آقا‌بالاسر نداریم!

پادمایدک یکی از باشگاه‌های خصوصی است که از عمر ورودش به ورزش چندان سپری نمی‌شود و یکی از تازه‌واردهای ورزش نصف‌جهان محسوب می‌شود. در ادامه گفت‌وگوهای سریالی با مدیران باشگاه‌های خصوصی استان، این هفته به سراغ احسان ادیبی، بازیکن سال‌های نه‌چندان‌دور سپاهان رفتیم. ادیبی که علاوه بر سابقه بازی و مربیگری، تجربه کار اجرایی و مدیریتی در باشگاه نامی‌نو را هم دارد، در این گفت‌وگو علاوه بر اشاره به اولویت‌های فعالیتی باشگاه پادمایدک، به ابعاد دیگری از ورزش هم اشاره می‌کند.باشگاه‌های خصوصی بخشی از بار ورزش حرفه‌ای را به دوش می‌کشند؛ امابه واسطه اینکه منابع مالی آن‌ها محدود است و هزینه ها باید از سوی مالکان آن‌ها تأمین شود، معمولا برای استمرار  فعالیت با مشکلاتی مواجه هستند؛ اما مدیر عامل باشگاه پادما یدک دراین گفت‌وگو به جنبه مثبت فعالیت باشگاه‌های خصوصی در مقایسه با دولتی‌ها اشاره می‌کند که آن هم چیزی جز استقلال در  تصمیم‌گیری نیست. با ما در این گفت‌وگو همراه شوید:

موافق‌اید بحث را از شروع فعالیت باشگاه شروع کنیم؟
باشگاه پادمایدک سال 98 در قالب یک تیم فوتبال فعالیتش را آغاز کرد. با توجه به اینکه پاس همدان بودم، امکان همکاری با مجموعه مقدور نبود؛ اما مشورت‌هایی داشتم. پس از سپری‌شدن شرایط کرونایی و بازگشتم به اصفهان، جلسه‌هایی با هیئت‌مدیره هلدینگ داشتم. مقرر شد یک تیم فوتبال خوب برای حضور در مرحله دوم لیگ دسته‌سوم آماده کنیم که هدایت تیم نیز برعهده خودم باشد؛ اما پس از بررسی‌ها به این نتیجه رسیدیم که با توجه به اینکه تیم‌هایی چون سپاهان‌نوین و ون‌پارس از اصفهان در لیگ دسته‌سه شرکت کرده‌اند و توانمندی لازم برای تشکیل یک تیم دسته‌سومی دیگر وجود ندارد، حضور تیم فوتبال جایز نبوده و مبنای فعالیت بر حمایت از دیگررشته‌ها قرار گیرد. با توجه به تجاربی که در حوزه معاونت باشگاه نامی‌نو کسب کرده بودم، می‌دانستم بسیاری از رشته‌ها نیاز به حمایت دارند؛ ازاین‌رو پیشنهادهایی به مالکان باشگاه ارائه دادم.
چه دلیلی برای متقاعدکردن نظر مدیران باشگاه داشتید؟
دلیل ما این بود که تیم فوتبال موفقیتی کسب نمی‌کند و با تشکیل سه تیم دسته‌سومی فوتبال استان تضعیف می‌شود و سرمایه بخش خصوصی از بین می‌رود؛ ازاین‌رو تصمیم گرفتیم تیمی فوتبال در سطح لیگ استان راه‌اندازی کنیم و در مقابل، تمرکزمان روی آکادمی فوتبال قرار گیرد. سعید جعفری و مهدی ادیبی پایه آکادمی را گذاشتند. هدف‌گذاری این است که انتقال چرخه داشته و بازیکن از رده پایه به رده بزرگ‌سالان برسد. آن‌موقع می‌توانیم در لیگ‌های زیرگروه تیم‌داری کنیم. بودجه‌ای که قرار بود صرف تیم‌داری در لیگ دسته‌سه شود، مقداری کاهش پیدا کرد و در مقابل، تیم‌های دیگری را تحت‌پوشش قرار دادیم.
عملکرد باشگاه در این مدت کوتاه فعالیت را چطور ارزیابی می‌کنید؟
در دو سالی که باشگاه پادمایدک فعالیت دارد، ادعا نداریم؛ هدف مالکان باشگاه تنها مسئولیت اجتماعی بوده و برای تحقق این شعار وارد حوزه ورزش شده‌اند؛ زیرا اولویت اول هرمجموعه برندسازی است که به نظر می‌رسد در این بخش موفق عمل کرده‌ایم. جا دارد از مالکان باشگاه و دیدگاه حرفه‌ای آن‌ها برای خدمت به جوانان استان در رشته‌هایی که کمتر به آن‌ها توجه می‌شود، صمیمانه تشکر ‌کنم. نایب‌قهرمانی هندبال ساحلی و واترپلو، مقام سوم تنیس روی میز، دوومیدانی و قایقرانی در لیگ‌های برتر کشور، قهرمانی بسکتبال ۳به۳ در استان اصفهان و صعود به لیگ برتر و مقام سوم در لیگ دسته‌دوم بسکتبال و صعود به لیگ یک و حضور در جمع شش تیم لیگ دسته‌دوم بدمینتون عناوین کسب‌شده در بخش بانوان و مقام سوم لیگ برتر تنیس روی میز و لیگ فوتبال ساحلی، صعود به فینال و صعود به لیگ دسته اول بسکتبال لیگ دسته دوم و کسب مقام قهرمانی جوانان بسکتبال در لیگ برتر استان، عناوین به‌دست‌آمده در بخش آقایان است. در رشته فوتبال و در لیگ‌های استانی در رده‌های مختلف نیز موفقیت‌های خوبی را کسب کرده‌ایم.برنامه ما در باشگاه این است که بازیکنانی را از سطوح پایه تربیت کنیم؛ به‌طورمثال، اگر تیم جوانان دختران بسکتبال در استان اول شد و به لیگ دسته‌دو راه یافت و بعد راهی لیگ دسته‌یک شد، انتظار نداریم این تیم در یک فصل به لیگ برتر برسد؛ بلکه به آن‌ها فرصت باتجربه‌شدن می‌دهیم تا بعدها از همین اسکلت تیم برای لیگ برتر استفاده کنیم. خوشبختانه در سال 1400 بالای 80درصد اهداف باشگاه محقق شد.
برای سال جاری چه برنامه‌هایی را در دستورکار دارید؟ 
فعلا منتظر هستیم بسکتبال آقایان وضعیتشان مشخص شود؛ اما با توجه به شرایط بد اقتصادی، برنامه‌ریزی بر این مبناست: در رشته‌هایی که ظرفیت بومی چشمگیری داریم، سرمایه‌گذاری کنیم و به رشته‌هایی که نیاز است بازیکنانی از دیگر شهرها در اختیار بگیریم، ورود نکنیم؛ در شرایطی که با همین میزان بودجه می‌توانیم به ورزشکاران بومی استان بها بدهیم.
به‌عنوان یک چهره ورزشی که وارد عرصه مدیریتی شدید، چقدر دیدگاهتان درباره عرصه مدیریت نسبت به زمانی که ورزشکار بودید، تغییر کرده است؟
جزو معدود افرادی هستم که تمام زندگی‌ام با ورزش آمیخته بوده است؛ از دوران ورزش و بعدها مربیگری و همچنین تحصیل و تدریس درزمینه ورزش. تمام این‌ها تجاربی است که برای مدیریت بهره می‌گیرم. ورزشکار حرفه‌ای بودن و مربیگری‌کردن سخت است؛ اما مدیریت یکی از سخت‌ترین شغل‌های دنیاست. همه از بازیکن و کادر فنی و هیئت‌مدیره و عوامل باشگاه انتظار دارند؛ به‌ویژه در بخش خصوصی که توزیع منابع محدود در برابر نیازهای نامحدود است. خوشبختانه تا به امروز توانسته‌ایم شرایط خوبی را تجربه کنیم.اعتقاد دارم و ممکن است برخی افراد از دیدگاه من ناراحت شوند؛ اما مدیر تا خودش بازی نکرده باشد، نمی‌تواند شرایط بازیکن را حس کند. اگر خودتان بازیکن بوده باشید، وقتی می‌خواهید با بازیکن قرارداد ببندید، متوجه می‌شوید بازیکن چه افکاری در سر دارد یا اگر خودت مربی باشی، می‌دانی چه زمانی باید از مربی انتظار داشته باشی. این دانسته‌ها را یک مدیر سیاسی که از بیرون آمده باشد، ندارد؛ مگر اینکه مشاور ورزشی خوب داشته باشد که هدفش صرفا کمک باشد. در ورزش ما مدیر باید شم سیاسی داشته باشد که بنده در این زمینه ضعیف هستم و دوست دارم با شایستگی‌هایی که دارم، پیشرفت کنم.
در بخش تیم فوتبال، چقدر به تفکیک مسائل مدیریتی از فنی قائل هستید یا چنین دیدگاهی ندارید و حس می‌کنید یک مدیر فنی هر زمان احساس به حضور کند، امکان ورود دارد؟ 
ن به‌عنوان مدیر فنی تیم‌های پایه ذوب‌آهن مشغول به کار هستم؛ اما واقعیت این است که در ایران هنوز برای مدیر فنی تعریف درست یا شرح وظیفه کاملی ارائه نشده است. در یکجا مدیر فنی یعنی کشک؛ اما در جای دیگر، مدیر فنی بالای سر مربیان است و به آن‌ها ایده می‌دهد. مدیر فنی باید در انتخاب سرمربی دخیل باشد. باشگاه‌ها باید کمیته فنی داشته باشند و کمیته فنی مدیر فنی انتخاب کند و مدیر فنی با راهنمایی کمیته فنی، سرمربی را به اعضای هیئت‌مدیره و مدیرعامل پیشنهاد دهد و به‌صورت یک تیم کاری این فرایند را پیش ببرند؛ اما در کشور ما چنین دیدگاهی وجود ندارد و انتخاب مربیان معمولا سیاسی است که دلیلش هم وجود باشگاه‌های دولتی است.
یعنی همان اشکالی که نهادهای بین المللی از ورزش ایران می‌گیرند؟
 دقیقا؛ یکی از دلایلAFC  برای خصوصی‌سازی باشگاه‌ها، دخالت سیاسیون و افراد صاحب‌نفوذ است. برای پادمایدک کسی نمی‌تواند فشاری برای انتخاب مربی وارد کند؛ چون مالک از جیب خرج می‌کند. اگر زمانی مدیر نابلد بگذارند، سال بعد قطعا او را عوض می‌کنند؛ چون به جیب خودشان ضرر می‌زنند. در باشگاه‌های ما، انتخاب‌های سیاسی وجود دارد و افراد خیلی کارها را انجام می‌دهند تا مسئولیت باشگاه‌ها را بپذیرند. متأسفانه شرایط بدی بر ورزش حاکم شده است و مدیران با فشارهای سیاسی سرکار می‌آیند و بعد هم نیروهای خودشان را به‌کار 
می‌گیرند.شایسته‌سالاری حلقه گمشده زنجیره مدیریتی در کشور ماست که ورزش را با معضل‌های زیادی مواجه می‌کند؛ البته از معدودافراد شایسته در سیستم ورزش نباید گذشت. 
با توجه به اینکه سپاهانی هستید، درباره نگرانی این روزهای هواداران چه نظری دارید؟
البته من یک اصفهانی هستم که دوران خوبی را در سپاهان گذرانده‌ام و عاشق تیم‌های شهرم هستم و دوست دارم پیشرفت کنند. سرمایه اصلی هر باشگاهی، هوادار است؛ اما هواداری که دچار دودستگی و سه‌دستگی نباشد. یک عده موافق نویدکیا بودند و عده‌ای دیگر، مخالف او. ای کاش مدیران ما این کار را با محرم نمی‌کردند! محرم زود رسید. او مانند میوه‌ای بود روی درخت که زیبایی داشت؛ اما هنوز کال بود و قبل از رسیدن او را چیدند. ای کاش خود او قبول نمی‌کرد! زیرا او سرمایه سپاهان بود. امیدوارم این اتفاق برای سرمایه‌های بعدی، ازجمله هادی عقیلی رخ 
ندهد.اگر محرم نویدکیا را می‌خواستند بسازند و درباره او ریسک کنند، باید قرارداد ده‌ساله با او منعقد می‌کردند و می‌گفتند سال اول می‌خواهیم سقوط نکنیم، سال بعد برای میانه‌های جدول تیم می‌بندیم و به‌مرور برای فتح جام و حضور پرقدرت در آسیا آماده می‌شویم؛ اما اینکه محرم را سه‌ساله بیاوریم و با او قهرمان شویم، درست نیست؛ البته دو سال آن با بهترین بازیکنان رفت و حالا با جدایی بازیکنان سرشناس، کار مربی بعدی این تیم بسیار سخت خواهد بود؛ زیرا تیم‌های فصل لیگ برتر، ازجمله فولاد و گل‌گهر، سخت امتیاز از دست می‌دهند.
و درباره ذوب‌آهن چطور؟
به همان نسبتی که پیش‌بینی می‌شود، سپاهانی‌ها کار سختی پیش رو داشته باشند، به نظر می‌رسد سال خوبی در انتظار ذوب‌آهن فصل جدید باشد. این تیم به شرایط ایدئالی رسیده است و با مدیریت آرام کارش را پیش می‌برد و همه تمرکزش روی کارش است؛ اما در باشگاه سپاهان هرج‌ومرج‌هایی ایجادشده که به دلیل هزینه‌های بالای انجام‌شده و نتیجه‌ندادن آن است. به‌هرحال این پرسش مطرح می‌شود: اگر تیم‌های فوتسال، والیبال و بسکتبال بد بود، چرا تشکیل دادید؟! چرا پیش از تیم‌داری در این رشته‌ها، یک کارگروه تشکیل ندادید تا با حضور کارشناسان و اهالی فن، معایب و محاسن آن را بررسی کنید؟ حالا این تیم‌ها را تشکیل دادید، اگر خوب بود، چرا منحل کردید؟ اگر قرار است مدیرعامل پاسخ‌گو باشد، اعضای هیئت‌مدیره هم باید پاسخ‌گو باشند. اگر آن‌ها می‌گویند نقشی در تیم‌داری و انحلال این تیم‌ها نداشته‌اند، در حق خودشان و سیستمی که در آن کار می‌کنند، جفا کرده‌اند. اگر شما نقشی در تصمیم‌گیری‌ها نداشتید، باید خداحافظی می‌کردید؟ اگر قرار است کسی تحت‌فشار قرار گیرد، همه به یک نسبت نقش داشته‌اند و درست نیست همه فشارها به شخص مدیرعامل وارد شود.آرزو می‌کنم روزهای خوبی برای سپاهان، پیش رو باشد. به نظرم یک مربی بزرگ خارجی به‌همراه اسطوره‌های قدیمی سپاهان می‌توانند به سود این تیم باشند. یک مادر در نه ماه می‌تواند یک فرزند به دنیا بیاورد؛ اما نه مادر در یک ماه نمی‌توانند چنین کاری کنند؛ پس صبر کنند و بگذارند هر چیزی در زمان خودش شکل بگیرد.