ققنوس «چهلستون دوم» برمی‌خیزد؟

زواره را بدون تشدید بخوانید! می‌دانستید کاچی زواره گوشت دارد؟! «چهلستون دوم اصفهان» که در آتش سوخت، حالا گرفتار آتشِ بی‌‌توجهی شده و به کما رفته؛ درحالی که میراث ملی است و اگر با همیاری وزارت میراث، شهرداری‌ها و خیرین محلی اردستان و زواره، احیا شود، اقتصاد منطقه را زیرورو می‌کند؛ این سه گزاره، فقط بخشی از تجربه‌های جذابی است که در سفر گروهی آشناسازی به مقصد زواره، تجربه کردم و فهمیدم حتی در تابستان هم می‌توان از گشت‌وگذار یک تا سه روزه در زواره، اردستان و شهرها و روستاها و نقاط کویری و کوهستانی این منطقه لذت برد؛ همچنین زواره یک مقصد مناسب برای گردشگران مذهبی است و می‌تواند در ایام محرم میزبان کسانی باشد که به تجربه آیین‌های مذهبی مختلف علاقه‌مند هستند.
 
ایستادن بر فراز تل شیطان و شبانه‌گردی در بافت تاریخی با طعم فالوده‌بستنی ویژه زواره
وقتی به سفر زواره دعوت شدم و قرار شد از پنجشنبه عصر تا جمعه عصر را در این شهر بگذرانم، فکر کردم با این گرمای هوا زیاد تصمیم درستی نیست که به دیدار این شهر واقع‌شده در منطقه کویری شرق اصفهان بروم؛ می‌توانم سفر را به پاییز موکول کنم؛ اما وقتی زنگ در بوتیک هتل دربند را می‌زنم، در باز می‌شود و از هشتی وارد دالان می‌شوم، در حیاط می‌گردم، بر بام می‌ایستم و مناره تاریخی، مسجد پامنار و گنبد مسجد جامع زواره را می‌بینم، به تماشای فضای خنک و زیبای اتاق‌ها می‌روم و در زیرزمین خانه هندوانه می‌خورم و از بافت تاریخی این شهر صحبت می‌کنیم، نظرم کاملا عوض می‌شود.
بعد، با ماشین‌های آفرود به دل کویر می‌زنیم تا غروب را بر فراز تپه‌ای از ماسه‌ها به نام «تل شیطان» ببینیم. برای رسیدن به آن از مسیری می‌گذریم که زمین هفت بار شکل عوض می‌کند. به هتل برمی‌گردیم تا اقامت را در خانه چهارصفه نجات یافته و احیا شده زواره تجربه کنیم؛ اما دلمان نمی‌آید بافت تاریخی ثبت ملی شده شهر را در شب نبینیم.
برای همین نیمه شب مسیر جذابی را برای تماشای شهر انتخاب می‌کنیم؛ مسیری که از بوتیک هتل دربند شروع می‌شود، به حسینیه کوچک و بزرگ می‌رسد و هدفش البته تجربه بستنی با شیر بز و فالوده در بستنی فروشی لبخند خیابان امام خمینی است؛ آن‌هم در جایی که صدای آب قنات از نهر کوچک کنار مغازه به گوش می‌رسد. ساعت سه بامداد است که برمی‌گردیم و در مسیر درهای مسجد پامنار را باز می‌بینیم و به دیدار این مسجد نقلی دوست‌داشتنی می‌رویم که پنج محراب دارد.
روی دیوار تابلویی می‌بینیم که بر آن نوشته‌اند: «بافت تاریخی زواره به شماره 6144 در تاریخ 1381/7/7 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است و توسط وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی حفاظت می‌شود.
هرگونه آسیب، تخریب، دخل و تصرف، خاک‌برداری، کندوکاو، تسطیح، درختکاری، ساخت‌وساز، تخلیه ورهاسازی نخاله ساختمانی و مانند آن در بافت ثبتی زواره بدون مجوز از اداره میراث فرهنگی به موجب ماده 560 و 564 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی پیگرد قانون خواهد داشت.»
پایین این تابلو شماره تماسی هم هست؛ اولی، شماره 03154375300 پایگاه حفاظتی میراث‌فرهنگی زواره مستقر در موزه مردم‌شناسی و دومی شماره 09662 ستاد یگان حفاظت میراث فرهنگی کشور که اگر مردم خبری از تخریب‌ها در بافت داشتند، می‌توانند با این شماره تماس بگیرند. بافت‌گردی گروهی شبانه، یکی از جذاب‌ترین تجربه‌های گردشگری است که می‌توانید در زواره داشته باشید؛ چون هوا خنک و شهر آرام است.
همین بافت را باید در روز هم ببینید و مقایسه کنید؛ چون در هر زمانی جذابیت‌های خودش را دارد. در مسیر آیینه‌های کار شده در دل دیوارهای حسینیه‌های بزرگ و کوچک و نقاشی‌های دیواری‌شان حسابی چشممان را می‌گیرد. راه می‌رویم و قدم‌به‌قدم جاذبه هست برای عکاسی. 

 «دربند»و جریان‌سازی برای احیای خانه‌های چهارصفه‌ای زواره 

با ماشین از کوچه باریک داخل محله دربند زواره می‌گذریم و به فضای بازی که معلوم است از تخریب یک خانه حاصل شده، می‌رسیم. ماشین را پارک می‌کنیم و در انتهای یک کوچه زنگ در خانه‌ای را می‌زنیم. اصلا انتظار دیدن چنین معماری و طراحی مینی‌مال و جذابی را نداشتیم؛ ولی خانه‌ای که حالا به بوتیک هتل دربند تبدیل شده، دلمان را حسابی می‌برد؛ آن‌قدر که یک روز به مدت زمان سفر زواره اضافه می‌کنیم تا بیشتر این شهر و مناطق اطرافش را ببینیم و بیشتر در این خانه بمانیم.
سعید مختاریان، که احتمالا خیلی از شما خوانندگان روزنامه، گزارش‌های او را در صدا و سیما دیده‌اید، بعد از بازنشستگی راهی زادگاهش در زواره شده، یک خانه تاریخی را خریداری کرده و عملیات مرمت و بازسازی را انجام داده و بعد از چهار سال بوتیک هتل دربند متولد شده است.
او در گفت‌وگو با اصفهان‌زیبا درباره این تجربه توضیح می‌دهد: «اقامتگاه سنتی دربند زواره واقع در محله دربند و به سبک قاجاری و چهارصفه است. خانه‌های چهارصفه‌ای زواره از هشتی، دالان و حیاط تشکیل می‌شوند. در بخشی از دالان در  ورودی به‌سمت چهارصفه وجود داشته است. در چهار طرف، چهار اتاق در نظر می‌گرفتند و به قسمت وسط هم حیاط مرکزی اطلاق می‌شده که یا به‌صورت سرباز یا سرپوشیده بوده و توسط چهارطاقی روی چهارصفه قرار می‌گرفته و مسقف می‌شده است. روبه‌روی چهارصفه هم بخشی به عنوان شاه‌نشین بوده است.
زیر چهارصفه برای استفاده در تابستان زیرزمین حفر می‌شده است. البته در چهارصفه بخش‌های دیگری هم بوده است؛ از جمله بادگیرها که برای خنک‌کردن بخش‌های زیری از آن‌ها استفاده می‌شده.» او از خانه‌های چهارصفه در زواره می‌گوید و اینکه قدمتشان از دوران ساسانی تا صفوی و قاجار و پهلوی متفاوت است. خودش می‌گوید که یکی از کوچک‌ترین خانه‌های بافت را خریداری کرده، طرح مرمت و احیا را آماده و برای استفاده به‌روز و بهینه، بخش‌های دیگری به آن افزوده و تجهیزش کرده است. حالا بوتیک هتل دربند زواره هفت اتاق دارد: حوض‌خانه، چهارصفه، شاه‌نشین، حیاط، بالکن و پشت بام هم فضاهای مختلفی هستند که هرکدام با کاربری ویژه‌ای میزبان مهمانان این شهر می‌شوند.
به روایت مختاریان، با احیای این خانه، شماری دیگر از زواره‌ای‌های مقیم تهران، اصفهان و شهرهای دیگر هم به زواره آمده‌اند و خانه‌هایی را خریداری کرده‌اند و درصدد ارتقای زیرساخت‌های گردشگری زادگاهشان برآمده‌اند؛ مثلا خانه عامری‌ها در حال مرمت و احیاست. عامری‌ها از ساکنان قدیمی شهر زواره هستند که بعدا در کاشان خانه عامری‌ها را ایجاد کردند.
سهام‌السلطنه عرب عامری کاخ سرهنگ‌آباد را ایجاد کرد و کاخ امیرآباد از امیرحسین خان عرب عامری از همین خاندان است. خانه طلایی و چند خانه دیگر هم در این بافت میزبان گردشگران هستند که هرکدام جذابیت‌های خود را دارند؛ حتی خانه‌های شش‌صفه‌ای جالب دیگری هم هستند که یکی مربوط به خاندان طباطبایی و احیا شده است.مختاریان از ارزش‌های بافت 36هکتاری زواره تعریف و اظهار امیدواری می‌کند که مسئولان وزارت میراث توجه ویژه‌ای به شهر زواره داشته‌باشند؛ چرا که با این توجه ویژه می‌توان انبوه خانه‌های رهاشده و خالی از سکنه زواره را احیا و از مهاجرت زواره‌ای‌ها جلوگیری کرد.
سعید مختاریان با تأکید بر اینکه اجرای الگوی کاشان در زواره می‌تواند اقتصاد منطقه را رونق ببخشد، گفت: «شهر طی سه دهه اخیر توسعه زیادی پیدا کرده است؛ اما مردم از بافت تاریخی خارج شده‌اند و به سمت ساخت آپارتمان‌ها و خانه‌های معاصر رفته‌اند. این باعث شده بود خانه‌های تاریخی زواره به عنوان مشتی خاک و خشت با قیمت‌های کم فروخته و تخریب شوند؛ اما بعد از ساخت بوتیک هتل دربند، این نگاه تغییر کرد. یکی از مواردی که می‌تواند شهری مثل زواره را به‌عنوان مقصد گردشگری قرار دهد، وجود سکونتگاه‌ها واقامتگاه‌ها است. کاشان وقتی به‌سمت مرمت و ایجاد اقامتگاه‌ها برای مسافران رفت، به مقصدی گردشگری برای خارجی‌ها تبدیل شد. امیدوارم الگوی کاشان را برای زواره پیاده کنیم.»
به روایت او، زواره امکانات و زیرساخت‌های خوبی برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری دارد؛ مثلا قطاری دارد که گردشگران ساکن تهران می‌توانند به‌راحتی از تهران به ایستگاه قطار زواره برسند، این منطقه را ببینند و برگردند. از اصفهان هم با حدود یک ساعت و نیم رانندگی می‌توانید به زواره برسید؛ همچنین از آنجا که این منطقه دو بخش کوهستانی وکویری توامان دارد، مقصد چهارفصل محسوب می‌شود.نکته جالب دیگر ی در صحبت‌های مختاریان بود؛ اینکه اصفهانی‌ها، زواره را با تشدید تلفظ می‌کنند که درست نیست؛ چون اسم این شهر به نام برادر رستم اشاره دارد.در فرهنگ جامع نام‌ها و آبادی‌های کهن اصفهان به مدخل زواره که می‌رسم، از کتاب نزهه‌القلوب حمدلله مستوفی چنین نقل شده است: «زواره از اقلیم چهارم و بر سر مفازه نهاده، برادر رستم ساخت و سه پاره دیه از توابع آن بود حقوق دیوانیش هشت هزار دینار است.»
اقامتمان در «دربند» با چشیدن طعم خوراک‌های محلی هم همراه می‌شود؛ مثلاسوروک که نوعی شیرینی است و بیشتر در آیین‌های زرتشتی و در نیایشگاه‌ها یا خانه‌های زرتشتیان یزد دیده‌ایم. کاچی خاص زواره هم حیرت‌زده‌مان کرد؛ چون از آرد ذرت سفید، گوشت قرمه و کشک تشکیل می‌شد. کالجوش خوش‌مزه زواره با نان‌های ویژه‌ای که محلی‌ها «قُپی» می‌گفتند هم طعم به‌یادماندنی‌ای بود و البته قاتق ماش هم توانست ناهار محبوبمان در زواره باشد. سفر آشناسازی (فم تور) زواره به میزبانی بوتیک هتل دربند،با برنامه ریزی‌های سعید مختاریان و زینب عظیمی و با حضور داریوش فردی‌پور، نیلوفر عزیزی، مهدی  شاهدلی، نفیسه حاجاتی   و مینا اخروی برگزار شد.

 آیا وزارت میراث، مالکان و خیرین محلی، «چهلستون دوم» یا «کاخ سرهنگ آباد» را نجات می‌دهند؟

چهلستون را تصور کنید بر دامنه کوهی ساخته شده باشد؛ ایوان چوبی بلندش در طبقه دوم رو به شرق و حوض مستطیل معروفش در طبقه اول رو به شمال. از دری کوچک با سردری باشکوه وارد هشتی پر از تزیینات می‌شوید و بعد از دالان‌ها به حیاط می‌رسید و نمای کاخ را می‌بینید.
اتاق‌ها و شاه‌نشینش هوش از سرتان و چشم‌اندازهایی که از هر چهارسو می‌بینید، دلتان را می‌برند! صدای آب که از نهر میان کاخ می‌گذرد و صدای پرندگان در سکوت منطقه بکر هم مزید بر لذت بردن از تفرج در این کاخ پرعظمت و جذاب است. چنین بنای زیبایی وجود دارد و اسمش را گذاشته‌اند «کاخ سرهنگ‌آباد».
اجازه دهید برگردیم به حدود 180 سال پیش؛ زمانی که مسعودمیرزا ظل‌السلطان (پسر ارشد ناصرالدین شاه قاجار و حاکم اصفهان) کمر به تخریب بناهای صفوی بست و 50 بنای تاریخی اصفهان را ویران کرد! کاخ آیینه‌خانه، در ساحل زاینده‌رود و رو به پل خواجو، یکی از این بناها بود. معماری‌ای شبیه به چهلستون داشت.روایت شده که در ۱۲۷۰ ه.ق به دستور ظل السلطان، ستون‌های ایوان کوشک آیینه خانه را به گاوهایی بستند، پایۀ ستون‌ها را تا نیمه بریدند و گاوها را تازیانه زدند. سقف زیبای ایوان فرو ریخت و باقی ساختمان آجر به آجر تخریب شد. چرا چهلستون تخریب نشد؟ چون مردم و خیرین محلی اصفهان نجاتش دادند و حتی نقل شده که کاخ را از حکمران خریدند تا تخریب نشود. اما ماجرا برای «چهلستون دوم اصفهان» یا «کاخ سرهنگ آباد» خیلی غم‌انگیزتر است.
حدود دو سال پس از مرگ ظل‌السلطان ( 1299 ه.ق) کاخ سرهنگ آباد به دستور سـرهنگ مصـطفی قلـی خان سهام السلطنه اول عـرب عـامری از امـرا و خـوانين اردستان (از امیر تومانان و سرداران دربار ناصرالدین شاه قاجار)، ساخته شد. محل کاخ در 30کیلومتری زواره و در روستایی به نام سرهنگ‌آباد است. هدف از ساختنش استفاده به‌منظور کاخ تفرج و شکار در منطقه، بوده است. نقل است که سازنده نتوانست آن‌چنان از این کاخ استفاده کند و رفته‌رفته متروک شد. چنان‌که ایرج افشار در مکالمه‌ای که بعدا در مجله بخارا (خرداد-تیر 1390) منتشر شد، تعریف کرده که حوالی 1340 برای اولین‌بار کاخ را دیده و پیشنهاد خریدش را به سازمان میراث فرهنگی و دفتر فرح داده، چند ماهی هم مذاکراتی انجام شده، اما توافقی صورت نگرفته است. پس از آن، ایرج افشار بارها از کاخ دیدن کرده است. سید علی آل داوود که اواخر دهه 80 بنا را دیده و مکالمه‌اش با افشار را برای بخارا نوشته، از تجربه‌اش چنین نوشته است: «با یکی از دوستان به گردش در نواحی ناشناخته مرکزی ایران پرداختیم و مخصوصا شهرک‌ها و روستاهای پیرامون اردستان و زواره و کهیاز را یک‌به‌یک دیدیم.
نزدیک به 70 کیلومتر جاده خاکی و صعب‌العبور را گذراندیم تا به روستایی متروک به نام سرهنگ‌آباد رسیدیم… عمارتی کاخ‌مانند همانند چهلستون اصفهان بنا کرده بود با همان ستون‌ها و همان هنرمندی‌ها، این کاخ در باغ وسیع قرار گرفته و آبی روان از وسط آن می‌گذرد، منظره‌ای بسیار دیدنی در کنار کویر مرکزی ایران، اما در حال خرابی و کسی هم در آن روستا ساکن نبود.» البته نام کاخ سرهنگ‌آباد در 1355 با شماره 1278 در فهرست میراث ملی ایرانیان ثبت شد. ما در صفحه گردشگری روزنامه اصفهان زیبا به تاریخ 17 آذرماه 1394 گزارشی از وضعیت این کاخ منتشر کردیم.
احسان ناجی، راهنمای گردشگری، در این مطلب که تیتر اصلی صفحه یک این روز، روزنامه هم شد نوشته بود: «چهلستون دوم اصفهان؛ جاذبه گردشگری یا ویرانه؟!». پس از فعالیت‌های رسانه‌ای مختلف، سازمان میراث فرهنگی بودجه 500 میلیون تومانی مرمت برای کاخ را تصویب و از آبان ماه تا اسفندماه 1396 پروژه مرمت را انجام داد و بنا را به مالکان واگذار کرد. اما خبر هولناک در 14 فروردین 1397 مخابره شد؛ «کاخ سرهنگ آباد در آتش سوخت». یک سال بعد، اعلام شد که پنج نفر به جرم آتش زدن کاخ هر کدام به شش سال حبس (شامل سه سال تعلیقی) محکوم شده‌اند و خسارت وارد شده به کاخ به مبلغ سه‌میلیارد تومان برآورد شده است. به روایت تسنیم، رئیس دادگاه عمومی بخش زواره اعلام کرد که برای صدور رأی پرداخت خسارت توسط محکومان، ارائه دادخواست توسط سازمان میراث‌فرهنگی باید انجام شود و میراث‌فرهنگی هم اعلام کرد پس از تأیید نهایی حکم متهمان به ارائه دادخواست و محکومیت افراد به پرداخت جزای نقدی اقدام خواهد کرد.
اما حالا چهار سال پس از آن اتفاق هولناک وضعیت کاخ چگونه است؟ هولناک‌تر از همیشه! مخروبه‌تر! غریب‌تر و مجروح‌تر. ما صبح جمعه 17 تیرماه 1401 به دیدارش رفتیم. راستش را بخواهید هشت سال بود می‌خواستم ببینمش و نمی‌شد! تا اینکه این بار در سفر گروهی آشناسازی  زواره بخت دیدنش نصیبم شد. دل توی دلم نبود که ببینمش. مسیر نسبتا سختی را هم طی کردیم و بعد از حدود 15 دقیقه پیاده‌روی از میان باغ‌ها و چند خانه و ویلای متروکه به دیدارش نائل آمدیم. هر چه از شکوه و عظمت و زیبایی‌اش بگویم، کم است.
اگر این کاخ، انسان بود، می‌توانم در توصیفش بگویم زنی به غایت زیبا را تصور کنید که تمام پیکره‌ا‌ش پر از زخم‌های چرکین است؛ دستش را قطع کرده‌اند، موهای بلندش را چیده‌اند. پاهایش هر دو شکسته است؛ حتی انگشت‌هایش را خرد کرده‌اند؛ اما وقتی مقابلش زانو می‌زنید، هنوز از زیبایی‌اش حیرت می‌کنید.
هنوز چشمانش پرفروغ است. گرچه نمی‌تواند بدون ماسک اکسیژن نفس بکشد، اما مطمئن هستید که اگر تیم پزشکی خبره‌ای را به بالینش بیاورید و اگر برای زنده ماندن و زندگی‌کردنش هزینه کنید، فرشته‌ای زیباصورت و سیرت بازمتولد می‌شود؛ چنان که ققنوسی جوان از میان خاکستر آتش برخاسته باشد. آیا وزارت میراث فرهنگی، اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان و اداره میراث فرهنگی اردستان پای زنده ماندنش می‌ایستند؟ آیا خیرین محلی آن‌قدری جنم دارند که این میراث ملی را احیا کنند؟ آیا مالکان بالاخره به فکر نجات این میراث ملی می‌افتند؟ کاخ سرهنگ‌آباد میراث مهمی است که اگر احیا شود، اقتصاد منطقه را زیرورو می‌کند. چرا؟ چون در اردستان و زواره دو مسجد جامع هزار و چند ساله  بسیار دیدنی و شماری از خانه‌های چهارصفه‌ای جذاب را می‌بینیم و کاخ سرهنگ‌آباد بنایی است که پازل تنوع جاذبه‌های منطقه را تکمیل می‌کند. در مسیر رسیدن به کاخ، خانه‌های ویلایی چندطبقه ساخته شده‌اند و این نشان می‌دهد محلی‌ها هم اگر بخواهند امکان مالی مشارکت در احیای این جاذبه مهم منطقه را دارند. اگر می‌خواهید روزگاری را  که بر این کاخ گذشته است، ببینید می‌توانید ویدئوهای مختلفی را که دکتر سعید مختاریان، خبرنگار صدا و سیما، طی سال‌های اخیر ساخته و در شبکه‌اصفهان و شبکه‌های سراسری منتشر  شده است، ببینید.