انسان بهحکم انسان بودنش فارغ از تفاوتهای فردی، اجتماعی، جسمی و روحی خود با دیگران حق دارد از زیست بهینهای برخوردار باشد. در این میان، آنها که بهاصطلاح کمتوان جسمیاند نیاز به توجه بیشتری دارند و به همین دلیل حق برخورداری از زندگی اجتماعی مطلوب برای این گروه از افراد، بیشتر احساس میشود.نگاه آموزههای اسلام به موضوع ناتوانی و معلولیت متأثر از مفهوم کمال است. خداوند در قرآن همه انسانها را از پدر و مادری واحد یعنی حضرت آدم و حوا میداند و اینگونه برابری در ریشه بیولوژیکی انسانها را به تصویر میکشد و تنها برتری آنها را در تقوا میداند؛ بنابراین از نگاه اسلام برای رسیدن به کمال میان ناتوان و کمتوان و توانمند از حیث جسمی هیچ تفاوتی وجود ندارد.اجتماع سالم، اجتماعی است که عدالت در آن برقرار است و برقراری عدالت به این معناست که افراد سالم و ناتوان به یک اندازه از امکانات آن اجتماع بهره ببرند؛ پس تلاش برای بهرهمندی معلولان از امکاناتی مشابه، تلاش در جهت برقراری عدالت است.خانواده، جامعه و نهادهای حکومتی ؛هر سه نسبت به معلولان و کمتوانان جسمی وظایفی را برعهدهدارند که در صورت کوتاهی مشکلات فراوانی برای این افراد ایجاد خواهد شد.ضعف یا نقصانی که معلولان از ناحیه جسمی به آن مبتلا هستند، منجر میشود که دیگران تنها به رفع نیازهای جسمی و فردی این گروه توجه کنند و نیازهای روحی و اجتماعی آنها در بیشتر مواقع نادیده گرفته میشود.خداوند در قرآن ناتوانی جسمی را نوعی امتحان و ابتلای الهی معرفی میکند تا از این طریق هم ناتوانان خود را در معرض آزمایش الهی ببینند و صبرشان افزون شود و همخانواده و اطرافیان، ناتوانی جسمی آنها را مساوی با بیچارگی و فلاکت ندانند.
خداوند در قرآن میفرماید:
«وَلَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛ « قطعا همه شمارا با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مالها و جانها و میوهها، آزمایش میکنیم؛ و بشارتده به استقامت کنندگان!» (سوره بقره، آیه 155)
طبق این آیه، هرگونه نقصی در جسم و جان میتواند نشانهای بر امتحان و ابتلای انسان باشد و به صبر کنندگان در برابر این مشکلات بشارت دادهشده است.وقتی مردم یک جامعه نگرش درستی به معضل ناتوانان و معلولان نداشته باشند، این نگرش غلط از سوی مردم به این گروه از افراد منتقل میشود و چهبسا نگرش ناقص بودن، بیش از خود نقص، زندگی ناتوانان جسمی را دچار سختی میکند. تغییر دیدگاه خانواده و جامعه در خصوص ناتوانی جسمی معلولان تا اندازه زیادی میتواند آرامش روحی و روانی آنها را تأمین کند.یکی از معضلهایی که همچنان جامعه ما با آن درگیر است، جداسازی میان افراد سالم و افراد کمتوان و ناتوان جسمی است. این مرزبندیها هم نگاه عموم جامعه را نسبت به این افراد تخریب میکند و هم خود این افراد اعتمادبهنفس لازم برای حضور در اجتماع را نخواهند داشت.
خداوند در سوره نور ،آیه 61 میفرماید:
«لَیسَ عَلَی الْأَعْمَی حَرَجٌ وَلَا عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ…»؛ «بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهی نیست (که با شما همغذا شوند).»
امامباقر(ع) در رابطه با این آیه میفرمایند: «قبل از اسلام، افراد نابینا، لنگ و مریض حقّ نداشتند با افراد سالم غذا بخورند. این آیه به آنان اجازه داد تا با افراد سالم و دستهجمعی غذا بخورند، یا اگر خواستند جداگانه میل کنند.»
خداوند در قرآن اینگونه محبت خویش را بر این افراد تمام میکند و موانعی را که ممکن است منجر به انزوای آنها از اجتماع شود، اینگونه به چالش میکشد.