عیالوارهای درمانده!

دغدغه‌هایشان تمامی ندارد؛ سه‌چهار ماه مانده به پایان قراردادشان، سرگردان این بنگاه و آن بنگاه هستند و هرچه بیشتر به دنبال خانه می‌گردند، بیشتر هم به در بسته می‌خورند. اجاره‌ها سر به فلک کشیده و اما جیب خالی بی‌خانه‌مان‌ها دست‌وپایشان را بسته و انتخابی برایشان باقی نگذاشته است. خانه‌به‌دوش‌ها؛ همان‌ها که از صبح تا شب به دنبال یک‌لقمه‌نان دویده‌اند و اما روزگار با آن‌ها یار نبوده و توان خریدن یک خانه و سرپناه، هرچند کوچک و محقر را به آن‌ها، حتی در سنین میان‌سالی و پیری نداده است؛ سقفی که زن و بچه‌شان در آن یک نفس راحت بکشند و بار سنگین نگاه‌های این‌وآن را در سنین میان‌سالی و سالمندی بالاخره به زمین بگذارند؛ خانه‌ای که صاحب اول و آخر خودشان باشند و سال‌به‌سال دغدغه آوارگی و افزایش نجومی رهن و اجاره‌بها و البته کوچک‌شدن جیبشان را نداشته باشند!

اجاره‌های بیشتر، جیب‌های کوچک‌تر
خانه‌به‌دوشی معضل یک یا دو نفر نیست؛ بلکه خیلی از آدم‌های این شهر که به خاطر شرایط اقتصادی و مالی توان خریدن خانه و سرپناه را ندارند، به‌ناچار به خوش‌نشینی روی می‌آورند. اجــاره‌ها، اما در ســال‌های اخیــر نجــومی‌شــده و لحظــه‌به‌لحظــه با تغییر روبه‌رو بوده است؛ قیمت‌های نجومی که باعث شده، مستأجران را از متراژ‌های بالا و مناطق مرکزی و بالای شهر به خانه‌های کوچک‌تر در محله‌های پایین‌شهر که اجاره‌بهای پایین‌تری دارند، کوچ دهد. وضعیت خانه و اجاره‌بها، اما برای بعضی از مستأجران بدتر از بقیه است؛ آن‌هایی که چندین و چند بچه دارند و برای همین هــم صــــاحــب‌خــــانــــه‌ها تمـــایلی به اجــاره خانه به آن‌ها ندارند؛ صاحب‌‌‌‌‌‌خانه‌هایی که شرط اصلی اجاره خانه را داشتن فرزند کمتر گذاشته‌اند و اولین‌ سؤالشان از مستأجران این است که «چند نفر هستید؟» 
پاسخ بالای سه یا چهار نفر، اما برابر است با جواب‌شدن از سوی صاحب‌خانه‌ها و آواره‌شدن در بنگاه‌های کوچک و بزرگ شهر و شنیدن دوباره این جمله که «صاحب‌خانه‌ها تمایلی به اجاره خانه به خانواده‌های پرجمعیت ندارند؛ بنابراین باید خانه دربستی و ویلایی کرایه کنید.» 
این را یکی از بنگاه‌داران نیز به ما می‌گوید؛ وقتی‌که به او تلفن می‌زنیم و سراغ ‌خانه‌ای آپارتمانی، برای زندگی یک خانواده شش‌نفری را می‌گیریم. بنگاه‌دار می‌گوید نه‌تنها خودش چنین موردی ندارد، بلکه بعید می‌داند جست‌وجو در بنگاه‌های دیگر نیز به نتیجه برسد: «خانه آپـــارتمـــانی را بــه خــــانـــواده‌هـــای پرجمعیت اجاره نمی‌دهند؛ چراکه معمولا آپارتمـــان‌‌نشینـــی مقــررات و قوانین مخصوص به خود را دارد. همسایـــه‌ها معمولا از این موضوع شــاکـــی می‌شــونـــد و صـــدایشـــان درمی‌آید. خود صاحب‌خانه‌ها همتمایلی به اجاره خانه به خانواده‌های پرجمعیت ندارند؛ چون دردسرش زیاد است و استهلاک خانه هم بالا می‌رود.» این بنگاه‌دار می‌گوید که خانواده‌های پرجمعیت، گریزی ندارند؛ جز اینکه خانه ویلایی یا دربستی اجاره کنند.
نگرد، نیست!
زندگی در خانه‌های ویلایی و دربستی اغواکننده است و مستأجران هم بدشان نمی‌آید در آن ساکن شوند؛ اما مشکل اینجاست که آن‌ها از پس رهن و اجاره‌بهای آن برنمی‌آیند؛ چراکه خرما بر نخیل است و دست مستأجران، اما کوتاه! 
این‌ بار به سراغ یکی از بنگاه‌دارانی که در مرکز شهر بنگاه املاک دارد، می‌رویم و از او سراغ خانه ویلایی کوچک و با رهن و اجاره حداقلی را می‌گیریم. پاسخ او به ما این است: «برای کرایه خانه ویلایی که معمولا سن ساختش هم بالاست در مرکز شهر باید حدود 500میلیون تومان رهن و ماهانه 10میلیون تومان نیز اجاره‌بها بپردازید.» این پول برای مستأجران دارای چند فرزند، یک قران و دو قران نیست و جورکردنش هم غیرممکن است و محال. بنگاه‌دار توصیه می‌کند که از زندگی در مرکز شهر بی‌خیال و «راهی بنگاه‌های پایین‌شهر شوید؛ جایی که شاید صاحب‌خانه‌ها رهن و اجاره‌بهای کمتری را طلب کرده باشند؛ چون در مرکز شهر اجاره‌ها نهایتا دوسه میلیون تومان کمتر از میزانی است که به آن اشاره کردم.»
حق با کیست؟
حق با بنگاه‌دار است؛ جست‌‌وجوی اینترنتی و بررسی اجاره‌بها در محله‌های پایین‌شهر تفاوت چشمگیری با مرکز شهر دارد و مستأجران شاید بتوانند خانه‌ای با رهن 100 تا 150میلیون تومان و اجاره ماهانه دوسه میلیون تومان در مناطق پایینی شهر پیدا کنند. 
مشکل مستأجران، به‌ویژه آن‌ها که چند فرزند دارند، اما این است که همین میزان رهن و اجاره هم برایشان سنگین است و تاب‌وتوان پرداخت آن را ندارند؛ چون درصد بالایی از آن‌ها کارگر و کارمند هستند و بخش زیادی از حقوقشان را باید به اجاره خانه اختصاص دهند؛ البته اگر شانس با آن‌ها یار باشد و بتوانند خانه‌ای متناسب با سبک زندگی و پولشان پیدا کنند. رسول جهانگیری که رئیس اتحادیه مشاوران املاک اصفهان است،معتقد است که معمولا صاحب‌خانه‌ها خانه‌های دربستی و ویلایی را به مستأجران با خانواده‌های پرجمعیت اجــاره می‌دهنــد؛ آنجــا کــه بـــه «اصفهان‌زیبا» می‌گوید: «بــه ایـــن دلیل که مجتمع‌های مسکونی دارایهیئـــــت‌مـــدیــــره هستنـــد و آن‌هـــا هم عدم اجاره به خانواده‌های پرجمعیت را ازجمله شروط و قوانین آپارتمان‌نشینی قرار می‌دهند.» 
او در لابه‌لای حرف‌هایش گریزی هم می‌زند به استدلال‌های مختلفصاحب‌خانه‌هایی که راغب به اجاره خانه به خانواده‌های پرجمعیت نیستند؛ مثلا اینکه «وقتی فضای کمی در اختیار افراد زیادی قرار بگیرد، هزینه‌های تخریب و بازسازیخانه و میزان مصرف انرژی نیز بالا می‌رود و این موضوع برای صاحب‌خانه‌ها هزینه‌بر می‌شود.»
پای درددل خانواده‌های پرجمعیت هم که بنشینیم، به این نتیجه می‌رسیم که خود آن‌ها هم به زندگی در خانه‌های آپارتمانی تمایلی ندارند و دلشان می‌خواهد زندگی آرام و بی‌دردسری داشته باشند، اما آن‌ها می‌گویند چه کنند که وضعیت مالی‌شان اجازه چنین کاری را به آن‌ها نمی‌دهد؛ همین هم شده که برخی‌شان عطای زندگی در اصفهان را به لقایش بخشیده‌اند و بار و بندیل  را جمع و به شهرستان‌ها یا روستاهای اطراف کوچ کرده‌اند. یکی مثــل احمـــد 69‌ســـاله کـــه شــش فـــرزند دارد و کارمنـــد یـــک شــرکت خصوصی است، می‌گـــوید: «اجاره‌خانه‌ها و مبلغ پیش‌پرداخت در سال‌های اخیر چنان افزایش یافته است که امکان زندگی در شهر را دیگر ندارم؛ برای همین هم به یکی از شهرستان‌های مجاور نقل‌مکان کرده‌ام.»او از نگرانی‌هایش هم می‌گوید؛ مثلا اینکه «مانده‌ام با این گرانی‌ها سال بعد را چه کنم؟ بچه‌هایم که بزرگ شدند، چطور از آن‌ها بخواهم که در یک خانه 80متری زندگی کنند؟»