بر اساس دادههای وبسایت پرومِد (ProMED)، بزرگترین مرجع بینالمللی که شیوع انواع بیماریها را در سطح جهان رصد و گزارش میکند، وضعیت بیماریهای عفونی در طول یک ماه اخیر بسیار بد بوده است. کووید و ایدز هنوز در جهان میتازند و بدتر اینکه، پاندمیهای حیوانی هم در حال پیشروی هستند. تب خوکی آفریقایی همچنان خوکهای جهان را به کام مرگ میکشد و آنفولانزای پرندگان هم منجر به تلف شدن بسیاری از ماکیان شده است.
بروز بیماریها تصادفی نیست!
در حال حاضر هزاران ویروس کشنده در گونههای غیرانسانی مختلف در گردش هستند و نکته قابلتوجه اینجاست که ازاینبین، اغلب آنهایی که جوامع انسانی را هم متأثر میکنند، تا همین 70 سال پیش کاملاً برای ما ناشناخته بودند. تعداد عوامل بیماریزایی که از جوامع حیوانی به جوامع انسانی منتقل میشوند، خیلی بیشتر شده است؛ اما مهمتر اینکه، بسیاری از این موارد به تغییراتی مرتبط است که در سطح محلی و جهانی در محیطزیست ما ایجاد شده است.
از سال 1940 تاکنون، 335 بیماری مرگبار جدید در جهان بروز کرده است و این مسئله تصادفی نیست؛ چون در طول این دوره جمعیت انسانها سه برابر شده، گوشت بیشتری مصرف شده و محیطزیست هم تغییرات گستردهای را تجربه کرده است. بومشناسان باور دارند که گسترش کنترلنشده مزرعهداری و استثمار حیاتوحش میتواند ریسک انتقال یک عامل بیماریزا از گونهای به گونه دیگر را بهشدت افزایش دهد.
اما حالا وقت آن رسیده که طبیعت حسابش را با ما تسویه کند! انسانها حیاتوحش را به تاراج برده و عرصه را بر گونههای دیگر تنگ کردهاند و به همین دلیل هم شرایط ایدئالی فراهم شده تا ویروسها و عوامل بیماریزا بتوانند بین گونههای مختلف منتقل شوند، جهش پیدا کنند و گسترش یابند. ایدز، ابولا، تب لاسا و آبله میمون در آفریقا، سارس و کووید در چین، شاگاس، ماچوپو و ویروس هانتا در آمریکای لاتین، هندرا در استرالیا، مرس در عربستان سعودی؛ تمام این بیماریها در طول 75 سال اخیر بروز کردهاند، همچنان که ما انسانها جنگلزدایی را تسریع کرده، شهرها را گسترش داده، به حیوانها نزدیکتر شده و اقتصادی جهانی ایجاد کردهایم.
خطر درراه است؟
اما بزرگترین نگرانی بشر آبله میمون، طاعون یا حتی ابولا نیست؛ چون این بیماریها اگرچه عجیب و خطرناکاند اما کموبیش میتوان با واکسن کنترلشان کرد. در عوض، بزرگترین خطری که حیات بشر را تهدید میکند، بروز سویه جدیدی از آنفولانزای پرندگان است که میتواند ناگهان از مزرعهای در نیویورک، انگلیس، چین، بولیوی یا هر جای دیگر سر برآورد. در حال حاضر، مرغ محبوبترین نوع گوشت در کشورهای ثروتمند است و دهها میلیون پرنده که ازنظر ژنتیکی تقریباً همسان و بهشدت مستعد ابتلا به بیماریهای فاجعهبار هستند، اغلب در شرایط غیربهداشتی و بهطور انبوه پرورش داده میشوند و این امکان وجود دارد که با پرندگان وحشی درهم بیامیزند. دیر یا زود، یک سویه جدید و بهشدت بیماریزا از آنفولانزای پرندگان به نحوی تکامل مییابد که انسانها را هم درگیر خود کرده و بهراحتی بین آنها سرایت میکند.
خطر سارس در سال 2003 از بیخ گوش انسانها گذشت و کووید هم تااندازهای ختم به خیر شده است؛ اما پاندمیهای آنفولانزای جدی که نرخ مرگومیر بسیار بالایی دارند، تقریباً هر 30 سال یکبار از راه میرسند و از موعد پاندمی بعدی مدتها گذشته است. اگر خوششانس باشیم، بهسرعت واکسن آن را کشف میکنیم و تنها 10 تا 20 درصد افراد آلودهشده را خواهد کشت، اما اگر خوششانس نباشیم، بهاندازه اومیکرون سرایتپذیر و بهاندازه ابولا کشنده خواهد بود و در این صورت عملاً پرده آخر برای بخش بزرگی از بشریت و اقتصاد جهانی رقم خواهد خورد.
و اینک آغاز ماجرا…
اما این تازه آغاز ماجراست! تغییرات اقلیمی هم وارد بازی شده و جهان گرمتری را ایجاد کرده است که میتواند تأثیر فاجعهباری بر انواع بیماریها داشته باشد. گرمایش جهانی، گونههای جانوری را مجبور میکند برای بقا به مکانهای جدید بروند و با گونههای دیگر در هم بیامیزند و بهاینترتیب، شرایط را برای گسترش بیماریهای مختلف تسهیل خواهد کرد. در حال حاضر حشرات هرساله باعث مرگ نزدیک به 700 هزار انسان میشوند؛ اما تغییرات اقلیمی این امکان را برای پشهها، کنهها، ککها و سایر حشرات ناقل فراهم میکند که به محیطهای جدید بروند و بیماریهایی مثل دنگی و چیکونگونیا را به اقلیمهای مرتفعتر و خنکتر هم منتقل کنند.
ازنظر تاریخی در دورههایی که محیطزیست دچار تغییرات عظیمی میشود، مثل آنچه در حال حاضر شاهد هستیم، عوامل بیماریزا راحتتر به میزبانهای جدید منتقل میشوند؛ چون گرم شدن محیط شرایط بهتری را برای تماس فراهم میکند. وقتی عوامل بیماریزا میزبانهای بیشتری را درگیر میکنند، احتمال ظهور سویههای جدید هم بیشتر میشود و هریک از این سویهها خود ظرفیتهای عفونی جدیدی دارند.
بسیاری از بیماریهای عفونی در تغییرات بومشناختی ریشه دارند
چشمانداز آینده، تیرهوتار به نظر میرسد، اما بیشک بشریت میتواند دست به اصلاح بزند و این روند را تغییر دهد. علم و فناوریهای نوین این امکان را فراهم کرده که برای نادرترین بیماریها واکسن تولید کنیم. بهعلاوه، میتوانیم ابزارهای قدرتمندتری را برای پایش جهانی بیماریها ایجاد کنیم و ویروسهای خطرناک را زودتر تشخیص دهیم، اما از همه مهمتر اینکه باید از سرمایههای جهانی برای بهبود نظامهای بهداشت و درمان ضعیف، بهخصوص در کشورهای درحالتوسعه، استفاده کنیم؛ چون در خط مقدم مقابله با بیماریها قرار دارند.
درس بزرگی که باید از کووید و آبله میمون بگیریم این است که بسیاری از بیماریهای عفونی در تغییرات بومشناختی ریشه دارند و این یعنی باید همزمان با سلامت انسانها به سلامت محیطزیست و سلامت حیوانها هم پرداخته شود. علاوه بر این، باید خودمان را برای اتفاقات غیرمنتظره آماده کنیم، بیش از هر زمان دیگری در حوزه سلامت عمومی سرمایهگذاری کنیم، دست از جنگلزدایی برداریم، مزرعهداری افراطی را بهمرور متوقف کنیم و تغییرات اقلیمی را جدی بگیریم. حرف آخر اینکه باید به موضوع سلامت نگاهی تعاملی، جامع و جهانی داشته باشیم که درآنواحد پاسخگوی نیاز انسانها، حیوانها و سیاره زمین باشد؛ این بهترین و شاید هم تنها شانسی است که داریم.
منبع: theguardian.com