دیدار با نفایس نور و روشنایی در یزد

رواق عــتــیــق نــقــطــه آغــاز ســفـــری شش‌هزارساله در مسیر نور است به میزبانی مرکز فرهنگی موزه‌ای نور و روشنایی (قصر آیینه) یزد. دو ماه است که جدیدترین موزه بنیاد مستضعفان افتتاح‌شده و گردشگرانی که به یزد سفر می‌کنند، می‌توانند هرروز از  ساعت 9 تا 17 (به‌جز شنبه‌ها و ایام سوگواری) به دیدار این مقصد گردشگری تازه بروند. بنای یک طبقه موزه در میان باغی قرار گرفته است و قدمت حدود 100ساله دارد؛ تزییناتش هم شما را به یاد موزه زمان تهران و کوشک باغ زرشک اصفهان می‌اندازد. حدود 230 اثر به نمایش گذاشته‌شده در ده رواق موزه، نه‌فقط از مبدأ یزد که از شهرهای مختلف ایران و حدود 10 کشور دنیا هستند و هرکدام ارتباطی معنایی، معنوی و کارکردی با نور و روشنایی دارند. می‌توان گفت با افتتاح این موزه، مقصد آبرومند، جذاب و متناسبی به چرخه گردشگری یزد افزوده‌ شده است؛ به‌خصوص که این موزه تخصصی در نزدیکی آتشکده زرتشتیان یزد هم واقع است و برای گردشگران خارجی که در مسیر کلاسیک تورهای مثلث طلایی ایران (اصفهان، شیراز، یزد) به این شهر می‌رسند، می‌تواند یک مقصد تازه و درخور باشد.
 
سید پرویز فتاح در مراسم افتتاحیه موزه ملی هنرهای اصفهان که 14 بهمن‌ماه 1400 برگزار شد، خبر از افتتاح قریب‌الوقوع موزه نور و روشنایی یزد هم داده بود و این افتتاحیه 27 اردیبهشت‌ماه 1401 اتفاق افتاد؛ موزه‌ای با سفال‌ها، سکه‌ها، آیینه‌ها، شــمــعــدان‌هــا، لــوستــرهــا، چراغ‌ها، نقاشی‌ها، ارسی‌ها، کاشی‌ها، پرده‌ها، پیه‌سوزها، جاعودی‌ها و نشان‌هایی که هرکدام ارتباطی با نور و روشنایی دارند.

دیدار با عتیق  سفر به شش هزاره پیش

ما صبح جمعه 31 تیرماه به دیدار این موزه رفتیم، موزه‌ای که در خیابان آیت‌الله کاشانی، روبه‌روی پارک هفتم تیر قرار دارد و پیش‌ازاین، خانه یا به عبارتی، مهمان‌خانه صراف‌زاده، یکی از تجار خوش‌نام و معتمد یزد بوده است. مثل همه گردشگران، کیف‌ها را در صندوق‌های امانات موزه گذاشتیم و فقط کلید صندوق و موبایل‌هایمان را با خودمان به داخل موزه بردیم. روی کفش‌هایمان کاور پلاستیکی پوشیدیم و از گیت بازرسی گذشتیم و به رواق اول با نام رواق عتیق رسیدیم. در این اتاق کوچک ورودی، قدیمی‌ترین اشیای موزه، سفال‌هایی شش‌هزارساله رادیدیم که گویی آیینه امواج دریا بودند.
سکه‌های اشکانی و ساسانی را هم دیدیم که بر یک سوی هرکدام آیینه و شمعدانی بود. از همه جذاب‌تر اما آیینه‌های برنزی سه‌هزارساله زنگارگرفته و زیبایی بودند که دیدنشان در گام نخست دیدار با موزه، حلاوت سفر تاریخی‌مان در مسیر نور را دوصد چندان کرد. راهنمای موزه برایمان توضیح داد که درهم واژه یونانی است و از دراخما گرفته شده است. هر درهم چهار گرم است. به یک‌ششم درهم، دانگ می‌گفتند. این کلمه که امروز ما استفاده می‌کنیم، به یادگار مانده از دوران ساسانی است.

سفر تاریخی به ایران، فرانسه، ژاپن و بریتانیا

دومین اتاق که فضایی تقریبا دوبرابر اتاق اول دارد، به نام «رواق خمسه» نام‌گذاری شده است. در آن شمعدان‌های سفالی سلجوقی و ایلخانی، شمعدان و پایه آتشدان و مشعل سلجوقی و صفوی و آیینه‌های قاجاری را دیدیم. برای من از همه جذاب‌تر، آیینه‌ای سنگی متعلق به قرن سیزدهم هجری قمری بود که قاب قلم‌زنی نقره و میناکاری و خطوط ثلث داشت.
در توضیح آن نوشته بودند: «مبدأ: ایران، اصفهان». این اتاق، به‌خصوص برای گردشگران اهل عکاسی خیلی جذاب بود؛ مثلا می‌توانستید از خودتان در آیینه‌های مختلف عکس‌های بانمکی بگیرید و تنوع قاب آیینه‌ها را تماشا کنید. بر قاب برخی‌هایشان صحنه‌های بزم و اشعار شعرای کهن ایرانی نوشته شده بود و بر برخی دعای نگاه کردن در آیینه؛ مثلا ترجمه یکی از دعاها آن‌طور که داوود داوودی، راهنمای موزه، توضیح داد این است: «خدایا! آن‌طور که خلقتم نیکو بوده، خلقم هم نیکو باشد.» تولیدات کریستالی شیشه‌ای اپال (مربوط به اروپای قرن 19) هم در همین رواق موردتوجه گردشگران قرار گرفت. در ویترین‌های این رواق جاذبه برای تماشا زیاد بود؛ از قدح سفالی میناکاری دوره سلجوقی گرفته تا آیینه قاجاری به شکل تاج کیانی و گل سینه‌ای با زمرد و یاقوت هندی که بر روی لباس دوخته می‌شد و مدال‌های مختلف.
بعد از عکاسی مبسوط در این اتاق زیبا که درها و پنجره‌هایی را به باغ داشت با شیشه‌های رنگی، به اتاق بعدی رفتیم که به نام «رواق افرنگ» نام‌گذاری شده بود. در این رواق هم قدم‌به‌قدم آثاری تماشایی وجود داشت؛ ازجمله، دو اثر نقاشی پشت آیینه مربوط به دوره قاجار در این اتاق نام اصفهان را بر خود داشتند. آیینه‌هایی با قاب چوبی با روکش طلا مربوط به دوره قاجار و تولید فرانسه قرن 19 و 20 (میلادی)با تزیینات رایج زمان امپراتوری ناپلئون سوم؛ آیینه‌هایی با قاب برنزی طلاکاری با مجسمه کودکانی که در اساطیر یونان باستان نماد کیوپد و سایکه هستند؛ شمعدان دیوارکوب‌هایی که مربوط به خود بنا هستند و تولید قرن 19 فرانسه؛ اشیایی از کشور چک و ژاپن، جعبه‌های دخانیات و مواد آرایشی و جعبه‌ای با 157 نگین ریز الماس مربوط به ویلیام چهارم، پادشاه بریتانیا (مربوط به قرن 19 میلادی) و سمبل دانه‌ها و شمعدان‌هایی با نقش کودکانی که نماد عشق هستند.

حلاوت دیدار با نور در رواق چهارم

«رواق نور»، چهارمین اتاق بود. در آن اشیایی را دیدیم که برای مسلمانان و به‌خصوص شیعیان، مقدس‌اند و تجلی نور الهی محسوب می‌شوند؛ مثلا قطعاتی از پرده خانه خدا که طرح‌ها با استفاده از نقوش طلا و نقره به روش ده‌یک دوزی ایجاد شده است. این آثار هم البته کار عربستان هستند و در دوره پهلوی به ایران رسیده‌‌اند. یک نمونه ابریشم بافت ژاکارد هم دیدیم که قطعه‌ای از پرده کعبه بود. می‌گفتند که احتمالا دوخت یزد بوده و به عربستان رفته و بعد از تعویض پرده خانه خدا دوباره به ایران رسیده است. تابلویی از صادق تبریزی به سبک نقاشی قهوه‌خانه‌ای هم در همین اتاق است؛ تلفیق خط و نقاشی و هزار داستان که در باور شیعیان بارها نقل‌شده است و معروف‌اند. نشان‌های این رواق هم بسیار جذاب بودند؛ ازجمله قرآن کوچکی با قاب نقره و نگین فیروزه که داخلش سوره مریم نوشته شده 
بود.

دی‌کامرون در قلب یزد!

در قدم بعدی، در آیینه بزرگ با قاب چوبی و روکش طلا، عکس یادگاری گرفتیم. همان‌جا شمعدان دیوارکوب‌هایی مزین به نجیب‌زادگان دختر و پسر فرانسوی (کنت و کنتس) را هم دیدیم. شمعدان دیوارکوب‌هایی بــا داســــتـــان‌هــای دی کامـــرون (داستان‌های عاشقانه قرن 14 ایتالیا که به ماجرای داستان‌گویی جمعی از جوانان در جریان طاعون برمی‌گردد) ازجمله دیدنی‌های این بخش بود؛ نقوشی از خدایان کوه المپ را هم بر همین اشیا دیدیم. در راهروی همین بخش، تابلوهایی با موضوع نورشناسی هم وجود دارد که هرکدام توضیحات مفصلی درباره دستاوردهای دانشمندان مسلمان ایرانی را بر خود داشتند؛ از ابن هیثل تا سهروردی و کمال‌الدین فارسی. البته دستاوردهای نیوتون و رومرو ایوانسن هم بود و البته توضیحاتی درباره کاربردی که نور در مطالعات علمی امروزه دارد.

چهلستون و ظل‌السلطان در موزه نور و روشنایی

رواق‌های مشکات، مخمل، منظر، آیینه، آبگون و هشتی بخش‌های مختلف موزه بودند که هرکدام را با توضیح‌های موجز راهنمای موزه قدم‌به‌قدم می‌بینیم.
 آیینه نقره‌ای رومیزی با تزیینات اروپای قرن 19، تزیینات اتاقی که به نام رواق مخمل مشهور شده، ارسی‌هایی با نقوش شمسه، قاب آیینه‌های با نقاشی زیرلاکی با نقاشی شکارِ معکوس، آیینه‌های دردار با نقاشی‌های داستان‌های هزارویک شب، تابلویی با بخشی از نقاشی مجلس پذیرایی شاه‌عباس از پادشاه ترکستان (بازنقاشی اثر صفوی موجود در کاخ چهلستون اصفهان)، آیینه‌ نقاشی پشت شیشه با نقش اشوزرتشت با شعار اندیشه نیک، گفتار نیک و پندار نیک، چراغ سه‌فتیله‌ای با نقش ظل‌السلطان و قاب آیینه‌ای با نقش پسر ظل‌السلطان، روایت‌های مسیحی و غیره را در این رواق‌ها تماشا کردیم و به حوض‌خانه رسیدیم که گچ‌بری‌ها و آیینه‌کاری‌ها و کلاه‌فرنگی با آیینه‌کاری لانه‌زنبوری دارد. حوض با کاشی معرق هم نقطه کانونی این فضاست.
یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین لوسترهای موجود در ایران را در این فضا می‌بینید؛ لوستری 48 شعله تولید کارخانه باکارای فرانسه که با 700 قطعه کریستال ساخته شده است. در فضای آخر هم شمسه آسمانه رواق ما را بدرقه می‌کند. در اینجا تور بازدید 45دقیقه‌ای به پایان می‌رسد و مهمانان به دیدار باغ می‌روند. من اما در موزه می‌مانم و دوباره از ابتدا موزه را تماشا می‌کنم.

موزه‌های لبریز از آثار نفیس با گردشگری آهسته موزه‌های «گردشگردوست»‌تری می‌شوند

من تابه‌حال دو موزه جدیدالتأسیس بنیاد را در اصفهان و یزد دیده‌ام و در هر دو به این نتیجه رسیده‌‎ام که نوع چیدمان و طراحی یک سروگردن از اغلب موزه‌های کشور بالاتر است و جریانی که با این موزه‌ها در ایران آغاز شده است، می‌‎تواند فضای موزه‌‌ای کشور را تغییر دهد؛ فقط نکته‌ مهمی وجود دارد که اگر در طراحی موزه‌های بنیاد موردتوجه قرار گیرد، حلاوت بازدید را برای گردشگران بیشتر خواهد کرد و آن اهمیت دادن به «گردشگری آهسته»(Slow Tourism)  است. در هر دو موزه‌ یزد و اصفهان گردشگران با انبوهی از آثار نفیس روبه‌رو می‌شوند که انگار از فضا سر رفته‌اند! حجم آثار نسبت به وسعت فضای میزبانی، به‌طوری است که گردشگر می‌بایست با تعجیل موزه را ببیند، فضاهای تأمل و رفع خستگی در میان رواق‌ها و فضاهای مختلف موزه‌ها تقریبا وجود ندارد؛ لاجرم گردشگران با همراهی موزه‌دارها باید طی سفری سریع، فقط برخی از آثار را ببینند و دیدن باقی را به دیدارهای بعدی موکول کنند. 
بعد از تجربه دیدن موزه‌های بنیاد در اصفهان و یزد، بسیار به یاد تجربه‌ام در موزه جهان وین (Weltmuseum Wien) افتادم، موزه‌ای که اتفاقا آثار مختلفی هم از ایران و اصفهان و البته کشورهای مختلف دنیا داشت و حتی شاید بتوان گفت تعداد آثار نفیسش از موزه‌‌های بنیاد در یزد و اصفهان، کمتر بود یا دستکم قدمت آثارش نسبتا کمتر از این دو موزه بود؛ اما روال گردشگری در بخش‌های مختلف و پرتعداد موزه، آهسته و با لحاظ کردن فضاهای متنوع برای «ماندن» و «تأمل» کردن مخاطبان طراحی شده بود. جابه‌جا در موزه نیمکت‌ها و صندلی‌هایی با طراحی‌های مختلف می‌دیدید و می‌توانستید حتی برخی از آثار را با نشستن روی نیمکت‌ها یا حتی درازکشیدن روی صندلی‌های ویژه داخل فضای سالن‌ها ببینید، کتاب توضیحات آثار را بخوانید و اگر سؤالی داشتید، از راهنماهای مستقر بپرسید یا با استفاده از راهنمای صوتی در فضا بچرخید.
به عبارت روشن‌تر،طراحان گزینه‌های بسیاری برای راحـت‌تــردیــدن و بــالابـــردن ضریب ماندگاری گردشگران در موزه، ارائه داده بودند و گردشگری گردشگران در فضاهای موزه تسهیل شده بود. داشتن فضاهای کافه‌ای و خرید یادگاری‌های موزه‌ای (گیفت‌شاپ) دو امکان دیگری بود که در موزه‌ جهان وین، موزه هنر دوسلدورف، موزه پرگامون وین، موزه لوور ابوظبی و موزه آلبرت هال جیپور دیده بودم و دوست دارم در موزه ملی هنرهای اصفهان و موزه نور و روشنایی یزد (مرکز فرهنگی موزه‌ای نور و روشنایی) هم چنین فضاهایی را ببینم. البته به‌وضوح دیده می‌شود که در موزه‌های تازه‌تأسیس بنیاد سرعت راه‌‎اندازی بسیار زیاد بوده و برای افزودن برخی از تسهیلات به‌تدریج و در آینده، برنامه‌ریزی شده است. این نکته را از دیدن برخی از فضاهای نیمه‌تجهیزشده و آماده ارائه خدمات در دو موزه اصفهان و یزد می‌توان درک کرد و امیدوار بود که نقش‌آفرینی این موزه‌ها در اشل محلی و برای از خواب بیدار کردن برخی از موزه‌های همسایه‌‎شان (متعلق به ارگان‌های دیگر) که اتفاقا آن‌ها هم آثار مهمی دارند، اما به کما رفته‌اند، بیشتر شود!