«عالم آل محمد» تا ابد مخصوص توست

اهل‌بیت(ع) گنجینه علم و معرفت‌اند. پیامبر بلندمرتبه(ص) فرموده‌اند: «من شهر علم هستم و علی(ع) باب آن است.» در زیارت جامعه کبیره آمده است که اهل‌بیت(ع) مخازن دانش‌اند. هرکدام از ائمه‌اطهار(ع) چند ویژگی بارز داشته‌اند. یکی از صفات مشهور حضرت‌رضا(ع) «عالم آل‌محمد(ص)» است.

مأمون عباسی در دوران خلافتش، مناظره‌هایی را میان دانشمندان ادیان و فرق مختلف با امام‌رضا(ع) برپا می‌کرد تا شاید بتواند امام(ع) را شکست دهد؛ اما مغلوب اصلی، خودش بود.در دوره خلافت مأمون، یکی از جهش‌های بزرگ تمدنی جهان اسلام رخ داد. مأمون عالم‌ترین و علم‌دوست‌ترین خلیفه عباسی بود و هواداری او از علم و دانش، هرچند منجر به پذیرش حق از طرف او نشد، سبب شد قدم‌های بزرگی در راستای گسترش دانش در جامعه اسلامی بردارد؛ البته به نظر نمی‌رسد این گام‌ها صرفا برای رضای خدا و به قصد تقرب به او انجام شده باشد. مأمون مقاصد سیاسی خاص خودش را داشت؛ اما با توجه ویژه به دانش و دانشمندان، در دوره‌ای که خلافت را برعهده داشت، شاهد پیشرفت‌های چشمگیر دانش‌های فلسفی، پزشکی، نجوم، مهندسی و… هستیم.برای مـــثال، مــأمون شـــبی خـــواب ارسطاطالیس(همان ارسطوی خودمان) را می‌بیند و فردا تصمیم می‌گیرد کتاب‌های فلسفی یونان باستان، به‌خصوص کتاب‌های ارسطو را در کتابخانه خود برای ترجمه از زبان یونانی به عربی و استفاده از مطالب آن داشته باشد. گروهی می‌فرستد تا از روم، کتاب‌های قدیمی فلسفی یونان را بیاورند.بعضی از مورخان تعداد کتاب‌های بیت‌الحکمه را حدود چهارمیلیون جلد تخمین زده‌اند. برخی دیگر این رقم را افسانه دانسته و گفته‌اند که نهایتا حدود یک‌میلیون جلد کتاب در بیت‌الحکمه وجود داشته است. برای تصور بهتر این تعداد کتاب، خوب است این رقم را با تعداد مجلدهای نسخ خطی کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی که سومین کتابخانه بزرگ نسخ خطی جهان اسلام است، مقایسه کنیم که دارای شصت‌هزار جلد کتاب است. گفتنی است؛ بیت‌الحکمه فرهنگستانی بود که دانشمندان از سراسر جهان برای تحصیل و تدریس و مباحثه در آن جمع می‌شدند و در دوران مأمون به اوج رونق خود رسیده بود. علم‌دوستی مأمون و اهتمام او به دانش با هر غرض سیاسی و غیرسیاسی، همچنین شرایط فوق‌العاده جهان اسلام از لحاظ گسترش دانش را از مواردی که ذکر شد، می‌شود دریافت. در چنین شرایط علمی و با حضور و رفت‌وآمد بزرگ‌ترین دانشمندان بلاد و ادیان در جغرافیای جهان اسلام، حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) به «عالم آل محمد» مشهور است.هنگامی که مأمون برای دعوت به مناظره به‌دنبال امام‌رضا(ع) می‌فرستد، یکی از یاران حضرت به نام نوفلی که در محضر امام(ع) حضور داشته است، ایشان را از سفسطه و مغالطه علمای کلام و اهل ادیان در امان نمی‌داند و امام را از حضور در این مجلس برحذر می‌دارد. امام‌رضا(ع) در پاسخ به نوفلی می‌فرماید: «ای نوفلی، تو می‌ترسی دلایل مرا باطل کنند و راه را بر من ببندند؟! ای نوفلی، دوست داری بدانی مأمون کی از کار خود پشیمان می‌شود؟ هنگامی که استدلال‌های مرا در برابر اهل تورات به توراتشان بشنود و در برابر اهل انجیل به انجیلشان و در مقابل اهل زبور به زبورشان و در مقابل صابئین به زبان عبری‌شان و در برابر هیربدان به زبان فارسی‌شان و در برابر اهل روم به زبان رومی و در برابر پیروان مکتب‌های مختلف به لغاتشان. آری. هنگامی که دلیل هر گروهی را جداگانه ابطال کردم، به‌طوری‌که مذهب خود را رها کنند و قول مرا بپذیرند، آن‌گاه مأمون خواهد دانست مقامی را که او درصدد آن است، مستحق نیست. آن وقت پشیمان خواهد شد و هیچ پناه و قوه‌ای جز به خداوند متعال عظیم نیست.»مناظره امام(ع) با جاثلیق مسیحی یکی از مناظره‌های مشهور ایشان است. استدلال محکم و منطق قوی امام(ع)، چند بار جاثلیق مسیحی را وادار به سکوت و فرار از پاسخ کرد؛ برای مثال، در رد این عقیده مسیحیان که حضرت‌عیسی(ع) را خدا می‌دانسته‌اند، حضرت چنین استدلال می‌کنند که اگر او خدا بود، برای چه ‌کسی نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت و چه‌ کسی را عبادت می‌کرد؟ این یکی از مواردی بود که جاثلیق سکوت می‌کند.یا در مقابل این استدلال جاثلیق که زنده‌کردن مردگان و شفای نابینا و بیمار مبتلا به پیسی را دلیلی بر الوهیت عیسی‌مسیح(ع) برمی‌شمرد، می‌فرمایند: «یسع نیز کارهایی نظیر عیسی انجام می‌داد: بر روی آب راه می‌رفت، مرده زنده می‌کرد، نابینا و مبتلای به پیسی را شفا می‌داد؛ ولی امتش او را خدا ندانست و کسی او را نپرستید. حزقیل پیامبر نیز مثل عیسی‌بن‌مریم مرده زنده کرد. او سی‌وپنج‌هزار نفر را بعد از گذشت شصت سال از مرگشان، زنده کرد.»سپس رو به جاثلیق کرده و پرسیدند: «آیا این‌ها قبل از عیسی بوده‌اند، یا عیسی قبل از آن‌ها؟» گفت: «آن‌ها قبل از عیسی بوده‌اند.» حضرت‌رضا(ع) فرمودند: «شما که عیسی را خدا می‌دانید، پس یسع و حزقیل را نیز خدا بدانید؛ چون آنان نیز مثل عیسی مرده زنده می‌کرده‌اند و نیز معجزه‌های دیگر حضرت‌عیسی را نیز انجام می‌دادند. حال چه می‌گویی؟» جاثلیق گفت: «بله. حرف، حرف شماست و معبودی نیست جز الله.» درنهایت جاثلیق از پاسخ‌دادن درمانده می‌شود و می‌گوید: «فکر نمی‌کردم در میان مسلمانان چنین عالمی وجود داشته باشد.»البته عالمی که او در نظر داشت و امام را در آن حد فروکاست، غیر از عالمی است که ما به آن درباره ائمه(ع) معتقدیم. علم امام، علمی نیست که از راه زانوزدن در محضر استادان و کسب علم در مدارس و مکتب‌ها حاصل شده باشد؛ علم او علم الهی قطعی و خلل‌ناپذیر و غیرمکتسب است.