دردهای استرسی

زمانی که به لحاظ احساسی و هیجانی در تعادل به سر می‌بریم، بدنمان نیز وضعیت خوشایندی را سپری می‌کند؛ البته متأسفانه عکس این موضوع نیز صحت دارد. وقتی در حالت عاطفی نامطلوبی قرار داریم، این آشفتگی روانی می‌تواند به شکل جسمی ظاهر شود؛ برای مثال، مغز ما سطوح سمی کورتیزول را هنگامی‌که در معرض استرس طولانی‌مدت قرار می‌گیریم، آزاد می‌کند. مواد شیمیایی مذکور مصرف می‌شود و بدن ما این را به شیوه‌های جسمانی نشان خواهد داد. توضیحات جالبی در این زمینه وجود دارد که در ادامه با نظر دکتر بهنام یوسفیان، محقق طب سنتی و استاد دانشگاه آزاد (واحد شهرضا) می‌آید.
 
آیا شما تاکنون دچار سردردهای مزمن یا سرگیجه شده‌اید یا پیش‌آمده است که پس از رسیدگی‌های پزشکی، همچنان درد از میان نرفته باشد؟ به‌احتمال‌قوی شما مسیر بررسی را به‌اشتباه طی کرده‌اید. چون بسیاری از انواع درد با احساسات و هیجان‌هایتان در ارتباط هستند. زمانی که متوجه علت درد شوید، خواهید توانست برای درمان آن نیز اقدام کنید.
دردهای روان‌تنی
 این نوع دردها، اختلالی با علائم مزمن جسمانی است که هیچ توضیح پزشکی قابل‌مشاهده‌ای برای آن علائم وجود ندارد؛ بنابراین چنین اختلالی، نوع خاصی از درد جسمی است که توسط وضعیت روان‌شناختی ایجاد می‌شود.
ذهن و بدن ارتباط متقابلی دارند. درد روانی می‌تواند به‌طور مستقیم باعث آسیب عصبی و سایر دردهای جسمی شود و خوشبختانه شما می‌توانید ذهنتان را برای از‌بین‌بردن امراض جسمانی به کنترل درآورید. اگر شما تجربه مشکلات جسمانی بدون هیچ‌گونه توضیح روشن پزشکی دارید، احتمالا زمان آن فرارسیده است که سری به درون بدنتان بزنید و هیجانات و احساسات منفی خود را مرهم ببخشید؛ اما حالا به چند نوع از دردهایی که باحالت هیجانی و استرس ارتباط مستقیم دارد و در طب سنتی به آن اعراض نفسانی گفته می‌شود، اشاره می‌کنیم.
دردهای استرسی
سردرد و میگرن: اغلب سردردها و میگرن‌های مزمن در پی استرس‌های روزمره زندگی رخ می‌دهند، اضطراب فراگیر نیز باعث سردرد می‌شود. سرکوب احساسات مرتبط با استرس مانند اضطراب، نگرانی، غم و خستگی می‌تواند تنش عضلانی را افزایش دهد.
محل زندگی و محل کار شما نیز می‌تواند زمینه‌ساز سردردهای عصبی باشند. برای مثال خانمی که همسر عصبی دارد و همیشه هم‌زمان با ورود همسرش متوجه حضور سردرد خود می‌شود یا زمانی که کارمندی با نارضایتی بی‌مورد کارفرمایش روبه‌رو می‌شود.
پس چنانچه شما تجربه سردرد داشته‌اید یا اینکه دچار میگرن بوده‌اید و این درد قبل از ورود شما به یک رابطه ناکارآمد و استرس‌زا وجود نداشته است، به‌احتمال‌قوی ریشه دردتان، عدم تعادل احساسی و هیجانی‌تان است.
درد گردن و شانه: هم‌زمان با شروع استرس، به‌طورمعمول اولین بخش از بدن که درگیر می‌شوند، گردن و شانه است. درد شدید گردن و شانه اغلب از تلاش برای تحمل بار دنیا بر روی شانه‌ها، ناتوانی در تحمل فراق نزدیکان و افراد محبوبتان و عدم امکان بخشش دیگران به وجود می‌آید.
کمردرد: ارتباط احساسات و هیجان‌ها با کمردرد به منطقه مورد آسیب آن بستگی دارد. عواملی که در نظر گرفته می‌شود، ممکن است متناسب با شخصیت افراد متفاوت باشد؛ اما مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: فشارهای جسمانی، مشاغل نشسته، عدم تحرک و ورزش، مسائل روانی پیش‌بینی‌نشده، افسردگی.
پس قبل از پذیرفتن اقدامات تهاجمی برای درمان کمردردتان، درمان‌های روان‌شناختی و روش‌های جایگزین بهبودی را نیز تجربه کنید، شاید برای مشکل شما آن‌ها کارساز باشند.
دردهـــای شــکمی: اســتــرس‌هــای هیجانی در سیستم گوارش نیز ظاهر می‌شوند. افسردگی طولانی‌مدت، اضطراب یا استرس‌هایی که پس از یک اتفاق ناخوشایند رخ می‌دهند، می‌توانند زمینه‌ساز سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS)، زخم معده مزمن و ناراحتی عمومی شود. بسیاری از اختلالات گوارشی حاکی از مشکلی در معده یا موقعیتی ناخوشایند است که شما تاب تحمل آن را ندارید؛ همچنین می‌تواند به این معنی باشد که مقابله و تطابق با فرد یا موقعیتی که با برنامه‌ها، عادت‌ها یا شیوه زندگی شما ناسازگاری می‌کند، دشوار است و این مورد خود زمینه‌ساز انتقاد درونی می‌شوند که مانع رهایی‌تان از آن وضعیت خواهد بود.
چندراه آسان برای شروع درمان
مشاوره یا گروه‌درمانی: این امکان وجود دارد که هیجانات منفی بعدازآنکه مدت‌زمان طولانی از حضور آن‌ها گذشته باشد، تبدیل به یک امر طبیعی و عادتی شود. گفت‌وگو با یک روان‌درمانگر برای شناسایی این هیجانات به شما کمک خواهد کرد. از طرف دیگر گروه‌های پشتیبان درمانی نیز با ایجاد یک شبکه حمایتی و همچنین بازخوردهای مناسب در محیطی امن مثمرثمر خواهند بود.
یوگا و مدیتیشن: بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که انجام تمرینات مستمر یوگا و مدیتیشن می‌تواند علائم اضطراب یا افسردگی را کاهش دهد و به شما در ایجاد یک وضعیت هیجانی متعادل کمککنند.
ارتباط و شناخت احساسات خود: گاهی اوقات شما از ابراز هیجان‌هایتان جلوگیری می‌کنید و این مورد با گذشت زمان، باعث درد روان‌تنی می‌شود. توسعه مهارت‌های ارتباطی بهتر می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات و هیجان‌هایتان را به‌درستی بیان کنید و بدین‌وسیله از انباشت موارد غیرضروری در بدنتان پیشگیری شود. اگر در وضعیت یا رابطه‌ای قرار دارید که در آن شما قادر به ابراز احساسات یا نظرات خود نیستید، ممکن است وقت آن رسیده باشد گزینه‌هایی برای بازسازی روابطتان را بررسی کنید تا بتوانید به سمت بهبودی احساسی و جسمی پیش بروید. احساسات شما اغلب به‌طور مستقیم با بیماری‌های فیزیکی‌تان مرتبط است. با شناسایی و درمان وضعیت درونی منفی‌تان، می‌توانید بدنتان را از داخل مداوا کنید.
تغذیه مناسب: اصلاح سبک زندگی و تغذیه مناسب نیز در بهبودی شما مؤثر است. بدین منظور با متخصصان تغذیه مشورت کنید.