شهری برای همه

روز اولی که به‌عنوان دانشجو به اصفهان آمده بودم، انتظار داشتم مراسم معارفه‌ای در باب شهر اصفهان برایمان برگزار کنند؛  اما هیچ اتفاقی از سوی هیچ ارگانی رخ نداد. گویا برای کسی مهم نبود که ما تازه‌واردانی به شهر هستیم که از سازوکار این شهر خبر نداریم؛ از نحوه جابه‌جایی در شهر، جمع‌آوری زباله و تمام مسائلی که به شهر مربوط است.

حال می‌توان این بی‌تفاوتی به ورود ساکنان جدید به شهر را به روش‌های دیگر ورود به شهر و اسکان به آن تعمیم داد. هر شهر بنا به عملکرد و موقعیت خود، قوانین متفاوتی دارد که همگان از آن آگاه نیستند و در بدو ورود دیگران (چه مسافر و چه مهاجر) باید به‌صورت واضح و روشن قوانین و روش‌های رایج در شهر توضیح داده شود تا دیگران نیز همسو با جریان شهر عمل کنند.
یکی از ارکان اصلی شهر، مردمی هستند که در آن زندگی می‌کنند. درواقع هرآنچه در شهر اتفاق می‌افتد، برای آسایش شهروندان است / باید باشد؛ بدین رو تصمیم‌های اتخاذشده برای شهر باید در راستای منافع شهروندان باشد و آن‌ها در جریان اتخاذ این تصمیم‌ها نیز باشند.
 اما این خواسته یک روی قضیه است؛ روی دیگر این روایت نیز همکاری و مشارکت داوطلبانه شهروندان در این امور و همچنین مشارکت دادن آن‌ها توسط مدیریت شهری است؛ یعنی مدیریت شهری با وضع قوانین مشخص و آموزش آن‌ها به شهروندان و همچنین برگزاری جلساتی برای نظرخواهی، همه‌پرسی و بررسی پیشنهادها و انتقادها زمینه حضور شهروندان در امور شهری را فراهم می‌کند. شهرهای بزرگ از دیدگاه اغلب افراد همانند پل پرتاب هستند؛ به همین علت مهاجرت از روستا به شهر و از شهرهای کوچک‌تر به شهرهای بزرگ رو به افزایش است. این افزایش‌ها باعث ایجاد هرج‌ومرج در شهرها شده و کنترل و مدیریت آن‌ها را بسیار دشوار کرده است. کنترل و مدیریت جمعیت ساکن و مهاجر به شهر در کنار یکدیگر کار دشواری است؛ لذا برای تسهیل در کنترل و مدیریت درست شرایط، شهر نیازمند ساکنانی آگاه و آموزش‌دیده است که این آموزش و آگاهی از طریق اطلاع‌رسانی‌ها و آموزش‌های ارگان‌ها و نهادهای دولتی امکان‌پذیر است. تمامی افرادی که در شهر سکونت دیرینه دارند یا به‌تازگی به شهر مهاجرت کرده‌اند باید در جریان تصمیم‌ها و برنامه‌های آتی شهر قرارگرفته و برای تمامی آن‌ها حق اظهارنظر و آموزش وجود داشته باشد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی فاصله بین ساکنان شهر و نهادهای مدیریتی کم شده و هرآنچه در شهر اتفاق می‌افتد، به‌سرعت همگانی شده و نظرها و دیدگاه‌های مختلف در شبکه‌ها و صفحه‌های مجازی مطرح می‌شود. اما این ارتباط همچنان باید قوی‌تر شده و شهروندان نظرهای خود را آزادانه بیان کنند و مخالفان و موافقان به گفت‌وگو بپردازند تا اتفاق‌های شهر موردبررسی قرار گیرد و هرآنچه از یک شهر خوب انتظار می‌رود در این گردهمایی‌ها بیان شود.
درواقع استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای مسائل شهری می‌تواند بسیار کارآمد و مفید واقع شود. همان‌طور که مشارکت شهروندان در امور شهری افزایش می‌یابد، باعث افزایش آگاهی آن‌ها شده و به‌مرورزمان جایگاه اجتماعی و شهروند بودن را برای همگان روشن می‌کند.
شهر مکانی برای همگان است و باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که به‌تمامی نیازهای هر شخص که شامل سکونت، جابه‌جایی و فراغت است، پاسخ دهد؛ اما شهر خوب زمانی قادر به پاسخ‌گویی به این نیازها خواهد بود که علاوه بر مدیریت کارآمد، شهروندانی آگاه و فعال داشته باشد تا در امور شهری مشارکت کنند. شهر ماحصل یک فعالیت و مشارکت همگانی است و حق هر شهروندی است که در امور شهر و تصمیم‌های آن شرکت کند. پرورش شهروندان آگاه و مشارکت‌کننده از وظایف مدیریت شهری است. هرچه شهروندان بیشتر در امور شهری مشارکت داده شوند، شهر فعال‌تر، پرنشاط‌تر و زیباتر خواهد بود. شهروندان شاد و راضی، شهری زیبا را به ارمغان می‌آورند.