عبدالله رئیس شورای مصاحله ملی شد. درواقع آقای غنی تحمیلی بر مردم افغانستان بود. رئیس‌جمهوری که رأی کافی برای انتخاب‌شدن نداشت. با این شرایط اشرف غنی هیچ پایگاه اجتماعی در داخل افغانستان برای خود نداشت و دولت نیز فاقد انسجام در افغانستان بود. اختلافات بسیاری میان رهبران دولتی و غنی وجود داشت. ارتش و دستگاه اداری چندان با او موافق نبودند. به‌عبارتی آنچه باعث پیروزی طالبان شد، دلسردی مردم از حاکمیت بود.  به دلیل گسست وسیع میان ملت و دولت، مردم افغانستان حاضر نشدند برای حاکمیت آقای غنی قربانی دهند. مردم علی‌رغم عدم علاقه به طالبان و با وحشت از طالبان از غنی هم دل خوشی نداشتند و هم‌زمان نه زیر بار طالبان رفتند و نه حاضر به دادن قربانی برای اشرف غنی شدند و اما آخرین مشکل دولت اشرف غنی وجود فساد گسترده بود. در حاکمیت افغانستان فساد گسترده‌ای از رأس تا پایین‌ترین مقامات به چشم می‌خورد. پست‌ها و منصب‌های دولتی، خرید و فروش می‌شد و از میلیاردها پولی که از طریق کشورهای خارجی وارد افغانستان می‌شد، حتی 10درصد آن صرف توسعه این کشور نمی‌شد و 90 درصد آن صرف مسائل شخصی مقامات می‌شد. مردم افغانستان نیز آگاه به این موضوعات بودند و سر بزنگاه، نگرانی و دلخوری خود از آقای غنی را ابراز کردند و حاضر نشدند به خاطر غنی با طالبان بجنگند.

ارتش افغانستان نیز تا اندازه‌ای همچون مردم عمل کرد و در مقابله با طالبان منفعل بود. درست است؟

بله. چون ارتش انگیزه لازم برای جنگیدن با طالبان را نداشت. تصور نیروهای ارتش غنی بر این بود که برای چی بجنگند؟ برای کسی که کفایت لازم را برای حکومت بر مردم را ندارد؟ در قندوز، 500 تانک وجود داشت اما هیچ‌کدام از راننده‌های آن تانک‌ها حاضر نشدند یک گلوله شلیک کنند، چون معتقد بودند که بکشیم یا کشته شویم، تا آقای غنی رئیس‌جمهور باقی بماند؟ لذا همگی تسلیم شدند. در واقع عدم صلاحیت حاکمیت باعث این عملکرد ارتش در مقابل طالبان بود. البته مسائل و اختلافات قومی نیز در این شرایط کم مؤثر نبود. به عقیده بنده بزرگ‌ترین مشکل نداشتن انگیزه قربانی شدن برای حاکمیت بود.

کمی به طالبان و نحوه قدرت‌گیری آن‌ها تا فتح کامل افغانستان بپردازیم. مطمئنا تنها کناره‌گیری مردم و منفعل‌بودن ارتش افغانستان در کنار خروج نیروهای نظامی آمریکا از این کشور باعث اشغال افغانستان به دست طالبان نشد. سؤال این است که طالبان از چه سیاست و استراتژی برای پیاده‌کردن اهداف خود در افغانستان استفاده کرد و نقش نیروهای منطقه‌ای و فرامنطقه ای در قدرت‌گیری طالبان چه بود؟

رهبران طالبان انسان‌های محاسبه‌گری هستند. کسانی که از 5 تا 13 سال در زندان گوانتانامو در آمریکا زندانی بودند و در همان زمان دانش و تجربه‌های گوناگونی را به‌دست آوردند؛ آن‌ها به دنبال فراگیری زبان، روش نوین مکالمه و مهارت ارتباطات و مذاکره بودند و به مرور دنیادیده شدند. همین طالبان پس از گذراندن زندان‌های طولانی مدت در گوانتانامو به دنبال تقویت ارتباطات و تشکیلات خود بر آمدند. طالبان ابتدا در قالب یک قدرت مذهبی توسط پاکستان و با حمایت انگلیس و آمریکا به‌وجود آمد تا در مقابل ایران بایستد. درست همان نقشه‌ای که بعدها در سوریه و عراق نیز اتفاق افتاد. پیش از آن نیز این نقشه طالبان در ایجاد جنگ‌های مذهبی در مرزهای شرقی ایران و افغانستان اجرا شد اما همه برنامه‌های آن‌ها درست از آب در نیامد و با انفجار ساختمان پنتاگون توسط بن لادن حکومت طالبان در افغانستان ساقط شد. اما این پایان ماجرای طالبان نبود و آن‌ها باز هم توانستند خود را سازمان‌دهی کنند. درحال حاضر جهت‌گیری های طالبان تغییر کرده است. برای مثال علیه ایران رویکرد جدیدی را در پیش گرفته‌اند و سعی در خنثی‌کردن جهت‌گیری‌های گذشته خود دارند. ایران نیز هیچ‌گاه طالبان را به رسمیت نشناخته و تنها یک ارتباط ساده خود را با آن‌ها حفظ کرده است. به عبارتی ایران با هدف سرکوب داعش گاهی با طالبان مماشات می‌کرد و این ارتباطات میان ایران با طالبان، موجب یک درک مشترک در مبارزه با داعش شد. اما مذاکرات اصلی طالبان با ایران نبود و آمریکا طرف اصلی آن‌ها به حساب می‌آمد. در مقابل آمریکایی‌ها نیز در افغانستان بسیار ضعیف شده بودند و مرتب امتیازاتی را که از سوی طالبان طلب می‌شد بر آورده می‌کردند و دولت کابل را نادیده می‌گرفتند. در واقع آمریکا، اشتباهات بسیار بزرگی توسط نماینده افغانی تبار خود (زلمی خلیل‌زاد) مرتکب شد. خلیل‌زاد همچون طالبان پشتون بود و علاقه داشت که آن‌ها در دولت مرکزی قدرت و سهم بیشتری داشته باشند. موضوعی که باعث ایجاد عدم توازن در دولت و ایجاد یک دولت ضعیف در کابل شد و درگیری میان طالبان و دولت را ادامه‌دار کرد و در این عدم توازن دولت مرکزی را شکست داد.

به نظر شما تسلط کنونی طالبان بر افغانستان ماندنی است؟

نوع رفتار طالبان بسیار مهم است. اگر طالبان همه اقوام را در حکومت مشارکت دهد احتمال پایداری حکومت آن‌ها بر افغانستان بالاست؛ اگر طالبان به حقوق زنان و به جامعه مدنی توجه کافی داشته باشد و از رفتار خشونت آمیز با اقلیت‌ها دوری کند، می‌توان امیدوار بود که جامعه افغانستان به سمت ثبات حرکت کند. اما اگر این موضوعات از سمت طالبان نادیده گرفته شود بار دیگر بی ثباتی، جنگ و مقاومت در برابر طالبان افزایش پیدا خواهد کرد.

جو بایدن نیز با اعمال سیاست خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان از جمله عوامل تنش در افغانستان به شمار می‌رود. حتی برخی مقامات آمریکایی او را در این باره مقصر می‌دانند. نظر شما چیست و رویکرد آتی آمریکا در خصوص حضورش در افغانستان را چگونه می‌بینید؟

آمریکا هزینه‌های بسیار گزافی را طی 20 سال در افغانستان پرداخت کرد که بر بودجه آمریکا فشار سنگینی را وارد ساخت. دو هزار میلیارد دلار در عرض 20 سال در افغانستان هزینه شد و هیچ ثمری برای ایالات متحده در بر نداشت. آمریکا مطمئنا مانند گذشته در افغانستان حضور پیدا نخواهد کرد. ده سال (از 2011 تا 2021) طول کشید تا آمریکا متوجه شد که هیچ افق روشنی در افغانستان ندارد. اما چون در این باتلاق فرو رفته بود، نمی‌توانست به‌راحتی خود را از آن بیرون بکشد. از طرفی آمریکا می‌خواست خیلی آبرومندانه از افغانستان خارج شود و این موضوع را نیز به جهانیان القا کند که ما در افغانستان صلح و ثبات را برقرار کردیم و وظیفه یا مأموریت ما به اتمام رسیده است. به همین خاطر با طالبان در دوحه به مذاکره نشست و قرارداد با آن‌ها را پایه گذاری کرد که البته چندان هم طبق برنامه پیش نرفت و بسیاری از مفاد آن توسط طالبان انجام نشد. استراتژی آمریکا این بود که یک دولت ضعیف در کابل برقرار باشد و ایالات متحده نیز از راه دور سیاست خود را در این کشور اجرا و میزان نفوذ خود را حفظ کند تا بتوانند از این طریق بر کشورهای رقیب خود همچون روسیه، چین و ایران کنترل داشته باشد و در مواقع لازم آن‌ها را تهدید و یا ضربه لازم را به کشورهای منطقه بزند. اما هیچ چیز آنطور که باید انجام نشد. البته قطعا آمریکا سیاست‌های همیشگی خود را در خصوص افغانستان و دیگر کشورهای منطقه دنبال خواهد کرد و سعی می‌کند به هر طریقی حداقل نفوذ خود را در افغانستان حفظ کند.

ایران نیز در رابطه با قدرت گیری طالبان سکوت کرده است. بهترین رویکرد برای ایران و در رابطه با شرایط کنونی افغانستان چیست؟

آقای ظریف توئیتی مبنی بر حمایت از شورای هماهنگی برای انتقال قدرت در افغانستان داشتند. به این معنا که ما خواهان یک انتقال قدرت مسالمت آمیز همراه با صلح و صفا در افغانستان هستیم نه با درگیری و جنگ، انتقال قدرتی فراگیر که از همه اقوام از جمله آقای کرزای وآقای عبدالله در آن حضور داشته و در قدرت شریک باشند. ایران از طالبان تشکیل یک دولت فراگیر را طلب کرده است، آن هم به دلیل ایجاد ثبات در افغانستان و منطقه. البته ایران نیز همچون دیگر کشورها صبر می‌کند تا ببیند طالبان چه راهی را در پیش خواهد گرفت و متناسب با گام‌های طالبان پیش می‌رود.

و در آخر آیا آینده افغانستان با تشکیل امارت اسلامی توسط طالبان رقم خواهد خورد؟

هیچ‌کس صلاحیت تشکیل و تعیین نوع حکومت در افغانستان را جز مردم افغانستان ندارد. این مردم افغانستان هستند که باید بگویند ما این دولت را می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم. ایران و دیگر کشورهای منطقه باید زمینه‌ساز گفت‌وگو در راستای توافق رهبران افغانستان باشند تا همگی به یک مکانیسم واحد برای اداره افغانستان برسند و در نهایت مردم نظرات خود را اعمال کنند. لذا دامنه دخالت یا نفوذ ایران و دیگر کشورهای منطقه برای افغانستان در همین حد است. ما اختیار تعیین تکلیف برای مردم افغانستان را نداریم. طرف‌های افغانی باید به این باور برسند که تنها راه چاره برای حل معضل افغانستان، مذاکره و گفت‌وگو در برقراری ثبات و صلح است وگرنه با جنگ و درگیری به هیچ نتیجه‌ای نخواهند رسید و دور جدیدی از جنگ بار دیگر در افغانستان آغاز خواهد شد. ما امیدواریم که مردم افغانستان به آن رشد و شکوفایی لازم در انتخاب رهبر و حکومت مورد دلخواه خود برسند و اختلافات خود را از طریق مسالمت‌آمیز حل کنند.‌