در آستانه هشتمین سال جنگ در یمن، عربستان دستور آتشبس را به نیرویهای ائتلافی عربی تحت رهبری خود داد. این کشور جدای از مورد هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی آرامکو در کشورش از سوی حوثیها، دلایل دیگری را برای گرفتن این تصمیم مطرح کرده است. نظر شما در این باره چیست؟
بله، مقامات عربستان آتشبس در یمن را به دو مسئله دیگری جدای از آسیبهای وارده به تأسیسات نفتی خود از سوی یمن نسبت دادند؛ آنها اعلام کردند به دلیل دستور یا پیشنهاد دبیرکل شورای همکاری کشورهای خلیج فارس، دست به چنین اقدامی زدند و این تصمیم تنها به مذاکرات با گروههای یمنی در ریاض مربوط است. آنها همچنین این دیدار را مقدمهای برای مذاکرات بعدی با یمنیها اعلام کردند. به هر ترتیب عربستان مذاکرات در ریاض را بهانهای برای پایاندادن به جنگ میداند. بهانه بعدی آنها برای آتشبس در یمن ماه رمضان است. عربستان اعلام کرد این ماه فضای بهتری برای گفتوگوها به شمار میرود و برای ورود به مرحله سازش نیاز به توقف جنگ است؛ اما آنچه که مشخص است، مهمترین هدف عربستان از این اقدام جلوگیری از زیانهای بیش از یک میلیارد دلاری به تأسیسات مهم این کشور در جده از سوی حوثیهاست. طبیعتا به دلیل اینکه نفت شریان حیاتی اقتصاد عربستان به شمار میرود، ادامه چنین عملیاتی میتوانست برای مقامات عربستان بسیار زیانآور باشد.
آیا جنگ روسیه در اوکراین و تحت تأثیر قرار دادن بازار نفت هم میتواند دلیل بر اخذ این تصمیم عربستان درخصوص توقف عملیاتهای نظامی در یمن باشد؟
در حال حاضر به دلیل بحران اوکراین بازار نفت جهانی در وضعیت بسیار حساسی قرار دارد؛ آنچه باعث شده است کشورهای مصرف کننده نفت به خصوص آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان که محورهای اصلی کشورهای غرب را تشکیل میدهند، از هر روشی به منظور کاهش صدور نفت و افزایش تولید نفت در جهان استفاده کنند. کما اینکه در راستای جلوگیری از افزایش قیمت جهانی نفت، ذخایر نفتی موجود در آمریکا وارد عرصه مصرف شده که این موضوع نشاندهنده جدیبودن این بحران و دستبهگریبان شدن دنیای غرب با آن است.
پس با این توضیحات میتوان نتیجه گرفت که شرایط خارجی بسیاری میتواند بر فضای یمن تأثیرگذار باشد و این موضوع تنها به سیاست داخلی عربستان مربوط نمیشود. درست است؟
بله. این موضوع تنها به سیاست داخلی عربستان محدود نیست و بسته به شرایط بینالملل و دستوراتی است که از سوی واشنگتن و لندن در رابطه با جنگ در یمن اعلام میشود. به عبارتی شریان حیاتی غرب نیز به این موضوع وابسته است.
کمی بیشتر در این باره توضیح دهید.
وقف صادرات نفت از بنادر نفتی عربستان در خلیج فارس و بندر جده، ضربه مستقیمی به آمریکا خواهد زد. از سویی همانطور که اشاره کردم، هفت سال جنگ در یمن برای عربستان بسیار گران تمام شد و تلاش برای بهکرسینشاندن خواستههای این کشور بینتیجه ماند. عربستان هفت سال پیش، از این جنگ تحت عنوان طوفان قاطعیت یاد کرد. پیشبینی آنها این بود که طی دو هفته بتوانند روند تحولات در یمن را تغییر دهند و حکومت دستنشاندهای را در این کشور روی کار آورند؛ اما موفق نشدند و در این فاصله نیز مرتکب جنایات بسیاری علیه مردم بیگناه یمن شدند؛ جنایاتی که هر کدام از آنها به عنوان یک جرم بزرگ بینالمللی شناخته شده است؛ نسلکشی، پاکسازی قومی، جنایات جنگی در قالب کشتار غیرنظامیان، کشتار کودکان و زنان، تخریب پلها و مدارس، دانشگاهها و مساجد، همگی نشاندهنده این حجم بزرگ جنایات عربستان در یمن است که طی این هفت سال صورت گرفت و تا حدودی پایههای حکومت عربستان را از لحاظ چهره جهانی سست کرده است.
برخی تحلیلگران معتقدند که این شرایط جدای از زیانهای بسیار برای مردم یمن، آنها را از لحاظ قدرت سیاسی نیز تقویت کرده است. توضیح شما در این باره چیست؟
به همان اندازه که عربستان از این جنگ زیان دید، نفعهایی هم برای مردم یمن در پی داشت؛ چرا که آنها توانستند هدف خود را که دفاع از خاک یمن بود، محقق سازند. خواسته مردم یمن این بود که نگذارند با دستورات دیکتاتوری از سوی غربیها، حکومتی که دستنشانده غرب است، در یمن روی کار آید. مردم این کشور با این هدف به دفاع از کشورشان پرداختند و در عرصه سیاسی از انواع توطئههایی که سعی در ایجاد یک دولت دستنشانده بود، جلوگیری کردند. دیگر فایده این جنگ برای مردم یمن دست پیدا کردن به توان نظامی و دفاعی فوقالعاده و تجربه بینظیر در دفاع از کشورشان بود. تجهیزات جهادگران یمنی به امکانات سنتی و قدیمی محدود نشد؛ بلکه آنها به پهباد و موشکهای دوربرد نیز مسلح شدند؛ آنچه آینده نظامی یمن را تا اندازهای تقویت و تضمین کرده است. یمن تا پیش از این جنگ از نیرویهای دفاعی قابل ملاحظهای برخوردار نبود و این شرایط مدیون موفقیتهای مردم کشورش در دفاع از میهنشان است.
زمانی که جنگ در یمن آغاز شد، این کشور از لحاظ ساختار سیاسی و نظامی در چه شرایطی قرار داشت؟
هفت سال پیش مردم یمن به سمت و سوی تشکیل یک نظام جدید در یمن پیش میرفتند؛ گفتوگوهای ملی و گفتوگوهای «یمنییمنی» (گروههای مختلف یمنی با یکدیگر) به صورت مسالمتآمیز آغاز شده بود. آنها در حال بررسی ساختار سیاسی کشورشان بودند تا بتوانند بعد از سرنگونی نظام سابق در یمن یک حکومت دموکراتیک مردمسالار را روی کار آورند. در چنین شرایطی جنگ آغاز شد و حکومتهای پادشاهی، دیکتاتوری و دستنشانده غرب تحمل ایجاد یک نظام مردمی از طریق گفتوگوهای صلحآمیز به دست مردم یمن را نداشتند؛ حکومتی که از قلب یمن و برخاسته از فرهنگ این کشور باشد. با بررسی آن شرایط میتوان به این نتیجه رسید که در واقع حقانیت مردم یمن در جنگ با مخالفان و غربیها
اثبات شود.
از سوی دیگر با شروع جنگ، چند سال از انقلاب مردمی علیه نظام سیاسی یمن گذشته بود. نظام سیاسی گذشته در شرایط خاص فروپاشی در سطح مقامات بالای نظام قرار داشت و مردم یمن برای اینکه بتوانند یک حکومت جدید ایجاد کنند، گفتوگوهای ملی خود را آغاز کرده بودند. یمنیها همگی با وجود همه مشکلات اقتصادی و معیشتی در آن مذاکرات شرکت میکردند و گروههای شمالی، جنوبی با قومیتها و قبایل مختلف کنار یکدیگر بودند. با محاصره گسترده نظامی از سوی عربستان و امارات شرایط مردم از لحاظ دارو و غذا روزبهروز سختتر از گذشته شد؛ اما آنها دست از مقاومت بر نداشتند و تا به امروز این رویکرد را ادامه دادند و سر انجام با تلاشهای بیپایان خود باعث توقف جنگ پس از هفت سال شدند.
پیشبینی شما برای آینده سیاسی یمن چیست؟ آیا این آتشبس میتواند به عنوان یک موفقیت برای مردم یمن به حساب آید و سرانجام منجر به برپایی حکومتی مردمی در این کشور خواهد شد؟
در هر شرایطی مقاومت یمنیها ادامه خواهد داشت. در حال حاضر ممکن است ما شاهد ساختار یک دولت انتقالی با عنوان نجات ملی در یمن باشیم. دولتی که به دست مردم و با وجود جنگ هم به وجود میآید. دولت نجات ملی، دولتی جدید با ساختاری جدید آن هم از طریق شیوههای دموکراتیک است که طبیعتا نشانه توانمندی یمن و همچنین نشانه حقانیت مردم این کشور است. جهادگران یمنی درصدد ایجاد یک حکومت دیکتاتوری بر مردم یمن و تقویت رژیم پادشاهی نبودند و نیستند؛ بلکه هدف آنها برقراری حکومتی است که از دل فرهنگ مردم یمن نشئت میگیرد. در حال حاضر میتوان گفت که این آتشبس به عنوان یک موفقیت نسبی برای یمن در شرایطی که تحت فشار محاصرههای اقتصادی و معیشتی بودند، به حساب میآید؛ اتفاقی که جدای از موفقیت و پیروزی، نشاندهنده مقاومت یک ملت برای دفاع از کشورشان است که نام مردم یمن را در بین ملتهای جهان از نظر مقاومت در برابر فشارهای دشمن چه در عرصه سیاسی و چه در عرصه دفاعی در مقابل استعمار و زور در رأس
قرار داد.