بهتازگی ویدئویی از تجمع نوجوانان دختر بدونحجاب در شیراز منتشر شد که واکنشهای زیادی را درپی داشت. از یکطرف رسانههای غربی با عناوینی چون نوجوانان دهه نودی، نسل جدید را نسلی مستقل، شجاع و آزاد در انتخاب اندیشه معرفی
کردند و از دیگر سو، موافقان حجاب، این موضوع را تجمعی عامدانه و در تقابل با معرفی نوجوانان ولایی و مهدوی دانستند.از جبههگیری هردو گروه که بگذریم، بهطبع موضوع حجاب با اجبار و دستگیری و پیگرد قانونی نتیجه مطلوبی نخواهد داشت؛ که اگر میداشت امروز شاهد این حجم از بیحجابی در متن جامعه نبودیم. برخوردهای چکشی در امر حجاب تنها به حذف صورت مسئله منجر میشود؛ تا جایی که نسل جدید به
قدعلمکردن مقابل حکومت اقدام میکند و لجبازیاش بیشتر میشود.تا وقتی کمحجابی و بیحجابی نوجوانان را دشمنی تلقی کنیم، خود را موظف به دفاع در برابر دشمن میدانیم و بر شکاف میان نسل جوان و حاکمیت میافزاییم؛ اما اگر پدیده کمحجابی را حاصل کمکاری خود بدانیم، به جای تلاش برای حذف سبک پوشش غیراسلامی، به تثبیت سبک پوشش اسلامی از طریق تبیین استدلالهای منطقی و عقلی آن خواهیم پرداخت.در زمان گذشته اگر به برخی از نیازها توجه کمتری میشد، اعتقادات فرزندان آسیب جدی نمیدید؛ چون اولاینکه پیشرفت تکنولوژی لحظهای نبود و دوماینکه افراد از این پیشرفتها مطلع نبودند؛ اما امروزه بهدلیل پیشرفت تکنولوژی و اطلاع از شرایط سایر جوامع، نوجوانان دست به قیاس زده و خواهان تأمین نیازهای خویش به همان شکل و شمایلاند؛ بنابراین حاکمیت موظف است شرایط بهینه برای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی نوجوانان را فراهم آورد. نوجوانان دختر بهدلیل محدودیتهایی که دارند، نیازمند توجه بیشتری هستند. توجه به استعدادهای دختران این سرزمین، فراهمکردن زمینه برای پرورش خلاقیت آنها، توجه به سرگرمیهای موردنیاز آنها، تولید موسیقی مجاز، فراهمکردن محیطهای شاد و کاملا دخترانه، پرکردن اوقات فراغت آنها، تولید سبک پوشش شیک و جذاب و در عین حال منطبق بر معیارهای دینی، از جمله نیازهای نسل جدید است که بیتفاوتی نسبت به آنها، اتفاقات مشابهای را در پدیده کمحجابی و بیحجابی رقم خواهد زد.اگر نوجوان ما فریب میخورد و یا با وجود اطلاع از روش برخورد حکومت با بیحجابی باز هم حاضر میشود به راحتی پوشش اسلامی را کنار بگذارد و یا برخی آموزههای دینی را بیمنطق میپندارد، بهدلیل روح سرکش او نیست؛ بلکه دلیلش به بیتوجهی برخی مسئولان به نیازهای نوجوانان بازمیگردد که اگر این امر اصلاح شود، شاهد رفتارهای متعارف خواهیم بود.