آناهیتا 17ساله است و عقیده دارد بین نسل او و نسل قبل شکافهای زیادی وجود دارد و برای پرکردن این شکاف لازم است نوجوان امروزی از خودش بنویسد و نوجوان گذشته و بزرگسال امروزی آن نوشتهها را بخواند تا این شکاف پر شود و این دو نسل به هم نزدیکتر شوند. در ادامه این گزارش با اعضای تحریریه مجله 13 صحبت کردیم تا با مجلهای که از نوجوانان و برای نوجوانان است، بیشتر آشنا شویم.
چهار شماره از نوجوانی
تاکنون چهار شماره از «مجله 13» چاپ شده است. هر شماره اسمی دارد که آن اسم از عنوان یک اثر هنری وام گرفته است. اما فارغ از آن اثر به آن عنوان نگاه میشود. یعنی هرکسی میتواند برداشت خودش را از آن عنوان داشته باشد و در موردش بنویسد.
شماره یک: «بالاخره این زندگی مال کیه؟» که اسم یک نمایشنامه و اثری از برایان کلارک است.
شماره دو: «چیزهای عجیب» که عنوان یک سریال است.
شماره سه: «چرا دیوار میسازیم؟» عنوان یک آهنگ است.
شماره چهار: «گیرنده شناخته نشد.» اسم کتابی است که كاترين كرسمن تيلور آن را نوشته است.
موضوعات هر شماره در ابتدای کار مجله، تعیین و انتخاب شده است و حتی انتخاب همین عناوین هم به پیشنهاد خود نوجوانان بوده است.
آشتی نسلها با نوشتن
آناهیتا عقیده دارد: «این نوشتن چند نکته مثبت دارد. مثلا ما نوجوانان داریم برای خودمان مینویسیم. چون ما خودمان از همین نسل هستیم، از دغدغههای جاری در ذهن و قلبمان مینویسیم. میدانیم دغدغهها و فشارهای ما چیست. چه چیزهایی برایمان مسئله است، چه چیزهایی برایمان خوشایند است، با چه چیزهایی میخواهیم مقابله کنیم و… . نوشتن از این مسائل و انتقال آن میتواند هم به خود نوجوان کمک کند و هم به نسلهای قبل. چون نسلهای قبل هم با نوجوانان امروزی آشنا میشوند. برای همین است که خواندن مجله 13 به بزرگسالان هم توصیه میشود.» او میگوید از وقتی مجله 13 راهاندازی شده، بازخوردهای مثبت زیادی دیده است. اکثرا نوجوانان بعد از خواندن نوشتههای مجله، ابراز همدلی با آن متن کردند و گفتهاند که چقدر با آن متن و حال و هوایش ارتباط برقرار کردهاند. انگار نوشتن از حال و هوای نوجوانی باعث همدلی بین دیگر نوجوانان میشود و آنها میفهمند که در دغدغهای که دارند تنها نیستند. «من خودم بیشتر از همسنوسالهای خودم فیدبک گرفتم. اما دیدهام که بقیه نویسندگان نوجوان میگویند آدم سنوسالداری متنش را خوانده و به او گفته که با آن متن ارتباط برقرار کرده و رویش تأثیر گذاشته است.»
ما یک خانوادهایم
کسری کبیری، 20 ساله و یکی دیگر از اعضای تحریریه 13 است. کسری علاوهبر نوشتن در 13، مدیر روابطعمومی این مجله هم هست. او نحوه ورودش به مجله 13 را اینطور میگوید: «من و یک سری دیگر از بچههای مجله از شاگردان آقای خطیبی در کلاس بازیگری بودیم. آبان سال پیش ایشان 30 نفر از ما را به سردبیر مجله معرفی کردند. دقیقا 13 آبان ماه بود که ما اولین جلسه آنلاینمان را داشتیم. سردبیر در آن جلسه برایمان از اهدافش گفت و از ما خواست که اعضای تحریریه شماره یک این مجله باشیم. از همان موقع ما شروع کار را زدیم. مینوشتیم و در خلال آن نوشتن به ما یاد میدادند که چطور بهتر بنویسیم.» کسری میگوید که چون خیلی از آنها تجربه نوشتن در یک فضای حرفهای را نداشتند، دبیر تحریریه برای آنها کارگاه نویسندگی میگذارد. یعنی همانقدر که جلسات تحریریه آنها کاری بوده، کارگاهی هم بوده است. مقاله، جستار، کتابهای معروف را بچهها میخواندند و در کنارش تجارب خودشان را در اختیار همدیگر قرار میدادند تا بدانند چطور در نوشتن پیشرفت کنند. هسته اولیه مجله، بعد از درآمدن شماره اول شکل میگیرد. هرچه بیشتر میگذشته آنها بیشتر دستشان میآمده که چطور این مجله را به بهترین شکل ممکن پیش ببرند. «خیلی از بچهها در طول این یک سال از ما جدا شدند و در مقابل خیلی از افراد هم به ما اضافه شدند. نوجوانان زیادی از طریق فضای مجازی با ما آشنا شدند و به اعضای تحریریه پیوستند. نویسندگان ما 13 تا 20 سال هستند. خود من که الان 20 ساله شدم، از شماره بعدی متنم در بخش بزرگسال چاپ میشود و الان مدیر روابط عمومی هستم.» مدیر روابط عمومی وظیفهاش این است که یک سری هماهنگیهایی برای چاپ شماره جدید انجام دهد. علاوهبر این هماهنگی برگزاری ایونتهایی که دارند بر عهده مدیر روابط عمومی، یعنی کسری است. مثلا برای رونمایی از شماره چهارم مجله، اعضای تحریریه به یک کتابفروشی در شیراز میروند که هماهنگی تمام این کارها را کسری کرده است. گرفتن اسپانسر هم از دیگر وظایف مدیر روابط عمومی مجله است.
کسری قبلا هیچ تجربهای در این کارها نداشته است. «من در ابتدا حتی اصول نوشتن درست را هم نمیدانستم. فقط به نوشتن علاقه داشتم. اما در طول زمان، هرچه بیشتر پیش رفتیم، ارتباطمان با آدمها بیشتر شد. صادقانه بخواهم بگویم من بودنم را در مجله 13، یک حیطه کاری نمیدانم. من اینجا را شبیه خانه و بچههای دیگر را شبیه خانوادهام میدانم. هرچه بیشتر پیش رفتیم، سردبیرمان، خانم زکیه شادلو، متوجه شد که خیلی از کارها از پس خود ما برمیآید و وظایف دیگری را به ما محول کرد. هدف اولیه سردبیر هم این بود که این مجله برای نوجوانان و از نوجوانان باشد. خودبهخود وظایف دیگری مثل مدیر روابط عمومی و مدیر اجرایی را خود نوجوانان بهعهده گرفتند.»
درمان به وسیله نوشتن
کسری، نوشتن و کار کردن در مجله 13 را یک جور کاردرمانی میداند. او میگوید قبل از اینکه وارد مجله 13 شود، همیشه دلش میخواسته که نویسنده یک مجله باشد: «یادم هست که در پاییز 98 با یکی از دوستانم بیرون بودیم. یک مجله دستم بود و ناخودآگاه به دوستم گفتم یعنی میشود من هم یک روز در یک مجله کار کنم؟ دوستم گفت چرا که نه. به دوستم گفتم من به تو قول میدهم یک سال بعد در دفتر یک مجله کار کنم. دقیقا سال بعد، در مجله 13 مشغول به کار شدم.»
فرصتی برای کشف تواناییهایمان
آوا رزازان، 18 ساله و یکی دیگر از اعضای تحریریه 13 است. «من حس میکنم آنطور که باید مجله ما مورد استقبال قرار نگرفته است. چون نوجوانان ما وارد فضایی شدهاند که کتابخوان و مجلهخوان در بینشان خیلی کم شده است. اما چیزی که میخواهم بگویم این است که سردبیر ما میتوانست وارد یک حیطه کاری شود که مخاطب بیشتر و درآمد بیشتری کسب کند. صددرصد اگر خانم شادلو با افراد بزرگتری مجله را پیش میبرد، برایش خیلی بهتر بود. چون بزرگترها بیشتر از ما نوجوانان تجربه دارند. ما همه خام بودیم. اما تلاش کردیم، آزمونوخطا کردیم، یاد گرفتیم تا بتوانیم این مجله را پیش ببریم. سردبیر به ما نوجوانان بها داد که این مجله شکل بگیرد. ما باید قدر این موقعیت و فرصت را بدانیم. مجله 13 به ما نوجوانان فرصت داد تا صدای خودمان را به گوش بقیه برسانیم. این امر خیلی مهم است. برای همین باید از ما حمایت شود تا بیشتر از این دیده شویم.» آوا میگوید ما تابهحال مجلهای برای خود نوجوانان نداشتیم تا حتی لزوم داشتن چنین مجلههایی را بدانیم.« برای آشپزی مجله داریم. برای استایل آقایان مجله داریم. اما هیچوقت هیچکسی به فکر ما نبوده است. نوجوانان باید زمانهای فراغتی داشته باشند که برایشان مفید باشد. مثل مجلهخواندن. مثلا شما خیلی اوقات در کلینیکهای پزشکی در صف انتظار هستید. کلی مجله روی میز هست که هیچکدامشان برای نوجوانان نیست. نیاز هست که به نوجوانان توجه شود. حتی نیاز است که خود نوجوان جایی را داشته باشد که از تواناییاش استفاده شود. اگر قلم خوبی دارد، جایی باشد که بنویسد. ما الان از بیشتر شهرها، نویسندگان نوجوانی داریم که همهمان پابهپای هم رشد کردیم. اگر این مجله نبود، کجا را داشتیم که بنویسیم؟ من روز اولی که به مجله رفتم و حتی بعد از اینکه اولین متنم چاپ شد، نمیدانستم که میتوانم بنویسم. من بُعدی در خودم کشف کردم که آن را مدیون مجله 13 هستم.» آوا معتقد است وقتی نوجوانان تریبونی برای بروز خودشان داشته باشند، میتوانند ابعاد وجودی خودشان را بشناسند و آن را پرورش دهند.
چطور به 13 بپیوندیم؟
یوسف شریف، تقریبا کوچکترین عضو مجله 13 است. او 15 سال دارد و از شماره 3 به اعضای گروه پیوسته است. یوسف خیلی اتفاقی با مجله آشنا میشود و بهواسطه علاقهاش به نوشتن تلاش میکند تا با تحریریه مجله ارتباط برقرار کند و وارد تیم شود. رسانه مجله، یعنی صفحه اینستاگرامش، موازی با مجله چاپی پیش میرود و نوجوانان زیادی برای اینستاگرام مجله محتوا تولید میکنند. یوسف هم اول از همه برای اینستاگرام مجله مینویسد. اولین متنی که از او میخواهند بنویسد درباره «زمان» بوده است. یعنی موضوع وقت رسانه مجله. سیستم مجله 13 برای ورود به تحریریه این است که نوجوان اول از همه برای اینستاگرام مجله تولید محتوا کند. وقتی که شرایط نوشتن او سنجیده و ثابت شد، حالا وقت آن است که به مرحله بعدی یعنی نوشتن در مجله چاپی برود. برای همین نگران نباشید. اگر اهل تهران نیستید باز هم میتوانید به خانواده 13 بپیوندید. لازم است که در دایرکت اینستاگرام مجله پیامی به آنها بدهید. آنها شیوهنامهای به دستتان میرسانند. شروع کنید به نوشتن. اگر نوشته شما رد شد، ناامید نشوید. بازهم بنویسید تا تأیید شود. وقتی به گروه رسانه اضافه شدید، نوشتن و همت شما سنجیده میشود. اگر در نوشتن علاقه لازم را داشتید، به گروه تحریریه اضافه میشوید.