در هر زمان از تاریخ هنر بشریت آرایهها و هنرهای زینتی بسیاری وجود دارند که وابسته به ابنیه معماری بوده و تجلیبخش ظرافت معمارانه در یک بنا بهشمار میروند. در این میان، کاشیکاری با وجود تنوع در رنگ، تفاوت در اجرا و بافت مصالح، رنگینترین یادوارهها را در ابنیه، بالأخص در اماکن مذهبی پس از اسلام، پدید آورده است. نحوه چیدمان کاشیها، استفاده از رنگهای متنوع، اجرای نقوش روی کاشیها و لعابدادن به آنها دارای رمز و رموزی است که هنرمندان ایرانی با توانمندی و ذوق شگفتانگیزی این تکههای کوچک بنا را با هدف نمایش زیبایی به کمال رساندهاند. هرچند بررسی باستانشناسان نشان میدهد که در دوران کهن نیز از هنر کاشیکاری در زیباسازی نماهای داخلی و خارجی ابنیه استفاده میشده است، آثار باقیمانده از ادوار مختلف حاکی از آن است که در دوره اسلامی، بهویژه دوره صفوی، هنر کاشیکاری به اوج خود در کاربرد و زیبایی رسیده است. بررسی جزئیات هنر کاشیکاری در هر دورانی مانند کشف زبانی نو برای ارتباط با دنیای هنر در این ادوار میماند و شوق کاوشگر را برای برقراری این ارتباط برمیانگیزد. استفاده از این هنر در زیباسازی نمای مساجد، کاخها، اماکن اداری، خانهها، اماکن مذهبی، حمامها و مدارس تاریخی شناسنامهای از این هنر در جایجای نقاط ایران بهوجود آورده است. کاشیکاری پیوندی است میان ابنیه معماری، عواطف و احساسهای معنوی انسان آن زمان با فلسفه وجود انسان امروزی.
از کاشی لعابدار هخامنشی تا هفترنگهای نفیس صفوی و قاجار
استفاده از کاشیهای نقشبرجسته در تزیینات ساختمانی در آثار کشفشده مربوط به دوره هخامنشیان در شهر باستانی شوش نشان میدهد که این هنر تزیینی قدمتی چندینهزارساله دارد. این کاشیها اولیننمونه آثار یافت شده در این زمینه در ایرانزمین محسوب میشوند. وفور این تزیین در معماری اسلامی نشان میدهد که در این دوره هنرمندان توجه خاصی به این هنر داشتهاند. جالب است بدانید که استفاده از لعاب در ابتدای دوره اسلامی محدود به آثاری مانند ظروف سرامیکی و سفالی بوده، اما با گذر زمان استفاده از لعابهای رنگی روی کاشی و آجر، عادتی برای زینتبخشی بناهای این دوره محسوب شد. شاید امروزه هنر کاشیکاری را یک هنر قدسی و محدود به اماکن مذهبی بدانند؛ اما پیدایش این نوع تزیین در کاخهای هخامنشی نشان میدهد که کاشیکاری در تاریخچه هنر ایرانی بهعنوان عنصری صرفا مذهبی شناخته نمیشود. 1
در اواخر دوره سلجوقیان (که دورانی پررونق برای تزیینات آجری محسوب میشد) کاربرد کاشیکاری بهدلیل هزینه کمتر و سرعت اجرای بیشتر بهعنوان هنر تزیینی اول در ساخت ابنیه افزایش یافت. در دوره ایلخانیان نیز استفاده از کاشی در تزییناتی همانند گچبری رشد چشمگیری پیدا کرد و در نماسازیهای داخلی و خارجی بهشدت مورداستفاده قرار گرفت.دوره تیموریان دوره رشد کاشیمعرق بود. استفاده از این فن موجب شد بناهای مذهبی و غیرمذهبی این دوران با کاشیمعرق تزیین شوند؛ همچنین استفاده از کاشی هفترنگ در پایان این دوره رنگولعاب تازهای به هنر تزیینی بخشید.
دوران صفویه را میتوان اوج زیبایی و کارکرد هنر کاشیکاری نامید. در این برگ از تاریخ هنر تزیینی، کاشیکاری بهعنوان هنری فلسفی، اخلاقی و دارای حکمت و شوکت و ارزشهای بیپایان شناخته شد. این هنر هرچند با کیفیتی کمتر، اما به همان شیوه در دوره زندیه برای تزیینات ابنیه مورد استفاده قرار گرفت. با رویکارآمدن حکومت قاجار نیز کاشیکاری به برگی نو در تاریخچه خود گام نهاد تا آنجا که بناهای زیادی با پوشش وسیعی از کاشیکاری ساخته شدند. بهطورکلی هنر کاشیکاری را میتوان در انواع زیر دستهبندی کرد:1.کاشی معرق؛ 2.کاشی زیررنگی؛ 3.کاشی زرینفام؛ 4.کاشی تکرنگ؛ 5.کاشی هفترنگ؛6.کاشی برجسته؛ 7.کاشی معقلی.
گردشگری کاشی؛ از گنبد سرخ مراغه تا امامزاده قاسم عجبشیر
برای اشاره به هنر کاشیکاری در دوران سلجوقی میتوان نمونههایی مانند گنبد سرخ مراغه و آرامگاه سلطان سنجر را نامبرد. کاشیکاری آرامگاه سلطان سنجر روی گنبد این بنا نقش بسته شده است؛ اما برای مشاهده این هنر در گنبد سرخ مراغه میتوانیم در میان زمینه سرخرنگ بدنه بنا، کاشیهای فیروزهفام را مشاهده کنیم. این بنا بهعنوان اثری برای نمایش هنر کاشیکاری روی بدنه خارجی شناخته میشود. از دیگر بناهای ساختهشده در این دوران، برج مدور مراغه است که تزیینات آن از آجر، سفال و کاشی تشــکیــل شــدهانــد. کاشیهای فیروزهایرنگ بهکار گرفته شده در کتیبههای این بنا، نمونهای دیگر از کاشیکاری سلجوقی هستند.
در زمان ایلخانیان کاشیکاری به شیوه سلجوقی ادامه پیدا کرد؛ اما در نمونههایی مشاهده میشود که روی برخی از بدنههای داخلی ابنیه که با کاشی کار شدهاند، لایهای از گچ قرار گرفته است. کاشیکاریهای انجامشده در حرم حضرتمعصومه(س) نمونهای از کاشیهای ایلخانی هستند. این کاشیها شامل خطوط برجسته به رنگهای مختلف است. در نمونهای دیگر از کاشیکاری ایلخانی در اماکن مذهبی میتوان به کاشیهای محراب امامرضا(ع) اشاره کرد. این کاشیها با خط ثلث برجسته آیاتی از قرآن را نمایش میدهند. مرقد امامزاده یحیی در ورامین نیز میزبان هنر کاشیکاری ایلخانی است. استفاده از طرحهای خلاقانه به شکل ستاره و چلیپا در این بنا در زمان خود اثری نوین بهشمار میرفته است؛ همچنین استفاده از کاشی در تزیینات محراب این امامزاده نمونه دیگر از این کاربرد است. برای تماشای کاشی معرق بهکارگرفته شده در دوران ایلخانی میتوان بنای امامزاده قاسم عجبشیر را بررسی کرد. این بنا که امروزه تنها سردابهای سنگی از آن باقی مانده است، شکوهکاشیکاری به روش معرق در دوره ایلخانی را نشان میدهد. کاشیهای خوشرنگ این سردابه نوعی از تزیینات سرزمین آذربایجان را به نمایش میگذارد.
اوج آرایش کاشی؛ از مسجد گوهرشاد تا امامزاده عبدالله بافق
دوران تیموریان را میتوان عصر اســتــفــاده از تزیینات در نمای خارجی و داخلی ابنیه دانست. در این دوره که آرایش بنا نسبت به دوران پیش از خود فزونی یافت، استفاده از کاشیکاری معرق بهوفور یافت میشود که نمونههای آنرا میتوان در گور امیرتیمور، مقبره گوهرشاد هرات و مسجد گوهر شاد مشهد مشاهده کرد. استفاده از هنر کاشیکاری هفترنگ که در اواخر این دوره به آرامی جایگاه تزیینات وابسته به کاشی را از آن خود کرد، در معماری بناهایی مانند کاخ آقسرای قابل مشاهده است. استفاده از تزیین کاشیکاری در گنبد امامزاده فردوس مشهد از نمونه آثار هنری این دوره است؛ نمای گنبد این بنا به گونهای است که کاشیهای آبی و زردرنگ زینتی به آن بخشیدهاند. یکی از ابنیهای که استفاده از کاشی در آن بسیار پرکاربرد بوده است، بنای امامزاده شاهسواران کاشان است.
استفاده از کاشیهای فیروزهای روی گنبد و کاشی منقوش ختایی با لعاب فیروزهای روی کف در ورودی شرقی از جمله آثار مربوط به دوره تیموریان است. استفاده از کاشی با طرح نقوش هندسی و به رنگ لاجوردی با حاشیهای سفید از نمونههای هنرمندانه عصر تیموری است که نقشی از این آثار را میتوان روی بدنه اتاق مرقد امامزاده عبدالله بافق و جرزهای سردر ورودی و بالای سردر امامزاده علی قزوین مشاهده کرد.2
شکوه کاشی؛ از مسجد شیخ لطف الله تا مسجد حکیم
در دوره صفوی که عصر توجه به هنر در دستههای مختلف است، به هنرهای وابسته به معماری، بهویژه کاشیکاری، توجه بهخصوصی بوده است. استفاده از این هنر در بناهای زیادی در کشور ونهتنها شهر اصفهان زیباییهای چشمنوازی به ارمغان آورده است. مسجد شیخ لطفالله اصفهان که از نمونهآثار پوشیدهشده به وسیله کاشی است، در ساقه گنبد خود زمینهای را برای نمایش کاشیهای تزیین شده با خط معقلی دوره صفوی فراهم آورده است؛ همچنین استفاده از پنجره کاشی معرق که نوعی دریچه بهمنظور تهویه هوای داخل بنا بوده است، به شکل شانزدهگانه روی گنبد این مسجد قابل رؤیت است. استفاده از کاشی در گوشهسازیهای این مسجد نیز از تزیینات دوران صفوی بهشمار میرود. کاشی پیچ یا زغره که نوعی کاشیکاری با رنگهای چشمگیر است، با رنگ فیروزهای فیلگوشسازی این بنا را شکل داده است.
از دیگر بناهای دوره صفوی در اصفهان که به وسیله کاشی زینت داده شده، مسجد جامع عباسی است. از آنجا که مساحت 50هزار مترمربعی این بنا معضلی برای تزیین به واسطه کاشی معرق بهشمار میرفت، هنرمندان ناچار بودند از شیوههای دیگر در تزیین این بنا استفاده کنند؛ در نتیجه به تصمیم این بزرگواران، کاشی هفترنگ زینتی به این مسجد بخشید؛ همچنین زیباترین نوع خط معقلی در دوره صفویه را میتوان در بخشهایی از این بنا مشاهده کرد. کتیبههای مسجد علی و مسجد حکیم اصفهان نیز با این روش تزیین شدهاند.
از کاشی نادری تا انقلاب ناصری
از آنجا که در دوران افشاریه، کشور ما درگیر جنگهای بسیار زیادی بود، بستری برای توسعه و آبادانی کشور فراهم نشد؛ اما نادرشاه فرصتها را غنیمت شمرد و در چند مورد از هنر کاشیکاری بهره برد. کاشیکاریهای مربوط به مسجد کبود گنبد در کلات از نمونهآثار مربوط به این دوران است. کاشیکاری به روشهای معقلی و گل پنج رگی در ساقه گنبد جلوهای از کاشی تزیینی در عصر افشاریه است. استفاده از خط ثلث شکسته روی ساقه گلدسته نادری در حرم امامرضا(ع) نیز از آثار این دوران بهشمار میرود. دوران زندیه زمینهسازی استفاده از کاشیکاری به روش صفوی را به ارمغان آورد. استفاده از روش مقرنسبندی در سردرب مسجد وکیل شیراز و همچنین استفاده از کاشی در سردرب داخلی از نمونهآثار ذکر شده است. استفاده از کاشی هفترنگ به رنگ قرمز از نوآوریهای این دوران بهشمار میرود که نمونه آن را میتوانیم با عنوان کاشیهای گلومرغ در عمارت کلاهفرنگی (موزه پارس) در شیراز مشاهده کنیم. سردرب ورودی کاخ و ارگ کریمخانی در شیراز نیز بستری برای ارائه هنر کاشیکاری به روش بهرهگیری از صورت و پیکر برای به نمایش گذاشتن جنگ رستم با دیو سپید فراهم آورده است. این اثر از نوآوریهای زندیه بهشمار میرود.
دوران قاجار عصری بسیار مهم برای صنعت کاشیکاری عنوان شده است.
استفاده از کاشی در دروازه شهرها از آثار مربوط به این دوران است که در دوره پهلوی اول به دلیل توسعه کالبدی شهرها تخریب شدند. از نمونه این آثار میتوان به هشت دروازه تهران اشاره کرد. دروازه آرک سمنان، درب کوشک، دروازه تهران شهر قزوین و بخشی از دروازه محمدیه در میدان مولوی تهران نمونه آثاری هستند که از این دوران باقیماندهاند.
استفاده از کاشی هفترنگ به نقش گل اناری از پدیدههای قجری محسوب میشود که ازارههای ایوان مدرسه ابراهیم خان میزبان این هنر است. از دیگر ابداعهای قاجار، ساخت کاشی به رنگهای کاهی و صورتی است که از این کاشیها برای نمایش داستانهای عاشقانه استفاده میشد. نمونههای فراوانی از این تزیین را میتوان در باغهایی همچون باغ ارم و بخشهایی از باغ عفیفآباد مشاهده کرد. اسپرها، طاقنما و پشتبغلهای متعدد در کاخ گلستان به این شیوه کار شدهاند.3 همچنین استفاده از کاشیهای هفترنگ مقرنسی در این زمان کاربرد داشته که نمونه آن، در مقرنسبندیها و طاسهسازیهای مسجد نصیرالملک شیراز قابل رؤیت است. در دوران پهلوی نیز آثاری با استفاده از کاشی مزین شدند که برای بررسی این تزیینات میتوان به تماشای سردرب باغ ملی، گنبد کاخ مرمر، بخشی از بارگاه امامهشتم(ع)، آرامگاه بزرگانی همچون سعدی، حافظ، خیام و کمالالملک و بارگاه حضرتمعصومه(س) نشست.
مراجع
1.مکینژاد، مهدی، تزیینات معماری،1399، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، ص 119.
2.سلطانی لشکرانی، رقیه و جودکی، جعفر، مطالعه تطبیقی کاشیکاری اسلامی در ایران و آسیای صغیر، معماریشناسی، بهمن 1397، شماره 5.
3. زمرشیدی، حسین، مطالعات معماری ایران،1391، شماره 2، صفحه 65 تا 78.