آب ریخته جمع نمی شود!

این روزها وضعیت تیم ملی فوتبال محور بحث و گفت‌وگوی فضای مجازی است و در گروه‌های فوتبالی نیز در این خصوص اظهارنظرهای متفاوتی می‌شود. آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی امین یزدانی، کارشناس فوتبال با دکتر وحید ذوالاکتاف، مربی فوتبال و استاد دانشگاه در یکی از گروه‌های واتساپی فوتبال است که از ابعاد جدیدتری به موضوع تیم ملی و وضعیت بلاتکلیف اسکوچیچ پرداخته‌اند. با توجه به تصمیم هیئت‌رئیسه فدراسیون مبنی بر ابقای اسکوچیچ، مروری بر این بحث خواهیم داشت.
 
یزدانی: این روزها اتفاق‌های تیم ملی به دغدغه اصلی شما و ما و کلیه هواداران فوتبال ملی کشورمان تبدیل ‌شده است. به نظرتان بهترین راهکار برای برون‌رفت از این شرایط چیست و کدام گزینه خارجی یا داخلی پسااسکوچیچ برای هدایت تیمی که از هم شکافته را در نظر دارید؟
ذوالاکتاف: جای افسوس دارد که قطری‌ها برای برگزاری جام‌جهانی مشکلی ندارند و ما برای بستن تیم ملی و حمایت از آن، هزار مشکل داریم! من در آغاز کار اسکوچیچ فکر می‌کردم وقتی حکم مربیگری او یا هر فرد ناشناخته دیگر خورد، باید از پیش‌داوری پرهیز کرد و به او فرصت داد. این نظر را در مقابل کسانی مثل خداداد عزیزی، علیرضا منصوریان و حمید درخشان عرض کردم که آن روزها خیلی سخت به اسکوچیچ تاختند.متأسفانه آن هجمه اولیه کار خودش را کرد و ابهت اسکوچیچ در نظر بچه‌های تیم ملی فروریخت؛ طوری که آزمون هم در یک استوری خیلی بد نوشت: «ما که در سایه خورشید معذب بودیم، چشممان کور سزاوار همین شب بودیم.» دانشمندان روان‌شناسی و جامعه‌شناسی معتقدند برخورد اول (First Impressions) مهم‌ترین اثرگذاری را بر ذهن دارد. وقتی در آغاز کار اسکوچیچ، صداوسیما پر شد از منفی‌گویی درباره این مربی، شخصیت این مربی نزد افکار عمومی و بازیکنان تیم ملی فروریخت؛ کاری که عکسش برای ویلموتس شد و نمی‌دانم چرا فضای رسانه‌ای در اول کارش از تعریف و تمجید پر شد.بعد از اینکه از مرحله اول مقدماتی صعود کردیم، بر این باور بودم که باید بین خوب‌نتیجه‌گرفتن و خوب‌بازی‌کردن و زیبابازی‌کردن تمیز قائل شویم. ما به‌رغم اینکه خیلی خوب نتیجه گرفتیم، اما این معضل در تیم مشهود است که گویا برخی از بچه‌های تیم ملی، مربی را قبول ندارند و به همین دلیل تیم ملی به‌جز نیمه دوم در مقابل بحرین طوری بازی می‌کرد که گویا تیم نظم تاکتیکی ندارد. برای مرحله دوم مقدماتی، خوشبختانه قرعه خیلی خوبی به ما خورد. در آن موقع نظرم این بود که با این قرعه، با همین مربی و بدون حل معضل مقبولیت مربی هم به جام‌جهانی صعود می‌کنیم؛ اما در مقابل تیم‌هایی در حد کره و بالاتر در جام‌جهانی به مشکل برمی‌خوریم؛ مگر اینکه یا معضل مقبولیت حل یا مربی عوض شود. آن‌ موقع فرصت کافی برای هر دو کار داشتیم؛ اما این مشکل استخوان‌لای‌زخم ماند تا موضوع اخراج طارمی پیش آمد و باز ادامه یافت تا اکنون ‌که شایعه برکناری اسکوچیچ و موضوع بیانیه جعلی آزمون پیش ‌آمده و ما را به این موضع بسیار لرزان رسانده که دارای یک مدیریت بی‌ثبات، یک تیم متفرق و یک سردرگمی ملی بین سه گزینه تداوم کار با اسکوچیچ، جانشین ایرانی و جانشین خارجی هستیم. تنها اتفاق‌نظرمان هم احتمالا این است که هر کاری کنیم، احتمالا این گره کور بازنخواهد شد و این آب ریخته جمع نخواهد شد!در بین سه گزینه فوق در شرایط کنونی، راه‌حل مسئله شاید بازسازی مقبولیت اسکوچیچ در نزد بچه‌های تیم ملی و ادامه‌دادن با خود او باشد؛ ولی آیا بازسازی مقبولیت اسکوچیچ ممکن است؟
سه مسیر برای بازسازی مقبولیت اسکوچیچ
حذف ۱۰ نفر صادرکننده بیانیه عدم‌حمایت از اسکوچیچ؛ مگر اینکه عده‌ای حاضر به عذرخواهی و دلجویی از مربی شوند. این راه‌حل برای دهداری جواب داد؛ اما به دلیل تفاوت شرایط برای اسکوچیچ جواب نمی‌دهد. یک طارمی حذف شد، تیم در مقابل لبنان بیچاره شد. اسکوچیچ ادامه دهد و شتر دیدی، ندیدی! این هم شدنی نیست و بچه‌ها با آن شکاف عمیق به این سادگی یک تیم منسجم نمی‌شوند.
 اضافه‌شدن یک نفر به کادر فنی با مأموریت ایجاد انسجام. اگر چنین نفری پیدا شود، شاید تنها راهکار عملیاتی باشد؛ البته اصلا هم لازم نیست موضوع رسانه‌ای شود؛ ولی در عمل می‌توان با این نیت کادر فنی را تقویت کرد. در این صورت، موفقیت این طرح درگروی قابلیت نفری است که اضافه می‌شود. البته اگر قرار باشد این دستیار همانی باشد که برای اسکوچیچ تنها بیانیه (همان بیانیه اخیر) او را نوشت، همان بهتر که اصلا نباشد. اکنون با حفظ احترام وحید هاشمیان و کریم باقری، این دو نفر ‌چنین ظرفیتی را از خود نشان نداده‌اند. این دو، مثل خود اسکوچیچ شخصیت درون‌گرا و خونسرد دارند. وقتی مربی خودش خونسرد و درون‌گراست، مشخص است که کمک‌های او باید برون‌گرا و خونگرم باشند؛ در غیر این صورت، تیم مشکل ارتباط و انسجام پیدا می‌کند. بیانیه اسکوچیچ هم نه قلم خود او و نه قلم هیچ‌یک از دو کمک ایرانی اوست؛ یک متن شتابان واکنشی نامنسجم و التهاب‌آور در یک فضای متشنج است.
راه‌حل جایگزین داخلی
هرکسی انتخاب شود، مأموریت بسیار سختی در پیش دارد و باید برایش آرزوی موفقیت کرد؛ اما ظاهرا به ترتیب شانس دایی، نکونام و قلعه‌نویی بیشتر است. فکر کنم تحت سایه موفقیت‌های تیم ملی والیبال الان کفه این تصمیم سنگین باشد؛ البته مقایسه بیجایی است. بهروز عطایی این بازیکنان را خودش در جوانی قهرمان آسیا و جهان کرده و خیلی خوب با آن‌ها مأنوس است. در فوتبال، ما خیلی از این شرایط فاصله‌ داریم؛ درضمن مشکل مهم دیگر آن است که فوتبال مافیای رسانه‌ای دارد و والیبال ندارد.عده‌ای دوست ندارند که دایی یا قلعه‌نویی یا حتی نکونام از این داستان به‌عنوان قهرمان سربلند کند؛ برای همین، تا این گزینه‌ها مطرح شدند، خیلی از کسانی که تا دیروز دشمن شماره یک اسکوچیچ بودند، شدند مدافع شماره یک او. این‌ها هر کاری خواهند کرد تا هر مربی ایرانی شکست بخورد… خیلی از ابزارها هم دست آن‌هاست؛ طوری که آن‌ها خیلی راحت شخصیت اسکوچیچ را هم در همان بدو امر در نزد مردم و بچه‌های تیم ملی شکستند. این شرایط موجب می‌شود خیلی امیدوار نباشیم که مربی ایرانی جایگزین، خیلی موفق‌تر از اسکوچیچ عمل کند.
راه‌حل جایگزین خارجی
عجیب است که گزینه‌های ما محدود به کی‌روش و برانکو بوده است. چرا؟ شاید به دلیل اینکه می‌دانند احتمال آمدن این دو کم است و هرکدام در ایران یک جبهه داخلی علیه خود دارند! این دو را می‌شود با سه مقیاس موانع داخل تیم، موانع خارج تیم و سبک بازی مقایسه کرد.کی‌روش: او انسجام داخلی تیم را به‌راحتی ایجاد می‌کند. سبک بازی دفاعی و مبتنی بر ضدحمله او هم فیت تیم ملی و رقباست و شاید بهترین گزینه ما باشد؛ اما شکاف ملی ما مانع بزرگ اوست. بی‌تردید، مافیای رسانه‌ای فوتبال قادر است به‌راحتی مثل جام ملت‌های آسیا پرسپولیسی‌ها را علیه او بسیج کند.برانکو: یک مانع اخلاقی در مقابل اسکوچیچ دارد که نخواهد گذاشت به‌راحتی بپذیرد جانشین او شود؛ اما او هم انسجام داخلی تیم را ایجاد می‌کند و درعین‌حال به نسبت کی‌روش با شکاف ملی کمتری روبــه‌رو خـــواهـد شــد؛ الــبــــتــه استقلالی‌های متعصب و هواداران متعصب سپاهان و تراکتور هم مخالفت خواهند کرد.منصفانه بخواهیم ببینیم، کی‌روش از حیث ایجاد انسجام تیمی و سبک بازی کمی نه، با فاصله بهتر از برانکو است؛ ولی مافیای رسانه مانع خیلی بزرگ‌تری در مقابل او خواهد ساخت.فوتبال ایران در حال حاضر دو دشمن بزرگ و یک مانع بزرگ دارد: دشمنان بزرگ مدیریت ناشایسته و بی‌ثبات و فرهنگ ناپخته رسانه‌ای است؛ مانع بزرگ هم فقدان اعتماد اجتماعی به مدیران و رسانه‌هاست. این مسئله موجب می‌شود آن مدیریت ناشایسته هر تصمیمی بگیرد و آن رسانه ناپخته به آن حمله کند و در بدو کار، آن را محکوم به شکست کند. اسکوچیچ بود، رسانه منتقدش بود، قرار شد اسکوچیچ برود و کی‌روش یا یک مربی ایرانی بیاید، بازهم رسانه منتقدش بود… .
یزدانی: در اینکه آزمون خطا و شتاب کرد که آن بیانیه را از طرف همه در حمایت دراگان صادر کرد، حرفی نیست؛ ولی آیا بهتر نبود که طارمی و رفقا به جای پاسخ‌گویی در رسانه با استیلی یا حتی آزمون به شکلی تماس برقرار می‌کردند تا این استوری حذف شود و مشکل دوچندان نشود؟
چقدر تأسف‌بار است که چند بازیکن که در تیم ملی حتی یک دقیقه هم بازی نکرده‌اند و در چند بازی آخر هم اصلا عضو تیم ملی نبوده‌اند، از این بیانیه‌های تفرقه‌انگیز حمایت کرده و به‌این‌ترتیب خود را مضحکه افکار عمومی کردند.ذوالاکتاف: قطعا. مشخص است که اگر طارمی و دیگران هم مثل یک فرد پخته با خویشتن‌داری در پشت پرده از حق خود دفاع می‌کردند و پاسخ عمومی را می‌گذاشتند برای بعد از جام‌جهانی یا به‌کل فراموش می‌کردند، خیلی بهتر ‌بود. افسوس که آن‌ها هم خویشتن‌داری نکردند و متأسفانه با یک بازی دومینوی زشت روبه‌رو شدیم که هم آغاز آغازش را آزمون رقم زد و هم آغاز پایانش را.