به این اضافه کنید که ورود به جهان کلمات و نویسندهشدن، برای هریک از نویسندهها آغازی متفاوت داشته؛ آغازی که شناسایی و ورود صحیح به آن، از افراد عادی، نویسندگان موفقی ساخته است. این کلمات، حاصل گفتوگوی ما با محمد صابری، متولد سال 1367 است؛ جوانی دههشصتی که بهعنوان کارآفرین نمونه کشوری و نویسنده 136عنوان کتاب شناخته شده است؛ کسی که همچنان در تلاش است که بخواند، بنویسد و گرهای از رنجهای جهالت بشری باز کند.
از ورود به جهان کلمات و نویسندگیتان برایمان بگویید.
همهچیز از مقطع راهنمایی آغاز شد؛ آنهم بدون شناخت خاصی از دنیای نویسندگی. در ابتدا نویسندگی را با قلمزدن در مجلههای دانشآموزی، گزارشنویسیهای تحصیلی و شرکت در مسابقات داستاننویسی آغاز کردم. تا اینکه وارد دانشگاه شدم و پس از اخذ مدرک کارشناسی در رشته مهندسی عمران، به مطالعه در زمینه بینرشتهای علاقهمند شدم. در دانشگاه هم با فعالیت در تشکلها و مجلههای دانشجویی، هدفم را دنبال کردم. در ادامه راه، ارتباط با مراجع تقلید و عدهای از فعالان اجتماعی و علمی و پژوهشی باعث شد که با دنیای جدیدی از نوشتن آشنا شوم و نوشتن موضوعات بینرشتهای را پی بگیرم. متأسفانه آن زمان با توجه به شرایط اقتصادی که داشتم، نتوانستم مطالب و نوشتههای خودم را منتشر کنم. تا اینکه از ابتدای سال 1397 تصمیم گرفتم به دستنویسهایم سامانی بدهم. بعد هم شروع به عنــوانبنـــدی آنها در مــوضــوعـــات مختلف کردم و بهمــرور برای چاپشان اقدام کردم. تابهحال حدود 136عنوان از کتابهایم را جمعآوری کردهام که تا امروز 63عنوان از آنها روانه بازار شده و 67 اثر دیگر در دست چاپ است.
آیا ورود به نویسندگی در حوزه بینرشتهای برای شما سخت نبوده و باعث سردرگمی شما در برنامهها و مطالعاتتان نشده است؟
طبیعی است که هر شخصی برای رسیدن به موفقیت فرمولهایی را برای خودش درنظر میگیرد. فعالیت بینرشتهای مستلزم مطالعه و تمرکز فراوان است. من هم برای این کار، مطالعه و نوشتن صبحگاهی را انتخاب کردم. زمانی را برای بیدارشدن خودم درنظر گرفتهام و روزانه حدود 99درصد کارها و مطالعاتم را صبحها انجام میدهم. در این میان هم سعی کردهام در کارگاهها و دورههای آموزشی که اکثرا رایگان برگزار میکنم، تجربیات خودم را در اختیار دیگران قرار دهم؛ چون مسیر موفقیت پر از شکست و پیروزی است و هرکدام از ما با این شکستها مواجهه خاص خودمان را داریم. در این مسیر استفاده و اطلاع از تجربیات دیگرانی که این راه را طی کردهاند، بسیار مؤثر خواهد بود. از طرف دیگر، خلق ایدهها و آثار میانرشتهای برای من کاری ایدئال و جذاب است که تبدیل به یکی از دغدغههای ذهنی و روحی من شده است. من برای بیان ایدهها و فکرهایم رشتههای مختلف را به یکدیگر ارتباط داده و مفاهیم سخت و انتقالناپذیر را سادهسازی و به همه مخاطبان در هر سطحی از سواد که هستند، ارائه میدهم.
مشوق شما در این زمینه چه کسانی بودهاند؟ آیا شرایط محیطی را در موفقیت افراد مؤثر میدانید؟
از اصلـــیتـــریـــن مشـــوقهـــای مـــن، خانوادهام بودهاند که از همان ابتدای کـــار تا هماکنون همیشـــه پشتیبـــان و حامی من بودهاند؛ اما در این سالها مخاطبان کتابهایم نیز به مشوقهایم اضافه شدهاند که خدا را از این بابت بسیار شاکر هستم؛ البته این را هم باید اضافه کنم که اگر برخی سنگاندازیها و محدودیتها نبود، موفقیتهای بیشتری تابهحال برای من حاصل شده بود که فکر میکنم این موضوع از مشکلات عمده همه نویسندگان باشد.
برای سخن پایانی، اگر بخواهید پنج اثر متفاوت و چشمگیر از میان کتابهایتان را به مخاطبان این مصاحبه معرفی کنید، کدامیک از آثارتان را نام میبرید؟
برای این کار نیاز است که افراد و زمینه علاقه آنها را بشناسم تا بتوانم کتاب موردنظرشان را به آنها معرفی کنم؛ اما اگر بخواهم پنج عنوان از ایــن کتــابهـــا را معـــرفی کنـــم ایــن کتـــابها را انتخاب میکنـم: «شرارت بیگنــاه»، «الاغـــت را ســـاکت کـــن»، «رسانه آرمانی»، «کارگزاری موفقیت» و سلسله کتابهای «شرپای ثروت» که تابهحال با استقبال بسیاری روبهرو شده است. کتاب «من یک پرستار هستم؛ صدای من را از میان آژیرها میشنوید» نیز کتابی است که با همکاری یکی از خانمهای پرستار تألیف کردهام. در این کتاب با دیدی متفــاوت و بر پـــایـــه طـــرحوارههــای روانشناسی، به بررسی زوایای پنهان ذهن پرستاران زن پرداختهایم.