نوجوانانِ سر در گم!

لباس‌های سیاه و گشاد و شکل و شمایل‌ و تتوهای عجیب و غریب و آرایش‌های تند و زننده، آنها را از باقی هم سن و سال‌هایشان متفاوت کرده است؛ دختران و پسرانی که در یکی دو سال گذشته در خیابان‌های شهر به ویژه چهارباغ عباسی و دروازه دولت به فور به چشم می‌خورند و در گروه‌های کوچک و دوستانه با یکدیگر در حال تعامل هستند؛ گروه‌هایی که پوشش و ظاهر خاص‌شان، آنها را به گروهای «لش» معروف کرده است؛ دختر و پسر هم ندارد؛ نوجوانانی کم سن و سال که شاید چهارباغ عباسی را بهترین پاتوق، برای حضور و جلوه‌گری خود می‌بینند و برای همین نیز مدام در آن تردد دارند.

 دخترها و پسرهای نوجوان دور هم جمع می‌شوند و سری هم به کافه‌ها می‌زنند  و بعضی‌هایشان هم سیگاری دود می‌کنند؛ موضوعی که باعث شده برخی پیاده‌راه شدن چهارباغ را عامل اصلی شکل‌گیری گروه‌های لش بدانند؛ این درحالی است که مسعود کیانپور، جامعه‌شناس  و مدرس دانشگاه در گفت‌وگو با «اصفهان زیبا» آن را تایید نمی‌کند و معتقد است عدم برنامه‌ریزی درست و مطلوب هم در سطح کلان و هم در سطوح خردُ باعث شده است تا نوجوانان ندانند که اوقات فراغت خود را چگونه باید طی کنند: «به ویژه اکنون که به دلیل شیوع کرونا در کشور بسیاری از مراکز تفریحی و ورزشی و فرهنگی و هنری تعطیل است و مدارس نیز به صورت آنلاین فعالیت می‌کنند.» او با اشاره به اینکه نوجوانان به دلیل اقتضای سنی دارای حس کنجکاوی هستند  و همچنین  تحت تاثیر هم سن و سالان و دیگران قرار دارند، می‌گوید: «به همین دلیل نیز ممکن است برخی از افراد سودجو از این فرصت استفاده کنند و آنها را فریب دهند. به هرحال نوجوانان در این سن به دلیل دارا بودن حس کنجکاوی تمایل دارند به سمت و سوهای مختلف حرکت  و چیزهای متنوعی را تجربه کنند.» این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه ‍با پیاده‌راه شدن چهارباغ  پاتوقی برای حضور نوجوانان فراهم شده است، بیان می‌کند: «این نوجوانان در این فضا با یکدیگر دیدار و تجمع می‌کنند و به همین خاطر نیز ممکن است آسیب‌هایی نیز در این پیاده‌راه شکل بگیرد؛ چرا که در فرآیند جامعه‌پذیری برای افرادی که در شهر زندگی می‌کنند، گذراندن وقت با هم سن و سالان  بخشی از سبک زندگی را تشکیل می دهد؛ سبکی که مولد آن فرهنگ معاصر است و فقط هم منحصر به اصفهان نمی‌شود بلکه در هر جایی از دنیا این پدیده را می‌توان دید؛ البته در بسیاری از کشورها نوجوانان و جوانان تمام وقت خود را در کافه‌ها و دورهمی‌ها به سر نمی‌کنند؛ آنها به خاطر روابط خانوادگی و فرهنگی که در آن رشد کرده‌اند، از بک سنی به بعد وارد بازار کار می‌شوند و حداقل درآمدی را برای خود دست و پا می‌کنند؛ درحالیکه در کشور ما چنین فرهنگی هنوز جا نیفتاده است ؛ پس نوجوانان نیز  بیشتر اوقات فراغت خود را در چنین فضاهایی طی می کنند.