سفر خاورمیانه‌ای بایدن تبلیغاتی و بدون دستاورد است

سرانجام چهارشنبه هفته گذشته (13 جولای) رئیس‌جمهور آمریکا اولین‌سفر خود به خاورمیانه را به مدت سه روز از سر گذراند تا اهداف منطقه‌ای ایالات‌متحده را مشخصا در دیدار با مقامات سرزمین اشغالی و عربستان سعودی پیگیری کند. جو بایدن طی دو روز در فلسطین اشغالی حضور پیدا کرد و در دیدار با سران رژیم صهیونیستی بیانیه مشترکی را فی‌مابین آمریکا و این رژیم با هدف توسعه روابط دولت جعلی اسرائیل با کشورهای منطقه با عنوان اعلامیه قدس به امضا رساند و پس از آن در سومین روز از سفر خود به منطقه عصر روز گذشته به‌منظور دیدار با سران آل‌سعود و شرکت در اجلاس شورای همکاری خلیج‌فارس راهی عربستان شد. به گفته کارشناسان، این سفر بایدن تحت شرایط و فضای تحولات ناشی از جنگ اوکراین (تحریم نفت و گاز روسیه در اروپا)، شرایط نابسامان سیاسی و امنیتی در سرزمین‌های اشغالی، وضعیت شکننده توافق ابراهیم، مشکلات مربوط به روند آشکارسازی مناسبات رژیم صهیونیستی با عربستان و برخی کشورهای عربی و همچنین سیاست‌های منطقه‌ای ایران و قطعا بن‌بست مذاکرات احیای برجام صورت گرفته است؛ شرایطی که مطمئنا در تأمین منافع ملی ایالات‌متحده در دو سطح منطقه‌ای و بین‌المللی مشکلاتی را به وجود آورده و باعث شده است رویکرد پیشین بایدن در رابطه  باخاورمیانه و به‌خصوص 
با عربستان به حاشیه رانده شود و منافع  کنونی ایالات‌متحده در اولویت قرار 
گیرد. 
امروز بایدن متوجه شده است که سیاست بدون خاورمیانه بر اقتصاد و امنیت سیاسی و نظامی آمریکا بسیار تأثیرگذار است و با اهداف متحدان منطقه‌ای‌اش دررابطه‌با ایران نیز سازگار نیست و او نیز همچون دیگر رؤسای جمهور ایالات‌متحده، مجبور است سیاست خود را بر مبنای نظام کلی آمریکا و بر اساس منافع و مصلحت‌اندیشی پیش ببرد؛ نه صلح و امنیت جهان. «اصفهان‌زیبا» در همین رابطه با اصغر زارعی، استاد و تحلیلگر مسائل خاورمیانه، گفت‌وگو کرد. به گفته این کارشناس بین‌الملل هدف اصلی سفر جو بایدن به خاورمیانه، جدای از بررسی امنیت متحد اصلی‌اش در منطقه یک سفر تبلیغاتی بیش نیست و توافق‌ها و بیانیه‌های امضاشده میان ایالات‌متحده و رژیم جعلی اسرائیل کار به جایی نمی‌برد. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.
 
اهداف اصلی سفر جو بایدن به خاورمیانه پیش از سفر او از سوی تحلیلگران و رسانه‌های بین‌المللی بسیار مطرح شد. نظر شما در خصوص این اهداف چیست و تحقق هریک از آن‌ها تا چه میزان امکان‌پذیر است؟
 
مهم‌ترین هدف جو بایدن، امنیت رژیم جعلی صهیونیست است که از اولویت‌های همیشگی دولت‌های آمریکا طی سال‌های متمادی به‌شمار می‌آمد؛ آنچه به‌عنوان یکی از اهداف اساسی تعامل‌های دیپلماتیک میان رژیم جعلی صهیونیست و آمریکا قلمداد می‌شود. این روزها رژیم صهیونیستی با آسیب‌پذیری جدی در برابر قدرت محور مقاومت مواجه است که باعث نگرانی و دغدغه بیشتر مقامات این رژیم شده و به عبارتی، زنگ خطر فروپاشی این رژیم را به صدا درآورده است؛ فضایی که مناطق و سرزمین‌های اشغالی را نیز دچار بحران کرده و میان مقامات صهیونیست در سطوح عالی سیاسی و امنیتی اختلاف انداخته و به‌شدت زیر ساخت‌های این رژیم را در معرض تهدید جدی قرار داده است؛ لذا یکی از اهداف و موضوع‌هایی که در دیدارهای بایدن با مقامات رژیم صهیونیستی مطرح شد، چگونگی تقویت زیرساخت‌های دفاعی و امنیتی صهیونیست‌ها در برابر محور مقاومت در سرزمین‌های اشغالی و سرزمین‌های پیرامونی آن بود.
 
ازجمله اهداف مطرح‌شده این سفر بایدن به خاورمیانه که تحلیل‌های بسیاری نیز در خصوص آن شده، تقویت طرح صلح ابراهیم است. چرا چنین پیمان ناموفقی برای بایدن اهمیت دارد؟
 
عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با جهان عرب و اسلام در منطقه از دهه‌های گذشته مطرح بوده است، موضوعی که با خیانت رژیم انور سادات در سال 1978 کلید خورد و امروز نیز در دستورکار دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته و برخی از کشورهای عرب همچون امارات، بحرین، اردن و… را به عادی‌سازی روابط و علنی‌کردن روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیست وادار کرده است. حتی عربستان هم باتوجه‌به نقشی که در جهان اسلام و عرب دارد و با تمام ملاحظه‌ها و احتیاط‌ها روابط گسترده‌ای را به‌صورت غیررسمی با صهیونیست‌ها از سر می‌گذراند؛ تا جایی که آل‌سعود فضای آسمان خود را در اختیار خطوط هوایی رژیم صهیونیستی قرار داده است و سفر بایدن به عربستان با پرواز مستقیم از تل‌آویو به ریاض به‌نوعی نشان‌دهنده روابط علنی آل‌سعود با این رژیم بود. 
 
مقامات رژیم صهیونیستی در این سفر بایدن به خاورمیانه با او از تشکیل ناتوی عربی سخن گفتند و در این سفر همچنین بیانیه مشترکی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی با عنوان بیانیه قدس به امضا رسید. آیا چنین اتحاد و ائتلافی در منطقه با رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی صورت خواهد پذیرفت؟
 
همان‌طور که پیش‌تر اعلام شده بود، ازجمله اهداف سفر بایدن به خاورمیانه ایجاد یک ائتلاف و اتحاد عربی عبری است که  بتواند حفره‌های امنیتی و ضعف‌های دفاعی رژیم صهیونیستی را در برابر جبهه مقاومت تقویت کند. صحبت از ایجاد یک ناتوی عربی در منطقه مطرح است که قرار است با همکاری اسرائیل و برخی از کشورهای عربی همچون اردن، مصر، امارات و عربستان و برخی دیگر انجام شود که البته با تردیدهای بسیاری از سوی آن‌ها همراه است. به عقیده بنده، چشم‌انداز روشنی برای شکل‌گیری چنین ائتلافی فعلاً وجود ندارد. ایجاد یک ناتوی عربی و تشکیل اتحادیه عربی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت قطعا عملیاتی نخواهد شد؛ چراکه پیش‌ازاین چنین طرح‌هایی در دستورکار آمریکا و صهیونیست‌ها بوده است که هیچ‌کدام از آن‌ها به سرانجام نرسیدند. از سوی دیگر، ناتو با تمام توانمندی‌های خود در اروپا و غرب و با سابقه بیش از 70 سال، هم‌اکنون در حمایت از اوکراین مانده و بی‌عملی 27 کشور عضو این اتحادیه کاملا مشهود است؛ شرایطی که نشان می‌دهد عملا چنین ائتلاف‌هایی قابل‌اتکا نیستند. درواقع تنها هدف صهیونیست‌ها از مطرح‌کردن چنین موضوعی و اجرایی‌شدن آن، استفاده از توانمندی‌ها و همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای عربی منطقه برای مقابله با محور مقاومت در منطقه و پرکردن خلأهای امنیتی خود است. 
 
پس این سفر بایدن به خاورمیانه جدای از تأمین امنیت اسرائیل در قالب توافق‌ها و بیانیه‌ها چه سودی نیز برای آمریکا خواهد داشت؟
 
خواسته فعلی کاخ سفید از رژیم آل‌سعود در افزایش تولید و صادرات نفت است تا بتواند با این اضافه تولید و عرضه آن به بازارهای بین‌المللی، مشکل تورم و افزایش قیمت سوخت را در کشورهای اروپا و آمریکا کاهش دهد؛ مشکلاتی که از جنگ اوکراین و تحریم‌های نفتی و گازی روسیه نشئت می‌گیرد. البته به نظر نمی‌آید که عربستان نیز در شرایط موجود چنین توانمندی و ظرفیتی را برای افزایش تولید و صادرات نفت داشته باشد.
تصــمــیــم‌هــای گرفته‌شده در دیدارهای دو و چندجانبه بایدن با مقامات رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی و همچنین شرکت
 او در اجلاس جده، چه تأثیرهای منطقه‌ای و بین‌المللی و نتایج سیاسی و امنیتی را در پی خواهد داشت؟
این سفر بایدن هم در ادامه سفرهای رؤسای‌جمهور پیشین ایالات‌متحده آمریکا به غرب آسیا صورت گرفت، سفرهایی که در اغلب آن‌ها مسائل مهم منطقه‌ای موردبررسی قرار گرفته است. اما اینکه در هر یک از آن‌ها تا چه اندازه این موضوع‌های منطقه‌ای و بین‌المللی عملیاتی شده است، باید گفت که امروزه شرایط نسبت به گذشته متفاوت است و قطعا باتوجه‌به سوابق کاری بایدن در کاخ سفید و سیاست خارجی او  دررابطه‌با مسائل منطقه‌ای و جهانی، این سفر او به خاورمیانه نیز یکی از کم‌اثرترین سفرهای مقامات آمریکایی به منطقه است. از سوی دیگر، دولت آمریکا و متحدان اروپایی‌اش به‌شدت درگیر بحران اوکراین هستند و با توجه به ضعف و ناتوانی آن‌ها در برابر روسیه و تحریم‌هایی که روسیه علیه آمریکا و اروپا در حوزه انرژی اعمال کرده است، قطعا این سفر چشم‌انداز روشنی در عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی یا ائتلاف ناتوی عربی و حتی فشار روی کشوری مانند عربستان با هدف افزایش صادرات نفت و گاز نخواهد داشت. به عبارتی، این سفر بیش از یک سفر تبلیغاتی برای کاخ سفید و رژیم صهیونیستی نبوده است.
 
پس از سفر جو بایدن به خاورمیانه، شاهد سفر ولادیمیر پوتین به تهران در هفته جاری خواهیم بود. پرسش این است که چه سیاست‌هایی در جهان بین‌الملل در قالب سفرهای دو قدرت برتر جهان به خاورمیانه در حال شکل‌گیری است؟
درباره هم‌زمانی سفر بایدن به خاورمیانه با سفر پوتین و اردوغان به تهران می‌توان گفت که ترتیبات و شکل‌بندی جدیدی از موازنه قدرت در این منطقه حساس جهان در حال شکل‌گیری است. امروز ظرفیت‌های بالای جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت باعث شده است بسیاری از نهادهای قدرت در جهان بین‌الملل توجه ویژه‌ای به معادلات قدرت و مسائل منطقه داشته باشند و قطعا سفر بایدن به سرزمین اشغالی و همین‌طور عربستان نشان‌دهنده ناتوانی عمده سیاست کاخ سفید در خصوص مسائل غرب آسیا در مقابل اتحاد روسیه، چین و ایران در منطقه است. توانمندی‌های بالای ایران با عضویت در پیمان امنیتی شانگهای و حضور در بریکس و همین‌طور همکاری‌های چندجانبه‌ با روسیه و چین و کشورهای اوراسیا نشان می‌دهد ایران یکی از اثرگذارترین کشورهای منطقه با ظرفیت‌های بالا به‌لحاظ تکنولوژی‌های دفاعی و امنیتی و اقتصادی است که در مقابل سلطه یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و فروپاشی قدرت این کشور خودنمایی می‌کند.