بنایی ساخته شده با شیطنتهای کودکانه!
در وصف ارزش و اهمیت ساخت این بنای ارزشمند همین بس که «حسین سلطانزاده» (از اعضای انجمن مفاخر معماری ایران، معمار و پژوهشگر) در معرفی و تمجید این ساختمان چنین میگوید: «مسعود جــهــانآرا بــهرغــم هوشمندی و ظرافت معماریاش کمتر شناخته شده است. این بنا برای کودکان و نوجوانان اصفهان طراحی و اجرا شده است.
او با شیطنتهای کودکانهای که در طرح بنا اعمال کرده، آن را برای کودکان ملموستر و شادابتر کرده است. بنا دارای ظرایفی در استفاده از مصالح و طراحی سازه است و این ظریفبینیها آن را در حد اثری قابلتأمل و برتر معرفی میکند.»
کتابخانه در فضایی 1100مترمربعی ساخته شده است
کتابخانه در فضایی به مساحت 1100 مترمربع و در یک طبقه طراحی و ساخته شده است. نقشه غیرمتقارن آن که هم ساده و هم گشوده است، لهجه معماری مدرنیستی دارد.
بنای کتابخانه، بهگونهای طراحی شده است که نور طبیعی به جای پنجرهها، بیشتر از سقف وارد فضا میشود و این وضعیت حالوهوای دلنشینی را به فضای داخلی ساختمان بخشیده است.
فضاهای داخلی در دو بخش مستطیلشکل سامانیافته و تمامی بخشها با پارتیشنها و کمدهای چوبی تقسیمبندی و از یکدیگر تفکیک شدهاند. بخش بزرگتر در جنوب ساختمان شامل قرائتخانهها و بخش کوچکتر در شمال ساختمان شامل واحدهای خدماتی، یک سینمای کوچک و یک گالری آثار است که تالاری اصلی (با سنگ مشکیرنگ لاشُتُر فرش شده است) این دو فضا را از هم مجزا میکند.
یک ساختمان مستقل!
معمار در طراحی این بنا، سازهای غیرحمال را برگزیده است؛ بدین معنا که بار ساختمان روی آن قرار نگرفته و بازسازی داخلی بنا با برداشتن یک دیوار مشکلی را برای سقف و ستونها ایجاد نمیکند؛ همچنین قرائتخانهها از انعطافپذیری بالایی برخوردارند که این امر باعث شده چیدمان داخلی و مبلمان آن، با شرایط و وضعیتهای مختلف تغییر پیدا کنند.
استفاده از آجرهای ساده در تزیین نمای ساختمان
مهمترین بخش این بنا که برای بیشتر بینندگان و رهگذران قابلتوجه است، نما و جداره خارجی و دارای انحنای آن است. در طراحی آن از آجرهای ساده و بدون تزیین استفاده شده است. احجام آن بهتناوب محدب و مقعر میشوند و در دل همدیگر جای میگیرند.
پنجرههای سرتاسری و باریک نیز به دور قوسها چرخیده و آنها را یکی در میان از هم جدا کرده است.
ساختمانی که طی 60 روز ساخته شد
لازم به ذکر است که ساختمان کتابخانه تنها ظرف 60 روز تکمیلشده و به بهرهبرداری رسیده است! جهانآرا بهواسطه طراحیهای سازگار با اقلیم، زمین و مصالح، بهعنوان «قهرمان اقلیمگرایی و منطقهگرایی مدرن» شناخته میشود.
این ساختمان با جدارهها و سقفهای مواج و قوسهای زیبای آجری، یادآور بخشی از معماری مدرنی است که در اواخر دهه 30 خورشیدی آغاز شد و با گذشت چندین سال و ترکیب آن با مصالح بومی و محلی مناطق مختلف، بناهایی زیبا و درخور شأن ساخته شد که هرکدام خصوصیات معنایی، فرمی و بصری بسیار زیادی دارند.
معماری ساختمان کتابخانه کانون، درونگراست
کانون پرورشفکری کودک و نوجوان در قیاس با کتابخانههای دیگر ازجمله تهران (که اولین ساختمان کتابخانه کانون پرورش فکری است و در پارک لاله قرار دارد) تفاوتهایی دارد.ساختمان کتابخانه اصفهان ازلحاظ ساختاری درونگرا بوده و تمامی فعالیتها درون آن و در یک طبقه رخ میدهند. لازم به ذکر است که در معماری درونگرا ، ساختمان به نحوی طراحی می شود که فضای داخلی آن از بیرون چندان قابل مشاهده و تشخیص بهنظر نرسد؛ برخلاف معماری برونگرا که امکان تشخیص کیفیت فضای داخلی را برای بیننده بیرونی مهیا می کند.
این ساختمان ازلحاظ فرمی دارای طاقها و قوسهایی است که یادآور خانههای بومی اقلیم گرم و خشک و مساجد تاریخی اصفهان است که از آجر برای پوشش نمای آن استفاده شده است.
اما ساختمان کتابخانه تهران برونگراست. دورتادور آن حیاطی برای رویدادها و فعالیتهای روزانه کانون ازجمله بازی و فعالیت کودکان وجود دارد.
این بـنــا همچنین در دوطبقه ساخته شده است که ازلحاظ فرمی از ساختمانهای دهه 20 و 30 مدرنیسم آغازین ایران (سبک وارطانی) پیروی میکند؛ برای نمای آن نیز از بتن پاششی استفاده شده است.
ساختمان کانون درگذر زمان…
امروز با گذشت بیش از 50 سال از ساخت ساختمان کانون پرورشفکری کودک و نوجوان اصفهان که حالا دیگر جزئی از هویت بوستان کودک بهشمار میرود و درختان بلندقامت چنار به دور آن تنیدهاند، دچار تغییراتی نیز شده و شمایل سابق خود را ندارد. حفاظهای فلزی سبزرنگی قفسوار به دور ساختمان چرخیده و آن را در میان گرفتهاند. قسمتهای فلزی تاج قوسها که در گذشته تیرهرنگ بودند، به رنگهای سبز و زرد تغییر یافتهاند. سنگ کف نیز جای خود را به موزاییکهای کرمرنگ و کهنه داده و حفاظهای دیگری نیز پنجرههای زیبا را پوشانده است.
شاید بدترین قسمت ماجرا، نصب کولرهای آبی متعدد روی بام قوسدار بنا باشد که با کانالهای آویزان خود، نما را بیشازپیش تغییر داده و به نازیبایی کشاندهاند! کجسلیقگیهایی که شاید ثمره عدم حضور جدی و کافی کودکان و نوجوانان در این ساختمان و بوستان باشد.
این در حالی است که بوستان کودک از قدیمالایام با وجود ساختمان کتابخانه و ایستگاه قایقهای رکابی در جوار زایندهرود، یادآور بخشی از هویت اصفهان معاصر بوده که با حضور پررنگ کودکان و نوجوانان درهمآمیخته میشد و از آن معنا میگرفت؛ کودکانی که مدتی است حضورشان در ساختمان کانون بسیار کمرنگ شده است و دیگر صدا و هیاهویشان از دور و نزدیک این ساختمان شنیده نمیشود… .