شهری که مرا می‌بیند!

ارتباط ما با شهر شاید درست از هر صبح که چشم به روی دنیا باز می‌کنیم، آغاز می‌شود. اگر به بیرون از خانه قدم بگذاریم و ساعاتی را برای انجام کارهای روزانه در شهر بگذرانیم، این ارتباط شکل قوی‌تر و جدی‌تری به خود می‌گیرد. اما اگر در خانه بمانیم، هم می‌توانیم به‌واسطه شنیدن اخبار یا گشت‌وگذار در شبکه‌های اجتماعی از حال و هوای شهرمان و اتفاق‌هایی که در آن در حال وقوع است، باخبر شویم. اما اینکه میزان و نوع ارتباط ما با شهرمان چقدر و چگونه است، سوالی است که از چند شهروند اصفهانی پرسیدم و آن‌ها جواب جالبی برای آن داشتند.

شهرِ مجازی!

«مینو» خانم میان‌سالی است که بیشتر اوقاتش را در خانه می‌گذراند و گاهی برای خرید یا پیاده‌روی و گشت‌وگذار از خانه خارج می‌شود. او می‌گوید که با عضویت در یک گروه واتساپی با همسایه‌هایش ارتباط دارد و می‌تواند گاهی نظراتش را درباره اداره بهتر آپارتمان محل زندگی و محله‌شان بیان کند. به عقیده او، خانم‌ها غالبا دیدگاه‌های بهتر و جدیدتری برای اداره امور دارند. او ادامه می‌دهد: «چند سال بود که همسایه‌های مجتمع مسکونی‌مان کیسه‌زباله‌هایشان را سر بن‌بست روی زمین می‌گذاشتند. این باعث می‌شد که روی آسفالت ردی از شیرابه باقی بماند و همیشه منظره و بوی بدی داشته باشد. تا اینکه خانم‌های ساختمان باهم هم‌فکری کرده و از هیئت‌مدیره خواستند یک سطل بزرگ پلاستیکی که هزینه چندانی هم نداشت، برای کیسه‌های زباله بخرند. این مشکل به‌راحتی حل شد و حالا مدتی است که بن‌بست تمیزتر از قبل به نظر می‌رسد. زحمت مأموران زحمت‌کش شهرداری هم کمتر شده است… .»
چنین ارتباط و تعاملی با همسایه‌ها که در ابعاد گسترده‌تر می‌تواند به اداره یک محله منجر شود، روش خوبی برای رتق‌وفتق امور است. این شهروند اصفهانی که از این روش نتیجه خوبی برای برقراری ارتباط با دیگر همشهری‌هایش گرفته است، می‌گوید: «سال گذشته قرار بود یک گروه متشکل از اعضای محله‌مان در واتساپ تشکیل شود. یک روز در مسجد بودم که شنیدم قرار است شهردار منطقه هم عضو این گروه باشد و پیشنهادها و حرف‌های مردم را بشنود؛ اما خبری نشد…فکر می‌کنم این ایده می‌توانست اتفاق خوبی برای محله باشد و ما می‌توانستیم بدون اینکه به شهرداری منطقه مراجعه کنیم، با شهردارمان گفت‌وگو کنیم و او را در جریان مسائل محله قرار دهیم.» او به موضوع قابل‌توجه دیگری هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «پدر و مادر من از مرز 70سالگی عبور کرده‌اند و متأسفانه چند سالی است که از رفت‌وآمد در شهر پرهیز می‌کنند. آن‌ها از اینکه با موتورسیکلت یا خودرویی در کوچه یا خیابان تصادف کنند و آسیب ببینند ترس زیادی دارند و ترجیح می‌دهند بیشتر در خانه بمانند و جایی نروند. فکر می‌کنم اگر در محله‌ها مراکزی باشد که سالمندان بتوانند بدون نیاز به رفت‌وآمد طولانی از این‌سو به آن‌سوی شهر به آن مراجعه کنند و ساعتی در روز در آنجا فعالیت داشته باشند، کمک زیادی به افزایش ارتباط آن‌ها با شهر و دیگر شهروندان می‌کند.»

تعامل تلفنی یا حضوری با مدیران شهر

همواره راه‌هایی برای برقراری ارتباط میان شهروندان و مدیران شهری وجود دارد؛ چنانکه غالبا شهرداری‌ها از طریق تماس تلفنی یا ملاقات‌های حضوری در جریان مطالبه‌ها و انتظارهای شهروندان قرار می‌گیرند.«سعید» مرد جوانی است که دراین‌باره می‌گوید: «اینکه همه انتظارهای مردم از شهر و مدیران شهر درست و حساب‌شده باشد، امکان‌پذیر نیست؛ اما معمولا مواردی که مردم توقع دارند، در دایره اختیارهای مدیران است و عمل به آن‌ها  از دستشان برمی‌آید. بارها دیده‌ام همسایه‌ها یا همکارانم برای حل یک مشکل به شهرداری تلفن زده‌اند یا به‌صورت حضوری مراجعه کرده‌اند. بعضی‌هایشان هم نتیجه گرفته‌اند و مشکلشان حل‌شده است.»