جدای از تحلیل کلی، این جدول که نشاندهنده کمبود مخاطب برای سینمای ایران است (چهارمیلیون تماشاگر برای یک فصل) یک نکته برجسته دیگر هم داشت. در لیست منتشرشده، یک سینماگر بود که با دو فیلم به عنوان «تهیهکننده/ کارگردان» حضور داشت و هر دو اثر هم در جذب تماشاگر و هم در فروش، شکست سختی خوردند. اگر ماجراهای اکران عید 1401 و بلوای اکران یا عدم اکران فیلم «لامینور»، ساخته داریوش مهرجویی را یادتان باشد، حتما مطلع هستید که تهیهکننده فیلم «لامینور» رضا درمیشیان است که باعث شد سینماگر پیشکسوت و کهنهکنار سینمای ایران با چنان وضعیتی اعتراض کند که صدای همگان را درآورد و کار خودش را نیز به بیمارستان بکشاند. ماجرا درنهایت به این ختم شد که تهیهکننده فیلم به وظایف تهیهکنندگی عمل نکرده و سعی کرده بود با هیاهو و استفاده از نام داریوش مهرجویی، کار خود و فیلم را جلو ببرد. اگرچه در هیاهو و جلبنظر طبقهای از سینماگران موفق عمل کرد، اکران عید فطر نشان داد که تماشاگران آنچه روی پرده میببیند، ملاک عمل خود قرار میدهند، نه نام و سابقه و کسوت سازنده اثر. «لامینور» که بنا بر گفته مهرجویی قرار بود ادامهای بر ساخته موفق قبلی این سینماگر، یعنی «سنتوری» باشد، به قدری فیلم ضعیف و بیکیفیتی از کار درآمد که در نهایت 44 هزار نفر (در سه ماه) به پایش نشستند و فروشش از 1.4 میلیارد فراتر نرفت. شاید گفته شود ملاک را نباید تماشاگر گذاشت؛ اما خب در وضعیت فعلی ملاکی غیر از این و رقم فروش فیلم برای ارزیابی نداریم و باید این ناکامی را در کیفیت ساخت فیلم در نظر گرفت. رضا درمیشیان در تهیهکنندگیاش تجربه ساختههای قبلی خود را داشت؛ با این حال ترجیح داد برای فیلم مهرجویی این بار طور دیگری عمل کند؛ تجربهای که علاوه بر شکست مالی، به لحاظ رفتار حرفهای و تعامل با نهادهای مسئول نیز نمره مطلوبی برایش نداشت و او سعی کرد از طریق حاشیهسازی و جلبنظر صنفهای مرتبط و نیز بهرهبرداری از شهرت و محبوبیت داریوش مهرجویی کار خود را به سرانجام برساند.در نهایت نتیجه آن نیز دلخواه او نبود و اکران عید را به دست نیاورد. اکران «لامینور» در عید فطر نیز نشان داد فیلم حتی اگر در نوروز هم اکران شود، به همین سختی شکست میخورد.
درمیشیان در فصل بهار، یک اثر دیگر را هم در مقام کارگردان/ تهیهکننده داشت. او در فیلم «مجبوریم» باز هم سراغ سوژهای اجتماعی اما ملتهب رفت و سعی کرده بود از نگاه خود، مسئله فروش دختران و بارداری زنان کارتنخواب را بررسی کند؛ با این حال، در این فیلم به جای نگاه به داخل و بررسی فضای اجتماعی، نگاهش را به خارج از کشور دوخته بود. ترسیم وکیلمدافع فیلم با چهره یک محکوم امنیتی، اولین پالس درمیشیان به جشنوارههای خارجی بود. کلیت اثر و پایانبندی فیلم هم مطلوب جشنوارههای خارجی بود که تمایل داشتند اثری اجتماعی در ویترین خود داشته باشند؛ اثری که نمایانگر تصویری سیاه از ایران باشد. هرچند این ترفند درمیشیان هم خیلی مؤثر واقع نشد و اثر او در کسب جایزه از جشنوارههای معتبر هم موفق نبود. البته این حضورهای متعدد در جشنوارههای درجه دو خارجی در نهایت کار دست درمیشیان داد و باعث لورفتن نسخه باکیفیت فیلم شد. این اتفاق باعث شد فیلم «مجبوریم» بلافاصله رنگ پرده را به خود ببیند؛ اما این مسئله باز هم باعث نجات فیلم او نشد. اگر سابقه درمیشیان در ساخت فیلمهای ملتهب و البته پروسروصدا (به جهات متعدد و بعضا سیاسی) نبود، شاید این تعداد تماشاگر هم مخاطب فیلم او نبود (44.151 نفر)؛ با این حال فروش 1.5 میلیاردی این فیلم نشان داد که خیلی اوضاع به کام آقای تهیهکننده نبود و هر دو فیلم او (هرچند با فـــضــایی متفــــاوت) نتوانســــت نظر تماشاگران را به خود جلب کند.شاید بتوان درمیشیان را مرد بازنده اکران بهاری لقب داد؛ اما این سؤال در ذهن مخاطب ایجاد میشود که چگونه ممکن است دو فیلم یک تهیهکننده در یک فصل شکست بخورد و او همچنان توان ادامه مسیر را داشته باشد. در شرایطی که رقم دستمزد بازیگران این روزها بعضا اعداد میلیاردی دارد، این دو فیلم با انبوهی از بازیگران، شکست خورده و تنها توانسته است در اندازه دستمزد دو بازیگر مطرح فروش داشته باشد! شاید اگر شفافیت مالی در سینمای ایران وجود داشت، میتوانستیم بفهمیم چگونه میشود با دو فیلم در یک فصل شکست خورد؛ ولی همچنان برای کارهای بعدی خیز برداشت؟!