بیش از 6 میلیون کودک در ایالاتمتحده درگیر اختلال نقص توجه و بیشفعالی هستند. نشانههای این اختلال تا سن 12 سالگی در افراد مبتلا بروز میکند و معمولاً در دوران نوجوانی و تا اوایل بزرگسالی نیز ادامه مییابد. بااینحال، این عارضه میتواند افراد را در تمام طول زندگیشان درگیر کند.
بهطور متوسط، در هر کلاس درس در ایالاتمتحده دو دانشآموز اختلال نقص توجه و بیشفعالی دارند. نکتۀ مهمی که باید به آن توجه داشت این است که اختلال نقص توجه و بیشفعالی یکی از راههایی است که میتوان به کمک آن رفتار یک فرد را توصیف کرد و نه چیز دیگر. بهعبارتدیگر، داشتن این اختلال هیچ ربطی به این ندارد که چقدر باهوش هستید، آیا میتوانید با دیگران دوست شوید یا در ورزش، موسیقی یا هنر سرآمد باشید و بهطورکلی هر توانایی و نقطۀ قوت دیگری که داشته باشید.
علل بروز اختلال نقص توجه و بیشفعالی چه هست و چه نیست؟
واقعیت این است که هیچکس نمیداند دقیقاً چه چیزی باعث بروز این اختلال میشود. دانشمندان فکر میکنند که ممکن است ژنها در این قضیه نقش داشته باشند اما در حال حاضر هیچکس بهطور کامل از چگونگی آن آگاه نیست. بر مبنای نتایج پژوهشی که سالها پیش در این زمینه انجام شده است، دانشمندان این عارضه را به آمیزهای از نحوۀ کارکرد مغز افراد و شرایط محیطی آنها نسبت میدهند.
بااینحال، شاید پژوهشهای انجامشده به درک ما از اینکه چه چیزی باعث اختلال نقص توجه و بیشفعالی نمیشود، کمک بیشتری کرده باشد. میدانیم که تعداد کودکانی که این عارضه در آنها تشخیص داده شده است، از سال 1990 تاکنون، یعنی زمانی که این اختلال در کمتر از 2 درصد از کل کودکان آمریکایی دیده میشد، افزایش چشمگیری داشته است؛ اما نتایج تحقیقات انجامشده، نظریاتی از این قبیل را که مصرف بیشازاندازۀ شکر یا صرف زمان خیلی زیاد برای کار با وسایل الکترونیکی مسئول این افزایش است، تأیید نمیکند اگرچه چنین نظریاتی در بین عموم رایج هستند.
امروزه، ابتلای حداقل 9.4 درصد از کودکان آمریکایی به این عارضه تشخیص داده شده است. بر مبنای تمام پژوهشهایی که شخصاً انجام دادهام و یافتههای دیگری که بازنگری کردهام، فکر میکنم که بهطورکلی دلیل این افزایش، شناسایی بهتر و آگاهی بیشتر از اختلال نقص توجه و بیشفعالی باشد و نه رشدی کلی در میزان ابتلا به این اختلال.
همچنین، اینکه والدین چطور با کودک خود تعامل داشته باشند هم نمیتواند باعث بروز اختلال نقص توجه و بیشفعالی شود؛ اما کودکان و نوجوانانی که این اختلال را دارند، رفتارهایی از خود بروز میدهند که در مقایسه با دیگر همسالانشان مستلزم دخالت و درگیری بیشتر والدین آنها هستند.
تغییر رفتار به کمک رواندرمانی
اغلب روانشناسان فکر میکنند که اختلال نقص توجه و بیشفعالی یک ویژگی فردی مثل رنگ چشم یا قد است که نمیتوان آن را تغییر داد. پزشکان نمیتوانند این اختلال را درمان کنند، درست همانطور که نمیتوانند قد پاهای شما را دو برابر کنند.
حال اگر دسترسی به یک طاقچۀ بلند برای کسی دشوار باشد، آیا به او خواهید گفت که تنها راه رفع این مشکل این است که قدش بلندتر شود؟ البته که نه! ولی میتوانید به او پیشنهاد بدهید که از نردبان استفاده کند.
خبر خوب این است که راههایی وجود دارد که افراد مبتلا به اختلال نقص توجه و بیشفعالی میتوانند به کمک آنها بر چالشهایی که این عارضه برایشان به بار میآورد، غلبه کنند. بر مبنای شواهد و مدارک موجود، دو نوع درمان متفاوت را میتوان در این زمینه پیشنهاد کرد.
رفتاردرمانی بهطورمعمول با همکاری والدین و معلمان اجرا میشود. این روش درمانی شامل تنظیم کردن اهداف شفاف و بازخورد دادن دربارۀ روند پیشرفت بهسوی این اهداف است که معمولاً بهطور روزانه انجام میشود. یکی دیگر از مشخصههای این روش درمانی این است که وقتی افراد مبتلا به اختلال نقص توجه و بیشفعالی به اهداف موردنظرشان میرسند، جوایز یا امتیازاتی به آنها داده میشود.
یکی از مؤثرترین درمانها این است که به والدین بیاموزیم وقتی فرزندانشان تکالیف مدرسه یا وظایف خود را بهدرستی انجام میدهند یا بهطورکلی خوب رفتار میکنند، چطور به آنها توجه بیشتری داشته باشند. والدین و معلمان میتوانند برای کمک کردن به کودکان، بهجای تنبیه و تأدیب آنها، روی رفتارهای خوبشان تمرکز کنند، یعنی دائماً این رفتارها را تشخیص دهند و به خاطر انجام دادنشان به کودکان جایزه بدهند. بهمرور که کودکان و نوجوانانِ مبتلا به این اختلال بزرگتر میشوند، میتوانند شخصاً برای خودشان هدف تعیین کنند و بکوشند روشهایی را یاد بگیرند که بتوان به کمک آنها منظم بود و کارهای روزانه را مدیریت کرد.
رفتاردرمانی میتواند در کنترل اختلال نقص توجه و بیشفعالی بسیار تأثیرگذار باشد چراکه این اختلال مثل لامپی است که کلید کنترل آن فقط روشن یا خاموش نمیشود بلکه میتوان آن را در پرنورترین حالت قرار داد یا به یک سوسوی ضعیف محدودش کرد. بهطور مشابه، نشانههای اختلال نقص توجه و بیشفعالی هم میتوانند در پاسخ به تعاملات یا موقعیتهای خاص، کاهش یا افزایش پیدا کنند.
درمانهای دارویی میتوانند به کنترل این اختلال کمک کنند
برخی داروهای تجویزی محرک از قبیل آدرال و ریتالین میتوانند به بسیاری از افراد مبتلا به اختلال نقص توجه و بیشفعالی کمک کنند تا بتوانند برای مدت طولانیتری تمرکز کنند. بااینوجود، مثل تمام درمانهای دارویی دیگر، برخی افراد به دلیل عوارض جانبی نمیتوانند این داروها را مصرف کنند. برخی داروهای غیرمحرک هم وجود دارند اما بهطورکلی تأثیرگذاری آنها کمتر است.
پژوهشگران دریافتهاند که بهترین رویکرد این است که ابتدا رفتاردرمانی آغاز شود، بهخصوص برای کودکانی که ابتلای آنها به این اختلال در سنین پایین تشخیص داده میشود.
اختلال نقص توجه و بیشفعالی میتواند روند تغییرات مهم و بزرگ را با مانع مواجه کند. در دوران کودکی و ابتدای بزرگسالی، این تحولات شامل آغاز مدرسۀ ابتدایی یا متوسطه، یادگیری رانندگی، رفتن به دانشگاه یا ورود به بازار کار میشوند. به باور من، در چنین برهههایی فرد معمولاً نیازمند درمان و توجه مضاعف است.
سالها مطالعه و پژوهش، من را به این باور رسانده است که افراد مبتلا به اختلال نقص توجه و بیشفعالی میتوانند در درازمدت افراد موفقی باشند اگر خودشان، خانواده و معلمانشان بهاندازۀ کافی تلاش کنند تا مهارتهای مناسب را پرورش دهند و آن دسته از الگوهای رفتاری را که باعث سختتر شدن زندگی روزمره میشوند، تغییر دهند. نکتۀ دیگری که میتواند به این افراد کمک کند این است که این حمایت و پشتیبانی تا زمان لازم ادامه پیدا کند.
این مطلب ترجمۀ مقالهای است به قلم گریگوری فابیانو، استاد روانشناسی در دانشگاه بینالمللی فلوریدا، که در تاریخ 25 اکتبر 2021 در وبسایت کانورسیشن (theconversation.com) منتشر شده است. این سازمان رسانهای میکوشد نتایج پژوهشها و مقالات منتشرشده توسط محققان، متخصصین و دانشگاهیان در حوزههای مختلف را در دسترس عموم قرار دهد.