محلات؛ از شکارگاه سلطانی تا مقصد گردشگری گل و آبگرم

«آن‌قدر باغات خوب و جاهای باصفا و شکارگاه‌های خوب دارد که شخص از عهده توصیف آن برنمی‌آید.» این روایت مــســعــودمــیــرزا ظــل‌الـسلــطـان اســت از «محلات»؛ شهری که حدود یک قرن پیش برای شاهزاده قجری یک شکارگاه جذاب و غنی و خوش‌آب‌وهوا محسوب می‌شد؛ اما الان برای ما اصفهانی‌ها و تهرانی‌ها حکم یک مقصد گردشگری جذاب و باصفا را پیدا کرده است که می‌توانیم با حدود دو تا چهار ساعت رانندگی به دیدن میراث طبیعی و تاریخی مــهــمــش بــرویــم و تــنــی هـم بــه آب‌گــرم چشمه‌های معدنی‌اش بزنیم. اردیبهشت فصل سفر است و برای یک آخر هفته، چه جایی بهتر از شهری که خنک و سرسبز  است، جشنواره گلاب‌گیری دارد و می‌توانید با یک بغل گل از سفر بازگردید!
هم‌سفرشدن با گروه‌های مختلفی که هدفشان روایت‌کردن است، طی همه این سال‌ها بارها تجربه‌ کرده‌ام. گاهی روزنامه‌نگاری بوده‌ام که همراه گروه رسانه‌ای متشکل از خبرنگاران و عکاسان برای شرکت در رویدادها، مسافر مقاصد گردشگری مختلف شده‌ام؛ گاهی هم یکی از اعضای فم‌تورها (سفرهای گروهی آشناسازی به هدف معرفی مقاصد گردشگری) بوده‌ام. در فم‌تورها متداول است که راهنمایان گردشگری، مدیران آژانس‌ها، روزنامه‌نگاران، عکاسان، مستندسازان و البته اینفلوئنسرها و بلاگرها حضور داشته باشند. گزارش فم‌تورهای مختلفی را هم طی همه این سال‌ها نوشته‌ام که در همین صفحه میراث و گردشگری منتشر شده‌اند.
حالا این هفته می‌خواهم از سفری بگویم که رنگ‌وبوی متفاوتی داشت؛ چون اردیبهشت بود و شهر گل و البته اینفلوئنسرهایی که شغلشان شبیه شغل من بود؛ یعنی روایت‌کردن، اما زاویه نگاهشان متفاوت! همین هم ماجرا را جذاب می‌کرد. سمانه قائدی که 101هزار نفر دنبال‌کننده در اینستاگرام دارد و یک فروشگاه آنلاین برای عشاق گردشگری، این فم‌تور را طراحی کرده بود و میزبان هم مجتمع نور محلات بود که اقامت و تورهای گردشگری و وعده‌های غذایی را برای شش مهمان تهرانی و یک مهمان اصفهانی تدارک دیده بود. این سفر برای من مساوی شد با مرئی‌شدن یک مقصد گردشگری جذاب که برای یک آخر هفته انتخاب خوبی است؛ چون هم میراث مهمی دارد؛ هم نزدیک است و هم از نظر زیرساخت‌های گردشگری وضعیت رضایت‌بخشی دارد.

 چطور به محلات برسیم؟

بهترین انتخاب برای سفر از اصفهان به محلات، استفاده از اتومبیل شخصی است؛ اما گزینه دیگری هم وجود دارد. من ظهر چهارشنبه با تنها اتوبوسی که هرروز از اصفهان به سمت محلات می‌رود، راهی فم‌تور شدم.
شرکت ایران‌پیما هرروز ساعت 14:30 یک اتوبوس ولووی 44نفره را از ترمینال کاوه به شهر خمین در استان مرکزی می‌فرستد که حوالی 17:30 به محلات می‌رسد. همین اتوبوس صبح‌ها ساعت 8:30 از خمین راه می‌افتد و ساعت 9:15 از محلات. اما اگر ساعت دیگری را برای برگشت در نظر دارید، می‌توانید از شهر دلیجان سوار اتوبوس‌های اصفهان شوید. من البته برای برگشت از پلیس‌راه دلیجان سوار اتوبوسی که به نجف‌آباد می‌رفت، شدم و به اصفهان برگشتم.

محلات کجاست؟

اگر از تهران 262 کیلومتر به سمت جنوب غرب ایران حرکت کنید یا از اصفهان 208 کیلومتر به سمت شمال غربی بروید، به شهر محلات می‌رسید. استان مرکزی 12 شهرستان دارد که ما در فم‌تور اخیر بازدیدهایی در دو شهرستان محلات و دلیجان داشتیم. شهرستان محلات حالا یک بخش مرکزی و دو شهر به نام‌های محلات و نیم‌ور دارد و البته دو دهستان به نام‌های خورهه و باقرآباد. به روایت سایت اداره‌کل میراث استان مرکزی، «محلات در روزگار هخامنشیان بخش کوچکی از ماد به‌شمار می‌رفته است. این منطقه در دوره اشکانیان جزئی از ایالت والی‌نشین ماد بزرگ محسوب می‌شده و در زمان سلوکیان این ناحیه، به‌خصوص قسمت شمالی آن، یعنی دهستان خورهه، موردتوجه حکام یونانی بوده است.
در دوران نخستین اسلامی این شهرستان جزء منطقه‌ای به‌شمار می‌رفته که به نام جبال یا کهستان خوانده می‌شده است. همین منطقه در قرن چهارم هجری و بعد از تغییرات و تقسیمات منطقه‌ای به نام رستاق انار خوانده می‌شده است. بعدها نیز محدوده دو شهرستان خمین و محلات امروزی را تیمره گفته‌اند که تیمره علیا، خمین امروزی و تیمره سفلی، محلات کنونی بوده است. در محدوده کنونی شهرستان محلات (نواحی خورهه و نیم‌ور) آثار به‌جامانده نشان از قدمت تاریخی این منطقه دارد؛ چنانچه درباره وجه‌تسمیه محلات نیز اختلاف‌نظر وجود دارد و برخی معتقدند محلات را به لحاظ داشتن چندین محله نامتجانس به این نام نامیده‌اند. سوغات محلات گل، حلوا، گیوه و تریکو  است. اقتصاد آن را کشاورزی و باغداری و سنگ‌های زینتی و صنایع‌دستی شهرستان را گیوه تشکیل می‌دهد.»

در محلات چه کنیم؟

«به محلات رفتیم. بلوکی است سردسیر. غیر از شیر و خرس، انواع شکار از هر قبیل کبک، مرغابی، گراز، گوره‌خر، قوچ، میش و تیهو به‌قدری هست که شکارچی لذت از عمرش می‌برد؛ به‌مراتب بهتر از فارس و اصفهان و غیره.» مسعودمیرزا ظل‌السلطان هرچند میراث ارزشمندی را در اصفهان تخریب و برخی از گونه‌های جانوری را به خاطر شکارهای بی‌رویه‌اش منقرض کرد، با نوشتن خاطراتش سندهای ارزشمندی برایمان به‌جا گذاشت.
گرچه اصلا جبران مافات نمی‌کند! روایت‌های او از محلات جالب است. شاهزاده قجری و حاکم اصفهان به هوای شکار و آب‌وهوای خوش، عزم محلات می‌کرده است؛ اما حالا ما به چند دلیل می‌توانیم سفر محلات را برای خودمان تدارک ببینیم: اول، لذت‌بردن از آب‌وهوای نسبتا خنک و آبگرم معدنی‌اش؛ دوم، خرید سنگ از معادن پرشمارش و بازدید از نمایشگاه بزرگ سنگ که هرساله در این شهر برپا می‌شود؛ سوم، خرید گل از انبوه مراکز پرورش گل و گیاه به‌خصوص اگر بخواهید گونه‌های متفاوتی را خریداری کنید یا خرید انبوه داشته باشید؛ مثلا در یکی از مراکز پرورش گل، برایمان گفتند که سال گذشته، محلاتی‌ها پروژه فراهم‌کردن یک‌میلیون شاخه گل رز (مهریه یک خانم) را انجام داده‌اند!

 گشت‌وگذار در محلات

جاذبه اول محلات، مجموعه چشمه‌های آبگرم است که در ۱۵کیلومتری شهر محلات، در ارتفاعات بلند شمال‌شرق این شهرستان و در استان مرکزی واقع‌ شده‌اند و گفته‌شده که استفاده از آبگرم محلات سابقه باستانی دارد. شش چشمه در محلات وجود دارد که عبارت‌اند از: شفا، دنبه، سلیمانیه، سودا (بختیاری)، حکیم و روماتیسم. تمام چشمه‌ها به‌جز چشمه حکیم که دمای کمتری نسبت به سایر چشمه‌ها دارد، برای اهداف درمانی استفاده می‌شوند.
فم‌توری که من در آن شرکت کردم، از دیدار با درخت چنار کهن‌سال و بازدید از پارک سرچشمه آغاز شد. بازدیدها را با قدم‌زدن در کوچه‌باغ‌ها ادامه دادیم، در میدان آزادی از دست‌فروش‌ها ریواس خریدیم و از دیدن حسینیه سیدالشهدا با ایوانی شبیه ایوان چهلستون جا خوردیم و دلمان سوخت که بناهای نوساز الحاقی، بنای تاریخی ثبت ‌ملی شده تکیه آقاخان محلاتی را قورت می‌دهند.
گشت‌های روز اول به مجتمع نور ختم شدند؛ جایی که محل اقامتمان بود و در بدو ورود از دیدن کشتی بزرگی که در اصل کافه و رستوران بود، سر کیف آمدیم. جالب اینکه این مجتمع برای مردم محلی حکم مقصد گردشگری را دارد؛ چون به‌جز بخش اقامتی، سینما، سالن همایش، استخر، سونا، جکوزی، باشگاه بدن‌سازی و تی‌آرایکس، سالن بیلیارد، نمایشگاه دائمی گل و گیاه، مرکز گلاب‌گیری، فروشگاه صنایع‌دستی و سفره‌خانه‌سنتی هم دارد. حتی کتابخانه کوچکی هم در کافه کشتی دیدم که یک کتابش را هم هدیه گرفتم؛ کتاب ارزشمندی با عنوان تاریخ اجتماعی و زندگانی مشاهیر شهرستان محلات به قلم خلیل شیرازی محلاتی که اطلاعات جالبی درباره این منطقه به مخاطبان می‌دهد. کتاب دیگری که از این سفر برای کتابخانه گردشگری‌ام سوغات آوردم، کتاب مصور سه‌زبانه «محلات پایتخت گل ایران» بود که شهرداری محلات در سال 94 آن را منتشر کرده بود. این کتاب توضیح‌های موجزی درباره ارزش‌های تاریخی و طبیعی منطقه در خود دارد.

 سفر تاریخی به یونانِ محلات

ابتدای روز دوم سفرمان را به دیدن بناهای باستانی منطقه اختصاص دادیم؛ یعنی 48 کیلومتر به سمت شمال شرق محلات رفتیم تا خورهه را ملاقات کنیم. در مسیر معادن سنگ را می‌دیدیم و البته ماشین‌هایی را که با قدرت به برداشت سنگ مشغول بودند؛ تا اینکه به معبد خورهه رسیدیم.
در فهرست میراث ملی نامش را این‌گونه نوشته‌اند: «مجموعه (محوطه) خرابه‌های یک معبد اشکانی (پارت) که به شماره 131 در تاریخ 15 دی‌ماه 1310 ثبت ملی شده است.» با دو ستون یونانی هفت‌متری و سرستون‌های حلقوی و حلزونی‌اش خیلی محترمانه و میراث‌دوستانه عکس‌های یادگاری می‌گیریم و به گردشگری که می‌خواهد به ستون دوهزارساله تکیه بدهد تا عکسش جذاب‌تر شود، تذکر می‌دهیم و در محوطه می‌چرخیم برای پیدا‌کردن بهترین زوایای عکاسی از میراثی که از دو هزاره پیش به دستمان رسیده است. نکته ‌تأمل‌برانگیز این است که این میراث در کنار یک روستا قرار دارد؛ اما هیچ حصار و نگهبانی برایش قائل نشده‌اند و این نکته وقتی حساس‌تر می‌شود که بفهمیم تعداد آثار هم‌سن‌وسال خورهه در کشور انگشت‌شمار است و البته این اولین میراث استان مرکزی است که نامش در فهرست میراث ملی ایرانیان به ثبت رسیده است.
فقط دو تابلو به دو زبان فارسی و انگلیسی دیدیم که روی تابلوی اول نوشته بودند: «این بنای تاریخی در منطقه معروف به پشت گدار شهرستان محلات واقع شده است. بر اساس نظریه برخی از باستان‌شناسان مانند هرتسفلد، آندره گدار، گیرشمن و فن دراستن، این بنا معبدی متعلق به دوره سلوکی‌اشکانی است؛ همچنین بر اساس نظریه مهندس حاکمی، اولین کاوشگر ایرانی خورهه و آقای دکتر رهبر این بنا به‌صورت یک کوشک یا منزل ییلاقی در دوره اشکانی بوده که تا دوره اسلامی نیز آثاری از آن مشهود است.» به روایت این تابلوی راهنما، چهار دوره زیست تاریخی را می‌توان برای بنای باستانی خورهه در نظر گرفت: دوره پیش‌ازتاریخ (هزاره دوم)؛ دوره اشکانی (100 سال قبل از میلاد تا سال 245 میلادی)؛ اواسط دوره ساسانی و قبرستان دوره اشکانی که تا قرن هشتم هجری قمری مورداستفاده قرار می‌گرفته است. می‌گویند خورهه به معنای طلوع خورشید یا سرزمین سبز است. به این فکر می‌کنم که دیدن طلوع در اینجا حتما خیلی جذاب است و بعد یک گزارش تصویری را در ایسنا پیدا می‌کنم که عکاس طلوع بر فراز خورهه برفی را ثبت کرده است.

 سفری از آتشگاه اصفهان به آتشکوه مرکزی

از خورهه به سمت آتشکوه رفتیم؛ جایی که می‌تواند خواهرخوانده آتشگاه اصفهان هم باشد. دربنا، بقایای میراثی باستانی از دوره پیشدادیان است و آن‌طور که حمدالله مستوفی در «نزهت‌القلوب» نوشته است، وقتی جمشید «نمی‌ور» را بنا کرد، قصر بزرگی هم برای خودش ساخت و بعد، گشتاسب در آنجا آتشگاهی ساخت. حالا نمی‌ور به نیمور تبدیل‌شده و بقایای آتشکده را هنوز می‌توانیم ببینیم. در کنار آتشکده اقامتگاه سنتی کوچکی با نام اقامتگاه بوم‌گردی اهورا-آتشکوه هم بود که عباس لر، دهیار روستا، آن را برای گردشگران تدارک دیده بود و شنیدیم فعالیت‌های او باعث شده است روستای باریشه‌شان جان بگیرد.

 غارگردی و گل‌گردی!

دیدن غار چال نخجیر، بخش بعدی سفرمان بود، غار آهکی 70میلیون‌ساله جذابی که قدم‌به‌قدم دیدنی است. این غار در 1368 کشف‌ و در 1380 عملیات اجرایی آن  (شامل کف‌سازی و نورپردازی) انجام شده است و حالا گردشگران می‌توانند در تورهای گردشگری یک‌ساعته‌اش شرکت کنند و بخش‌هایی از مسیر 1.2 کیلومتری غار را ببینند.
 البته عکاسی ممنوع است و تلفن‌های همراه در بدو ورود گرفته می‌شود. دلیلش هم گردشگرانی بوده‌اند که به خاطر عکس‌گرفتن، تخریب‌های فراوانی را برای غار رقم‌زده‌اند.
به‌جز دوربین‌های مداربسته، نگهبانانی هم به‌طور نامحسوس در غار هستند تا گردشگران را از آسیب‌زدن به غار منع کنند. اما مگر می‌شود به محلات سر بزنید و گل نخرید؟! ما چند ساعت از سفر سه‌روزه‌مان به محلات را به گشت‌وگذار در مراکز پرورش گل و گیاه گذراندیم و در مزرعه گل محمدی که متعلق به میزبانمان، علی نظارت (مدیر اقامتی مجتمع نور) بود بوته‌های پر از گل هفت‌پر را تماشا کردیم.
 خیلی‌ها هرسال همین موقع برای فصل گلاب‌گیری راهی کاشان می‌شوند؛ اما محلات هم حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و جالب اینکه همین مجتمع از عید فطر به مدت ده روز جشنواره گلاب‌گیری را برگزار  کرده و شیشه‌های گلابی که در فروشگاه صنایع‌دستی و سوغاتش عرضه می‌کند، با برند خود مجموعه است.
اما اگر بپرسید محلات از چه زمانی در حوزه پرورش گل و گیاه معروف شد، باید بگویم آن‌طور که راهنمای محلی فم‌تور، یاشار نجفعلی، برایمان تعریف کرد، از حوالی یک قرن پیش پدربزرگ خود او، حاج رضا کیانپور، که در ابتدا گیوه‌دوزی انجام می‌داده است، طی آشنایی با یک پروفسور هلندی پای گل و گیاه را به محلات باز می‌کند. در کتاب «محلات پایتخت گل ایران» از محلات به‌عنوان پایه‌گذار صنعت تولید و پرورش گل در ایران یاد و گفته‌شده که تنها پژوهشکده ملی گل و گیاهان زینتی در این شهر تأسیس شده است.