ریسک تابعی از عوامل طبیعی و منطقی است که میتوانند هم کمی و هم کیفی باشند. به کمک کامپیوتر میتوان این عوامل را باهم ترکیب و به یک مقیاس واحد تبدیل کرد که احتمال رخداد یک واقعه و همچنین فواید و هزینههای آن را تعیین میکند.
اما مردم معمولاً مستعد این هستند که ریسک را از منظری احساسی ارزیابی کنند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد فکر میکنند مسافرت هوایی از رانندگی خطرناکتر است حالآنکه شواهد نشان داده است که واقعیت اتفاقاً برعکس این تصور است.
مردم اغلب ریسک را با عدم تسلط اشتباه میگیرند. یکی از دلایل اینکه بسیاری از افراد به خودروهای خودران یا بیراننده یعنی خودروهایی که الگوریتمهای هوش مصنوعی کنترل فرمان و ترمز آنها را در دست دارند، مطمئن نیستند هم همین مسئله است.
افراد هنگامی ریسک انجام یک کار را قبول میکنند که ارزیابی مثبت و روشنی از مزایای بالقوه و هزینههای مرتبط با آن کار داشته باشند. این فرآیند سبکسنگین کردن به ما نشان میدهد که چرا مردم پول خود را در بازیهای کازینویی و لاتاریها قمار میکنند باوجوداینکه بازده موردانتظارشان منفی است.
بهعنوان یک متخصص علم داده که بهطور خاص در حوزۀ تصمیمگیری مبتنی بر داده در شرایط مبهم و تردیدآمیز به مطالعه و پژوهش میپردازد، از زمان آغاز همهگیری کرونا واکنش افراد به خطرات مرتبط با این ویروس را زیر نظر گرفتهام. بهعنوانمثال، تصمیمگیری در خصوص واکسینه شدن یا نشدن به مجموعۀ پرشماری از عوامل فردی و اجتماعی وابسته است که لازم است برای این انتخاب مورد ارزیابی قرار بگیرند. درحالیکه برای برخی افراد این تصمیم ساده و بدیهی است اما برای دیگران در هالهای از ابهام قرار دارد.
مهمترین قسمت چنین تصمیمگیریهایی این است که شما بهعنوان یک فردِ بخصوص چگونه خطرات را ارزیابی میکنید و پسازآن نیز چطور بر مبنای ارزیابیهایتان تصمیم میگیرید. زوایای دید مختلفی که به روشهای مختلف ارزیابی خطرات منتهی میشوند، کدامها هستند؟ پل زدن بین این دیدگاهها برای رسیدن به یک مصالحۀ اجتماعی معقول و مناسب ضروری است.
یک همهگیری، دیدگاههای متفاوت
بهطورکلی دو زاویۀ دید مختلف نسبت به کووید-19 وجود دارد؛ بیایید این دیدگاههای مختلف را پذیرنده و شکاک بنامیم. بین باورهای این دو گروه نسبت به خطرات ویروس کرونا و واکسنهای آن انشقاق گستردهای وجود دارد که آنها را از هم جدا میکند.
درکل، گروه پذیرنده از منظری علمی به این همهگیری نگاه میکند. بهطورکلی، هنگامیکه افراد متعلق به این جبهه میخواهند تأثیرات این همهگیری و مسیری را که پیش رویمان قرار دارد مورد ارزیابی قرار دهند، ازنظر احساسی بسیار درگیر هستند و این مسئله را بهعنوان یک بحران جدی در حوزۀ سلامت عمومی در نظر میگیرند. این افراد میدانند که انسانهای بسیاری جانشان را به دلیل این بیماری از دست دادهاند و از اقدامات اجتماعی که تاکنون در این خصوص انجام شده است، مثلاً الزام به ماندن در خانه، بستن مدارس و ممنوعیت سرو غذا در فضاهای بسته، حمایت میکنند. ازنظر این افراد، گونۀ دلتای ویروس کرونا جدیدترین تهدیدی است که بروز یافته است. آنها ماسک زدن در مکانهای عمومی را مفید میدانند و باور دارند که تمام مردم باید واکسینه شوند.
اما در مقابل، گروه شکاک بهطورکلی اعتقاد دارد که ویروس کرونا در حد همان آنفولانزای فصلی یا سرماخوردگی معمولی جای نگرانی دارد. افراد متعلق به این گروه قبول دارند که انسانهای بسیاری تاکنون جان خود را از دست دادهاند اما اعتقاد دارند که این افراد بهاحتمالزیاد از قبل مشکلات پزشکی دیگری داشتهاند و ویروس کرونا فقط مرگشان را قدری جلو انداخته است. این افراد به مفید بودن اقدامات اجتماعی که تاکنون صورت گرفته است شک دارند. بسیاری از آنها باور دارند که آلودگی قبلی به ویروس کرونا از آنها در برابر گونۀ دلتا محافظت خواهد کرد و ماسک زدن هم هیچ تأثیری در جلوگیری از اشاعۀ ویروس ندارد. این افراد نسبت به واکسن بسیار محتاط هستند، جز احتمالاً برای کسانی که واقعاً به آن نیاز دارند، مثلاً افراد مسن؛ و ایمنی طبیعی را بهترین دفاع در برابر ویروس کرونا میدانند و آن را ترجیح میدهند.
هردوی این دیدگاهها شامل مخلوطی از مشاهدات معتبر، باورهای ناقص و اطلاعات غلط میشوند.
در حقیقت، دیدگاه پذیرنده نمایانگر نوعی بیزاری از ریسک است. افرادی که به این گروه تعلق دارند، در بعد شخصی، خطر ویروس را بیش از مقدار واقعی آن ارزیابی میکنند و بدین ترتیب، بدترین سناریوی ممکن را بهعنوان نتیجۀ موردانتظار در نظر میگیرند. برای این افراد، مزایای اقدامات صورتگرفته از هزینههای آنها بیشتر است.
اما دیدگاه شکاک نشاندهندۀ پذیرش بالای ریسک است. رفتارهای افراد متعلق به این گروه نشان میدهد که آنها در بعد جمعی، خطر ویروس را کمتر از میزان واقعی آن ارزیابی میکنند و بدین ترتیب، بهترین سناریوی ممکن را بهعنوان نتیجۀ موردانتظار در نظر میگیرند. این افراد اعتقاد دارند که فواید اقدامات انجامشده در گذشته، هزینههایی را که برای آنها متقبل شدهایم توجیه نمیکند.
رسیدن به مصالحه در ارزیابی ریسک
حقیقت در حد وسط بین این دو دیدگاه است و بر مبنای آن است که میتوان میزان واقعی ریسک را ارزیابی کرد. خب، حال این حد میانه که مبتنی بر واقعیتهاست، کدام است؟
• تا به امروز، بیش از 615.000 نفر در ایالاتمتحده جان خود را از دست دادهاند که 95 درصد آنها بالای 50 سال سن داشتهاند. این آسیبپذیری در سنین بالا به ما نشان میدهد که چرا افرادی که در گروههای سنی بالا قرار دارند، بیش از همه پذیرای واکسیناسیون بودهاند.
• ماسک زدن و فاصلهگذاری اجتماعی در کاهش میزان سرایت ویروس تأثیرگذار بوده است. تجارب شخصی و شنیدههای غیررسمی هم این واقعیت را تصدیق میکند چراکه اگر چنین نبود، بیماریهای مسری دیگر مثل آنفولانزا و سرماخوردگی معمولی هم در طول سال گذشته تقریباً بهطور کامل ناپدید نمیشدند.
• هر فردی که آلوده میشود، فرصت جدیدی را هم در اختیار ویروس قرار میدهد تا بتواند جهش پیدا کند. گونۀ دلتا هم از همین راه به وجود آمد.
• واکسنهای موجود معتبرترین و قابلاطمینانترین راه برای جلوگیری از بستری شدن در بیمارستان و مرگ در اثر ابتلا به این بیماری هستند.
ازآنجاکه عوامل بسیار زیادی در تحلیل فواید و هزینههای واکسیناسیون دخیل هستند، تصمیمگیری منطقی در این خصوص نیازمند شکلی از ارزیابی ریسک است که در بهترین حالت چالشبرانگیز و در بدترین حالت واقعاً سخت و کلافهکننده خواهد بود. این پیچیدگیها باعث میشود که افراد، عوامل دخیل را تقلیل دهند و فرآیند تصمیمگیری را سادهسازی کنند. بدین ترتیب، ارزیابی آنها از ریسک نیز عملاً محدود و ناقص خواهد شد.
رشتۀ تخصصی تجزیهوتحلیل تصمیم به این منظور ایجاد شده است که به چنین فرآیندهای پیچیدهای کمک کند. این حوزه مجموعهای از ابزارها را در اختیار فرد قرار میدهد تا بتواند هنگام تصمیمگیری، بهطور نظاممند بین معیارهای متعدد تعادل ایجاد کند.
حتی با وجود تمام اطلاعاتی که در حال حاضر در دسترس است، بازهم هردو گروه پذیرنده و شکاک احساسات را مبنای ارزیابی خود از ریسک این ویروس قرار میدهند. افراد پذیرنده از تأثیرات این ویروس بر خودشان و جامعه بیمناک و هراسان هستند و به همین دلیل مایلاند مداخلاتی را که مقامات مسئول در حوزۀ سلامت و بهداشت عمومی توصیه میکنند، بپذیرند تا شرایط بهبود پیدا کند. نتیجۀ نهایی چنین رویکردی بروز رفتارهایی است که کمک میکنند اشاعۀ ویروس کاهش پیدا کند اما نمیتوانند آن را متوقف کنند.
در مقابل، افراد شکاک نسبت به اقداماتی که نهادها و ارگانهای دولتی مانند مرکز کنترل و پیشگیری بیماریهای ایالاتمتحده، از آنها حمایت میکنند، بدگمان هستند و باور دارند که این اقدامات غیرضروریاند و تهدیدی برای معیشت، بهزیستی و حق انتخاب فردی محسوب میشوند. نتیجۀ نهایی چنین رویکردی گسترش رفتارهایی است که به کاهش دادن میزان اشاعۀ ویروس کمکی نمیکنند چراکه اساساً این افراد باور دارند در لزوم متوقف کردن چرخۀ انتقال بیماری اغراق شده است.
گروههای پذیرنده و شکاک نسبت به ویروس کرونا تاکنون موفق نشدهاند وجوه مشترک چندانی بین خودشان پیدا کنند. البته در ایالاتمتحده، حول راهحلهایی که برای تغییرات اقلیمی پیشنهاد میشود و یا سیاستهایی که دربارۀ مسائلی مانند رشد اقتصادی و اشتغالزایی اتخاذ میشود هم بحثها و درگیریهای مشابهی وجود دارد.
فائق آمدن بر انشقاقها و شکافهای فلسفی نیازمند این است که هریک از گروهها نسبت به موضع خود احساس امنیت داشته باشد و این فرصت را هم پیدا کند که صدای خود را به گوش دیگران برساند. استفاده کردن از اطلاعات موثق و واقعیتها هم میتواند در رسیدن به اجماع و یک توافق همهشمول مؤثر واقع شود. ازآنجاکه معیارهای مختلف در نگاه هریک از گروهها وزن متفاوتی دارند، تکتک افراد میتوانند خود در نقش یک متخصص تحلیلِ تصمیم عمل کنند و یاری دهند تا زمینهای مشترک برای رسیدن به مصالحه ایجاد شود.
چنین گامهایی کمک میکند بتوانیم بین نگاهها و پاسخهای مختلف به ویروس کرونا پل بزنیم و حتی شاید بتوان بالاخره به هرجومرج اجتماعی پیشآمده در واکنش به این همهگیری نیز پایان داد. درهرحال، تصور اینکه در حال حاضر تعداد بسندهای از آمریکاییها احساسات را کنار بگذارند و بیغرضانه فواید و هزینههای واکسیناسیون، ماسک زدن و دیگر اقدامات صورتگرفته در حوزۀ سلامت عمومی را محاسبه و ارزیابی کنند، دشوار است.
یک راه پیش رویمان قرار دارد؛ کلید پایان دادن به این همهگیری این است که گروههای مختلف را به یکدیگر نزدیک کنیم تا در کنار هم برای رسیدن به این هدف گام بردارند.
این مطلب ترجمۀ مقالهای است به قلم شلدون اچ. یاکوبسن، استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه ایلینوی، که در تاریخ 12 اوت 2021 در وبسایت کانورسیشن (theconversation.com) منتشر شده است. این سازمان رسانهای میکوشد نتایج پژوهشها و مقالات منتشرشده توسط محققان، متخصصین و دانشگاهیان در حوزههای مختلف را در دسترس عموم قرار دهد.