در چنین شرایطی چهکاری از دست شما برمیآید؟ اینکه در چنین موقعیتی احساس درماندگی کنید، کاملاً طبیعی است؛ اما به یاد داشته باشید که شفقت و حمایت شما میتواند برای دوستتان سرنوشتساز باشد.
افکار خودکشی نادر نیستند. طبق آمارها، در سال 2018 بیش از 10 میلیون آمریکایی بهطورجدی به خودکشی فکر کردهاند. افکار خودکشی اغلب در پاسخ به موقعیتهای تنشزا یا چالشبرانگیز زندگی بروز میکنند؛ مثلاً بیماریهای جسمی یا روانی، سوءاستفاده یا تجاوز، شوک روحی و انزوا.
البته هرکسی که افکار خودکشی دارد، لزوماً دست به عمل نمیزند؛ اما خودکشی همچنان دومین دلیل شایع مرگ بین آمریکاییهای 10 تا 34 ساله است. خودکشی تهدیدی جدی برای بهزیستی فرد و جامعه است؛ اما میتوان با اقدام بهموقع از آن پیشگیری کرد. اگر یکی از عزیزان یا دوستان شما به خودکشی فکر میکند، اقدامات زیر میتواند برای کمک به او مفید باشد.
او را جدی بگیرید
یکی از باورهای غلط اما رایج، این است که افراد برای جلبتوجه از خودکشی حرف میزنند؛ اما در اغلب موارد چنین چیزی صدق نمیکند؛ پس اگر دوستتان به موضوع خودکشی اشارهای داشت، حتماً حرفهایش را جدی بگیرید. بیتوجهی کردن به معنای نامعتبر دانستن غم و رنج اوست و شاید باعث شود که ازاینبهبعد افکار خود را با کسی در میان نگذارد و درخواست کمک نکند و مجبور شود بار دردش را بهتنهایی به دوش بکشد.
به زبان و رفتار او توجه کنید
افراد اغلب بهطور مبهم و غیرمستقیم درباره خودکشی حرف میزنند؛ بهعنوانمثال، ممکن است صحبتهایشان بیانگر نوعی حس شرمساری، ناامیدی یا شکست باشد. شاید دوست شما بهطور مستقیم نگوید «میخوام بمیرم!» یا «میخوام خودمو بکشم!» اما ممکن است چنین جملاتی را به زبان بیاورد: «میخوام این درد تموم شه!»؛ «دیگه نمیتونم ادامه بدم!»؛ «من باریام روی دوش همه!» یا «هیچوقت حالم بهتر نمیشه!»
حسوحال و کنشهای او نیز میتواند زنگ خطر را برایتان به صدا درآورد؛ پس در صورت مشاهده چنین رفتارهایی، توجه بیشتری به دوستتان داشته باشید: انزواگزینی و اجتناب از وقتگذرانی با دیگران، تغییرات مکرر در خلقوخو، خوابیدن بیشتر یا کمتر از حد معمول، مصرف شدید الکل و داروهای روانگردان، ریسکپذیری یا رفتارهای تکانشی غیرمعمول، بخشیدن داراییهای مهم یا ارزشمند و … .
او را بهطور مستقیم مورد پرسش قرار دهید
شما میتوانید با پرسیدن چند سؤال مهم، ریسک خودکشی دوستتان را ارزیابی کنید.
ابتدا مشخص کنید که او واقعاً به خودکشی فکر میکند یا نه؛ پس از او بپرسید «تو به فکر پایان دادن به زندگیت هستی؟»
اگر جواب او بله بود، سؤال بعدی را بپرسید: «برنامهای برای اون داری؟»
اگر بازهم جوابش مثبت بود، این سؤال را بپرسید: «وسایلی رو که قراره استفاده کنی هم تهیه کردی؟» سپس از او بپرسید که این وسایل چه هستند و کجا قرار دارند.
در آخر با پرسیدن یک سؤال دیگر مشخص کنید که برنامه زمانی خاصی برای خودکشی در ذهن دارد یا نه: «به این فکر کردی که کی میخوای زندگیتو تموم کنی؟»
البته هرکسی که به مردن فکر میکند، لزوماً برنامه یا قصد جدی برای خودکشی ندارد؛ اما کسی که به تمام این سؤالات پاسخ مثبت میدهد و برنامه زمانی مشخصی برای ارتکاب خودکشی در ذهن دارد، بهشدت در معرض خطر است و باید بدون فوت وقت، کمک تخصصی دریافت کند.
او را به حرف زدن تشویق کنید
وقتی یکی از عزیزان شما به مسئله خودکشی اشارهای میکند، اجتناب از صحبت کردن درباره این موضوع و تشویق او به فکر کردن به مسائل مثبت، کمکی به بهبود حالش نمیکند. برخی تصور میکنند که صحبت کردن درباره خودکشی با کسی که چنین افکاری دارد، ریسک خودکشی او را بیشتر میکند؛ اما این فقط یکی دیگر از باورهای غلطی است که درباره این موضوع وجود دارد. وقتی فرد این شانس را پیدا میکند که درباره افکارش حرف بزند و دردش را با یک شنونده همدل در میان بگذارد، اغلب تااندازهای احساس آسودگی میکند.
البته طبیعی است که وقتی دوستتان از خودکشی حرف میزند، دستپاچه شوید یا بترسید؛ اما یادتان باشد که طفره رفتن از موضوع هیچ کمکی به او نمیکند. شاید دوستتان این اجتناب شما را نشانهای از عدم تمایلتان به صحبت کردن درباره خودکشی تعبیر کند یا تصور کند که عمق درد و رنج او را درک نمیکنید؛ پس ازاینبهبعد مشکلاتش را با شما در میان نخواهد گذاشت.
با او همدلی کنید
وقتی میخواهید با کسی که افکار خودکشی دارد حرف بزنید، واقعاً به گفتههایتان توجه کنید. شما نباید درد و رنج او را انکار کنید؛ پس چنین جملاتی را به کار نبرید: «آخه واقعاً چطور ممکنه چنین احساسی داشته باشی؟!» یا «آخه چرا میخوای بمیری؟! تو یه عالمه دلیل واسه زندگی کردن داری!»
در عوض، شفیق و دلسوز باشید. همزمان احساساتش را به رسمیت بشناسید و به او امیدواری بدهید: «شرایطت واقعاً دردناکه و اینکه مشکلت رو باهام در میون گذاشتی، خیلی برام ارزشمنده. چطور میتونم کمکت کنم؟»؛ «میدونم که همهچیز در حال حاضر خیلی ناامیدکننده به نظر میرسه، اما وقتی حالت اینقدر بده، دیدن راهحلهای ممکن میتونه سخت باشه.» یا «من نگرانتم، چون واسم مهمی و دلم میخواد هر کاری که از دستم برمیاد برای حمایت از تو انجام بدم. میتونی با من حرف بزنی.»
حمایتتان را قطع نکنید
اگر دوست شما به خودکشی فکر میکند، اما برنامهای برای این کار ندارد و خطری فوری تهدیدش نمیکند، شاید بعد از در میان گذاشتن غم و دردش، کمی احساس بهتری داشته باشد؛ اما معنایش این نیست که حالش کاملاً خوب شده است و تا زمانی که به مشکلات زمینهای او پرداخته نشود، احتمالاً افکار خودکشی رهایش نخواهد کرد؛ پس با او در تماس بمانید تا بداند که هنوز هم برای شما مهم است؛ مثلاً میتوانید با چنین جملاتی پیگیر احوالش شوید: «تو فکرت بودم. حالت چطوره؟» یا «یادت باشه که هر وقت دلت خواست با کسی حرف بزنی، میتونی به من پیام بدی.»
او را به مراجعه به رواندرمانگر تشویق کنید
یکی دیگر از راههای کمک کردن به دوستتان این است که او را تشویق کنید تا درباره افکارش با یک رواندرمانگر حرف بزند؛ اما هرچقدر هم که به مفید بودن مشاوره معتقد باشید، نمیتوانید او را مجبور کنید پیش مشاور برود. مشاهده درد و رنج دیگران بسیار آزاردهنده است؛ اما امرونهی کردن هم جواب نمیدهد؛ پس بهجای اینکه بگویید «تو باید از مشاور کمک بگیری»، از چنین جملاتی استفاده کنید: «به این فکر کردی که با یه مشاور حرف بزنی؟» یا «من همیشه به حرفات گوش میدم، اما فکر نمیکنی که شاید یه مشاور بتونه بهتر از من بهت کمک کنه؟»
بهاینترتیب، به دوستتان نشان میدهید که برایش ارزش قائلید، اما محدودیتهایتان را هم به او گوشزد میکنید. احتمالاً شما نمیتوانید مشکل دوستتان را ریشهای حل کنید؛ اما رواندرمانگران میتوانند بهطور تخصصی به چنین افرادی کمک کنند. اگر دوستتان همچنان رغبتی به این کار نشان نمیدهد، کمکش کنید که یک مشاور خوب پیدا کند و او را هنگام رفتن به اولین قرار مشاورهاش همراهی کنید.
منبع: healthline.com