کرونا و آبله‌میمون؛ انتقام طبیعت از بشر

در چند هفته اخیر شاهد گسترش انواع مختلفی از بیماری‌های عفونی در بسیاری از نقاط جهان بوده‌ایم. چهارمین مورد ابتلا به ابولا و بیش از  100 مبتلا به طاعون خیارکی در کنگو، مبتلایان جدیدی از فلج اطفال در مالاوی و موزامبیک، آن‌هم تنها دو سال پس از اعلام ریشه‌کن شدن این بیماری در آفریقا، سویه خطرناکی از تیفوس در نپال، هند و چین شایع شده و در عراق هم 18 نفر بر اثر بیماری نادری که توسط کنه منتقل می‌شود، کشته شده‌اند. در چنین شرایطی، شیوع موردی و محدود آبله‌میمون در طول یک ماه گذشته تنها ازآن‌جهت موردتوجه است که در کشورهای ثروتمند جهان گزارش شده است.
بر اساس داده‌های وب‌سایت پرومِد (ProMED)، بزرگ‌ترین مرجع بین‌المللی که شیوع انواع بیماری‌ها را در سطح جهان رصد و گزارش می‌کند، وضعیت بیماری‌های عفونی در طول یک‌ماه اخیر بسیار بد بوده است. کووید و ایدز هنوز در جهان می‌تازند و بدتر اینکه، پاندمی‌های حیوانی هم درحال پیشروی هستند. تب خوکی آفریقایی همچنان خوک‌های جهان را به کام مرگ می‌کشد و آنفولانزای پرندگان هم منجر به تلف‌شدن بسیاری از ماکیان شده است.
بروز بیماری‌ها تصادفی نیست!
در حال‌حاضر هزاران ویروس کشنده در گونه‌های غیرانسانی مختلف در گردش هستند و نکته قابل‌توجه اینجاست که ازاین‌بین، اغلب آن‌هایی که جوامع انسانی را هم متأثر می‌کنند، تا همین 70سال پیش کاملا برای ما ناشناخته بودند. تعداد عوامل بیماری‌زایی که از جوامع حیوانی به جوامع انسانی منتقل می‌شوند خیلی بیشتر شده است، اما مهم‌تر اینکه بسیاری از این عوامل به تغییراتی مرتبط است که در سطح محلی و جهانی در محیط‌زیست ما ایجاد شده است.از سال 1940 تاکنون 335بیماری مرگ‌بار جدید در جهان بروز کرده است و این مسئله تصادفی نیست؛ چون در طول این دوره جمعیت انسان‌ها سه‌برابر شده، گوشت بیشتری مصرف شده و محیط‌زیست هم تغییرات گسترده‌ای را تجربه کرده است. بوم‌شناسان باور دارند که گسترش کنترل‌نشده مزرعه‌داری و استثمار حیات‌وحش، می‌تواند ریسک  انتقال یک عامل بیماری‌زا از گونه‌ای به گونه دیگر را به‌شدت افزایش دهد، امــا حـالا وقــت آن رسیــده که طبیـعــت حسابش را با ما تسویه کند! انسان‌ها حیات‌وحش را به تاراج برده و عرصه را بر گونه‌های دیگر تنگ کرده‌اند و به‌همیــن‌دلیــل هــم شــرایــط ایــدئالی فراهم‌شده تا ویروس‌ها و عوامل بیماری‌زا بتوانند بین گونه‌های مختلف منتقل شـــونـــد، جهــش پیـــدا کنــنــد و گستـــرش یابند.ایــدز، ابــولا، تــب لاســا و آبلــه‌میمون در آفریقا، سارس و کووید در چین، شاگاس، ماچوپو و ویروس هانتا در آمریکای لاتیـن، هنــدرا در استــرالیــا، مـــرس در عربستان سعودی؛ تمام این بیماری‌ها در طول 75 سال اخیر بروز کرده‌اند، همچنان که ما انسان‌ها جنگل‌زدایی را تسریع کرده‌ایم، شهرها را گسترش داده‌ایم، به حیوان‌ها نزدیک‌تر شده‌ایم و اقتصادی جهانی ایجاد کرده‌ایم.
خطر در راه است؟
اما بزرگ‌ترین نگرانی بشر آبله‌میمون،طاعون یا حتی ابولا نیست؛ چون این بیماری‌ها اگرچه عجیب و خطرناکند اما کــم‌وبیـــش می‌تــوان بـــا واکســـن کنترلشان کرد.در عوض، بزرگ‌ترین خطری که حیات بشر را تهدید می‌کند، بروز سویه جدیدی از آنفولانزای پرندگان است که می‌تواند ناگهان از مزرعه‌ای در نیویورک، انگلیس، چیـــن، بـــولیـــوی یـــا هـــــر جـــای دیــگـــر سر برآورد. درحال‌حاضر مرغ،محبوب‌ترین نوع گوشت در کشورهای ثروتمند است و ده‌ها میلیون پرنده که ازنظر ژنتیکی تقریبا همسان و به‌شدت مستعد ابتلا به بیماری‌های فاجعه‌بار هستند، اغلب در شرایط غیربهداشتی و به‌طور انبوه پرورش داده می‌شوند و این امکان وجود دارد که با پرندگان وحشی درهم بیامیزند. دیر یا زود، یک سویه جدید و به‌شدت بیماری‌زا از آنفولانزای پرندگان به نحوی تکامل می‌یابد که انسان‌ها را هم درگیر خود کرده و به‌راحتی بین آن‌ها سرایت می‌کند.خطر سارس در سال 2003 از بیخ گوش انسان‌ها گذشت و کووید هم تا اندازه‌ای ختم به خیر شده است؛ اما پاندمی‌های آنفولانزای جدی که نرخ مرگ‌ومیر بسیار بالایی دارند، تقریبا هر 30 سال یک‌بار از راه می‌رسند و از موعد پاندمی بعدی مدت‌ها  گذشته است.اگر خــوش‌شـانـس باشیــم، به‌ســرعت واکــسن آن را کشــف می‌کنـیـم و تنهـــا 10 تا 20درصد افراد آلوده‌شده را خواهد کشت، اما اگــر خــوش‌شـانــس نبــاشیم، به‌اندازه اومیکرون سرایت‌پذیر و به‌اندازه ابولا  کشنده خواهد بود و در این صورت عملا پرده آخر برای بخش بزرگی از بشریت و اقتصاد جهانی رقم خواهد خورد.
و اینک آغاز ماجرا…
اما این تازه آغاز ماجراست! تغییرات اقلیــمی هم وارد بازی شـــده و جهـــان گرم‌تری را ایجاد کرده است که می‌تواند تأثیر فاجعه‌باری بر انواع بیماری‌ها داشته باشد. گرمایش جهانی، گونه‌های جانوری را مجبور می‌کند برای بقا به مکان‌های جدید بروند و با گونه‌های دیگر در هم بیامیزند و به‌این‌ترتیب، شرایط را برای گسترش بیماری‌های مختلف تسهیل خواهد کرد. در حال حاضر حشرات هرساله باعث
مرگ نزدیک به 700هزار انسان می‌شوند، اما تغییرات اقلیمی این امکان را برای پشه‌ها، کنه‌ها، کک‌ها و سایر حشرات ناقل فراهم می‌کند که به محیط‌های جدید بروند و بیماری‌هایی مثل دنگی و چیکونگونیا را به اقلیم‌های مرتفع‌تر و خنک‌تر هم منتقل کنند. ازنظر تاریخی در دوره‌هایی که محیط‌زیست دچار تغییرات عظیمی می‌شود، مثل آنچه درحال‌حاضر شاهــد هستیم، عــوامل بیماری‌زا راحت‌تر به میزبان‌های جدید
منتقل می‌شوند؛ چون گرم‌شدن محیط شرایط بهتری را برای تماس فراهم می‌کند. وقتــی عــوامــل بیمــاری‌زا میــزبان‌هــای بیشتری را درگیر می‌کنند، احتمال ظهور سویه‌های جدید هم بیشتر می‌شود و هریک از این سویه‌ها خود ظرفیت‌های عفونی جدیدی دارند.
بسیاری از بیماری‌های عفونی در تغییرات بوم‌شناختی ریشه دارند
چشم‌انداز آینده، تیره‌وتار به‌نظر می‌رسد،اما بی‌شک بشریت می‌تواند دست به اصلاح بزند و این روند را تغییر دهد. علم و فناوری‌های نوین این امکان را فراهم‌کرده که برای نادرترین بیماری‌ها واکسن تولید کنیم؛ به‌علاوه می‌توانیم ابزارهای قدرتمندتری را برای پایش جهــانی بیمــاری‌هـــا ایجـــاد کنــیــم و ویروس‌های خطرناک را زودتر  شخیص دهیم، اما از همه مهم‌تر اینکه باید از سرمایه‌های جهانی برای بهبود نظام‌های بهداشت و درمان ضعیف،به‌خصوص در کشورهای درحال‌توسعه استفاده کنیم؛ چون در خط‌مقدم مقابله با بیماری‌ها قرار دارند.درس بزرگی که باید از کووید و آبله میمونی بگیریم، این است که بسیاری از بیماری‌های عفونی در تغییرات بوم‌شناختی ریشه دارند و این یعنی باید هم‌زمان با سلامت انسان‌ها به سلامت محیط‌زیست و سلامت حیوان‌ها هم پرداخته شود. علاوه بر این، باید خودمان را برای اتفاقات غیرمنتظره آماده کنیم، بیش از هر زمان دیگری در حوزه سلامت عمومی سرمایه‌گذاری کنیم، دست از جنگل‌زدایی برداریم، مزرعه‌داری افراطی را به‌مرور متوقف کنیم و تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم. حرف آخر اینکه باید به موضوع سلامت نگاهی تعاملی، جامع و جهانی داشته باشیم که درآن‌واحد پاسخ‌گوی نیاز انسان‌ها، حیوان‌ها و سیاره زمین باشد؛ این بهترین و شاید هم تنها شانسی است که داریم.