عینک، سواد و اتومبیل گران‌قیمت شخصیت نمی‌آورد

اخیرا یک متخصص روان‌پزشکی، پس از بررسی‌های تازه به این نتیجه رسیده است که ما ساکنان کلان شهرها و شهرهای بزرگ،به شلوغی، سروصدا و بی‌نظمی عجیب‌غریب رانندگی در این شهرها عادت کرده‌ایم، البته این به آن معنا نیست که در برابر عوارض آن هم مصون شده‌ایم.

 در خیلی از کشورها، رانندگانی که قوانین را زیر پا می‌گذارند پیدا می‌شوند و معضلات و صدماتی را به‌وجود می‌آورند؛ ولی در آن کشورها ساز و‌کارهایی هم برای مقابله با رانندگی ناهنجار وجود دارد که هزینه قانون‌شکنی را بسیار سنگین کرده است. این روان‌پزشک معتقد است که بعضی از افراد که دچار خود کم‌بینی هستند و با خرید یک اتومبیل گران‌قیمت  سریع و قوی می‌کوشند بر احساس حقارت خود غلبه کنند. این‌گونه افراد، قدرت موتور اتومبیلشان را به شخصیت ضعیف و نارس خودشان پیوند می‌زنند تا احساس قدرت کنند. سرعت غیر مجاز، سبقت‌های نابجا، بوق و چراغ زدن‌های مکرر برای نادیده‌گرفتن دیگران به آن‌ها احساس رضایت می‌دهد و ضعف و ناکامی آن‌ها را به صورتی غیر مستقیم جبران می‌کند.افراد خود‌محور یا به‌اصطلاح خودخواه هم از اینکه راننده دیگری مقابل آن‌ها در حرکت است و مانع رانندگی انحصاری آن‌ها شده است، خشمگین می‌شوند. آن‌ها جاده و خیابان را مِلک شخصی خود می‌دانند و وای به حال کسی که از سر ِراه آن‌ها کنار نرود یا خدای نکرده از آن‌ها سبقت بگیرد. بعضی از افراد هم به علت نداشتن سرگرمی مناسب، بدون آنکه کار و هدف خاصی داشته باشند، سوار بر اتومبیل ِ پرشتاب و مدرنشان شده و به قیمت آزار و اذیت دیگران یا ایجاد آلودگی‌های صوتی، در معابر شهری به اصطلاح وقت‌گذرانی می‌کنند.برخی از جوان‌ها هم که به امکانات ورزشی و تفریحی مناسب دسترسی ندارند، رانندگی اتومبیل خریداری‌شده پدر گرامی را وسیله‌ای برای رسیدن به آزادی، رهایی، تحرک و هیجان قرار می‌دهند و با سرعت‌های شتاب‌آورو بی‌احتیاطی‌های مکرر برای دیگران، ایجاد دردسر و مشکل می‌کنند. این جوانان همان افرادی هستند که در خیابان‌های تجاریِ شلوغ و پر رفت‌و‌آمد دُور دُور می‌کنند و بعضا با برخورد پلیس مواجه می‌شوند. البته تعداد زیادی از افراد هم در این میان، رفتار بهنجاری دارند و سعی می‌کنند سالم رانندگی کنند؛ اما رفتارهای ناهنجار دیگران آن‌ها را آزار می‌دهد و عصبانی می‌کند و تحت تأثیر این حالات گاهی وادار به تخلف می‌شوند. مجموعه این عوامل است که ترافیک یک شهر بزرگی مثل اصفهان را آشفته و نابسامان می‌کند.چندی پیش، یک روزنامه‌نگار خارجی در پاسخ به سوال یکی از مسئولان که از او پرسیده بود: اصفهان را چگونه دیدید؟ گفته بود: شهر شما زیباترین شهر تاریخی جهان است؛ اما ترافیک آن مرا به یاد شهرکی می‌اندازد که در نزدیکی پایتخت کشور ما احداث شده تا رانندگان تشنه شتاب و سرعت و ناهنجاری به هر شکلی که می‌خواهند در آن به رانندگی بپردازند و انرژی خود را تخلیه کنند. حالا که شهر ما، پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی است، سعی کنیم بر رفتارهای خود به هنگام رانندگی، نظارت و دقت بیشتری داشته باشیم تا خودمان هم از سلامت و روانی ترافیک خیابان‌های شهرمان لذت ببریم و شهرمان را در انظار گردشگران داخلی و خارجی (به‌خصوص که در فصل رفت‌و‌آمد گردشگران هستیم) شهری فرهنگ‌مدار با مردمانی متمدن و مبادی‌آداب نشان دهیم. یادمان باشد همان‌طور که گران‌ترین عینک سواد نمی‌آورد، گران‌ترین اتومبیل هم به ما شخصیت نمی‌دهد. تنها با احترام به قانون و قانون‌مداری است که فردی با کلاس، با منش و بافرهنگ معرفی می‌شویم.