مسئله سرقت و تخریب مجسمهها داستان تکراری شهر ماست. تندیس «تقدیس» پرویز تناولی که از مهمترین مجسمههای شهری اصفهان است، اولین بار حدود 12 سال پیش سرقت شد؛ سرقتی که البته ناکام ماند. موضوع آسیب به این مجسمه در بهمن ماه 1398 با سرقت از بخش میانی آن که در جوار ساختمان شهرداری مرکزی قرار دارد، البته دوباره تکرار شد و در اسفند 1399 درحالیکه تنها چند روز از نصب دوباره آن میگذشت، سومین سرقت آن هم به وقوع پیوست.
بهمن ماه سال گذشته نیز قسمتهایی از مجسمه «یادمان شبستان» ربوده شد. مجسمهای که از دیگر مجسمههای شهری نفیس اصفهان بود و در خیابان استانداری قرار داشت. قدرتالله عاقلی، خالق این مجسمه، در همان زمان در واکنش به این اتفاق در گفتوگو با روزنامه اصفهانزیبا گفت: این مجسمهها طلا و جواهرات یک شهر و بهعبارتدیگر سرمایهها و ارزشافزوده آن است؛ مثلا همین اثری که من در سال 1381 با 12 میلیون تومان برای اصفهان ساختم، در حال حاضر با 400 میلیون تومان هم ساخته نمیشود.
ربودن و شکسته یا مفقودشدن بسیاری از کبوترهای مجسمه «درخت دوستی» اثر مرتضی نعمتاللهی که در جوار ساختمان شهرداری مرکزی اصفهان نصب شده نیز در همان زمان مورد بحث قرار گرفت و این مجسمهساز شناختهشده در گفتوگو با اصفهانزیبا خواستار اندیشیدن تمهیداتی برای جلوگیری از چنین حوادثی توسط نهادهای مسئول شد.
به این موارد میتوان آمار متعدد دیگری از ربودن و تخریب مجسمهها، صرفا در شهر ما را اضافه کرد که درسالهای قبلی با جریان رسانهای و یا حتی بدون آن اتفاق افتاده است. داستانی که هرازچندگاهی در شکلی تازه در نقطهای از اصفهان رخ میدهد و این بار به میدان جلفا و سردیس زاون کشیده شده است.
سردیس زاون قوکاسیان در حاشیه سی و یکمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان به سفارش سازمان زیباسازی توسط جعفر نجیبی ساخته و در میدان جلفای شهر اصفهان نصب شد. اندازه این سردیس یکونیـــــم برابر مقیاس واقعی است و از بتنگلاس ساخته شده که امروز و چیزی حدود سه سال بعد دچار آسیب شده است.
اقدام به تخریب شبانه
احمد رضایی، شهردار منطقه 5 اصفهان ضمن تأیید تخریب مجسمه زاون قوکاسیان که پیش از این در میدان جلفا قرار داشت، گفت: حدود چهار یا پنج روز قبل بهصورت شبانه این مجسمه مورد تخریب قرار گرفت و به همین دلیل مجسمه در دست تعمیرات قرار دارد.
او ادامه داد: درحال حاضر این مجسمه برای تعمیرات به سازمان زیباسازی ارجاع شده و اینکه سازنده اصلی قرار است آن را تعمیر کند یا خیر به عهده سازمان زیباسازی شهرداری اصفهان است. البته بهتر است مرمت این مجسمه توسط سازنده اصلی آن انجام شود؛ ولی به طور کلی درخصوص این موضوع سازمان زیباسازی به عنوان یک مرجع فنی تصمیم خواهد گرفت.
استفاده از فایبرگلاس به دلیل سرقتهای متوالی مجسمههای برنز
پیمان کریمی، مسئول امور مجسمه و نمادهای شهری سازمان زیباسازی اما درباره ساخت این سردیس با متریال فایبرگلاس که آسیبپذیری خاصی دارد، گفت: به دلیل سرقت متوالی مجسمههای برنزی ما مجبور شدیم از جنس فایبرگلاس برای ساخت برخی آثار بعدی استفاده کنیم. علاوه بر اینکه ما این سردیس را برای جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان و در یک بازه و سرعت زمانی خاص ساختیم. البته این به معنای بیاهمیتبودن مجسمــــــههای فایبــــــرگلاس و از این دست نیست. تعداد قابل توجهی از مجسمههای شهری در کشور از جنس فایبرگلاس هستند و ما در اصفهان هم مجسمههای فایبرگلاس زیادی داریم؛ ولی اگر قصد تخریب باشد مجسمه را هر جنسی که بسازی میتوانند تخریب کنند؛ کما اینکه مجسمه ارزشمند پرویز تناولی با متریال برنز هم چندین بار تخریب شد و بیش از همه در این موضوع به فرهنگسازی نیاز است و در همین جهت ما امسال نزدیک به 80 مجسمه در شهر را مرمت کردیم. به این نحوه تعمیر و انتقال اما انتقاد وارد است؛ زیرا زمانی که خبری از انتقال مجسمه و اقدام برای تعمیر آن توسط نهاد مسئول داده نمیشود، جای خالی آن به منزله سرقت محسوب میشود. این درخواست قبلا نیز چندین بار طرح شده و از متولیان سازمان زیباسازی خواسته شده با اطلاع رسانی در رابطه با آثار در دست تعمیر، شهروندان را مطلع کنند تا هم شفافیت لازم در این مورد وجود داشته باشد و هم مردم در برابر اموال شهری احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند. کریمی این موضوع را تأیید کرده و نقد به زیباسازی در اعلام روند کار بر مجسمههای شهری را وارد دانست.
سوختگی اثر جزئی و قابل تعمیر است
او سپس جریان سوزاندن سردیس «زاون قوکاسیان» را جزئی دانست و افزود: بخشی از گوش، دست و کنارههایش را فندک گرفته و سوزانده بودند و خوشبختانه امکان تعمیر وجود داشت. زیرا اگر مجسمه فایبرگلاس آتش بگیرد، به دلیل اشتعالزابودن، باید با کپسول آتشنشانی خاموش شود و بهراحتی نمیتوان خاموشش کرد و درمورد این مجسمه خاص، اگر قصد سوزاندنش بود، کار مجسمه تمام شده بود. این مجسمه دوده گرفته و درمعرض یک شیطنت و تخریب جزئی قرار گرفته است. چرا که اگر آتش به مغز مجسمه رسیده بود کار تمام شده بود و امکان تعمیر آن وجود نداشت و به زعم من با توجه به جزئیات آن، قصد آتش سوزی به طور جدی در کار نبوده است. کریمی همچنین درباره بازه زمانی تعمیر و برگرداندن این مجسمه گفت: حداکثر تا یک ماه دیگر این مجسمه تعمیر و برگردانده میشود.
جنس این سردیس بتن گلاس است
سازنده سردیس زاون قوکاسیان اما در رابطه با ساخت این مجسمه گفت: در جریان برگزاری جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان سازمان زیباسازی این کار را به من سفارش داد و در یک بازه زمانی یک ماه و نیمه ساخته شد.
جعفر نجیبی ادامه داد که توسط سازمان زیباسازی در جریان آسیب به این مجسمه قرار گرفته است. او درباره تعمیر آن گفت: به من خبر دادند که گوش سردیس آسیب دیده و کنارههایش سوخته و قرار شد پس از تعمیر، من را در جریان آن قرار دهند تا تأیید کنم دوباره نصبش کنند.
او درباره استفـــــــاده از متریــــــال آسیبپذیرتری نسبت به برنز برای ساخت این مجسمه افزود: هم هزینه ساخت مجسمه برنز زیاد بود، هم به دلیل قیمت بالا، امکان دزدی و سرقت آن وجود داشت و سابقه سرقتهای زیاد مجسمههای برنزی گواه این ادعا بود. البته جنس این مجسمه درواقع بتنگلاس است که دوام بیشتری در برابر باران و برف و سرما و گرما نسبت به فایبرگلاس دارد.
پیشنهاد نگهداری به عنوان اثری در تاریخ وندالیسم شهر
مهدی رازانی، استادیار گروه مرمت اشیای فرهنگی و تاریخی دانشگاه هنر اسلامی تبریز اما درباره مباحث مطرحشده در مبانی مرمت این سردیس که از جنس فایبرگلاس ساخته شده است، گفت: از لحاظ مبانی چون این موضوع به علت حادثه اتفاق افتاده است و روند فرسایشی زمان را ندارد، دو دیدگاه میتواند در مورد مرمت آن مطرح باشد؛ مورد اول این است که هنرمند سازنده این اثر در قید حیات است و ازسویی دیگر این سردیس یک اثر قدیمی نیست و احتمالا قالبهای اثر توسط هنرمند سازنده آن دور انداخته نشده است. به همین دلیل هنرمند میتواند سردیس دیگری با استفاده از قالب خود تکثیر کند و سردیس اولیه یعنی اصل اثر بهعنوان اثری در تاریخ وندالیسم این شهر نگهداری شود.
او مورد دوم را چنیـــــــن شـــــرح داد: در صورتی که این اتفاق اهمیت بسیاری داشته باشد، یعنی فقط بحث وندالیسم مطرح نباشد، لازم است که سردیس توسط هنرمند اولیه مرمت شود و یا فردی که به فایبرگلاس مسلط است و تصاویر قبل از مرمت آن را دارد، بهدرستی ترمیمش کند؛ البته در این صورت مرمت این اثر و شبیهکردن آن به حالت قبلی به جز از دست هنرمند اصلی شاید از دست فرد دیگری مقدور نباشد، اما موضوع مهمی که در اینجا باید به آن توجه شود، این است که عمدتا ما در چنین مواقعی با مستندگاری دقیق مواجه نیستیم و حس و حال صورت، چشمها، نگاه و چین و چروک صورت به صورت ثبتشده وجود ندارد.